سرتیتر

«بیداری اسلامی» در سوریه از خواب پرید!


نویسنده: دیوید ایگناتیوس

منبع: واشنگتن‌پست
۵ سپتامبر ۲۰۱۲
برگردان: ع. سهند

تارنگاشت عدالت

شباهت هراس‌انگیز بین سوریه و افغانستان دهه ۱۹۸۰

ایالات متحده و متحدین آن در سوریه به سمت برنامه‌ای از حمایت پنهان از شورشیان حرکت می‌کنند، که خوب یا بد، بسیار شبیه چیزی است که آمریکا و دوستان آن در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان انجام دادند.

شباهت‌ها وحشتناک اند. در سوریه، مانند افغانستان، افسران «سیا» در مرزها فعالیت می‌کنند (در این مورد، عمدتاً در اردن و ترکیه)، و به شورشیان سنی برای بهبود فرماندهی و کنترل خود کمک می‌نمایند و در دیگر فعالیت‌ها درگیرند. سلاح‌ها از طرف‌های سوم می‌آیند. (در افغانستان، آن‌ها عمدتاً از چین و مصر می‌آمدند؛ در سوریه، آن‌ها عمدتاً در بازار سیاه خریده می‌شوند) و نکته آخر این‌که، تأمین کننده مالی اصلی هر دو شورش عربستان سعودی است.

حتا چهره ملّونی وجود دارد که دو کارزار را به هم پیوند می‌دهد: شاهزاده بندر بن‌سلطان، که در دهه ۱۹۸۰  به عنوان سفیر سعودی در واشنگتن کار می‌کرد و از «سیا» در افغانستان حمایت مالی می‌نمود، و اکنون، به عنوان سرپرست دستگاه اطلاعاتی سعودی، عملیات در سوریه را تشویق می‌کند.

این مقایسه تاریخی چه می‌گوید؟ در سمت مثبت، مجاهدین افغان جنگ خود را بردند و نهایتاً دولت مورد حمایت روسیه را سرنگون کردن. (بله، این یک شباهت هراسناک دیگر است). در سمت منفی، این پیروزی تحت حمایت «سیا» برای دهه‌ها راه را برای هرج‌و‌مرج و افراط‌گرایی جهادی باز کرد که هنوز افغانستان، همسایگان آن و حتا ایالات متحده را تهدید می‌کند.

از حق نباید گذشت، دولت اوباما، خطرات پیش رو را می‌شناسد. این دلیلی است که رویکرد اوباما به این جنگ محتاط، و به گفته منتقدین، دو‌دل بوده است. چون راه به جلو نامعلوم است، دولت گا‌م‌های کوچک برداشته است. اما طبیعت این جنگ‌ها این است که اندکی درگیری به درگیری بیش‌تر و بیش‌تر می‌انجامد.

تاریخ درباره این مداخلات به ما چه می‌آموزد که شاید در مورد سوریه مفید واقع شود؟ در حالی که جنگ پنهان علیه بشار الاسد ريیس‌جمهور سوریه شدت می‌گیرد، این‌ها نکاتی است که باید به خاطر داشت:

● ایالات متحده باید مواظب حمایت از استراتژی سعودی، که نهایتاً در خدمت عربستان سعودی است، باشد. سعودی‌ها به طور قابل درکی ترجیح می‌دهند سنی‌های مخالف حکومت استبدادی جنگ خود را بسیار دور از عربستان پیش ببرند؛ برای این کار دمشق محل امنی‌تری از ریاض است.

● ایالات متحده باید در جنگ سوریه در پذیرش دینامیسم سنی در مقابل شیعه محتاط باشد. خشم علیه شیعیان و حامیان ایرانی آن‌ها یک وسیله سودمند برای ایالات متحده و اسرائیل در بسیج اپوزیسیون سنی علیه اسد بوده است، که به عنوان یک علوی بخشی از هلال شیعه معرفی می‌شود. اما این یک نبرد فرقه‌گرایانه زهرآگین و بالقوه مخرب است، از آن نوعی که عراق و لبنان را تقریباً ویران کرد و اکنون سوریه را به آتش انداخته است. سعودی‌ها می‌خواهند با شیعیان بجنگند، بله، و هر چه دور‌تر از طائف در استان شرقی کشور خود، یا دورتر از بحرین بهتر. ایالات متحده نباید عنصر فرقه‌گرایانه این درگیری را تأیید کند.

● ایالات متحده باید سخت (حتا پنهانی) کار کند تا به عناصر معقول‌تر اپوزیسیون سوریه کمک نماید و نفوذ افراطیون را محدود سازد. این سیاست در افغانستان نادیده گرفته شد، در آنجا ایالات متحده به پاکستان (با پول سعودی) اجازه داد از جنگجویانی که دوست داشت- و معلوم شد از جملۀ افراطی‌ترین و خطرناک‌ترین‌ها بودند- پشتیبانی نماید.

● سرانجام، ایالات متحده باید با ظرافت کارت قبیله‌ای را، که در سوریه همان اندازه حیاتی است که در عراق بود- بازی کند. رهبران بسیاری از قبايل سوریه به خون خود برای انتقام از اسد سوگند خورده اند، و قدرت آن‌ها دلیلی است بر این‌که موتور این شورش روستایی، محافظه‌کار و سنی است. اما عراق نشان داد که رهبران قبايل می‌توانند بهترین مانع در مقابل رشد القاعده و دیگر افراطیون باشند.

آنچه درباره سوریه ترسناک است این است که القاعده- صدها تن آن- هم‌اکنون در آنجا می‌جنگند. هسته‌ها در موصل و بخش‌های دیگر عراق از طريق مرز سوریه- عراق جنگجو می‌فرستند- خط لوله جهادیون این بار بالعکس عمل می‌کند. منابع اطلاعاتی عرب به من گفتند که اپوزیسیون سوریه علناً علیه نفوذ القاعده می‌جنگد: اپوزیسیون یک جنگجوی القاعده به نام ولید بوستانی را که می‌خواست در شهری در نزدیک مرز لبنان یک «امیرنشین» ایجاد نماید، کشتند؛ آن‌ها هم‌چنین یک سلول که می‌خواست پرچم سياه القاعده را در نزدیکی باب اسلامه، در مرز با ترکیه به اهتزار درآورد، نابود کردند. به عبارت دیگر، جنگجویان اپوزیسیون سنی ضرورتاً القاعده نیستند.

شورشیانی که با اسد می‌جنگند شایسته حمایت محدود ایالات متحده هستند، درست همان‌طور که مجاهدین ضدشوروی بودند. اما مواظب باشید: در این راه هرج‌و‌مرج و افراط‌گرایی وجود دارد که اگر ایالات متحده و متحدین آن دوراندیش نباشند خنثا کردن آن یک نسل طول خواهد کشید.