کارگری, بابک پاکزاد, سرتیتر

مبارزه با نئولیبرالیسم، بهترین گزینه

 

بابک پاکزاد

در حال حاضر تعداد فعالان چپ در جامعه ایران اندک است .در مقاله ای که اخیرا خواندم نوشته بود حزب کمونیست ژاپن 400000 عضو دارد و اخیرا توانسته است 9000 عضو جدید دیگر را نیز به خود جذب کند. آری با چنین نسبت هایی تعداد فعالان چپ در جامعه ی ایران واقعا اندک است. در برابر این تعداد اندک معمولا گزینه های متعددی برای فعالیت قرار می گیرد ، فعالیت هایی در زمینه های حقوق بشر ، حقوق زنان،حقوق کودک، جنبش صلح، دفاع از آزادی بیان و… بسیاری از نیروهای چپ جذب فعالیت های مذکور گردیده اند.

واقعیت امر این است که همدلی کاملی میان اندیشه چپ و این دست فعالیت ها وجود دارد اما با توجه به تعداد قلیل و نیروی اندک ، ما باید روی کدام جنبش سرمایه گذاری کنیم و با کدام جنبشها همدلی کنیم؟ کدام جنبش است که حتی در صورت سرکوب، چپ را به عنوان یک نیروی اجتماعی فراز می آورد؟ کدام جنبش است که قادر است تحلیل منحصر بفردی از ریشه های معضلات اجتماعی چون نقض حقوق زنان و کودکان ، سرکوب آزادی های اجتماعی و مدنی، جنگ و… ارائه دهد، تحلیل منحصر بفردی که سرمایه با تمام توانش در برابر آن جبهه گیری کرده تا آن را در محاق قرار دهد؟ کدام جنبش است که بنا به نظر سنجی در سالهای گذشته وبنا به اعتراف خود لیبرال ها، می تواند حمایت حداقل شصت و چهار درصد جمعیت کشور را جلب کند؟ کدام جنبش است که چنان ولوله ای در توده های محروم وطبقه ی کارگر بپا می کند که چپ را از ائتلاف با هر عنصر سست و ناپایدار بی نیاز می کند؟ تا کنون چه کرده ایم که نتوانسته ایم و چه باید بکنیم که بتوانیم؟ آیا ائتلاف هایی که با تمام توش و توان در آنها سرمایه گذاری کرده‌ایم شایسته این همه انرژی بوده اند؟ آیا در هنگامی که ضعیف هستید تلاش و ایثار و فداکاری بیشتر شما در چنین ائتلاف ها یی وزنه را به سمت چپ می چرخاند؟ دیگران بز می چرانند و کا ری به کار شما ندارند؟ توضیح دهید کجای این تحلیل طبقاتی است؟ ما نباید چرخ دنده ماشینی شویم که دیگران می رانند. وقتی گزینه بهتری هست ، عقل حکم می کند در ائتلاف هایی شرکت نکنیم که بینش دیگری، سد عمل ما می شود. وقتی گزینه بهتری هست، به جای کشف منافع طبقاتی مشترک با لیبرال ها و توجیه تراشی برای ائتلاف، به جای چسبیدن به قدرتی که هرکار کنی از آن دیگری است نه از آن تو، بهتر است منافع آنانی که با تو همگون ترند را در دستور کار قرار دهی و آنان را نسبت به منافع طبقاتی اشان آگاه سازی. جبهه چپ، جبهه مبارزه با نئولیبرالیسم است چرا که در این جبهه ، برای چپ به مثابه یک نیروی اجتماعی ، مرگی را نمی توان متصور شد. این جبهه حتی در صورت سرکوب ، چپ را به مثابه یک نیروی اجتماعی فراز می آورد. چپ در حین مبارزه با نئولیبرالیسم به هیچ وجه نباید همدلی خود را با دیگر فعالیت های اجتماعی از دست دهد اما اعتقاد دارم وزن و احترام این نیرو نزد دیگران زمانی حادث می شود که بتواند از محملی مبارزاتی، محملی که مصادره کردن آن برای جبهه مقابل بسیار سخت و پرهزینه باشد، بهره برده و با پایگاه وسیع اجتماعی‌اش ارتباط برقرار کند. به خاطر داشته باشیم که وظیفه چپ در ائتلاف های فراگیر نه تفرقه افکنی است و نه اینکه دائم بغض خود را فرودهد و دم برنیاورد چرا که ممکن است اعضای ائتلاف را بترساند. به هنگام بررسی ائتلاف های فراگیر ابتدا باید محدودیت های ساختاری خود ائتلاف را شناخت ، این یعنی اگر عوامل خارجی تاثیرگذار را در نظر نگیریم ، خود این ائتلاف بنا به ماهیت اش تا کجا پیش می رود؟ ما کجای کار هستیم؟ سپس عوامل خارجی را دخیل کنیم و بفهمیم این عوامل بسته به ترکیب ائتلاف تا چه اندازه و در کدام جهت تاثیرگذار خواهند بود به بیان دیگر ائتلاف، استعداد چرخیدن به کدام سو را دارد؟گاه صرفا باید نظارت فعال و نقد مداوم و بیان قرائت خویش از موضوع را در دستور کار قرار داد، گاه باید به صورت محدود در برخی فعالیت ها که اثرگذاری آن ملموس است و نهایتا می توان روی آن سابقه، در جبهه اصلی حساب کرد شرکت نمود، گاه باید سکوت کرد، گاه باید فقط حمایت معنوی داد، تنها در مواردی اندک باید با تمام قوا وارد شد، متاسفانه در حال حاضر با افرادی مواجهیم که همه کارها را با هم انجام می دهند و در عمل بجای موج سواری در امواج غوطه می خورند.