تاریخی, سرتیتر

پراودا در ۱۰۰ سالگی: زنده و رزمنده


http://www.edalat.org/sys/content/view/7156/1/

http://eb1384.wordpress.com/2012/05/30/

توضیح ضروری

رفقا و دوستان گرامی! شرح کار چند روز از مدت قریب یک ماهی را که غایب بودم، در گزارشی زیر ملاحظه می کنید. این گزارش را راجندرا شارما از حزب کمونیست (مارکسیست) هند تهیه و تنظیم نموده و تارنگاشت «عدالت» زحمت ترجمه و نشر آن را تقبل کرده است. البته در این گزارش حداقل دو اشتباه، هر چند نچندان مهم، در رابط با من روی داده است: اولی- یک حرف «ن» به آخر نام خانوادگی ام اضافه نموده و دومی- در حالیکه، در این نشست من خود را یک کمونیست ایرانی معرفی کردم، مرا «منسوب به حزب کمونیست ایران» دانسته. با این وجود، ار راجندرا شارما و مترجم محترم این مطلب سپاسگزارم.

ا. م. شیری

پراودا در ۱۰۰ سالگی: زنده و رزمنده

منبع: دمکراسی مردم÷

۱۳ مه ۲۰۱۲

نویسنده: راجندرا شارما

پروادا صد ساله شد. روزنامه کمونیستی نیرومندی، که طی بخش اعظم قرن بیستم یکی از قدرتمندترین صداهای طبقه کارگر جهان بود و به عنوان ارگان مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه به حیات خود ادامه می‌دهد، این مناسبت را با یک جشن دو روزه در مسکو برگزار کرد.

به دعوت پراودا و حزب کمونیست فدراسیون روسیه، نمایندگان انتشارات کمونیستی احزاب برادر از کشورهای مختلف نیز در این جشن‌ شرکت کردند. روی هم ۲۴ هیأت نمایندگی از احزاب برادر، از آن‌جمله از کشورهای سوسیالیستی چین، ویتنام، کوبا و جمهوری دمکراتیک خلق کره شرکت داشتند. راجندرا شارما، معاون سردبیر «لوکلاهار»، ارگان‌های مرکزی حزب کمونیست هند (مارکسیست)- «دمکراسی مردم» و «لوکلاهار»- را نمایندگی کرد.

پراودا (حقیقت) در ۵ مه (۲۲ آوریل طبق تقویم قدیم روسیه) ۱۹۱۲ در سن پترزبورگ به دست و. ای. لنین آغاز به فعالیت کرد. پراودا که در ابتدا به عنوان نخستین روزنامه قانونی طبقه کارگر در روسیه، طبق بیانیه تحریریه خود برای «پیش بردن تقاضاهای پرولتاریای روسیه» شروع به کار کرد، مجبور بود مستمراً با پیگرد از طرف رژیم تزاری مواجه شود. طی دو سال نخست انتشار آن، پراودا هشت بار تعطیل شد، اما هر بار تحت نام متفاوتی ادامه یافت تا آخرین تعطیلی در ۲۱ ژوئیه ۱۹۱۴. پراودا در ۱۸ مارس ۱۹۱۷ انتشار خود را از سر گرفت و مجدداً مجبور شد با پیگرد از طرف دولت موقت آن زمان مواجه شود، اما یک بار دیگر تحت نام‌های گوناگون به فعالیت خود ادامه د اد، تا این‌که به ارگان مرکزی انقلاب پیروزمند سوسیالیستی روسیه مبدل گردید.

با پیروزی ضدانقلاب در اتحاد شوروی آن‌زمان، پراودا مجدداً از آغاز دهه ۱۹۹۰ تا آوریل ۱۹۹۷- که ارگان حزب کمونیست فدراسیون روسیه شد و فرمان ویژه کنگره چهارم حزب آن را تأیید کرد- مجبور شد با پیگرد و عدم انتشار مکرر مواجه شود.

طبیعتاً بر این بستر، جشن‌های صدمین سالگرد پراودا بیش‌تر تجدید پیمان بود تا دلتنگی برای گذشته و جشن گرفتن. جای تعجب نبود که جشن‌های دو روزه در صبح ۵ مه با برنامه‌ای پرشکوه شروع شد، که در آن نمایندگان مطبوعات کمونیستی برادر از آرامگاه سرباز گمنام دیدن کرده و ادای احترام نمودند. در اینجا صدها نفر که پرچم‌های سرخ در دست داشتند، جوان و سالمند، که در پیشاپیش آن‌ها گنادی زیوگانف، رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه حرکت می کرد، به هیأت‌های نمایندگی ملحق شدند. ده‌ها عضو کمونیست دوما نیز حضور داشتند. گنادی زیوگانف ادای احترام به بنای یادبود مارشال ژوکوف را که معمار نظامی اصلی پیروزی اتحاد شوروی آن زمان بر گله‌های فاشیست در جنگ بزرگ میهنی محسوب می‌شود، هدایت نمود. متعاقباً، نمایندگان مطبوعات کمونیستی بر آرامگاه سرباز گمنام ادای احترام نمودند. این بناهای یادبود در قلب مسکو، بسیار نزدیک به میدان سرخ و آرامگاه لنین قرار دارند. آرامگاه سرباز گمنام به فداکاری‌های آن سربازان جنگ بزرگ میهنی درود می‌فرستد، که نام آن‌ها ممکن است معلوم نباشد.

قبل از برنامه اصلی نخستین روز جشن‌ها، یک نشست گفت‌و‌گو با هیأت تحریریه پراودا در خانه اتحاد‌ها (که خانه ستون‌ها نیز نامیده می‌شود) برگزار شد و جوانب مهم وضعیت در روسیه امروز و نقشی که پراودا به عنوان یک ابزار جنبش کمونیستی، برای چالش و تغییر شرایط کنونی در فدراسیون روسیه ایفاء می‌نماید، بررسی شد. بوریس اُ. کوموتسکی، سردبیر پراودا، ضمن خیرمقدم به نمایندگان و ابراز قدردانی به خاطر این نمایش همبستگی بین‌المللی گفت: «به نظر می‌رسد که روزهای ۲۰ سال پیش دوباره بازگشته اند.» یک رفیق بسیار ارشد نیز که بیش از پنجاه سال است در پراودا کار می‌کند، در بارۀ مقاومت فیزیکی گفت که رفقا مجبور بودند برای دفاع از دفتر پراودا در مقابل اوباش خرابکاری که از طرف حاکمان کنونی در اوایل و اواسط دهه ۱۹۹۰ سازماندهی و حمایت می‌شدند، نشان دهند. او هم‌چنین از این واقعیت که دفتر تحریریه اکنون به یک بخش بسیار کوچک از ساختمان خود آن کاهش یافته، از این‌که حزب و رفقا آن را با پول و کار فیزیکی خود ساخته اند، انتقاد کرد. بدتر از همه پراودا مجبورست اجاره سنگینی برای استفاده از این فضا به دولت بپردازد، زیرا ساختمان پراودا اکنون یک دارایی متعلق به رییس حکومت اعلام شده است. تنها گذشت (آن‌ها) این است که ساختمان پراودا هنوز در خیابانی که پراودا نام دارد، واقع است.

پژوهشگر و نویسنده معروف یوری یملیانف نیز در این گفت‌و‌گو که دو ساعت‌و‌نیم طول کشید، شرکت کرد. او مشروحاً پیرامون پژوهش پیرامون رویدادهای ۱۹۳۶-۱۹۳۷ که نور تازه‌ای بر به اصطلاح کشتارهای دوره استالین می‌افکند، صحبت کرد. رفقای مطبوعات برادر هم‌چنین از دفتر کوچک شده تحریریه پراودا، از آن‌جمله، از کتابخانه معروف آن که برخی یادگارهای ارزشمند، مانند میزکار و ماشین تحریر لنین را نگه می‌دارد، دیدن کردند. این برنامه با بریدن کیک ویژه‌ای که «صد سالگی پراودا» بر آن نوشته شده بود، پایان یافت.

اوج مراسم روز اول، برنامه باشکوهی بود که در خانه اتحادها سازمان یافته بود. بیش‌تر از تعداد زیاد حضار که تالار بزرگ را پُر کرده بودند و نمایش خارق‌العاده هنرمندان گوناگون و به ویژه برنامه مسحور کننده گروه آواز و رقص وزارت کشور، مشارکت شمار زیادی از هنرمندان معروف بود که حمایت علنی خود را از پراودا اعلام کردند. مهری بر تأیید این واقعیت که پراودا هنوز جای ویژه‌ای در قلوب و اذهان نسل‌های بسیاری از روس‌ها دارد. این واقعیت هم‌چنین با شمار عظیم پیام‌های همبستگی و درود به پراودا از گوشه‌های گوناگون جهان و به ویژه از جمهوری‌های سابق شوروی تأیید شد. این هم‌چنین با این واقعیت که تمام تالار نسبت به شش خبرنگار شهید پراودا که جان خود را در سنگرها در حال پوشش دادن به جنگ بزرگ میهنی نثار کردند ادای احترام نمود، تأیید شد. گنادی زیوگانف رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه با نصب مدال‌های ویژه صدسالگی بر سینه تعدادی از ارشدترین اعضای تیم تحریریه، از آن‌ها قدردانی نمود. این عملی بود که به نوعی این واقعیت را تأیید کرد که پراودا در ۱۰۰ سالگی مسؤولیت‌های حتا سنگین‌تری بر دوش خود دارد.

بوریس ا.ُ کوموتسکی سردبیر پراودا در سخنرانی کوتاه خود گفت چگونه روزنامه در صف مقدم تمام تظاهرات اپوزیسیون قرار دارد. او وعده یک «پروادای نیرومندتر» را داد. در ادامه برنامه با شکوهی که دو ساعت‌و‌نیم طول کشید شامل یک فیلم مستند کوتاه پیرامون تاریخ مبارزات پراودا، برگزار شد.

دومین روز جشن‌ها بر نقش مطبوعات کمونیستی و چالش‌های رویاروی آن تمرکز نمود. این موضوع اصلی بحث تمام روز بود. این بحث در دو بخش سازماندهی شده بود. بخش نخست، در صبح ۶ مه علاوه بر نمایندگان مطبوعاتی کمونیست برادر، با شرکت نمایندگان حدود ۲۰۰ نشریه گوناگون و ۱۰۰ تارنگاشت برگزار شد. این، در حالی‌که به بحث پیرامون نقش مطبوعات کمونیستی ماهیت توده‌ای می‌داد، نقش رهبری را که پراودا ممکن است در میان مطبوعات چپ‌گرای روسیه ایفاء نماید، برجسته کرد. گنادی زیوگانف، به عنوان سخنران اصلی این نشست، سخنان کوتاهی از شناخت جهان و موقعیت روسیه در آن ارایه نمود و نقشی را که مطبوعات حزبی می‌توانند در نجات روسیه و بشریت ایفاء نمایند برجسته کرد. در این نشست کازیمیر پ. یوروت از بلاروس، آلفرد روبیکس از لاتویا و نگوین دین تام از ویتنام نیز سخنرانی کردند. در همین نشست، ابراهیم شیرین، منسوب به حزب کمونیست ایران، یک نسخه از برگردان فارسی کتاب گنادی زیوگانف پیرامون بازنگری استالین را به او (زیوگانف) تقدیم کرد. نشست با تجلیل رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه از نمایندگان خارجی با اعطای مدال‌های یادبود به آن‌ها پایان یافت.

موضوع نشست بعدی بحث جداگانه مطبوعات کمونیستی روسیه و رسانه‌ها بود، در حالی که ۲۴ نماینده مطبوعات کمونیست برادر جداگانه در میزگردی پیرامون «مطبوعات حزبی و مبارزه کمونیست‌ها در شرایط کنونی» شرکت کردند. ریاست بحث میزگرد را کالاشنیکف ایوانویچ به عهده داشت، که در اظهارات افتتاحیه خود خلاصه‌ای از تجربه مطبوعات کمونیستی در روسیه امروز را مطرح کرد. در مباحثات که تمام روز طول کشید، ۱۷ نماینده دیگر از مطبوعات کمونیستی در سخنان خود از تجربیات خود و استنتاحات کلی گفتند. اکثریت قریب به اتفاق سخنرانان بر فوریت و ضرورت گفت‌و‌گو و تبادل اخبار و نظرات میان مطبوعات کمونیستی تأکید نمودند.

جشن‌های دو روزه صدسالگی پراودا بدون تردید بر این واقعیت تأکید نمود که روزنامه‌ای که با لنین شروع به کار کرد نقش ماقبل ۱۹۱۷ خود را از سر می‌گیرد. جشن‌ها هم‌چنین ایمان و اعتماد را برجسته کردند که پراودا نقشی را ایفاء می‌کند که در روسیه قبل از ۱۹۱۷ تحت رهنمود مستقیم و. ای. لنین ایفاء می‌نمود: حقیقت را به توده‌های زحمتکش پیرامون شرایط آن‌ها بگویید و ایده‌های سوسیالیسم را در جست‌وجوی آن‌ها برای گزینه وارد کنید.

_____________________________

منبع تصاویر مندرج در وبلاگ «اب۱۳۸۴» و بقیه تصاویر مربوط به سمینار بین المللی بمناسبت یکصدمین سال تأسیس روزنامه پراودا در روز ششم ماه مه:

http://www.politpros.com/photo/1304/

نشانی گزارش ویدئوئی از روز پنجم ماه مه:

http://www.youtube.com/watch?NR=1&feature=endscreen&v=e6ctgRSnFhs

نشانی گزارش راجندرا بزبان انگلیسی:

http://pd.cpim.org/2012/0513_pd/05132012_21.html

تارنگاشت عدالت


۱ دیدگاه

  1. این دیگر همان روشی است که قبلا گفتم. بحث بی دلیل و منطق، فحاشی و اتهامزنی کی و کجا به نتیجه رسیده که در اینجا هم به ثمر برسد.

    دوست داشتن

  2. که سرمایه داری جهانی شکست نخورده است ؟!
    – هر ۳۰ ثانیه یک کودک به علت فقر و کمبود غذا در جهان میمیرد،
    – کل محیط زیست جهان با بحرانی بی سابقه روبرو است،
    – تمامی نیروهای اقتصادهای جهان: اروپا، ژاپن و آمریکا درعرض چهار سال گذشته، تمامی پیشرفتهای دهه اخیر خویش را از دست داده اند،
    – جنگ بی پایان آینده بشریت در نظام سرمایه داری میباشد
    – و ده ها و صد ها نمونه دیگر از ناتوانی و عجز سرمایه داری در جوابگویی به ابتدایی ترین نیازهای انسانی
    منتها برای شما و امثالهم تمامی اینها نشان پیروزی و «شکست نخوردن» سرمایه داری است؟
    تنها چیزی که سرمایه داری «شکست» داد سیستم ورشکسته و فاسد تک حزبی استبدادی بود، که ان خود نیز یک کپی ناقص از سرمایه داری بود.
    طبق منطق «شهوت به قدرت» تنها و تنها معیار شکست یا پیروزی در قدرت بودن یا نبودن است.
    طبق این منطق حتا اگر حاکمان فقط با کشتن میلیونها میلیون انسان قادر به حفظ حکومت بوده اند (مانند استالین جنایتکار، یاآخوندهای جانی جمهوری اسلامی ) این دلیلی و مدرکی است بر پیروز بودن آنها.
    —————————————–
    در مورد صلاحیت پرسش کردن در مورد تاریخ انقلاب اکتبر،البته در مکتب فکری شما، اگر کسی به «اسناد» دسترسی نداشته باشد، حتا حق پرسش نیز ندارد، چه برسد به تحلیل.
    و از آنجایی که همواره و همیشه «اسناد» فقط و فقط در دست شما و دیگر توجیه گران استالینیست است: غیر از مداحان و مدافعان استالین هیچ کسی حق پرسش و تحلیل ندارد.
    منتها در جهان واقعی ( و نه جهان مجازی استالیسنیستها) پدیده ی به نام عقل سلیم مطرح میباشد، و ما میتوانیم با تکیه به منطق ساده یک بار دیگر بپرسیم:
    آیا چنین نشریه ای دوره های متفاوت داشته است یا نه؟
    آیا این دروه های متفاوت همه با هم یکسان بوده اند یا نه؟
    آیا به غیر از جنایات و خیانتهای استالین به جنبش کارگری جهانی، آیا دلیل دیگری نیز برای شکست پروژه سوسیالیسم در روسیه مطرح است یا نه؟

    دوست داشتن

  3. مترجم محترم، با این «منطق» شما، ما یا میباید در سمینار حضور داشته و کاملا درگیر جزئیات آن گردهمایی میبوده باشیم (که در این صورت، حق اظهار نظر داریم)یا اینکه اگر به هر دلیلی (ایدولوژیک یا لجستیک) درآنجا نبوده یم، بدین ترتیب حق پرسش نیز نداریم!!!
    آیا ما نمیتوانیم به عنوان دانشجویان تاریخ اولین انقلاب کارگری در قرن بیستم چند پرسش ساده مطرح کنیم؟
    پرسش های ساده ی از گونه ی که در بالا مطرح شده است ؟
    عزیز من، کار من و شما و کل این جنبش ها(در ایران و کل جهان) از «آزردگی خاطر » و این قبیل تعارف ها خیلی وقت است که گذشته است.
    پس از چندین و چند دهه شکستهای عظیم و مهلک ، کلیت و تمامیت نظام سرمایه داری جهانی با بحران ساختاری خویش فرصتی دیگر برای رهبری طبقه کارگر فراهم نموده است.
    به امید آنکه با تکرار اشتباهات و اتلاف وقت در تعارف ها این فرصت یگانه را (یک بار دیگر) از دست ندهیم.

    دوست داشتن

    • جناب «چند پرسش محترم»، مسئله بر سر هیچیک از این سؤالات نیست. مسئله بر سر اظهار نظر بر سر یک موضوع در شرایط بی اطلاعی کامل است که شما می کنید. نه اینکه پرسش چند دانشجوی تاریخ در باره اولین انقلاب کارگری. ببینید! اگر ما چپها بخاطر این و یا آن اشتباهمان واقعا هم شکست مهلکی خوردیم، در این صورت، باید به این سؤال هم پاسخ داد که چرا سرمایه داری علیرغم جنایت هولناک بر علیه کل بشریت جهان شکست نخورد؟ این از این.
      اما مسئله مهم این است که ایدئولوگها و مبلغان سرمایه داری به ما و به همه القاء کرده اند که مثلا، اگر کسی گرسنه است، پس خود مقصر است، اگر کسی بیخانمان مانده، خودش مقصر است، بیکاران خود عامل بیکاری خود هستند، عامل فقر و بدبختی فقرا، خود فقیران هستند؛ خود استثمار شوندگان مسبب پایداری و بقاء استثمارند و…
      بنابر این، اگر بحث سر شکست واقعا مهلک ما باشد، باید آن را در مبارزه طبقاتی و عدم توازن قوا به ضرر طبقه کارگر جستجو کرد نه با انتقاد بی سند به برگزاری سمینار بین المللی بمناسبت یکصدمین سال تأسیس روزنامه پراودا!
      دقت و موفقیت شما را صمیمانهآرزومندم.

      دوست داشتن

  4. نقد تاریخی و ماستمالی تاریخی
    «پراودا» (حقیقت) با تاریخی صد ساله حداقل سه دوره متمایز از یکدیگر داشته است،
    ۱) از تاسیس و آغاز کار تا انقلاب اکتبر،
    ۲) از انقلاب اکتبر تا اضمحلال شوروی
    ۳) ۲۳ سال اخیر، پس از فروپاشی شوروی و «اردوگاه»،
    البته هر کدام از خود این مراحل را نیز میشود به خرده دوران کوتاه تر تقسیم نمود (خصوصا دوره دوم :سیر تحول، اوج و نزول شوراها، دوران استالین، خروشچو،…)
    صد البته برای دوستان ما در اینجا چنین تحلیل و نقد عینی و تاریخی نه تنها مطرح نیست، بلکه چنین برخورد نقادانه ی جسارت نیز به حساب می آید.
    «پراودا» از روز اول انقلابی بوده، انقلابی باقی مانده، و انقلابی نیز باقی خواهد ماند. به این میگن » درک مادی از تاریخ». مبارک باشه.

    دوست داشتن

    • جناب «نقد تاریخی و ماستمالی تاریخی» محترم! با تشکر از شما، اگر در جریان کار سمینار بمناسبت یکصدمین سال تأسیس روزنامه پراودا بوده اید، لطف کنید چند نمونه و فاکت از اینکه که چه مسائلی در آنجا مطرح بود و چه مسائلی که باید مطرح می شد، از کار سمینار غایب بود، ارائه بدهید تا ما هم بدانیم. اگر نه، هیچ اطلاعی در این مورد ندارید، باید پرسید: آخه این چه بلایی است که دامنگیر اغلب چپها ایران، شاید هم جهان شده، که ندیده و نشناخته، در هر موردی «نظر» (اگر بتوان گفت: نظر)می دهند، متهم می سازند، همه وهر چیز را لعن می کنند!…
      بر اساس کدام اصول و پرنسیپ، بدون کمترین اطلاعی از موضوع، چنین اتهامات سنگینی را وارد می سازید؟ آیا بر آخر و عاقبت چنین نگرشی واقف هستید؟
      ببخشید، ادامه نمی دهم. چون بیم آن دارم که زبانم لال، حرفی از قلم خارج شود و موجب آزدگی تان گردد.

      دوست داشتن

  5. دست حجری را از اینکه در باره اش اشتباه نکرده ام، رفیقانه می فشارم.
    معلوم شد که این حجری، همان حجری خردگرا، اندیشمند و منطقی مورد نظر من ست.

    دوست داشتن

  6. خیلی ممنون
    حجری کجا یک همچو جسارتی به خرج داده و نوشته که پروادا جشن بگیرد و یا نگیرد؟
    حجری فقط انتقاد از خود را انتظار داشته.
    اما حق با شما ست، او از روسیه فعلی و حتی شوروی سابق اطلاع زیادی ندارد.
    زنده باشید

    دوست داشتن

  7. حجری گرامی!
    اولا- چرا به سوبژکت اشاره کردم؟ چون من همیشه بدنبال هر مطلبی، منتظر آتش حملات غیراصولی خیلی ها هستم ولی، از حجری مورد نظرم، چنین برخوردی را انتظار نداشتم. یعنی حجری بدون اینکه بداند ارزیابی گردانندگان پراودا از دیروز و امروز آن چیست، این حق را به پراودا قائل نیست که صدمین سال موجودیت خود را یک روز جشن بگیرد؟
    ثانیا- من بعنوان یک مارکسیست- لنینیست با متدهای مورد نظر (انتقاد از خود بعنوان یک پرنسیپ مارکسیستی) و مسائل مطروحه شما، کاملا موافقم و ایرادی در آنها نمی بینم. بلکه ایراد من به آن ارزیابی است که بر مبنای شناخت حداقل صورت نمی گیرد و تصورات خود را بجای واقعیت می پندارد. چنین برخوردی برای من از همین تریبون معتبر «مجله هفته» کاملا آشناست. بعنوان مثال تا می نویسم: «امیریالیسم غرب در لیبی، در افغانستان جنایت می کند»، فورا یکی از این «یادگاری» نویسان در پای مقالات می پرسد: «پس شوروی چی؟ پی استالین چی؟ و الی¬آخر. یعنی از بیم فروریختن توهماتش، می خواهد از موضوع فرار کند. ولذا، سؤال من این است که: چرا پراودا نباید صد سالگی اش را جشن بگیرد؟حجری گرامی!
    اولا- چرا به سوبژکت اشاره کردم؟ چون من همیشه بدنبال هر مطلبی، منتظر آتش حملات غیراصولی خیلی ها هستم ولی، از حجری مورد نظرم، چنین برخوردی را انتظار نداشتم. یعنی حجری بدون اینکه بداند ارزیابی گردانندگان پراودا از دیروز و امروز آن چیست، این حق را به پراودا قائل نیست که صدمین سال موجودیت خود را یک روز جشن بگیرد؟
    ثانیا- من بعنوان یک مارکسیست- لنینیست با متدهای مورد نظر (انتقاد از خود بعنوان یک پرنسیپ مارکسیستی) و مسائل مطروحه شما، کاملا موافقم و ایرادی در آنها نمی بینم. بلکه ایراد من به آن ارزیابی است که بر مبنای شناخت حداقل صورت نمی گیرد و تصورات خود را بجای واقعیت می پندارد. چنین برخوردی برای من از همین تریبون معتبر «مجله هفته» کاملا آشناست. بعنوان مثال تا می نویسم: «امیریالیسم غرب در لیبی، در افغانستان جنایت می کند»، فورا یکی از این «یادگاری» نویسان در پای مقالات می پرسد: «پس شوروی چی؟ پی استالین چی؟ و الی¬آخر. یعنی از بیم فروریختن توهماتش، می خواهد از موضوع فرار کند. ولذا، سؤال من این است که: چرا پراودا نباید صد سالگی اش را در مقیاس بی المللی جشن بگیرد؟

    دوست داشتن

  8. با سپاس از شیری عزیز
    صاحب نظر ـ حداقل در وهله اول ـ مهم نیست.
    راستش را بخواهید، اصلا کیستائی حجری مهم نیست. مهم نظری است که حاوی اندیشه ای درست و نادرست است و بهتر است به جای گشتن به دنبال سوبژکت (صاحب نظر) به نظر اندیشیده شود و نظر فی نفسه مورد حلاجی قرار گیرد و گرنه راه از چاه تشخیص داده نمی شود.
    حجری شاید با اشارات چه بسا درست شما مخالفتی نداشته باشد. ایراد او به نویسندگان و مترجمان و یا مدافعان «گذشته با همه رهاوردهای مثبت و منفی اش» این بود که «انتقاد از خود» یک پرنسیپ مارکسیستی است و اگر کسی و یا گروه و دسته ای صداقت انقلابی داشته باشد، باید به خطاهای خود باندیشد و به جای ماستمالی آنها به «انتقاد از خود» بپردازد و شرم کند:
    به قول مارکس «شرم کردن خصلتی انقلابی است!» البته حق با شما ست که فراموش نکردن دشمن غدار را توصیه می کنید:
    حجری فقط پرنسیپی را یادآور شده به نیت خیر. وگرنه انتقاد از خود همیشه و همه جا با جفت دیالک تیکی اش، یعنی با انتقاد از غیرخود، با انتقاد اجتماعی و در این مورد مورد نظر شما انتقاد از سیستم اجتماعی و ایدئولوژی دشمن غدار و حتی سوبژکت های منفرد که در بینش شما نقش تعیین کننده بازی می کنند، دست دردست می رود.
    ولی تقدیس از گذشته بی اعتنا به جنبه های مثبت و منفی ان، کسب و کار مارکسیست ها نیست، کسب و کار مرتجعین است، کسب و کار فوندامنتالیست ها ست. گذشته باید نقد دیالک تیکی شود، یعنی جوانب و جنبه های مثبت ان حفظ شود و توسعه داده شود و جوانب و جنبه های منفی آن نقد شود و دور افکنده شود. با مفاهیم چهارده معصوم نمی توان به تاریخ و روندهای تاریخی بر خورد کرد. برای بررسی تاریخ و روندهای ان ماتریالیسم تاریخی مفاهیم و مقولات قابل اعتمادی را پدید آورده است. اتفاقا وظیفه مبرم کسانی که پراودا را احیا می کنند، قبل از همه همین انقتاد از خود یعنی انتقاد از کردوکار قبلی پیشکسوتان آن است. این چیزها و کارها نه با هم منافات دارند و نه به معنی انکار دستاوردها و خدمات در گذشته اند. اتفاقا به تحکیم پراودا کمک خواهند کرد و نه به تضعیف آن. ممنون

    دوست داشتن

  9. امیدوارم این حجری، همان حجری خردگرا، دانش پژوه، منطقی و اندیشمندی نباشد که از دایرة المعارف روشنگری می شناسمش. چرا؟
    اولا- امروزه، حداقل در طول 20 سال اخیر، مطالب پراودا بدلایل مختلف، از جمله، نبود مترجم زبان روسی، از صحنه سیاسی ایران کاملا غایب است. بنابر این، اظهار نظر بدون حداقل شناخت، دور از منطق است.
    ثانیا- فرض کنیم، پراودا نه، یک انسان 50 سال پیش بدنیا آمده و امروز 50 سالگی خودش را جشن میگیرد. بدلیل اینکه فلان مدت در بیمارستان بستری بوده، یا فلان مدت در زندان بسر برده و یا هزار و یک عیب و ایراد دیگر داشته، آیا امروز حق ندارد، روز تولد خود را جشن بگیرد؟
    مثال دیگر: مردم سومالی، یوگسلاوی، افغانستان، عراق، لیبی، فلسطین، حتی اتحاد شوروی و بسیاری دیگر نتوانستند در مقابل هجوم وحوش مسلح استعمار مقاومت کنند، آیا فلان روزنامه یا نشریه آنها را می توان به ناتوانی در «تربیت توده ها» متهم کرد و مقصر شمرد؟
    فکر میکنم این سبک برخورد به مسئله، بمعنی فراموش کردن دشمن غدار است و هیچ سنخیتی با منطق ندارد.
    این حجری اگر همان حجری باشد که میشناسم، در آن صورت وای بحال ما!

    دوست داشتن

  10. حجری گرامی! تاریخ هر پدیده یک چیز است و انتقاد و یا تأئید دوره های مختلف آن تاریخ یک موضوع دیگر! این روزنامه در تاریخ پنجم ماه مه سال 1912 تأسیس شده و در پنجم ماه مه سال 2012 صد ساله شده. حالا در این تاریخ صد ساله، چه بر آن گذشته، چه راهی را طی کرده است، این موضوع دیگری است و همواره قابل بحث و بررسی و این امر، باعث انکار صد سالگی آن نمی شود. این از این!
    لازم به گفتن که متاسفانه منتقدان این روزنامه، حداقل در طول بیست سال اخیر، کمترین آشنائی با آن ندارند. چرا که زبان روسی دیگر «اخ» شده و کسی از این زبان ترجمه نمی کند و این گفته که«واپسگرایانه،به ستایش از گذشته استالینی و تقدیس کورکورانه آن دوره روی می آورند»، کمترین شباهتی به واقعیت ندارد.
    متاسفانه، در جنبش چپ ایران، شاید در همه جنبش چپ، نفوذ اندیشه مذهبی، بخصوص تشیع، بیداد می کند. هر کسی فقط خودش را یکی از «چهارده معصوم» مورد نظر خودش می پندارد و همه بقیه را گنهکار و شایسته سوزش در آتش جهنم. از همین رو، تمام ارزشها را بی ارزش می شمارد، تاریخ را یک خط مستقیم تصور می کند که با خطکش فوق دقیق کشیده شده و هر کس . همه چیز را خارج این خط می داند.

    دوست داشتن

  11. پراودا بهتر است به مناسبت صدسالگی خود به انتقاد از خود جمع و جوری مبادرت ورزد.
    چون شکست سوسیالیسم به ضعف نظری (تئوریکی) جدی هیئت تحریریه پراودا دلالت دارد، به سهل انگاری در تربیت توده های کشور شوراها و تجهیز آنان به تئوری، به خوداندیشی، به هماندیشی و خودمختاری. به همین دلیل هم بوده که وقتی حمله به دژهای حاکمیت پرولتاریا آغاز می شود و بعد به سلب قدرت می انجامد، واکنش آگاهانه و فعال از سوی تود ها صورت نمی گیرد. و بدتر از ان اکنون به جای انتقاد از خود جدی و ریشه یابی شکست، واپسگرایانه به ستایش از گذشته استالینی و تقدیس کورکورانه آن دوره روی می آورند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.