سرتیتر

افول غرب

نیکولای مالیشوسکی

برگردان: ا. م. شیری

  اول مرداد ماه ۱٣۹۱

در جهان امروز بموازات ضدیت با روس، اسلام هراسی نیز بشدت تبلیغ می شود. «دست اسلام» را در همه جا می جویند و می یابند. مجمع پارلمانی شورای اروپا با اکثریت قاطع آراء قطعنامه ای را تصویب کرد که «خطر بنیادگرائی اسلامی» یکی از موضوعات مرکزی آن را تشکیل می دهد. دولتهای کشورهای غربی (مثلا، فرانسه که در حدود نیمی از زندانیان این کشور را مسلمانان تشکیل می دهند)، با اعمال نظارت و کنترلهای شدید، دستگیریها و غیره، چیزی نمانده که تقریبا همه روزه مناقشات مرتبط با اسلامگرایان را کشف و خنثی نماید. حتی روشنفکران سرشناس اروپا نیز به اسلام همچون دشمن نگاه می کنند…

پاتریک بوکنین، جمهورخواه راستگرا، مشاور رؤسای جمهور سابق آمریکا، نیکسون و ریگان، در کتاب بسیار مشهور خود تحت عنوان «افول غرب» می نویسد، که تمدن غربی بخاطر کاهش اعتقاد مردم سفید پوست به خدا و امتناع از احکام او، در وهله اول، بعلت عدم اجرای اصل «ازدواج کنید و زیاد شوید»، می میرد. در نتیجه، سهم مردم سفید پوست در جمعیت کشورهای غربی بی وقفه کاهش می یابد و در نطقه مقابل آن، درصد غیرسفیدها افزوده می شود. به عقیده نویسنده، تقریبا پس از ۵۰ سال، سفیدها در در اروپا و آمریکای شمالی به اقلیت مطلق تبدیل می شوند. علاوه بر این، باید توجه داشت که اکثریت جمعیت سفید پوست را افراد مسن تشکیل می دهند و بر این اساس، عمر تمدن غرب را می توان پایان یافته تلقی کرد.

با شنیدن چنین اظهاراتی (در بستر تغییر ساختار نژادی- دینی جامعه و رشد رادیکالیسم اسلامی در اروپا)، می توان چنین تصور کرد که آنها نتیجه سیاستهای فوق العاده حیله گرانه غرب در رابطه با دنیای اسلام می باشند. یا چیزی در حد وسط بین ضربه پیشگیرانه با شن کش و بومرانگ می توان شمرد.

در سالهای ۱۹۹۰، ایالات متحده آمریکا و انگلیس، با تجزیه کشورهای جنوبی اسلاو، عملیات گسترده ای را برای «اهلی کردن» مسلمانان تندرو و تقویت نفوذ خود بر آنها آغاز کردند. چندین مرکز وهابیت عربستان سعودی بعنوان متحدان جدید انتخاب شدند. تشکیل ساختار شبکه افراط گرائی در انگلیس علنا آغاز گردید. دهها روزنامه انتشار یافتند. دهها استودیوی تلویزیونی اسلامی راه اندازی شد. کمی بعد، سازمان جاسوسی آلمان نیز به این عملیات پیوست و در زیر بال آن نیز، تشکیل شبکه مجامع وهابی های خاص آلمان نیز تحقق یافت.

در بهار سال ۱۹۹۹ در سرزمینهای اروپای غربی بیش از ۷۰۰ سازمان مختلف وهابی فعالیت علنی خود را آغاز کردند. کار تجهیز و تسلیح افراطیون آلبانی و تروریستهای مواد مخدری که دقیقا از طریق آنها جنگ علیه یوگسلاوی را شروع کردند، به اجرا درآمد.

با گذشت زمان لندن عملا به مرکز تروریسم بین المللی تبدیل گردید. در اینجا شمار کثیری از «مسلمانان مخالف» زندگی می کنند که قاتلانی از جنس احمد زاکایف، سرکرده تروریستهای چچن، متهم به آدمربائی و قتل بیش از ۳۰۰ نفر در فاصله اکتبر سال ۱۹۹۵ تا دسامبر ۲۰۰۰ در روسیه جزو آنهاست.

بر اساس لیست تنظیمی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا از حدود ده سال قبل،۱۰ سازمان از ۳۰ سازمان تروریستی، در لندن مرکز فرماندهی رسمی داشتند و ۱۵ سازمان دیگر نیز در پایتخت انگلیس به انجام کارهای بزرگ و جمع آوری کمکهای مالی (کار با حامیان، جستجوی پول برای اجرای طرحها) مشغول بودند. شایسته تأمل است که حسنی مبارک، رئیس جمهور اسبق مصر با افشای نام ۱۴ گروه تروریستی مستقر در لندن در سالهای ۱۹۹۰، بصراحت اظهار داشت که اکثریت تروریستهای قاتل و طراحان عملیات تروریستی آینده، پس از ارتکاب جنایت در دیگر کشورها، آزادانه در لندن می گردند. وزیر کشور سابق مصر ح. العلفی (املای این نام ممکن است صحیح نباشد. م.) هم در سال ۱۹۹۶علنا اعلام کرد: «لندن محل تمرکز همه تروریستهاست. در دیگر کشورهای اروپائی هم آنها حضور دارند، ولی آنها کار خود را از لندن آغاز می کنند». عمرو موسی، وزیر خارجه مصر در ۱۴ دسامبر سال ۱۹۹۷ از د. باترویک، سفیر انگلیس در مصر رسما خواست که دولت انگلیس از دادن پناهندگی به تروریستها خودداری نموده و در ارتباط با آنها، با مصر تشریک مساعی نماید…

در آغاز سالهای ۲۰۰۰، یعنی زمانیکه اوسامه بن لادن از تعقیب سازمان سیای آمریکا در کوههای افغانستان مخفی شد، سران جنبشهای تروریستی افغانستان، کار علنی با لندن، پایتخت متحد اصلی آمریکا در ائتلاف ضد افغانی را آغاز کردند! این کار هم درست مثل دولت در تبعید فرانسه برهبری شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، کاملا علنی انجام شد.

بگفته یکی از شیوخ تازه به عرصه رسیده مقیم لندن، و سازمان اولترا رادیکال اکنون عملا بقدرت رسیده «اخوان المسلمین» در مصر، برای نگهداری سالانه فقط شعب انگلیسی سازمانهای افراطی اسلامی بیش از پانصد میلیون دلار هزینه می شود! (اخوان المسلمین، بمنظور اجرای سیاستهای استعماری انگلیس و با هدف انشعاب در جنبش اسلامی برای استقلال ملی و مقابله با نیروهای ملی اصیل دنیای اسلام در سال ۱۹۲۸ توسط سازمان جاسوسی انگلیس بنیان نهاده شد).

اما در این باره که این پولها به چه هدفی هزینه می شوند، بگواهی ابو حمزه، مفتی اعظم انگلیس که پس از شروع درگیریهای نظامی در چچن، به روسیه اعلان جهاد کرد و علنا اعلام کرد که برای آموزش داوطلبان اعزام به نه تنها چچن، بلکه به ایران و پاکستان و حتی به افغانستان که انگلیسی ها در آنجا می جنگند، صرف می شود! (بر اساس برخی اطلاعات، هر هفته ۴۰ تروریست از لندن به افغانستان اعزام می شود).

در آغاز سال ۲۰۰۹، بر اساس داده های وزارت امور خارجه آمریکا منتشر در رسانه های انگلیسی زبان و ویکی لیکس ، در حدود یک سوم جوانان مسلمان انگلیس (٪۳۲) از کشتار بنام اسلام حمایت کردند و ٪۴۰ «با اجرای قوانین شرع در اراضی انگلیس موافق بودند». بگفته لرد د. استیونس، رئیس پلیس سابق لندن، «در حدود ۳ هزار نفر از شهروند انگلیس در اردوگاههای «القاعده» آموزش دیده اند». در این حال، همانطور که استیونس در مصاحبه با نشریه انگلیس «خبرهای جهان»، تأئید می کند، هم اکنون بیش از ۲۰۰ تروریست انگلیسی صرفا به سبب تفسیر خود از اسلام، آماده حمله به شهروندان عادی مطلقا بیگناه هستند».

این بومرانگ اسلامی که غرب رها کرده، نه تنها غرب را در آسیا و خاورمیانه، حتی در خود اروپا نیز هدف گرفته است.

کارشناسان غربی بدستی باور دارند که مجامع افراطی اروپائی پنهان شده در پشت یکی از ادیان جهانی- اسلام، در افراط گری دست کمی از همتایان خود در خاورمیانه ندارند. هم اکنون کشورهای انگلیس، آلمان، فرانسه، بلژیک، هلند، ایتالیا و اسپانیا متشنج ترین کشورهای جهان هستند… ولی، نباید فراموش کرد که امروز این خطر اسلام نیست که اروپائیها و حتی همه جامعه جهانی را تهدید می کند، بلکه، آن نیروهای سیاسی هستند که سعی می کنند از احساسات دینی مسلمانان در جهت اهداف ویرانگرانه خود بهره برداری نمایند.

یادآوریهای مترجم

۱ــ همه برجسته نمائیهای متن، از خود نویسنده است.

۲ــ این نوشتار اگر چه گوشه های بسیار کوچکی از سیاستهای غرب امپریالیستی در تبدیل ادیان، بخصوص دین اسلام به دین سیاسی و تبدیل مسلمانان افراطی به تروریستهای مزدور را نشان می دهد، مطالعه آن را به مسلمانان بخصوص ایران، که واقعا از روی ایمان و صداقت از رژیم جمهوری اسلامی حمایت می کنند و نمی توانند تصور کنند که خود این رژیم نیز یکی از اولین نتایج همین سیاست بازان غرب بود که بکمک رسانه های خود، روحانیت مرتجع شیعه را در جایگاه رهبری انقلاب بهمن سال ۱۳۵۷ مردم ایران نشاندند.

شاهد این مدعا همین بس که، رژیم جمهوری اسلامی ایران، در حوادث منجر به تجزیه و تخریب یوگسلاوی، حتی اتحاد شوروی (از جمله، نامه شرم آور خمینی به گارباچوف)، همکاری بسیار نزدیکی با غرب استعماری داشت و در جنگهای اشغالگرانه افغانستان، عراق و لیبی نیز این همکاری و تشریک مساعی را ادامه داد. بی سبب نیست که با شروع باصطلاح «بهار عربی» تا بقدرت رسیدن تروریستهای سلفی و اخوان المسلمین در تونس، مصر، لیبی (بگذریم از ترکیه که پیش از اینها روی داد) و پس از آن، رسانه ها و سخنگویان رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی ایران همچنان با عوامفریبی و گستاخی فزون از حد، بر شیپور «بیداری اسلامی» می دمند. 

(Nikolay Malishevskyi)

http://www.fondsk.ru/authors/nikolaj-malishevskij.html

http://eb1384.wordpress.com/2012/07/22/

۱ دیدگاه

  1. بنظر میرسد دوستانی که مطالب بالا را رقم زده اند نه مقاله را مطالعه کرده اند و نه یاد آوریهای مترجم را که در زیر مقاله ترجمه شده قید شده است . در این توضیحات بخوبی میشود مواضع مترجم را محک زد . اما متن مقاله بنظرم بسیار جامع و کامل نوشته شده و ادعای نویسند در مورد بسیج نیروهای مذهبی دور از واقعیت نیست کما اینکه پیش از جنگ جهانی دوم نازیاهای آلمان برهبری هیتلر فاشیست اولین کمربند مذهبی اسلامی را با شرکت ایران، ترکیه ، افغانستان و دیگر کشورهای منطقه ایجاد کردند و در جنگ جهانی دوم از آن استفاده کردند حتی در عراق فعلی برای سرعت بخشیدن به این جبهه در سال 1939 کودتای نظامی راه انداختند و یک ژنرال را بقدرت رساندند . در واقع جنگ جهانی دوم از همین خاورمیانه و شمال آفریقابا تدارکی نازیها دیده بودند شروع شد اشغال لیبی توسط مارشال رومر آلمانی در همین دوران اتفاق افتاد بعداز این موفقیت بود که فاشیسم تهاجم سراسری را به اتحاد شوروی عملی کرد. طی سالهای اخیر در واقع از سالهای 1990 غربی ها یکبار دیگر در صدد بر آمدند تا این کمر بند را تا قبل از یرتری کامل اقتصادی چین بر مجموعه غرب که طی سالهای اخیر بازدهی چشم گیری از خود نشان داده بکار گیرند تا در آینده از آن برای محاصره چین و روسیه بعنوان نیروی ذخیره استفاده کنند مضافا به اینکه این متطقه و شمال آفریقا تقریبا نصف منابع انرژی جهان را در خود جای داده است تخمین مالی آن برابر است با پانصد سال در آمد ناخالص جهان با قیمت فعلی نفت در هر بشکه با قیمت 100 دلار در بازار جهانی
    در آمد ناخالص جهان در حال حاضر به شصت هزار میلیارد دلار در سال میرسد . برای غرب الویت کنترل کامل منابع انرژی این منطقه است و هر نیرویی که نخواهد با این پروژه همراهی کند همانطور که عراق و لیبی و.. نشان داده اند با زور متلاشی کرده و آنرا به کنترل خود در آورند.
    استراتژی نهایی متلاشی کردن قدرتهای منطقه ای از جمله ایران و سپس روسیه است که در بخش جنوبی آن کشورهای اسلامی وجود دارند که نقطه ضعف این کشور است . فشار بروسیه برای همکاری همه جانبه با غرب اگر موفق نشود بحثی نخواهد بود که روسیه هدف بعدی این تهاجم مذهبی خواهد بود . غرب تا کنون موفق شده است با استفاده از همین نیروهای مذهبی منطقه را کاملا بی ثبات و قدرتمندترین کشورهای منطقه مانند عراق و لیبی را متلاشی و تقسیم کند این بی ثباتی تازمانی که غرب بتوانداز منابع انرژی منطقه و بازار آن استفاده کند ادامه خواهد داشت . بحران سوریه و استفاده از نیروهای مذهبی منطقه در این جنگ بخوبی ماهیت این بی ثباتی هارا نشان میدهد ضمن آنکه این کشور آخرین دژ نیروهای مستقل بعداز جنگ جهانی دوم است که با مبارزه با استعمار به استقلال رسیده است . غرب برای متلاشی کردن چین بدون همکاری روسیه و بدون محروم کردن این کشور از بازار انرژی جهان و بازار اقتصادی و استفاده از نیروهای مذهبی هرگز موفق نخواهد شد.
    نویسنده مقاله نیکولای مالیشوسکی آکادمیکر ی است که در مورد استراتژی غرب در منطقه و جهان مطالعات و تحقیقات میدانی فراوان و پر باری دارد و کوشش میکند تا جوانب استراتژی غرب را روشن کند و مردم و نیروهای جهان را برای خنثی کردن آن آماده کند تا از این تهاجم افسار گسیخته جلوگیری کرده و آنر کنترل کنند .
    مترجم این مقاله از آنجاکه سوای اهل قلم بودن یک محقق و سیاستمدار است مقالاتی را ترجمه کرده و می کندکه در جهت منافع زحمکشان جهان است چه هر آنچه را در این کره خاکی وجود دارد همانا دست آوردهای کارگران ، زحمتکشان و توده های مردم است . این است که مایل نیست این دست آوردهای بشریت نیست و نابود شود . اگر هستند نیروهایی که میتوانند و یا میخواهند در این جهت قدم بر دارند این گو ی و این میدان موفق باشید

    دوست داشتن

  2. جناب باقرشیری!-بالاخره مانفهمیدیم شماباقرهستید یاشیری-اگرباقری که مخاطب ماشما
    نبودید اگرشیری هستیدچرااجازه میدهی باقرازطرف تو به مافحش بدهد.
    جناب هرکه هستی!چرامیخواهید بابه رخ کشیدن
    سوادت مارابترسانی.آیااینهم یک شگرد آخوندی
    نیست که پامنبریهایشان رااز«سوادشان» میترسانند؟.
    اگرروزی درایران اوضاع تغییرکند-که برخلاف
    آرزوی شما وروسهاتغییرخواهدکرد-خواهیددید
    حرف شماروسوفیلهاوآمریکوفیلهاگوش شنوادارد
    یاحرف ماکارگران که نه روسوفیل هستیم نه آمریکوفیل.

    دوست داشتن

  3. همسر کارگران ایران خودرو!!! چی شد خود کارگر کار داشت؟ ببینم شما جور دیگر هم بلدی یا فقط تئاتر بازی می کنید؟ عزیز من یک ثانیه در زندگی بی نتیجه ام توده ای نبودم از خط سیاسی آن هم متنفرم حوصله بحث روی این جریان راست را هم ندارم میشه لطف کنی این تهمت ها دست برداری در مورد مقاله نقدت را بنویسی . این رفتار ها نشان از در رفتن از زیر پاسخ دادن به اصل مطلب است.
    خیالتان را راحت کنم وظیفه اصلی پرولتاریای هر کشور سرنگونی سرمایه داری حاکم است این چه ربطی به امپریالیسم دوستی شما دارد؟ من به کسی بدهکار نیستم موضع ام را برای کسی روشن کنم بخصوص فریب کارانی که هر کسی متوجه می شود به دروغ کارگر خود را می خوانند
    بهر حال از زیر شدر می روید

    دوست داشتن

    • باقر محترم! خواهشمندم این «کار کر ایران خودرو» و «همسرش» را ول کن. این «کارگر ایران خودرو» نامها و عناوین بسیاری مثل «انترناسیونالیست واقعی»، «ضداستالینیست واقعی»، «همسر ایران خودرو» و امثالهم دارد. بگذار برود به راه کاک مه سعودی «خوشه ویست» و نان شب و روزش را کاسبی کند.

      دوست داشتن

  4. دست مریزاد جناب توده ای که نان شب وروز مارا وثیقه منافع دوبلوک امپریالیستی روس-آمریکاوجمهوری اسلامیشان میکنی.معلوم است که
    شکم سیروپری داریدواز شکم گرسنه بچه های ما
    خبرندارید.شایدهم به پیروی از«امام خمینی» معتقدیدمردم مابرای خربزه انقلاب نکرده اندواقتصاد مال خراست .این شمایید که بایدموضعتان را دربرابر جنایت های جمهوری اسلامی برای ما کارگران روشن نمایید وهمه چیز را به امپریالیستها نسبت ندهید.

    دوست داشتن

  5. از این عوامفریبی ها دست بکش انسان! تو کجایت کارگر است؟ یک جائی در اروپا و یا آمریکا دروغ سر هم بندی می کنی اسم خودت را میگذاری کارگر ایران خودرو؟ آدم با وجدان تو که مثل همان توده ای ها(نه همه توده ایها آنها آدم با وجدان هم بسیار داشتند و دارند) دروغ میگوئی انتظارت چیست ما باور کنیم تو مثلا کارگری؟ فرض بگیریم هستی که چه مگر صرف کارگر بودن شد استدلال؟ کجای این مقاله همکاری کارگران با جمهوری اسلامی و روسیه است و دفاع از تئوری سه جهان؟ این ها که نوشته ای نشان از فریب کاری ات دارد مثل همان توده ای هائی که ادعای مخالفت با آنها را داری.از اینکه نویسنده به افشای همکاری بخش گسترده ای از اسلامیون با امپریالیست ها پرداخته پریشان شده ای به زمین و زمان پریده ای؟ چرا؟ مگر دروغ است؟ اگر هست نقد کن چرا فریب و دفاع از امپریالیسم و اسلام ارتجاعی آنهم تحت نام دروغین کارگر ایرانخودرو؟ و آنهم به بهانه مخالفت با توده ایها.
    اگر اهل استدلالی بیاذر هرچه داری ز مردی و زور تا رسوا شودهر آنکه در او غش باشد. با یک اسم هم بنویس نه هر بار با یک اسم دروغین منتظرم

    دوست داشتن

  6. ما «توده ایها» با دروغ و دروغگوئی کاری نداریم و در سایتهای معتبر هم به علافی مشغول نیستیم.
    شما هم بروید با امپریالیستهای آمریکا و اروپا برعلیه روسیه و چین متحد شوید تا هم نان شب داشته باشید و هم نان روز.

    دوست داشتن

  7. توده ایهاازماکارگران که به نان شبمانمحتاجیم میخواهند باسرمایه داران انگل ومفت خور ورژیم اسلامی آدمکش شان علیه امپریالیسم آمریکامتحدشویم .وبدترازآن امپریالیستهای روسیه وچین را دوست ومتحدخیرخواه خود به حساب آوریم.آیااین همان تز ارتجاعی-امپریالیستی 3جهان نیست که اکنون باجابه جاکردن یک امپریالیست با امپریالیست دیگراز زبان توده ایها میشنویم؟

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.