کارگری, بابک پاکزاد, سرتیتر

مهاجران و بازار کار

 

باربارا گارسون
برگردان: بابک پاکزاد

مردي كه نياز دارد ميوه‌های باغ‌هايش چيده شود مي‌گويد: «آمريكايي‌ها خواهان انجام چنين مشاغلي نيستند.»
در بازديد اخيرم از دو كشور همين موضوع در آن‌جا نيز صدق مي‌كرد. سنگاپور و سوييس شهروند كافي براي پر كردن تمام مشاغل ندارند. بنابراين اين دو كشور ثروتمند تعداد بسياري كارگر از كشورهاي فقير مناطق اطراف به كشور خود آورده‌اند. سوييسي‌ها و سنگاپوري‌ها چندان مهمان‌نواز نبوده و رابطه‌ی دوستانه‌اي با خارجي‌ها ندارند. اما مهاجران تنش چنداني در امور داخلي ايجاد نمي‌كنند و در نتيجه، كشور نيازي به استقرار نيروهاي نظامي در مرزها به منظور ممانعت از ورود مردم فقير نمي‌بيند.
سنگاپور و سوييس به شيوه‌اي كاملاً متفاوت با مهمانشان رفتار مي‌كنند اما در عين حال استراتژي‌هايي را اتخاذ مي‌كنند تا از سطح دستمزد بومي در حال افول برخوردار نشوند.
اين سياستي عمومي است كه مرزهايشان را ايمن نگه مي‌دارد. سياستي كه ما نيز مي‌توانيم از آن تقليد كنيم. اما نخست اجازه دهيد تفاوت‌هاي كارگران مهمان در سنگاپور را كه به شدت آنان را از جامعه تفكيك و مجزا مي‌كنند توصيف كنيم.
كارگران ساختماني همان‌جا در سايت ساختماني زندگي می‌کنند و در اتاق‌هايي دالان مانند يا كانتينرهاي فلزي شب را به روز مي‌رسانند. مكاني كه اميد داشتم با يكي از آن‌ها ملاقات كنم يك فروشگاه تعطيل بود كه تعداد زيادي از مهاجران در روزهاي تعطيل آن‌جا جمع مي‌شدند. پيش مردي رفتم، او مرا داخل كوچه برد روزنامه‌اي روي آسفالت پهن كرد و به اين ترتيب توانستيم بنشينيم و با هم گفت‌وگو كنيم.
من گفتم: «همين نزديكي‌ها نيمكت هست» و به فضاي سبز اشاره كردم او پاسخ داد: «سنگاپوري‌ها دوست ندارند ما را در خيابان‌ببينند»
اين عين واقعيت است. كارفرمايان سنگاپوري به ازاي هر كارگري كه به كشور مي‌آورند پنج هزار دلار تضمين مي‌دهند، آن‌ها يا مسكن و خوراك را تقبل كرده و تفكيك و مجزا ماندن آن‌ها از جامعه را تحت نظر مي‌گيرند و يا پنج هزار دلار به آن‌ها برگردانده نخواهد شد. هيچ راهي براي آن كه مهاجران سنگاپوري بتوانند در جامعه ادغام شوند وجود ندارد. حتي اگر برخي از آن‌ها به همان گروه‌هاي قومي تعلق داشته باشند كه بوميان سنگاپوري به آن تعلق دارند.
در سوييس مهاجران بيش‌تر شبيه مردم عادي زندگي مي‌كنند. من از شهر آلپ كه بيش‌تر كارگران هتل پرتغالي بودند، ديدار كردم. يك مربي اسكي بومي سوييسی شكايت مي‌كرد كه با خريد شمار زيادي از كلبه‌ها توسط توريست‌هاي انگليسي ديگر نمي‌تواند در زادگاهش زندگي كند.
وقتي از يك كارگر هتل پرتغالي پرسيدم آيا مديريت، خوابگاهي براي شما تدارك ديده است يا نه؟ به نظر رسيد كه دست و پايش را گم كرده، پرسشم را اين طور مطرح كردم «چگونه در چنين مكان گراني زندگي مي‌كنيد؟»
او پاسخ داد: «من شغل دارم و يك آپارتمان اجاره كرده‌ام.» اگرچه او هرگز شهروند سوييس نخواهد شد او چندان از اين كه با كارگران ديگر متفاوت است آزرده نيست. مهاجران در سنگاپور نه تنها تفكيك و مجزا شده‌تر از مهاجران در سوييس نگه داشته مي‌شوند، بلكه دستمزدهاي پايين‌تري نيز دريافت مي‌كنند. كارگر پرتغالي در سوييس دستمزد معمول را دريافت مي‌كند. اما فيليپيني‌ها در سنگاپور يك سوم آنچه كارگران بومي دريافت مي‌كنند را به خانه مي‌برند.
اما آنچه در هر دو كشور مشابه است اين است كه يك كارگر خارجي براي كارفرمايش به اندازه‌ی يك كارگر بومي هزينه دارد. چند دهه پيش نخست‌وزير لي كوان يو دريافت كه سنگاپور هرگز نمي‌تواند در رقابت عرضه‌ی نيروي كار ارزان پيروز شود. به جاي آن او تصميم گرفت كه در ميان صدها جزيره‌ی استوايي اين جزيره به توليدكننده‌ی محصولاتي با ارزش افزوده‌ی بالا بدل شود. براي لي اين امر به معناي آن بود كه دستمزدها به اندازه‌اي بالا باشد كه سرمايه‌داران سنگاپوري را به سرمايه‌گذاري در تكنولوژي‌هايي كه نياز به نيروي كار (كارگر) ندارد، ترغيب كند. براي بالا بردن حقوق سنگاپوري‌ها او بايد مطمئن مي‌شد كه دستمزدهاي بومي توسط دستمزد مهاجران به چالش كشيده نمي‌شود. بنابراين لي با بستن ماليات‌هاي بالا بر دستمزد و حقوق مهاجران اين اقدام را صورت داد. آري شما مي‌توانيد به هر كارگر غيرماهر بنگلادشي 400 دلار در ماه حقوق بدهيد اما در اين صورت مجبوريد 400 دلار ديگر هم در ماه به دولت بپردازيد.
من كه از ايالات متحده آمده بودم نمي‌توانستم باور كنم كه دولتي كه نسبت به رفاه خارجيان بي‌تفاوت است تلاش كند كه سطح دستمزد مردمش را بالا برد، تا اين‌كه با يك كارفرما كه مهاجران هندي، فيليپيني و چيني را به سنگاپور آورده بود مصاحبه كردم. او به من گفت ناگزير است براي سنگاپوري‌ها حدود 500ر2 دلار در ماه هزينه كند. من سوال كردم… و براي خارجي‌ها؟ او خودكار برداشت و شروع به محاسبه‌ی هزينه‌ها كرد.
«حقوق 900 دلار، ماليات 200 دلار [ماليات براي كارگران ماهر كم‌تر است]، وعده‌ی غذايي 250 دلار، مسكن… بيمه… بهره‌ی ضمانت… سرجمع همان 500ر2 دلار در ماه مي‌شود.»
كارفرمايان سنگاپوري اين نوع از مقررات را تحمل مي‌كنند.
اما مناسبات در سوييس به گونه‌ی ديگري است. براي مثال، طي دوره‌ی ركود بين‌المللي 1973، سوييس بيمه‌ی بيكاري را به كارگران مهمان تعميم نداد و هيچ راه ديگري نيز براي حمايت از آن‌ها در اين كشور گران پيش پا ننهاد. به اين ترتيب بخش اعظم آن‌ها به كشورشان بازگشتند. در نتيجه، نرخ بيكاري سوييس پايين باقي ماند در حالي كه در كل اروپا و ايالات متحده افزايش پيدا كرد. در شرايط مشابه، سنگاپور سهم كارگران خارجي را كه هر صنعت اجازه‌ی استخدام دارد كاهش مي‌دهد. اما اصول نهفته در هر دو اقدام يكسان است. كارگران خارجي نبايد دام چاله‌اي براي شهروندان محسوب شوند.
سياست ايالات متحده دقيقاً برعكس است. اخيراً پيشنهاداتي حول اين مساله كه در قبال مكزيكي‌هايي كه از مرزها به اين سو مي‌خزند چقدر بايد سخت‌گير يا آسان‌گير بود، مطرح شده است. خطرناك‌ترين پيشنهاد طبق معمول از سوي رييس‌جمهور مطرح شد. پيشنهاد وي ترس ما از هجوم مكزيكي‌ها را افزايش مي‌دهد و در همان حال برنامه‌ی كارگران مهمان وي دلايل واقعي براي نگراني را بيش‌تر مي‌كند. ما حق داريم از كارگراني كه به كشور آورده مي‌شوند تا با دستمزدهايي كار كنند كه نمي‌توانيم با آن زندگي كنيم، بترسيم. ايالات متحده سالانه 800 هزار مهمان غيرقانوني را پذيراست. متاسفانه تمام محتواي پيشنهاد كه برخي پيش‌بيني‌ها براي مهماناني با دستمزدهاي پايين را شامل مي‌شود به گونه‌اي طراحي شده كه دستمزد آمريكايي‌ها را تحليل برد و ما را فقيرتر كند.
من قبل از ترك سوييس دوباره پيش آن مربي اسكي سوييسي رفتم. او عليه پولدارهاي انگليسي كه آخر هفته‌ها به آلپ مي‌آمدند و قيمت‌ها را به شكل سرسام‌آوري بالا برده بودند اقداماتي را آغاز كرده بود. اما من نتوانستم او را به اقداماتي مشابه عليه پرتغالي‌ها ترغيب كنم. چرا كه قبل از هر چيز ديگر آن‌ها آن‌جا بودند. چرا كه به واقع تعداد افراد سوييسي براي خدمت به توريست‌ها كافي نيست. سوييس و سنگاپور محتاج كارگر خارجي‌اند. ممكن است در ايالات متحده نيز چنين نيازي موجود باشد. چگونه مي‌توان اين موضوع را فهميد؟ مشاغل را با دستمزدهاي خوب، مشابه دستمزدها در ايالات متحده عرضه كنيد. اگر به واقع هيچ يك از آمريكا‌يي‌ها تمايلي به چيدن ميوه يا پاك كردن ميز روءسا ندارند به هر طريق مردم را از آن سوي مرزها دعوت كنيد و همان دستمزد خوب را به آن‌ها بدهيد.