سرتیتر

سرمایه دارى وحشى به خیابان ها حمله ور مى شود

 مجله مهرگان را از اینجا دریافت کنید

این مقاله پیشتر در مهرگان منتشر شده بود که به علت در دسترس نبودن شماره‌های ۱ تا ۴ مهرگان برخی از مقاله‌هایی که هنوز قابل استفاده باشند باز انتشار می شوند.

نوشته: دیوید هاروی

ترجمه: کیا مسعودی

“نوجوان‌های پوچ و وحشی” دیلی میل (Daily Mail) آن‌ها را این طور خواند: جوان‌های دیوانه از همه قماش که بی هدف و درمانده در خیابان ها به طرف پلیس ها سنگ و آجر و بطری پرتاب می کردند،  این طرف را غارت می کردند و آن طرف را به آتش می کشیدند، از هر روش ممکن استفاده می کردند، مقامات را به بازی می گرفتند و مسیرشان  را از یک هدف استراتژیک به هدفی دیگر توئیت می کردند.

کلمه‌ی “وحشی” ناگهان مرا به فکر واداشت. مرا یاد کمونارهای پاریس در سال ۱۸۷۱ انداخت که آن‌ها را حیوان‌های وحشی و کفتار توصیف می کردند و حقشان این بود که بی تامل به نام قداست مالکیت خصوصی، اخلاقیات، مذهب و خانواده اعدام شوند (و معمولا می شدند). اما این کلمه بعدا تداعی دیگری پیدا کرد: تونی بلر به “رسانه وحشی” حمله کرد، کسی که برای مدت ها در جیب چپ مورداک آسوده خاطر خانه کرده بود تا بعدا، وقتی مورداک دست در جیب راستش می کند تا دیوید کمرون را بیرون بیاندازد، جانشین او شود.

بی تردید شاهد بحث‌ها و مجادلات همیشگی، بین کسانی که از نظر آن‌ها آشوب‌ها صرفا خلاف‌کاری افسار گسیخته و ناموجه است، و کسانی که می‌خواهند اتفاقات را در پیش زمینه‌ی مراقبت های ناکافی و نامناسب پلیسی بگنجانند خواهیم بود. اما همچنان شاهد ادامه نژاد پرستی، آزار و اذیت بی مورد جوانان و اقلیت‌ها، بیکاری گسترده‌ی جوانان، محرومیت اجتماعیِ رو به افزایش، و سیاست‌های ریاضت اقتصادی بی فکرانه که ارتباطی با اقتصاد ندارد بلکه کاملا مرتبط با تداوم و تحکیم ثروت و قدرت شخصی است خواهیم بود. حتی ممکن است برخی بگویند ویژگی های بیهوده و بیگانه ی شغل های متعدد و زندگی روزمره در تقابل با توان و پتانسیل عظیم انسان هاست.

اگر خوش شانس باشیم، کمیسیون‌ها و گزارش‌هایی خواهیم داشت تا دوباره همان چیزهایی که درباره ی Brixton و Toxteth در زمان تاچر گفته شد را از نو تکرار کنند. می گویم “خوش شانس” از آن جهت که امیال وحشیانه ی نخست وزیرِ حال حاضر، بیش تر به این گرایش دارد که از ماشین های آب باش، گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی استفاده کند در حالی که با بیان پر طمطراق و متملقانه درباره ی زوال ادراک اخلاقی، افت ادب و نزاکت، و وخامت تاسف بار ارزش های خانوادگی و نظم و ترتیب بین جوانان خاطی صحبت کند.

اما مسئله این است که ما در جامعه‌ای زندگی می کنیم که سرمایه داری به طور فزاینده‌ای وحشی شده است. سیاست‌مدارن وحشی در مخارج‌شان تقلب می‌کنند، بانک‌داران وحشی جیب مردم را می‌زنند، مدیران ارشد، هج فاندها و … دنیایی از ثروت را به یغما می برند، کمپانی های تلفن و کارت های اعتباری هزینه های پنهان و عجیبی به صورت حساب‌های همه می بندند، مغازه دارها خون مردم را در شیشه می کنند، و هنرمندهای حقه باز در یک چشم به هم زدن با شامورتی بازی به بالاترین رده ها در شرکت ها و دنیای سیاست می رسند.

اقتصادِ سیاسیِ تصرف و مصادره‌ی گسترده، غارتگری تا حدِ دزدی در روز روشن، به خصوص از فقیرها و ضعیف‌ها، افراد ساده و کسانی که به لحاظ قانونی بی دفاع هستند، تبدیل به عادت شده است. آیا کسی باور می کند که بتوان یک سرمایه دار درستکار پیدا کرد، یک بانکدار درستکار، یک سیاست مدار درستکار، یک مغازه دار درستکار یا یک کمیسر پلیس درستکار؟ بله، وجود دارند. اما فقط به عنوان اقلیتی که همه آن ها را به چشم احمق ها می بینند. زرنگ باش. دنبال سود بی دردسر باش. کلاه سر دیگران بگذار وبدزد! احتمال گیر افتادن کم است. و در هر موردی راه های زیادی برای محافظت از ثروت شخصی وجود دارد.

چیزی که می گویم ممکن است تکان دهنده به نظر برسد. بسیاری از ما این را نمی بینیم جون دل‌مان نمی خواهد. بی تردید هیچ سیاست مداری جرئت گفتنش را ندارد و مطبوعات هم گفته‌های این چنینی را فقط برای مسخره و تحقیر کردنِ  چاپ می کنند. اما به گمانم همه ی آشوبگرانِ خیابانی دقیقا منظورم را می فهمند. آن ها دقیقا همان کاری را می کنند که دیگران انجام می دهند، اما به روشی دیگر- آشکارتر و عریان تر در خیابان ها. تاچریسم میل وحشی گریِ سرمایه داری را از زنجیر رهاند (“خوی حیوانیِ” بازرگانان، اسمی که با ناز و غمزه برایش گذاشتند) و از آن زمان هیچ چیز جلودارشان نیست. “بسوزان و مثله کن” علنا در همه جا شعار طبقه ی حاکم شده است.

این هنجار جدیدی است که ما در آن زندگی می کنیم. این همان چیزی است که هیئت اعظمِ رسیدگی باید به آن بپردازد. همه را، نه فقط اشوبگران را باید مواخذه کرد. بلکه سرمایه داری وحشی را نیز باید به خاطر جنایت علیه بشریت و علیه طبیعت پای میز محاکمه کشاند.

متاسفانه این همان چیزی است که این آشوبگرهای بی فکر نمی توانند ببینند یا مطالبه کنند. همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا ما را نیز از دیدن و مطالبه کردن‌شان جلوگیری کند. به همین دلیل است که قدرت سیاسی، شتابزده ردای پیشتاز اخلاقیات را به تن می کند و با تملق دلیل و برهان می آورد، نکند کسی فساد عریان و بی اساسیِ احمقانه اش را ببیند.

اما کورسوهای امید و روزنه‌های زیادی گرداگرد جهان هست. جنبش خشم (indignados) در اسپانیا و یونان، تکانه‌های انقلابی در آمریکای لاتین، جنبش رعیت‌ها در آسیا، همگی شروع به پی بردن و درکِ حقه‌ی بزرگی کرده‌اند که سرمایه داریِ وحشی و چپاولگر، عنان آن را بر جهان رها کرده است. ما باید بر اساس چه چیزی ببینیم و عمل کنیم؟ چطور می‌توانیم از نو بیاغازیم؟ پاسخ به این پرسش‌ها ساده نیست. اما چیزی که به طور حتم می دانیم این است که: فقط با درست پرسیدن می توانیم جواب درست بگیریم.

منبع: http://davidharvey.org/

۱ دیدگاه

  1. در ستايش آموختن
    يادبگير، ساده‌ترين چيزها را
    براي آنان كه بخواهند يادبگيرند
    هرگز دير نيست
    الفبا را يادبگير، كافي نيست، اما
    آن را ياد بگير، مگذار دلسردت كنند
    دست به كار شو، تو همه‌چيز را بايد بداني
    تو بايد رهبري را بدست گيري.
    اي آن‌كه در تبعيدي، يادبگير
    اي آن كه در زنداني، يادبگير
    اي زني كه در خانه نشسته‌يي، يادبگير
    اي انسان شصت ساله يادبگير
    تو بايد رهبري را بدست گيري.
    اي آن‌كه بي‌خانماني، در پي درس و مدرسه باش
    اي آن‌كه از سرما مي‌لرزي، چيزي بياموز
    اي آن‌كه گرسنگي مي‌كشي، كتابي بدست گير
    اين، خود سلاحي‌ست
    تو بايد رهبري را بدست‌گيري.
    اي دوست، از پرسيدن شرم مكن
    مگذار كه با زور، پذيرنده‌ات كنند
    خود به دنبالش بگرد
    آن‌چه را كه خود نياموخته‌اي
    انگار كن كه نمي‌داني.
    صورت حسابت را خودت جمع بزن
    اين تويي كه بايد بپردازي‌اش
    روي هر رقمي انگشت بگذار
    و بپرس، اين، براي چيست؟
    تو بايد رهبري را بدست گيري.
    برتولت برشت

    دوست داشتن

  2. مقاله بسیار جالب مغز دار و خواندنی است تشکر از مترجم این مقاله جناب مسعودی که آنرا در اخیتار کاربران سایت مجله هفته قرار داده است . براستی چه زیبا با زبان هنر و هنر قلم فرسایی میشور هنجارهای اجتماعی ناشی از حاکمیت یک درصدی سرمایه داری امپریالیستی را بهر دوزبا ن مردم و قلدوران دغل باز را به تصویر کشیدو عریانی آنرا آشکار کرد . در این مقوله دیودهروی سنگ تمام گذاشته و بازبان عامه فهم در عین حال با زیبایی تمام همه جوانب جوامع تحت سلطه سرمایه داری انحصاری و اعوان و انصار آنها راشاید بهتر باشد بگوییم عمله و اکره آنها را با عریانی تمام بمعرض قضاوت گذاشته است . کیای عزیز و مجله ههرگان تشکر از شما برای ارائه این کار عالی و تشکر از مجله هفته که این امکانات را در اختیار ما قرار میدهد

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.