بابک پاکزاد, تاریخی, سرتیتر

دولت بوش چه منافعی در تامین مالی مرکز همبستگی AFL-CIO داشته؟


هری کلبر

برگردان: بابک پاکزاد

در سال 1997، AFL-CIO از طریق ادغام چهار نهاد منطقه ای که در اطراف و اکناف جهان فعال بودند مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی نیروی کار را تاسیس کرد. مرکز همبستگی ماموریت خود را چنین تعریف کرد: «کمک برای ساختن جنبش جهانی نیروی کار از طریق تقویت قدرت سیاسی و اقتصادی کارگران در سراسر جهان از مسیر اتحادیه های دمکراتیک، مستقل و موثر.»
به اعضای اتحادیه گفته نشد که دولت بوش مرکز همبستگی را سال‌ها از مسیر موارد اهدایی از سوی وزارت کشور ایالات متحده، آژانس ایالات متحده برای توسعه بین‌المللی و وزارت کار ایالات متحده تامین مالی کرده است، در حالی که، خود AFL-CIO مقادیری بسیار ناچیز به این مرکز اختصاص داده است.
در گزارش سالانه 2008 این مرکز آشکار شده که بیش از 95 درصد (27373151دلار) بودجه آن از طریق موارد اهدایی دولت فدرال تامین شده و AFL-CIO تنها 2/2 درصد (656862 دلار) بودجه را تامین کرده است. بنابراین پرسش این است که چرا دولت فدرال روی این مرکز سرمایه گذاری سنگینی کرده است؟ دولت بوش هرگز به امر پیش‌برد همبستگی بین المللی نیروی کار علاقه ای نشان نداده است. مساله مهم این است که مرکز همبستگی به ازای تامین مالی برای تداوم حیاتش، چه کاری برای دولت فدرال انجام می‌دهد؟
اعضای اتحادیه شایسته دریافت پاسخ های صریح برای این پرسش های مشروع هستند. اما جان سوئینی ، ریاست AFL-CIO و عضو ارشد مرکز از دادن پاسخ طفره می رود. در حقیقت، بخشی از پاسخ روشن است.
مرکز همبستگی با استفاده از پول‌های اهدایی دولت فدرال، در 26 کشور اداراتی را برپا کرده و اقدام به استخدام کارمند کرده است. آن‌ها شامل اتیوپی، رواندا و سوازیلند در آفریقا، فیلیپین، سری لانکا و تایلند در آسیا و بحرین، ایران و کویت در خاورمیانه اند.
چرا این 26 کشور که اگر نه همه، اما بیشتر آن‌ها هیچ ارتباطی با اتحادیه‌های کارگری آمریکا ندارند انتخاب شده اند؟ دلیل همبستگی بین المللی نیروی کار که فعالیت های مرکز در کرواسی، نامیبیا، تونس، نپال و قطر در خدمت آن قرار گرفته، چیست؟ گستره پرسنل و کارمندان مرکز همبستگی چه اندازه است که لاف پیشرفت در امر یاری رسانی به کارگران در کشورهای تحت حاکمیت مستبدان را می زند و یا ادعای کمک به کارگران در کشورهایی که دچار جنگ داخلی شده اند را دارد؟
الی لارسون رئیس هیات مدیره مرکز گزارش می دهد که طی 12 ماه گذشته، وی از 14 کشور که مرکز همبستگی در آن‌ها اداراتی دارد و همچنین از 7 کشور دیگر که در آن‌ها شرکایی داشته یا اقدام به برگزاری برنامه هایی کرده، دیدن کرده است. او از «حمایتی که به عنوان نمایندگان جنبش کارگری ایالات متحده، در جهت پیش‌برد امر حقوق کارگران در سراسر جهان صورت می دهیم» سخن گفت. پرسش این است که چه وقت به وی این مسئولیت و اعتبار داده شده که به نام جنبش کارگری ایالات متحده سخن گوید؟ و این که او حقیقتا در کشورهایی که از آن‌ها بازدید به عمل آورده، به نام ما چه گفته است؟
برای وجود ایستگاه‌های مرکز همبستگی در 26 کشور جهان یک توضیح ساده و منطقی وجود دارد. در حالی که آن‌ها ارزش ناچیزی در امر پیش‌برد همبستگی بین‌المللی نیروی کار دارند، به عنوان چشم و گوش وزارت کشور ایالات متحده از عملکرد مفیدی برخوردارند. مرکز به عنوان بازوی سیاست خارجی ایالات متحده عمل می کند، همانطور که در کودتای نافرجام علیه دولت منتخب هوگو چاوز در سال 2002 عمل کرد. مرکز همبستگی نه از پرزیدنت بوش و جنگ در عراق انتقاد کرد و نه حتی اشاره ای به آن کرده است انگار که آن‌ها اصلا وجود خارجی نداشته اند.
مرکز همبستگی نشریاتی با کاغذ گلاسه و رنگی با عکس‌های جذاب به چاپ می‌رساند که تعداد انگشت شماری از اعضای اتحادیه های کارگری آمریکا آن‌ها را دریافت و یا حتی دیده اند (لارسون از این که بگوید چه تعداد نسخه در کدام کشورها توزیع شده تن می زند).
از آن‌جا که هیچ نظارتی بر فعالیت های مرکز وجود ندارد، مرکز می تواند در مورد دستاوردهایش اغراق کرده و از مهم جلوه دادن خود ذوق کند. در بروشور مرکز آمده است: «ما دمکراسی و آزادی و احترام به حقوق کارگران را در تجارت جهانی، سرمایه گذاری، سیاست‌های توسعه و اقدام به تخصیص وام از سوی نهادهای مالی بین‌المللی به پیش برده ایم. بالا تر از همه، ما برای کارگران جهان فرصتی برای ابراز نظر در اقتصاد جهانی و در آینده فراهم کرده ایم.» (ظاهرا نمی توان هیچ نقطه پایانی برای این لاف زنی و شارلاتان بازی سطح بالا قایل شد)
ما باید پافشاری کنیم که سوئینی توضیح دهد چرا مرکز همبستگی AFL-CIO نود و پنچ درصد بودجه اش را از دولت فدرال اخذ می کند و چه بهایی را باید به ازای دریافت حمایت مالی بپردازد. همچنین ما باید تقاضا کنیم که لارسون حقانیت عملیات مرکز در 26 کشور را اثبات کند و توضیح دهد که چگونه این امرباعث پیش‌برد همبستگی بین‌المللی نیروی کار می شود. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که آن‌ها پیرامون این موضوع مهم به سکوت خود ادامه دهند.