بابک پاکزاد, سرتیتر

کودکان فراموش شده زنان کارگر مهاجر

 

برگردان: بابک پاکزاد

قانون ملي تضمين اشتغال در مناطق روستايي – اگر به صورت موثر اجرا شود – برخي تبعات مثبت را به همراه خواهد داشت، يكي از مزاياي بالقوه قانون فوق كه تاكنون كم‌تر پيرامون آن بحث شده، بهبود وضعيت رفاهي 60 ميليون كودك است. آن‌ها فرزندان كاگران مهاجرند كه اكنون به شكل مخربي تحت تاثير فشارهاي مادي فزاينده‌اي قرار دارند؛ همان فشارهايي كه بزرگسالان زن و مرد را ناگزير از مهاجرت كوتاه‌مدت براي يافتن كار، كرده است.

شواهد موجود را در نظر بگيريد. هم داده‌هاي رسمي جمع‌آوري شده و هم تمام مطالعات خرد در دسترس بر اين امر صحه مي‌گذارند كه اخيرا با افزايش قابل توجهي در مهاجرت‌هاي اقتصادي كوتاه ‌مدت مواجه بوده‌ايم كه عامل آن كاهش امكان كشت، جابه‌جايي، سلب مالكيت و از بين رفتن امكان ايجاد اشتغال در بخش‌هاي وسيعي از مناطق روستايي هند بوده است. تحول مهم‌تر اخير، مهاجرت فزايندهء زنان به همراه مردان يا به صورت گروهي يا حتي مهاجرت زنان به همراه فرزندانشان بوده است.

البته، اين اقدام با فشارهاي سنگيني همراه است و براي به استضعاف كشانيدن زنان مهاجر كه نسبت به تمام اشكال استثمار، چه فيزيكي چه مادي، آسيب‌پذيرترند امكانات جديدي فراهم كرده است. در حالي كه مهاجرت مي‌تواند منبع مهم فرصت‌هاي اقتصادي جديد تلقي شود، مهاجرت از سر نااميدي در ميان اقشار فقير به ويژه زنان فقير نابرابري‌هاي موجود را عميق‌تر كرده و وضعيت شكننده و آسيب‌پذير را بدتر مي‌كند و اما بدترين تبعات بر سر فرزندان اين مهاجران خراب مي‌شود، فرزنداني كه چندان در معرض ديد سياست‌گذاران قرار نمي‌گيرند.

مطالعه‌اي كه در مارس 2006 از سوي Mobile Creches تحت عنوان «تحرك نيروي كار و حقوق كودكان» صورت گرفت، اين موضوع را به وضوح نشان مي‌دهد. با استفاده از داده‌هاي رسمي Census و NSSO ، مطالعه مذكور تخمين ميزند كه در سال 2000، با حدود 30 ميليون زن كارگر مهاجر و 60 ميليون كودك كه حدود نيمي از آن‌ها زير شش سال سن داشته‌اند، مواجه بوده‌ايم.

شرايط نامساعد زنان كارگر مهاجر در محل كار و محل سكونت موقتي آن‌ها امري شناخته شده است. اين كارگران معمولا به خاطر قدرت چانه‌زني بسيار محدودشان از حداقل دستمزد قانوني برخوردار نيستند و تاخير در پرداخت دستمزد يا عدم پرداخت، تهديدي دايمي و يكي از واقعيت‌هاي كاري آن‌ها‌ست. زنان اغلب دستمزدي بسيار پايين‌تر از مردان دارند و حدود نصف تا دوسوم حقوق مردان را دريافت مي‌كنند. قراردادهاي كاري اغلب موردي، ناايمن و بسيار استثمارگرانه است. آن‌ها معمولا در محلات فقيرنشين يا حلبي‌آبادهاي كنار جاده ساكنند كه از هيچ‌گونه تجهيزات بهداشتي يا دسترسي به آب قابل شرب و… برخوردار نيستند، اما جدا از اين ويژگي‌ها كه در كل كيفيت زندگي را براي خانواده‌هاي مهاجر بسيار نازل مي‌كند، ويژگي‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه مستقيماً بر كودكان تاثير مي‌گذارد.

تحرك دايم و محل اقامت نامعلوم يا سكونت در محله‌هايي بدون امكانات بهداشتي و با محدوديت‌هاي بسيار به وضوح نامطلوب است، اما براي كودكان مهاجر، مشكلات از قبل از تولد آغاز مي‌شود. بر اثر فشارهايي كه مادر متحمل مي‌شود وزن نوزاد به هنگام تولد كم‌تر از حد استاندارد است و پس از آن نيز امكان خوردن شير مادر كاهش پيدا كرده و به اين ترتيب سيستم ايمني بدن نوزاد تقويت نمي‌شود و به دليل فقدان امكانات بهداشتي در محلات پر جميعت و فقيرنشين همين امر راه را براي ابتلا به انواع امراض عفوني هموار مي‌كند.

نگراني‌هاي ديگري نيز وجود دارد. خانواده‌هاي مهاجر به دليل اين‌كه در مناطقي كه كار مي‌كنند به عنوان ساكن به رسميت شناخته نمي‌شوند از حقوق شهروندي معمول برخوردار نيستند. بنابراين، كودكان دسترسي به واكسيناسيون و ديگر خدمات بهداشتي ندارند، نمي‌توانند به مدارس محلي بروند و اغلب مجبورند همراه با مادرشان به محل كار مثلا به سايت ساختماني بروند. محل كار كه نوزادان و كودكان كم‌سن و سال بيش‌تر ساعات بيداري را در آن‌جا مي‌گذرانند، اغلب مكان‌هايي غيربهداشتي و خطرناكند; همچنين اين كودكان براي رشد از تغذيه مناسبي نيز برخوردار نيستند.

اين شرايط به شيوع دايم بيماري‌ها از جمله بيماري‌هاي تنفسي و بيماري‌هاي ناشي از آب آلوده منجر شده است. مطالعه‌اي كه در سال 1998 روي كودكان مهاجر در محل‌هاي كار صورت گرفت نشان داد كه 53 درصد كودكان زير پنج سال دچار كمبود غذايي و 27 درصد دچار كمبود غذايي شديدند.

اگر مهاجران در سياست‌هاي عمومي ناديده گرفته شوند و در نتيجه در شكل گسترده‌اي در معرض تبعيض اقتصادي و اجتماعي قرار گيرند، اين تبعيض‌ها به شكل مضاعفي بر فرزندان مهاجران نيز كه چندان در معرض ديد و توجه عموم قرار ندارند، تحميل خواهد شد. بنابراين فراسوي عباراتي كليشه‌اي مبني بر اين‌كه فرزندان ما آيندهء مملكت هستند و… خطري جدي وجود دارد كه اين بي‌توجهي ادامه پيدا كند.