سرتیتر

موش انقلاب تا ابد نقب خواهد زد

منبع: دمکراسی مردم

نويسنده: آر. آرون کومار

تارنگاشت عدالت

بررسی کتاب «موش جديد: راه‌های چپ آمريکای لاتين» نوشته اِمير صادر، لندن، انتشارات ورسو، اکتبر ۲۰۱۱، در ۱۸۵ صفحه، قيمت ۱۵ پوند.

«کاردانی اروپا و رفاه ايالات متحده برای آمريکای ما دو دشمن آزادی انديشه اند. جمهوری‌های جديد مايل به پذيرش چيزی که مهُر تأييد آن‌ها را نداشته باشد، نيستند… اگر می‌خواهيد همه چيز را تقليد کنيد، خلاقانه تقليد کنيد.» سيمون رودريگز، آموزگار سيمون بوليوار، نقل شده از طرف ادواردو گالينو در «ميرورز»)

نقشه سياسی جهان بعد از اتحاد شوروی شديداً تغيير کرده است. عقب‌گرد سوسياليسم که به مثابه وزنه‌ای در مقابل امپرياليسم عمل می‌کرد، تأثير منفی بر نيروهای مترقی در سراسر جهان داشت. امپرياليسم نه تنها بازارها را فتح کرد، بلکه تجاوزگرانه در سراسر جهان پيش رفت. بحث‌هايی که پيروزمندانه «پايان تاريخ» و «آلترناتيوی وجود ندارد» را موعظه می‌کردند، رايج شد. در اين فضای سياسی تيره، از اوايل دهه ۱۹۹۰، مبارزات پيکارگرانه عليه سياست‌های نئوليبرالی و شکل‌گيری متعاقب دولت‌های مترقی در آمريکای لاتين بارقه‌ای از اميد برای نيروهای چپ و مترقی در سراسر جهان بود. اين مبارزات منطق فلسفه نئوليبرالی را چالش نمود، آلترناتيوها را ارايه کرد و مهم‌تر از همه با کسب قدرت سياسی در بسياری کشورها، ضربه سياسی بر طبقات حاکم وارد آورد. در حال حاضر بر ۱۱ کشور از ۱۹ کشور آمريکای لاتين دولت‌های مترقی مرکز- چپ يا چپ، حکومت می‌کنند. اين پديده‌ها هم‌چنان توجه تمام خلق‌هايی را که برای يک نظام اجتماعی بديل مبارزه می‌کنند، جلب می‌نمايند. کتاب ««موش جديد: راه‌های چپ آمريکای لاتين» نوشته اِمير صادر سهم مهمی در غنی ساختن اين شناخت دارد.

«اِمير صادر» يک پرفسور علوم سياسی چپ‌گرا از برزيل است. عنوان کتب او، همان‌طور که خودش می‌گويد، الهام گرفتن جالبی از مارکس است. مارکس اين تمثيل «موش» را (که هاملتِ شکسپير را منبع آن ذکر کرده است) در «هجدهم برومر لوئی بناپارت» برای توصيف کار انقلاب به کار برده است. صادر از اين تمثيل برای تجزيه‌و‌تحليل تحولات مترقی که در آمريکای لاتين رخ می‌دهد، استفاده می‌کند. «موش» که برای نخستين بار در سال ۱۹۱۷ در روسيه، و متعاقباً در بخش‌های بسياری از جهان ظاهر شد، در آمريکای لاتين برای نخستين بار با پيروزی انقلاب کوبا خود را نشان داد. صادر تحولات آمريکای لاتين را تجزيه‌و‌تحليل می‌کند، «نشانه‌های موش را بو می‌کشد.»

آمريکای لاتين، منطقه‌ای غنی از نظر منابع تاريخی آکنده از اشغال استعماری و مبارزات مردمی عليه متجاوزين دارد. استقلال از اربابان استعماری به استثمار پايان نداد. ايالات متحده، که هميشه به آن با سوءظن به عنوان يک همسايه تجاوزگر شمالی نگاه می‌شد، وارد ميدان شد و نفوذ خود را بر منطقه اعمال نمود. ديکتاتورها سر کار آورده شدند، کودتاها مورد تشويق قرار گرفتند و دولت‌های به طور دمکراتيک انتخاب شده با راهنمايی آشکار و پنهان ايالات متحده سرنگون گرديدند. ايالات متحده پيوسته در امور داخلی کشورها مداخله کرد، سياست‌های اجتماعی- اقتصادی آن‌ها را تعيين نمود. تمام دولت‌ها و جنبش‌های مترقی در منطقه، تاريخی از نبرد با مانورهای ايالات متحده دارند. «صادر»، با مشخص کردن اين وجه مشترک می‌گويد که هنوز بين دولت‌های ونزوئلا، بوليوی و اکوادور در يک طرف، و دولت‌هايی مانند برزيل و آرژانتين در طرف ديگر، تفاوت وجود دارد.

«صادر» ونزوئلا، بوليوی، اکوادور را به خاطر اجرای سياست‌هايی که به روشنی خود را از سياست‌های ديکته شده از طرف مؤسسات برتون وودز جدا می‌کنند، به عنوان دولت‌های پسانئوليبرال طبقه‌بندی می‌کند. در طرف ديگر، دولت‌های کشورهايی مانند برزيل، گرجه اقداماتی بسياری را به سود فقرا و محرومان آغاز کرده اند، تفاوت چشم‌گيری با نئوليبراليسم ندارند. او استدلال می‌کند که بانک‌های مرکزی «مستقل» و بوروکرات‌ها هنوز بر سمت‌گيری اقتصادی اين دولت‌ها نفوذ دارند. او حرکت حزب کارگران برزيل را مشروحاً مورد تحليل قرارداده تغييراتی را که به خاطر مبدل شدن به يک حزب حاکم در سياست‌های خود به وجود آورده است، پی می‌گيرد: چگونه از لفاظی «وام‌های صندوق بين‌المللی را باز نخواهد پرداخت» منحرف شده است. «صادر» برزيل را به عنوان يک دولت «چندگانه» که هنوز کاملاً از آغوش نئوليبراليسم بيرون نيامده است، طبقه‌بندی می‌کند.

بحث جالب ديگری که «صادر» مطرح می‌کند اين است که چگونه پروژه نئوليبرالی موجب جذب احزاب سوسيال دمکرات در خود شده است. در واقع، صادر می‌گويد که فرانسيس ميتران از حزب سوسياليست در فرانسه اين روند را آغاز کرد. اين روند همان‌طور که ما اکنون در اروپا شاهد هستيم، تأثير دوربردی در قاره داشت. در اين دوره، تحت شرايط بحران اقتصادی شديد، بسياری از احزاب حاکمی که همان سياست‌های نئوليبرالی را به اجرا گذاشتند، در انتخابات شکست می‌خورند. علی‌رغم اين دست‌به‌دست شدن [قدرت]- از محافظه‌کاران به سوسيال دمکرات‌ها و بالعکس- همه احزاب حاکم مايل اند اقدامت «رياضتی» را به اجرا بگذارند. «صادر» می‌گويد، سرمايه مالی هيچ «پايگاه اجتماعی» برای احزاب حاکم ايجاد نمی‌کند و بدين دليل است که مُبلغين اين سياست‌ها انتخابان را می‌بازند.

روند مشابهی نيز در آمريکای لاتين، «آزمايشگاه نئوليبراليسم» اتفاق افتاد. آنچه که در شيلی از طرف ديکتاتوری دست راستی پينوشه شروع شد، آهسته در باقی قاره از طرف همه احزاب حاکم مورد نسخه‌برداری قرار گرفت. «صادر» در بحث قصور احزاب سوسياليست و کمونيست می‌گويد که ديکتاتوری‌ها در بسياری از اين کشورها، همراه با رشد احزاب ملی‌گرا (مانند پرونيست‌ها) و تغييرات ناشی از سياست‌های نئوليبرالی در اقتصاد ( تکه‌تکه شدن نيروی کار که موجب شد اتحاديه‌های کارگری موقعيت مرکزی خود را از دست بدهند و غيره) آن‌ها را تضعيف نمودند. به عنوان مثال، حزب کمونيست برزيل (PCdoB) که نودمين سالگرد خود را جشن می‌گيرد فقط ۲۸ سال قانونی بوده است. در دوره بين ۱۹۳۰ و ۱۹۸۵، فقط برای يک سال و شش ماه و ده روز قانونی بود. حزب فقط در سال ۱۹۸۵ قانونی شد و اکنون از طولانی‌ترين دوره فعاليت قانونی- ٢١ سال- برخوردار است. در عين‌حال، مردم ايمان به احزاب سياسی «سنتی» را از دست دادند چون تصور می‌کردند همه آن‌ها شبيه هم هستند. او در اين بستر، ظهور جنبش‌های اجتماعی را پی می‌گيرد.

پرسشی که متعاقباً مطرح می‌شود اين است که جنبش‌های اجتماعی، به ويژه با توجه به مخالفت آشکار آن‌ها با «احزاب سياسی» چگونه به تشکيل دولت‌های مترقی کمک کردند؟ «صادر» به جنبش‌های اجتماعی به خاطر ايجاد آگاهی ضدنئوليبرالی در ميان مردم اعتبار می‌دهد، اما خاطرنشان می‌کند که آن‌ها فقط انتقاد عليه آن سياست‌ها، و نه هيچ آلترناتيو سياسی را ارايه نمودند. احزاب سياسی مانند حزب کارگران در برزيل و پرونيست‌ها در آرژانتين از اين نارضايتی برای به دست گرفتن قدرت استفاده کردند. در بوليوی، پس از يک بحث همه‌جانبه در ميان جنبش‌های اجتماعی، يک «ابزار سياسی» (طوری که آن‌ها مايل اند از آن نام ببرند)- جنبش برای سوسياليسم (MAS)- تشکيل شد و اين پلاتفرمی به مورالس داد که در انتخابات شرکت کند و پيروز شود.

«صادر» با پی‌گيری تاريخ آمريکای لاتين می‌گويد که قاره سيکل‌های مبارزات سياسی بسيار، فراز و نشيب‌ها، پيروزی‌ها و عقب‌گردها را ديده است. اما «چپ در آمريکای لاتين توانست سريع‌تر از همتايان خود در اروپا شکست‌ها را جبران کند.» برای او، رژيم‌های مترقی کنونی نتيجه نقش تاريخی هستند که چپ ايفا نموده است: اصلاحات دمکراتيک امثال آلنده، وارگاس و پرون، مبارزات چريکی، از چه‌گوارا در بوليوی، تا جنبش‌های چريکی روستايی و شهری که انقلاب کوبا الهام‌بخش آن‌ها بود و مبارزات عليه رژيم‌های ديکتاتوری و راست‌گرا.

«صادر» در دفاع از اين دولت‌ها بحث هم چپ افراطی و هم رفرميست‌ها را رد می‌کند. «صادر» می‌گويد که آن بحث، رفرم/انقلاب، هميشه در احزاب کمونيست و چپ وجود داشته است. برای او، هر دو ضروری اند، اما طبق شرايط عينی موجود در آن نقطه زمانی مشخص. «صادر» هشدار می‌دهد که جناح راست دوباره در قاره در حال بلند شدن است و اکنون اين به چپ مربوط است که استراتژی مناسب برای حفظ کنترل بر «هژمونی» را که پس از يک مباره طولانی به دست آورده است، ارايه نمايد. برای حفظ هژمونی خود در جهانی که با «تسليحات، پول و کلمات» کنترل می‌شود، به يک چپ هشيار و مرتبط با توده‌ها نياز است.

«موش جديد» مطمئناً به شناخت ما از منطقه، به ويژه در اين دوره بحرانی که هر کس به دنبال يک آلترناتيو است، می‌افزايد. اعترضات در ميدان تحرير، جنبش اشغال، همه منبع الهام خود را در اعتراضات، مبارزات و تجربيات مردم آمريکای لاتين داشته اند. چاوز با طرح بينش خود از سوسياليسم- سوسياليسم بوليواری- که او «سوسياليسم قرن بيست‌و‌يکم» می‌نامد، به مباحثات افزوده است. او، در واقع، تلاش‌ برای ايجاد يک «انترناسيونال پنجم» را با گرد هم آوردن احزاب/گروه‌های سياسی هم‌فکر و مشارکت/مبادله نظرات خود پيرامون اين مفهوم، آغاز کرده است. حق با «صادر» است که می‌گويد، به استثنای مقداری کار برای بوليوی، هيچ کار تئوريکی در قاره برای عموميت بخشيدن به تجربيات در جهت ايجاد يک آلترناتيو، صورت نگرفته است. اين‌گونه تلاش‌ها به غنی ساختن شناخت ما و مبارزه برای آلترناتيو سوسياليستی و کمک به «بو کردن نشانه‌ها»ی موش کمک خواهند کرد.

«انقلاب هرگز خود را تکرار نمی‌کند؛ انقلاب هميشه به عنوان يک زنديق ظاهر می‌شود… موش هرگز از راهی که آمد باز نمی‌گردد، اما هميشه راه جديد اما متفاوتی را باز می‌کند. زمانی که موش ديده نمی‌شود، بدين علت نيست که از بين رفته است، صرفاً از ديد پنهان شده است. موش انقلاب تا ابد نقب خواهد زد.» (صادر)

http://pd.cpim.org/2012/0325_pd/03252012_18.html