سرتیتر

جنبش برای اقتصاد مشارکتی (2)

جنبش برای اقتصاد مشارکتی (۱) در اینجا

مایکل آلبرت

برگردان : بابک پاكزاد

3- خودگرداني به مثابه‌ي يك هدف

در يك اقتصاد هر عامل، چقدر حق اظهارنظر پيرامون تصميمات در آن اقتصاد را دارد؟ چرا ما خودگرداني را به معناي تصميم‌گيري پيرامون ورودي سيستم به همان اندازه كه فرد از خروجي آن متأثر مي‌شود تعريف كرده و آن را هدف قرار داده‌ايم؟ چرا هدف «آزادي اقتصادي» به مثابه‌ي حق فرد براي انجام هر كاري با آنچه در تملك اوست نيست؟ يا اينكه چرا در همه‌ي اوقات، نبايد هركس از حق برابر براي اعمال‌نظر در تصميمات اقتصادي برخوردار باشد؟ يا اينكه، چرا نبايد حق بيشتري به افراد آگاه‌تر و موفق‌تر نسبت به آناني كه كمتر آگاه يا كمتر موفق‌ بوده‌اند داد؟

زمان و مكان تصميم‌گيري

كارگري را در كارخانه در نظر بگيريد. تصور كنيد او در محيط و حيطه‌ي كارش صاحب اختيار است. او مي‌خواهد عكس دخترش را به ديوار بزند. او بايد چه اندازه اختيار داشته باشد؟ اگر من در بخش ديگري از همان كارخانه يا حتي در همان شهر مشغول كار باشم، من چقدر بايد در رابطه با آويختن عكس دخترش به ديوار حق اظهارنظر داشته باشم؟

كارگر ديگري را تصور كنيد كه مي‌خواهد تمام روز در محيط كارش به موسيقي پانك راك گوش دهد. تا چه اندازه بايد حق اين كار را داشته باشد؟ اگر اندكي بالاتر يعني در طبقه‌ي بالا و در محدوده‌ي صوتي آن موسيقي، من نيز مشغول به كار باشم، چقدر حق اظهارنظر پيرامون اين موضوع را دارم؟ و اگر در شهر كار كنم تا چه اندازه؟

تصور كنيد گروهي پيرامون يك برنامه‌ي مشترك تصميم‌گيري مي‌كنند. هريك از اعضا چقدر حق اظهارنظر دارند؟ مردمي كه از محصول گروه در گوشه‌ي ديگري از سياره استفاده مي‌كنند چطور؟ مردمي كه محصولات كارخانه را در سطح شهر و يا در گوشه‌ي ديگري از كشور مصرف مي‌كنند چطور؟

يا اينكه تصور كنيد نزديك كارخانه‌ي من زندگي مي‌كنيد… آيا حق داريد درباره‌ي سروصدايي كه كارخانه در اطراف شما مي‌‌پراكند اظهار نظر كنيد؟ تصور كنيد شما مصرف‌كننده‌ي محصولي هستيد كه من به توليد آن كمك مي‌ كنم. چقدر حق اظهارنظر پيرامون آنچه كارخانه توليد مي‌كند يا پيرامون گزينه‌هاي متعدد در رابطه با سازمان و محصول نهايي داريد؟

خودگرداني

روشن است كه اتخاذ يك شيوه‌ي واحد در تصميم‌گيري، هميشه به بهترين نتيجه منتهي نمي‌شود. يك كارگر بايد حق اظهارنظر مطلق درباره‌ي آويختن عكس دخترش داشته باشد. اگر در اتاق مجاور مشغول كار باشم، حق رد كردن گزينه‌ي كارگر براي گوش كردن به موسيقي پانك راك در محدوده‌ي كارش را دارم. يك گروه كاري بايد بيشترين حق اظهارنظر را پيرامون گزينه‌هاي عملياتي‌اش داشته باشد اما گروه‌هايي كه محصولات آن را مصرف مي‌كنند بايد متناسب با گستره‌اي كه از آن محصول متأثر مي‌شوند و به همان نسبت حق اظهارنظر داشته باشند.

تصميمات اغلب در اينكه آنها تا چه اندازه افراد يا رأي‌دهندگان گوناگون را متأثر مي‌كنند متفاوتند. با توجه به اين موضوع، قاعده‌ي مبتني بر رأي اكثريت (هر فرد- يك رأي)، يا قاعده‌ي دو سوم، يا تصميم‌گيري بر مبناي اتفاق‌نظر يا ديكتاتوري و هر شيوه‌ي تصميم‌گيري ويژه‌ي ديگري، گزينه‌هايي تاكتيكي براي دسترسي به برخي نرمها تلقي مي‌شوند تا هدفي في‌نفسه، تقديس يك شيوه‌ي تصميم‌گيري واحد هميشه عملاً اين نكته را ناديده مي گيرد كه در شرايط متفاوت تاكتيك‌هاي متفاوت بهتر عمل مي‌كنند حتي براي اجراي نرم‌هاي مطلوب يكسان.

انتخاب تاكتيك‌ها و شيوه‌هاي تصميم‌گيري، برمبناي اينكه آنها تا چه اندازه نرمهاي ترجيحي را بسته به بافت‌هاي متفاوت، به بهترين نحو متحقق كنند، امري بسيار خوب و معقول است. اما ما بايد چه نرمهايي را به شكل منظم در دستور كار قرار دهيم؟ مطابق معمول، هنگامي كه فكر مي‌كنيم چگونه تصميمات مشخصي را در زندگي روزانه اتخاذ كنيم، اين‌طور در نظر مي‌گيريم كه به هر كس كه مشمول اين تصميمات مي‌شود احترام گذاشته و دموكراسي را در دستور كار قرار دهيم. ما به‌طور خودكار سعي مي‌كنيم براي هريك از دست‌اندركاران متناسب با درجه‌اي كه آنها از نتيجه متأثر مي‌شوند، حق اظهارنظر قائل شويم. درحالي‌كه نمي‌توانيم هميشه به شيوه‌اي كامل اين‌گونه از خودگرداني (هركس در ورودي، متناسب با درجه‌اي كه از خروجي متأثر مي‌شود، حق تصميم‌گيري دارد) را متحقق كنيم، بايد در نظر داشته باشيم كه هر نوع انحراف، حداقل در اين معنا است كه شخصي از حق تأثيرگذاري بسيار برخوردار شده درحالي‌كه حداقل فردي ديگر سهم‌اش در تصميم‌گيري انكار شده است.

آيا در بعضي اوقات، دلايل خوبي براي رعايت نكردن حق اظهارنظر ديگران پيرامون ورودي سيستم وجود دارد؟ اطلاعيه‌اي ناگهاني را در نظر بگيريد؛ ما مطلع مي‌شويم كه در مسيرمان امواج خروشاني قرار گرفته‌اند. يكي از ما متخصص امر نجات از امواج خروشان است، بقيه شهروندان عادي‌اند كه چيزي درباره‌ي موضوع نمي‌دانند. در اين‌جا، يك گذار سريع به ديكتاتوري امري مهم و ضروري است. آيا اين نگاه، تمايل طبيعي به داعيه‌ي تصميم‌گيري پيرامون ورودي متناسب با تأثير خروجي، به مثابه نرم راهنما براي يك اقتصاد خوب را ملغي مي‌كند؟ آيا نمي‌توان به جاي آن تصميم‌گيري پيرامون ورودي متناسب با دانش‌ نسبي را پيشنهاد كرد؟

دانش و تصميم‌ها

دانش در رابطه با تصميم‌گيري‌ها دو شكل به خود مي‌گيرد. (1) دانش مربوط به ويژگي تصميم، بافت آن و مرسوم‌ترين معاني ضمني و الزامات آن. (2) دانش اينكه هر فرد چگونه درباره‌ي آن معاني ضمني فكر مي‌كند و به ويژه در مورد گزينه‌هاي مختلف دست به ارزش‌گذاري مي‌زند. دانش نوع نخست اغلب كاملاً تخصصي است همچون مورد قهرمان امواج خروشان، كه به شكل انحصاري از آن برخوردار بود. اما دانش نوع دوم به دليل اينكه ما هريك به صورت فردي، متخصص‌ترين فرد جهان در ارتباط با ارزيابي‌هاي شخصي‌مان هستيم، هميشه پراكنده، منتشر و گسترده است. من بهترين كسي هستم كه مي‌دانم نمي‌خواهم رأي‌ام تحت شعاع قرار گيرد. من متخصص‌ترين فرد جهان در ارتباط با ارزيابي‌ها و ارزش‌گذاري‌هايم هستم، همچنين شما در رابطه با ارزش‌گذاري‌هايتان و سالي، سو، سام و سامانتا در ارتباط با ارزش‌گذاري‌هايشان. بنابراين، هر زمان كه دانش تخصصي درباره‌ي الزامات و معاني ضمني به اندازه‌اي انتشار يافت كه هر عاملي بتواند به آن موقعيت دست يافته و در زمان مقرر، به نگرش خاص خود رسيده و براي تصميم‌گيري آن را ابراز كند، هر عاملي بايد متناسب با ميزاني كه متأثر مي‌شود اثرگذار شود.

هنگامي كه اين امر به دلايلي غيرممكن باشد، مطابق با نرمهاي گوناگوني كه براي مدت زماني برخي مسئوليت‌ها را واگذار مي‌كنند، ناگزير از اقدامات موقتي و گذرا هستيم؛ البته به شيوه‌اي كه اين اقدام هدف موردنظر و داراي اولويت را به شكل وسيع تخريب يا معكوس نكند. وزن شواهد به نفع انحراف از آنچه مطلوب‌ترين است عمل مي‌كند و در عين حال الزام براي توزيع دانش جهت خودگرداني را آشكار مي‌كند. كوتاه سخن، اين واقعيت كه شما يك شيمي‌دان هستيد و از شيمي و اثرات بيولوژيك رنگ سربي سر در مي‌آوريد و من به عنوان يك نقاش و يا تعميركار اتومبيل از آن سر در نمي‌آورم در معناي آن نخواهد بود كه بي‌هيچ تناسبي تصميم بگيريد كه آيا ديوارهاي من رنگ سربي بخورد يا نه و يا حتي كل جامعه رنگ سربي را بپذيرد يا كنار بگذارد. بلكه اين در معناي آن است كه من، همراهانم و اعضاي جامعه‌ام بايد به اظهارات تخصصي شما قبل از تصميم‌گيري گوش دهيم. اما در هنگام تصميم‌گيري شما درست نظير ديگران خواهيد بود و متناسب با ميزاني كه از اين اقدام متأثر مي‌شويد حق اظهارنظر داريد درست نظير ما كه متناسب با تأثيري كه مي‌پذيريم حق اظهارنظر داريم.

شورا و ديگر الزامات و معاني ضمني

بنابراين، هدف خودگرداني اين است كه هر عامل، بر تصميمات متناسب با ميزاني كه بر او اثرگذار است تأثير بگذارد. به منظور تحقق اين هدف، هر عامل بايد امكان دسترسي آسان به تحليل‌هاي مرتبط با نتايج پيش‌بيني شده را داشته باشد و از دانش عمومي و اعتماد به نفس فكري كافي براي درك تحليل‌ها و تعيين اولويت‌ها با توجه كافي به آنها، برخوردار باشد. سازمان جامعه بايد تضمين كند كه منابع تحليل‌ها غيرجانبدارانه‌اند.

بنابراين هر فرد يا گروه مشمول تصميم، بايد از ابزارهاي سازماني لازم براي رسيدن به اهداف، شناساندن خواست‌ها و تطبيق آنها به شيوه‌اي محسوس برخوردار باشد.

بنابراين در اقتصاد ما به سطوح مختلف و گوناگون شوراهاي كارگران و مصرف‌كنندگان، به مثابه‌‌ي ابزار تصميم‌گيري در مجتمع‌هاي كارگران و مصرف‌كنندگان با ابعاد گوناگون نيازمنديم. بنابراين شوراهايي در سطوح گروه‌هاي كاري، بخش‌ها، كارگاه‌ها، صنعت، گروه‌هاي معيشتي، همسايگان، جامعه و كشور به مثابه ابزاري براي بيان اولويت‌هاي فردي و گروهي كه توسط ابزارهاي گوناگون آراي خود را مطرح كرده و نتيجه را به اجرا در مي‌آورند و … مورد نياز است. ما همچنين به انتشار اطلاعات نياز داريم تا پيرامون تعاملات اقتصادي، دانش ضروري را براي قضاوت‌هاي آگاهانه‌ي كساني كه متأثر مي‌شوند فراهم آورد. ما نياز داريم هر عامل اعتماد به نفس فردي داشته باشد و به اندازه‌ي كافي به وي اختيار داده شود كه احساس كند به راحتي اولويت‌ها را تشخيص داده، آن را بيان و به نفع آن بحث كرده و نهايتاً به آن رأي دهد. ما نياز به ابزار تخصيص و ديگر تعامل‌هاي نهادي داريم كه نرم‌هاي خودگرداني را حفظ كنند و ملزومات را تأمين كنند.

همچنين برخي الزامات نهادي، براي تأثير بر تصميم‌گيري متناسب با گستره‌اي كه فرد از آن متأثر مي‌شود وجود دارد. اما اصول به خودي خود شفاف است. بخش بعدي، پيرامون برنامه‌ي خواست‌ها و اقدامات، با هدف مستقيم پيشبرد خودگرداني اقتصادي است. تفاسير، بيشتر ويژگي‌هايي اضافي را كه بر اين هدف افزون مي‌گردد نشان مي‌دهد و همچنين نشان‌دهنده سازمان محيط كار و مثلاً اينكه تخصيص چگونه صورت مي‌گيرد و … است.