سرتیتر

انقلاب بعدی آمریکا ؟


جنبش کنونی آمریکا که در برابر قدرت شرکت های بزرگ قد علم کرده، می تواند از آن دوران که ما پادشاهی بریتانیا در آمریکا را سرنگون کردیم درسها بیاموزد.

دیوید کورتن

بر گردان: مهران میراسد

نگرش

تشابه بین جنبش استقلال طلبانه مستعمرات که سیزده مستعمره را در ساحل شرقی آزد ساخت که الان ایالات متحده نامیده میشود و ظهور جنبشی که به دنبال استقلال از وال استریت است، هردو افشاگر و آموزنده هستند.

در قیام علیه پادشاهی: همانطور که در«دستور کار برای یک اقتصاد جدید» نوشتم: به موازات پیشرفت در تولید ثروت واقعی اقتصاد در کلونی های سیزده گانه ساحل شرقی آمریکای شمالی، وکامیابی حاصل از آن، توجه تاجدار بریتانیای کبیر به آن جلب شد و درصدد افزایش بهره برداری از این ثروت از طریق افزایش مالیات های جدید برآمد. همچنین واگذاری انحصار چای به کمپانی هند شرقی، برای پادشاهی منافع مالی قابل ملاحظه ای در بر داشت.

در قیام علیه وال استریت: بیش از یک قرن و نیم بعد از آن، در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، سیاست «نیو دیل» روزولت به ایجاد یک طبقه متوسط ​​مرفه و شکوفایی کسب و کارهای  مین استریت منجر وموجب رشد ثروت های واقعی جامعه آمریکا شد. کامیابی اقتصادی مین استریت  مورد توجه وال استریت قرارگرفت، که قدرت سیاسی و اقتصادی خود را بکار برد تا نقش استعماری لرد بزرگ را بازی کرده ودرآمد خود را از طریق تحمیل نرخ بهره و هزینه بانکی بالا، اعمال کنترل انحصاری بر حقوق مالکیت معنوی، بازارها، و منابع افزایش دهد،  و با شتاب بخشیدن به خلق اسناد دارایی های خیالی، به گسترش ادعاهای خود در تصاحب ثروت واقعی تولید شده توسط دیگران بپردازد.

در قیام علیه پادشاهی: به محض اینکه تهدید آزادی و رفاه مردم آشکار شد، مستعمره نشینان برای مقاومت در برابرتاج و تخت بریتانیا بسیج شدند. برخی از مستعمره نشینان گروه های مقاومت محلی مانند فرزندان آزادی، نظم آوران،هماوران  و پسران آزاد تشکیل دادند و اقدام به مقاومت منفی نمودند؛ از جمله سرباز زدن از خرید و استفاده از تمبر مالیاتی، که پادشاهی بریتانیا حکم کرده  بود در تمام تبلیغات و آگهی های تجاری و اوراق حقوقی، روزنامه ها، جزوات، و سالنامه های کلنی ها از آنها استفاده شود.

طبقه نوظهور تجار انگلیسی درگیر در تجارت برده و دزدی دریایی از پرداخت مالیات واردات با توسل به قاچاق اوراق بهادار تجاری طفره میرفتند، وخزانه پادشاهی ذخیره ای نداشت. وقتی که پادشاهی تصمیم گرفت تا اقتدار خود را بر دادگاه عالی ماساچوست  با پرداخت حقوق قضات بطور مستقیم از خزانه سلطنتی برقرار کند، مردم با امتناع از خدمت به عنوان هیئت منصفه تحت نظر قضات، پاسخ مخالف دادند. بعضی  مستعمره نشینان با تشکیل کمیته مکاتبات، گروه هایی از شهروندان با به اشتراک گذاشتن ایده ها و اطلاعات از طریق مبادلات منظم، با ارسال نامه هایی توسط کشتی و اسب با هم مرتبط شدند. این کمیته هاعناصر جنبش های شهروندی متنوع را در سراسر مرزهای استعماری، که به مدت طولانی از هم جدا نگه داشته شده بودند، به هم پیوند دادند.

در قیام علیه وال استریت: به محض آشکار شدن تهدید آزادی ها و رفاه مردم از سوی وال استریت، آنها به سرعت برای مقاومت بسیج شدند. آنان سازمان هایی ایجاد کردند با نامهایی چون هنر و انقلاب، شبکه اقدام مستقیم، شبکه بومی محیط زیست، موسسه محلی اتکا به خود، (فوروم) انجمن بین المللی علیه جهانی شدن، انجمن ملی کارگران مزرعه، شهروند عمومی، شبکه اقدام جنگل های باران زا، انجمن هیاهو، واتحاد برای یک اقتصاد عادلانه . آنها یک انجمن اینترنتی برای به اشتراک گذاشتن ایده ها و اطلاعات و برای متحد کردن جنبش ها برای مصالح عمومی بوجود آوردند، و در سراسر مرزهای ملی، که برای مدت طولانی از هم جدا نگه داشته شده بودند، گسترش یافت. در اتحاد با گروه های مشابه در دیگرکشورها ، میلیون ها نفررا بسیج کردند که به طور منظم دربرابر نشست های بین المللی به اعتراض پرداختند، نشست هایی که در آن ثروتمندان و قدرتمندان گرد هم می آیند برای دور زدن دموکراسی ، بازنویسی قواعد تجارت درجهت برداشتن محدودیت ها ازسر راه تحکیم قدرت انحصارات، و مذاکره جهت تقسیم چپاول ها.

در قیام علیه پادشاهی: کلونی ها با هدف تحت کنترل گرفتن زندگی اقتصادی از طریق تولید داخلی نیز ابتکاراتی زدند. آنها کالاهای بریتانیایی را تحریم کردند و بازرگانانی را که تحریم را رعایت نکردند در انظار عمومی رسوا نمودند. صنعتگران و کارگران از شرکت در ایجاد استحکامات نظامی بریتانیا خودداری کردند. زنان نقش حیاتی بسیار ویژه ای از طریق تشکیل کمیته دختران آزادیخواه برای تولید جایگزین در برابر محصولات وارداتی ایفا کردند.

چرا ما انقلاب می کنیم، کی و چگونه مردم عادی به قدرت خود پی می برند؟

در قیام علیه وال استریت: کسبه محلی «مین استریت»[1]، کارگران، و مصرف کنندگان، ابتکاراتی با هدف در دست گرفتن کنترل زندگی اقتصادی از طریق تولید داخلی و حمایت از کسب و کار محلی به کار بردند. اقداماتی انجام دادند که عبارتند ازسازماندهی بازارهای کشاورزان، تعاونی غذا، نمایشگاه «در درجه اول، محصولات محلی» ، صندوق های سرمایه گذاری محلی و تعاونی های اعتباری، تحریم فروشگاههای بزرگ و گران فروش و محصولات شرکت هایی که به محیط زیست آسیب می رسانند یا دستمزد زیر حد استاندارد پرداخت می کنند. آنها برای ایجاد بانک های دولتی، مبارزه کردند. کسبه محلی  اتحاد یه های ملی را تشکیل دادند مانند اتحادیه آمریکایی مشاغل مستقل ، ائتلاف مشاغل  برای زندگی اقتصادی محلی، نقل وانتقالات شهری. اتاق های بازرگانی محلی، خود را ازسلطه شرکت های بزرگ  واتاق بازرگانی ملی رها کرده وبه این متحدین جدید پیوستند. سازمان های جدید مانند آمریکایی های طرفدار اصلاحات مالی، شبکه اقتصادی جدید، گروه کاری اقتصاد جدید ، و راهی جدید برای پیشرفت  شکل گرفت تا حمایت مردمی برای تصویب قوانین جدید را برانگیزد؛ باهدف درهم شکستن بانک های بزرگ و پاسخگو کردن موسسات مالی نسبت به منافع عمومی.

از آنجا که دموکراسی اقتصادی و دموکراسی سیاسی لزوما دست در دست هم پیش می روند، جنبش نوین اقتصادی علمدار رهبری اصولی مرحله بعدی نبرد سترگ انسان برای رهایی از زنجیرهای فرهنگی و نهادی امپریالیسم است. وال استریت دشمن نیرومندی است، همانطوری که بریتانیا در زمان شورش، تنهاامپراطوری قدرتمند روی زمین بود. خوشبختانه، برتری در هر نبرد مشابهی، در نهایت با شهروندان با انگیزه و سازمان یافته است.


[1]  «مین استریت» در مقابله با وال استریت به اقتصادهای مردمی اطلاق میشود که عمدتا در خیابانی به همین نام در نیویورک واقع هستند.