Month: سپتامبر 2012

مناسباتِ «مالکانه»، به روایت تولستوی (در داستان کوتاه «سرگذشت یک اسب»،ترجمه ابراهیم یونسی)

به یاد و سپاس از ابراهیم یونسی، مترجم و نویسنده‌ی گرانقدر نوشته زهره روحی لئو تولستوی (1821 ـ 1909)، خالق آثار جذاب و به راستی جاودان «آناکارنینا» و «جنگ و صلح»، نیازی به معرفی ندارد. مع‌الوصف، این چند کلمه را فقط برای جوانهای عزیزی می‌نویسم که به دلیل شرایط و نحوه‌ی متفاوت زندگی، تا کنون امکان ارتباط معنوی با تولستوی نداشته‌اند. منظورم، به طور مشخص، داشتنِ تجربه‌‌ای زیسته‌ با غنای فکری اوست که فقط از طریق «خواندن رمان»هایش حاصل می‌شود. رمان‌هایی که همراه با بسیاری از رمان‌های دیگر در فضای اجتماعی قرن گذشته، (و در ایران دهه‌های قبل از انقلاب 57)، حال و هوای خاصِ عدالت‌خواهی و توقع ساختن جهانی انسانی‌تر را به وجود می‌آوردند. شاید جالب باشد بدانیم یکی از مهمترین وظیفه‌ای که در آن ایام هنر و ادبیات در سراسر جهان، برای خود قائل بود، تیز و حساس کردن ذهن آدمی به زندگی و کج‌تابی‌های ناشی از مسائل اجتماعی بود. آخر، جهان در آن دوران، محلی بود برای «ساخته شدن» به دست آدمی آنهم به شیوه‌ای که شایسته‌ی او  و رویاهایش باشد. بهرحال …

زدودن خرافه‌های علم اقتصاد

خسرو صادقی بروجنی نقد اقتصادسیاسی «هدف از مطالعه‌ی علم اقتصاد این نیست که یک رشته جواب حاضر و آماده برای پرسش‌های اقتصادی به دست آوریم. بلکه یادگیری این موضوع است که چه‌طور فریب اقتصاددانان را نخوریم» جون رابینسون، اقتصاددان بریتانیایی. «علم اقتصاد سه کارکرد دارد: تلاش برای فهم چگونگی کارکرد یک نظام اقتصادی، ارائه‌ی طرح‌هایی برای بهبود آن، و توجیه معیارهای سنجش بهبود. معیارهای مشخص کننده‌ی آنچه مطلوب است ضرورتاً قضاوت‌های اخلاقی و سیاسی را نیز شامل می‌شود. از این روست که علم اقتصاد هیچ‌گاه نمی‌تواند کاملاً «خنثی و بی طرف» و مستقل از ارزش‌های انسانی باشد» جون رابینسون و جان ایتول، اقتصاددانان بریتانیایی اقتصاد به زبان خودمان» (مقدمات)، نوشته‌ی «جیم استنفورد» جلد نخست از مجموعه کتاب‌هایی است که قرار است توسط انتشارات پژواک منتشر شوند. این جلد با عنوان فرعی «چرا نباید به اقتصاددانان اعتماد کرد»، با ترجمه‌ی آرش حسینیان در چهار فصل و 109 صفحه منتشر شده است. معرفی نویسنده جیم استنفورد، یکی از شناخته‌شده‌ترین اقتصاددانان کانادایی و پایه‌گذار «مجمع اقتصاددانان مترقی» در این کشور است. وی دارای درجه‌ی استادی علم اقتصاد از …

از بن لادن تا مراح : از نماد تا تصویر

بخش اوّل نوشتۀ : ژان کلود پای – و – تولای اومای شبکۀ ولتر 18 ژوئن 2012 گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/28 سپتامبر 2012 زبان، تصویر، قدرت (پنجمین مقاله) http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/289 ترجمه توسط حمید محوی پیشگفتار مترجم : توضیح مختصری را در مورد ترجمۀ این مقاله که در سه بخش به زبان اصلی در شبکۀ ولتر منتشر شده ضروری می دانم (1). ژان کلود پای و تولای اومای عموما در نوشته هایشان از واژگان روانکاوی و مشخصا از واژگان روانکاوی لکانی استفاده کرده اند، و در متن هائی که من پیش از این ترجمه کرده ام چندان مشکلی به حساب نمی آمد. ولی نوشتۀ حاضر به شکلی است که می توانیم آن را دقیقا روانکاوی کاربردی از نوع لکانی بدانیم – در مورد ژک لکان، تقریبا تمام آنهائی که با روانکاوی سروکار داشته اند می دانند که تا چه اندازه پیچیده است. در این جا وارد این بحث و چگونگی پیچیدگی… نخواهم شد. در هر صورت، قطع نظر از این که روانکاوی را به ویژه به عنوان نوعی از انواع روان درمانی معتبر بدانیم یا نه، تا …

کارگر، آزادی ، سرمایه

گاهی وقتها با خودم فکر میکنم که آیا کارگروکارگری کردن،یعنی انجام دادن کاری در وقت معلوم ودرازای وجهی معین،فقط شغل محسوب می گردد؟ ویا کارگر دارای ماهیت طبقاتی واجتماعیست؟. وآیا کارکارگر،حتی در زمانی که شیفت کاریش به پایان میرسد،بقیه ساعات شبانه روز را تحت شعاع خود قرار میدهد؟ یعنی همچنان کارگر باقی می ماند؟ .یعنی حتی در زمان استراحت بعد از پایان کار وحتی زمانی که خواب اورا در برمیگیرد،هنوز هم کارگر خوانده می شود؟بعبارت دیگراو، صاحب شخصیت معین وهمیشگی کارگریست؟. ویاآنطور که سرمایه داری آنهم در وجه پیشرفته ومدرنش،میخواهد با انکار این موضوع وتلقی دیگری برجامعه که، همه توده مردم(چه کارگر،چه سرمایه دار وچه کشاورز و کلا از همه صنوف)، شهروندانی هستند با حقوق برابر انسانی؟ با اینهمه سعی من در نوشته حاضر آنست که بتوانم به این حقیقت که جوهره وجودیم را بشناسم.یعنی زیستن در طبقه کارگر با خواستگاه مشخص طبقاتی ،انسانی ویا آنطور که بورژوازی ادعا می کند ،من شهروند درجه یکی هستم با حقوق برابر با سایرین؟ اگر در مناسبات مرسوم سرمایه داری نظری بیافکنیم می بینیم که در ادبیات معمول …

چه‌گونه تاریخ فدای نظریه می‌شود

یاشار دارالشفاء  منبع اصلی مطلب «نقد اقتصاد سیاسی» نقدی بر مقاله‌ی «انقلاب و تکرار» نوشته‌ی یوجین کاراتانی چندی پیش سایت «تز یازدهم» مقاله‌ای از یوجین کاراتانی، تحت عنوان «انقلاب و تکرار»، با ترجمه‌ی صالح نجفی منتشر کرد. چند سالی می‌شود که این فیلسوف ژاپنی را مراد فرهادپور به فارسی‌زبانان معرفی کرده است. او را به عنوان کسی که با میانجی «کانت» به سراغ تفسیر مارکس رفته، می‌شناسیم. در این متن بنا داریم تا به نقد و بررسی این مقاله‌ی کاراتانی بپردازیم. اهمیت این کار در این است که مقاله‌ی مذکور به نوعی نمونه ای از به کار گرفته شدن منظومه‌ی نظری کاراتانی در ارتباط با تحلیل پدیده های اجتماعی ـ تاریخی است. اگر این نقد بتواند محلی از اعراب داشته باشد، آنگاه حاملان اندیشه‌ی کاراتانی باید پاسخ های مهمی نه فقط به راه‌حلی که کاراتانی ارائه می‌دهد، بلکه به شیوه‌ی تحلیلی که او برمی‌گزیند بدهند. شیوه‌ی تحلیلی که در یک کلام می‌توان آن را «به محاق رفتن امر اجتماعی در نظریه» نامید. کاراتانی در مقاله ای «انقلاب و تکرار» می‌کوشد در شش پرده، ایده‌ی «ساختارِ …

دفاع از لنین یعنی وفاداری به‌آموزشهایش درحرف ودرعمل

مجید ابراهیمی لنین ـ ولادیمیر ایلیچ اولیانف ـ رهبر انقلاب اکتبر و بنیان گذار اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در ۲۲ آپریل ۱۸۷۰ در شهرک ” سیم بیرسک” در نزدیکی مسکو چشم به جهان گشود. وی از مادری آلمانی تبار “ماریا الکساندرونا” و پدری روس “ایلیا نیکولایانویچ اولیانف” بود. پدرلنین از کارمندان دیوان سالاری تزاری بوده که با مشاهدات خویش از وضعیت جامعه فقر زده و عقب مانده تزاری و تفاوت طبقاتی عظیم مابین زحمت‌کشان و اعوان و انصار تزاریست، سعی در برافروختن شعله‌ی عدالت خواهی در سینه‌ی فرزندانش داشت. او به یاری مادر آزادمنش خانواده نگرش انتقادی را در برابر جامعه عقب مانده روسیه برگزیده‌بود. نتیجه این فرزانگی منجر به انقلابی شدن فرزندان و تراژدی های تلخی در خانواده شد، از آن جمله برادر مسن تر لنین، آلکساندر به جرم توطئه بر علیه جان آلکساندر سوم، تزار روس به اعدام محکوم و در سال ۱۸۸۷ اعدام شد. لنین با توشه ای از دیدگاه های انتقادی و خشم از فقر اجتماعی در همان سالی که برادرش توسط رژیم سرا پا فاسد و فرتوت تزاری کشته شد …

ژاپن ِبارت و ژاپنی‌ها در سونامی مارس 2011

(نگاهی به کتاب امپراتوری نشانه ها ، نوشته رولان بارت، ترجمه ناصر فکوهی انتشارات نی ، 1383) نوشته : زهره روحی مسلماً هر کس برای خود «تجربة نخستین»ی از «فرهنگی دیگر» دارد. تجربة من از ژاپن به سالهای بسیار دوری برمی‌گردد. زمانی که 14، 15 ساله بودم، دقیقتر بگویم در راه بازگشت از مدرسه، درست پشت ویترین مغازة لوازم تحریر فروشیِ محله‌مان‌ با اولین موجود ژاپنی در جنسیتی زنانه روبرو شدم؛ در پشت جعبه ویترینِ مغازه، کارت پستال زن جوانی بود با پوست بسیار لطیف و مرمرین که بدون ذره‌ای تبعیض به من و تمامی رهگذرانی که از جلویش رد می‌شدند به یکسان چشمک می‌زد.  منی که دوران بلوغ را می‌گذراندم و پوست صورتم به شدت آسیب دیده بود، نمی‌دانم نخست مات پوست شفاف و بلورینِ زن جوان شده بودم یا مبهوت چشمک زدنِ او …. !؟ بهرحال به یمن آن کالای تجاریِ تا ابد ماندگار در ذهنم،  نام ژاپن ، وارد دایره‌المعارف کوچک ذهنی من شد. ذهنی که تا آن موقع، ظاهراً به دلیل علاقة پدرم به جان اف کندی (از خیلی سالها پیشتر) …

به یاد ادوارد سعید

به ياد ادوارد سعيد ( 2003- 1935 ) نوشته: طارق علي برگردان: بابك پاكزاد ادوارد سعيد يك دوست و رفيق قديمي بود . مانخستين  بار در سال 1972 در سميناري در نيويورك يكديگر را ملاقات كرديم . حتي درآن دوران متلاطم، يكي از ويژگي هايي كه او را از همه ي ما متمايز مي كرد ظاهر آراسته و پوشش لباس متناسب اش بود. همه چيز از نوك سر تا جورابها  به دقت انتخاب شده بود . تقريبا غير ممكن است كه بتوان او را به گونه اي ديگر در نظر آورد  . در يك كنفرانس  كه در سال 1997 در بيروت به افتخار وي برگزار شد . ادوارد پافشاري كرد  كه من و الياس خوري همراه با او به شنا و آب تني برويم . همانطور كه با مايو قدم مي زد از او  پرسيدم كه چرا حوله ات با مايو تناسبي ندارد، او با صداي بلند گفت: خواهي نشوي رسوا هم رنگ جماعت شو . اما عصر همان روز در حالي كه گزيده اي از دستنوشته عربي خاطراتش با نام ”خارج از مكان“ را …

"آنجا اگر نان است"

  آنجا اگر شهریست اگر شهریست زیبا نه بسان شهر ما ما را در سپیده ای روبه امید خبر بده آنجا اگر لبخندیست,لبخند نه بسان لبخند اندوه ما ما را خبر بده آنجا اگر مرگیست مرگی زیبا مرگی با قامت افراشته نه بسان مرگه خمیده در زانو ما را خبر بده آنجا اگر پایان,زیستن همگان است زیستن شاد است نه بسان زیستن به پایان مرگ زانو زده ما را خبر بده آنجا اگر نانیست نانی برای یک دنیا گرسنگی نانی برای یک کودک خشکیده نه بسان خواستن نانی به زیر پای آنان ما را خبر بده ما را امید نان بده میدانم که آنجا شگفت زیباست میدانی که کنار ما ارتشی از انسان برای نان خواهند جنگید با قامتی افراشته با مرگی زیبا که آنان را به زانو خواهد کشید میدانم که آنجا همین زمین ساده است میدانیم که آنجا نزدیک نزدیک است نزدیک بسان نزدیکی به خواستن نان «علی رسولی«نزار  

مارکسیزم ، اخلاق و طبیعت انسان

نویسنده : فیل گسپر مترجم : صادق افروز مارکس با دفاع از آزاد سازی انسان ، دست رد بر اخلاق بورژوایی می زند . به گفته فیلسوف سوسیالیست آلمانی در اوائل قرن بیستم ، کارل ولاندر ، به محض آنکه کسی از مارکس درباره اخلاق سوال می کرد ، مارکس شروع به خندیدن می کرد . من نمی دانم این داستانی که ولاندر می گوید تا چه اندازه صحت دارد ، اما بطور قطع و یقین هنگامی که حاکمان امروز ما درباره اخلاق سخن می رانند بسیار مضحک و خنده آور است . تقریبا ، آنها همواره هنگامی که از اخلاق صحبت می کنند منافع خود را در نظر دارند ، ولی اینطور وانمود می کنند که گویا آنها برای مصالح همگانی و کل جامعه بشر مسائل اخلاقی را در نظر می گیرند . اما بسیار دشوار است که بپذیریم اخلاق چیزی جز ایدئولوژی طبقه حاکم نیست . بیشتر مردم به این دلیل سوسیالیست می شوند که فکر می کنند چیزی باید مورد مخالفت قرار گیرد .نه به این دلیل که منافع مادی شان به …

جنگ آب و هوا

نويسنده: جفري ساچ مترجم: بابك پاكزاد نظام سياسي ما و سياست هاي جهاني، براي مواجهه با چالش هاي جهاني امروز آماده و مجهز نيست. رشد اقتصاد جهاني و افزايش جمعيت، فشار بي سابقه اي بر محيط زيست فيزيكي وارد كرده و اين فشارها منجر به چالش هاي بي سابقه اي براي جوامع ما شده اند. اما هنوز سياستمداران در ابعاد وسيعي نسبت به اين گرايشات بي توجه اند. دولت ها به گونه اي سازمان نيافته اند تا به اين نيازها پاسخ دهند. بحران هايي كه در اساس و طبيعت خود، زيست محيطي هستند، از طريق استراتژي هاي از مد افتاده ديپلماسي و جنگ هدايت و مديريت مي شوند. براي مثال وضعيت دارفور در سودان را در نظر بگيريد. اين منازعه وحشتناك از طريق تهديد نظامي، تحريم و عمدتاً زبان جنگ و نيروهاي پاسدار صلح مورد رسيدگي قرار گرفت. اما منشاء انكارناشدني اين منازعه در فقر توانفرساي منطقه اي نهفته كه به شكل فاجعه آوري وضع آن در دهه 80 به دليل خشكسالي كه تا امروز طول كشيده، بدتر شده است. به نظر مي رسد تغييرات …