سرتیتر

دین هندرسون: صیهونیستها با استفاده از القاعده سوریه را مورد حمله قرار میدهند

© Atef Safadi/EPA/dpa

 ترجمه از رنجبر شماره ۸۳

دیروزجای شگفتی برای دانشجویان تاریخ خاورمیانه نبود وقتیکه رهبر القاعده، آیمن الظواهری خواستار اخراج “رژیم سرطانی، مخرّب” سوریه شد. کشور سوریه در گذشته توسط القاعده مورد هدف قرار گرفته بود، ودر حال حاضر تحت حمله اسلام گرایان از سازمان سیا / موساد –  ارتش آموزش دیده آزاد سوریه  است. سازمان سیا ی پرزیدنت ریگان دوست مجاهد خود، علی مُحمد را به بروکلین و جرزی سیتی در ایالات متحده آورد، جائی که تروریستهای افغانی را درروزهای تعطیلات آخر هر هفته آموزش می داد. در طول هفته او نیروهای ویژه ایالات متحده در فورت براِگ را تعلیم می داد. در سال ۱۹۹۸ همکاری او که سبب بمب گذاری در سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا شد، بطور عریان لو رفت.

بعد از آن سازمان سیا به تروریستهای جهاد اسلامی کمک کرد تا از چنگال دادگاههای مصر فرار کنند و با ارسال آنها برای جنگ  با مسلمانان بوسنی برای تکه پاره کردن یوگوسلاوی اختصاص داده شوند، و به ارتش آزادی بخش کوزووآلوده به مواد مخدر (از نوع هروئین) نیز کمک کرد. اسلام گرایان برای قتل قذافی و خصوصی سازی بانک مرکزی لیبی به نفع کارتل روتسچیلد مورد استفاده قرار گرفتند.

اکنون این دست پرورانده اطلاعاتی غربی- اسرائیل، ترکیه، شورای همکاری خلیج فارس و ناتو- برای حمله به دولت اسد درسوریه استفاده می شود و از این طریق می خواهند تا بانک مرکزی سوریه به تصرف کارتل بانکداری روشن بینان صهیونیستی درآید.

و راه برای حمله به ایران مستقیماً از دمشق می گذرد.

مقاله زیر توسط دکتر بوریس Dolgov – محقق ارشد مرکز مطالعات عربی در موسسه مطالعات شرقی روسیه – بهترین مقاله ایست که من در مورد این وضعیت خواندم. این مقاله در وب سایت بسیار عالی نقد شرقی ظاهر شد-http://orientalreview.org/

وضعیت فعلی در سوریه به عنوان یکی از اجزای مهم سیاستهای بین المللی و خاورمیانه باقی مانده است. ناتو، اسرائیل، ترکیه و رژیمهای سلطنتی در خلیج فارس با استفاده از بحران داخلی سوریه و به دنبال اهداف خود،  برای تضعیف رژیم سوریه درحال تلاش اند.

از آغاز بحران در سوریه، من  به عنوان یک عضو از هیئتهای بین المللی، دو سفر به این کشور، یکی در ماه اوت ۲۰۱۱ ودیگری در ماه ژانویه ۲۰۱۲ انجام داده ام. اگر ما از یک طرف پویائی  توسعه وضعیت را طی آن دوره  نظاره کنیم،  می توانیم تشدید عملیات گروه های تروریستی در سوریه را ببینیم و از سوی دیگر حمایت وسیع تر مردم از بشار اسد رئیس جمهور را متوجه می شویم وهم چنین مرزبندی دقیق و روشنی از موقعیت نیروهای سیاسی.

«دو خودروی حامل بمب،  در خارج ساختمانهای سازمانهای اطلاعاتی سوریه که به شدت تحت محافظت بودند منفجر شدند، این حادثه منجر به کشته شدن حداقل ۴۴ نفر و زخمی شدن ده ها تن در یک حمله بی باکانه در۲۳  دسامبر ۲۰۱۱ شد.

در دو ماه گذشته سوریه شاهد تعدادی از حملات تروریستی است. تروریستها به کارکنان دولتی، تسهیلات نظامی، و نهادهای امنیتی، سازمان های انتظامی،  انفجار در خطوط لوله نفت، راه آهن، قتل و گرفتن گروگان در میان شهروندان صلح دوست (در شهر حمص شورشیان پنج تن از دانشمندان معروف و شناخته شده  را کشتند)، آتش سوزی مدارس و کشتن آموزگاران (از مارس ۲۰۱۱، ۹۰۰ تا از مدارس به آتش کشیده شده اند و ۳۰ نفراز آموزگاران کشته شده اند).

حملات تروریستی در دمشق یکی از خونین ترین حملات شد. دو فقره از این حملات در دسامبر ۲۳، ۲۰۱۱ صورب گرفت ، هنگامی که اتومبیل های حامل پراز  مواد منفجره در مقابل ساختمان خدمات امنیت دولتی منفجر شدند که منجر  به قتل ۴۴ نفر و مجروح شدن حدود ۱۵۰ نفر انجام شد. درروز۶  ژانویه  ۲۰۱۲ در یک خیابان شلوغ حمله یک بمبگذار انتحاری منجر  به کشته شدن ۲۶ نفر و زخمی شدن ۶۰ تن شد. در آن محل افسران نیروهای انتظامی در میان قربانیان بودند. اما بسیاری از قربانیان، از عابرین معمولی بودند.

دمشق در مقایسه با تابستان سال ۲۰۱۱ ، در ژانویه ۲۰۱۲ وضعیت به مراتب بدتری دارد. ماموران امنیتی پاسپورتها را در مسیر فرودگاه بازرسی می کنند، از افراد درمورد هویت و مقصدشان سئوال می کند. ورود به بسیاری از نهادهای دولتی با بلوک  های بتون محافظت می شود. در نزدیکی ایستگاه های پلیس با کیسه های شن و ماسه محل بازرسی توسط سربازان مجهز به جلیقه های ضد گلوله محافظت می شود. دروازه هائی که مجاور برخی از خیابانها قرار دارند نیز توسط سربازان و جوانان با مسلسل  محافظت می شود- این داوطلبان از جنبش جوانان طرفدار دولتی هستند. اما زندگی روزمره به شدت تغییرنکرده است. در شهر هیچ گونه ارتشی، وسایل نقلیه مسلح و یا نقطه ای برای بازرسی یافت نمی شود. دمشق  هنوز هم یک شهر شلوغ است، یا هیچ صندلی خالی در کافه های اینترنتی پیدا نمی شود و در تعطیلات آخر هفته خیابان ها شلوغ از خانواده ها می باشند.

پس از حملات تروریستی دردمشق،  تظاهرات ها با شعار حمایت از بشار اسد و محکوم کردن تروریست ها هر روز برگزار می شد. تظاهراتهای مشابهی در شهرهای بزرگ، مانند حلب، حمص، حماه، درعا ، دیر الزور برگزار شد. این تظاهراتها توسط تلویزیون سوریه پخش می شد. در طول اقامتمان  در سوریه ما می توانستیم در اطراف شهر آزادانه حرکت کنیم و با مردم صحبت کنیم. اما ما هرگز یک تظاهرات ضد دولتی را مشاهده نکردیم. بسیاری از شرکت کنندگان در تظاهرات، جوانان بودند.

بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲ در جمع عمومی مردم با تکان دادن دست قول داد که این “توطئه” علیه سوریه را شکست دهد.

عظیم ترین تجمع توده ای که ده ها هزارنفر ازمردم را به خیابانها کشاند، در روز اول ژانویه ۲۰۱۲ بود که در دمشق صورت گرفت.  در این راهپیمایی بشار اسد خطاب به ملت،  شروع سخنرانی خود را با چنین کلماتی شروع کرد: “برادران و خواهران!”،  او در مورد هزاران سال تاریخ  گذشته صحبت می کرد، درمورد نیاز با مبارزه با تروریسم واین که تروریستها ازخارج از کشور حمایت می شوند. سخنرانی اسد با شور و شوق واقعی صورت گرفت و هیچ نشانه ای وجود نداشت که نشان دهد که این واکنش ها با صحنه سازی برگزار شده باشند.

درتمام میدان محل تجمع (ده ها هزار نفر از مردم) شعارمعروف”الله، سوریه، بشار!”(“الله، سوریه و بشار بس!”) را فریادزدند. در تاریخ ۸ ژانویه، درخاطرات قربانیان حملات تروریستی دردمشق، یک مراسم بزرگداشت درکلیسیای سنت کروس دمشق برگزار شد. مفتی سوریه،  احمد بدر الدین حسون شهری از کلیسای ارتدوکس سوریه و قبل از صومعه کاتولیک، در این مراسم سخن گفت. در سخنرانی های خود آنها را محکوم کرد ” قاتلان و کسانی که سلاح در دست آنها قرار داده اند و به سوریه فرستادند” را محکوم نمود. تراژدی مفتی سوریه، این بود که پسرش پس از آنکه مفتی با هدف سرنگونی بشار اسد توسط مخالفان موردحمایت بیگانه مخالفت کرد، توسط اعضای گروه تروریستی اسلامی کشته شد، و این مثال زنده ایست برای بازگو کردن.

پس از تصویب قانون جدید برای احزاب سیاسی، یک روند فعالی برای ایجاد چنین تشکیلاتی در سوریه بوجود آمده است. اگر چه قبلاً به طور رسمی در قانون اساسی پیش بینی یک نظام حکومتی چند حزبی شده بود و هفت حزب در مجلس نمایندگی داشتند، ولی در انطباق با بند ۸ قانون اساسی، نقش پیشتاز متعلق به حزب بعث حاکم بود. در حال حاضر بحث گسترده ای در سوریه در مورد این بند از اساس نامه وجود دارد. یک مقام وزارت امور خارجه سوریه به ما گفت که در قانون اساسی جدید (که در آن همه پرسی ملی در ماه فوریه برگزار خواهد شد)، این بند لغو می شود، در صورتی که بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی در مورد آن توافق کنند.

بشار اسد در سخنرانی خود به ملت سوریه گفت که قانون اساسی جدید در ماه مارس ۲۰۱۲ به تصویب خواهد رسید. انتخابات پارلمانی در ماه مه تا ژوئن سال ۲۰۱۲ برگزار می شود. همراه با قانون درمورد احزاب سیاسی،  قوانین جدید در انتخابات عمومی، دولت محلی و رسانه های جمعی به تصویب رسید. در انطباق با قانون جدید در ماه دسامبر ۲۰۱۱،  انتخابات برای دولت های محلی برگزار شد. اما به دلیل تهدید حملات تروریستی، شرکت مردم در انتخابات  تنها ۴۲ درصد بود، که توسط مقامات بعث تایید شد. با این وجود، دولت های محلی انتخاب  شدند و شروع به کار کردند. بر اساس قانونی که اخیرا به تصویب رسید، رسانه های جمعی جدید درازای ۲۰ کانال تلویزیونی کنونی، ۱۵ ایستگاه رادیوئی و ۳۰ تا روزنامه در حال شکل گیری اند.

در حال حاضر سه گرایش اصلی در میان اپوزیسیون میهن پرست وجود دارد – دموکراتیک، لیبرال و چپ، که عمدتا کمونیستها هستند . حزب ناسیونالیست  اجتماعی سوریه، تاثیر گذارترین حزب در میان نیروهای دموکراتیک است. همچنین قدیمی ترین حزبی است که در سال ۱۹۳۲ تاسیس شد. همچنان که لیا سامان، عضو دفتر سیاسی حزب سوسیال ناسیونالیست اجتماعی سوریه گفت، برنامه این حزب در مقایسه با برنامه حرب بعث بیشتر محافظه کارانه است. با وجود این هیچ تفاوتی ازنظر اصولی ما بین دو طرف وجود ندارد. به گفته وی، سیاست ایالات متحده، فرانسه و انگلستان، عامل اصلی بی ثباتی در سوریه می باشد. او گفت که این کشورها در جهت منافع اسرائیل عمل می کنند و هدف آنها تقسیم سوریه به پنج شکل مختلف  دولتی بر اساس تفاوت های مذهبی و قومی بوده است.

روند لیبرالی اپوزیسیون توسط جنبش سکولارو دموکراتیک اجتماعی که به تازگی ثبت شده به رهبری، نبیل فیصل، که یکی از روشن فکران سوریه، یک نویسنده و یک مترجم می باشد، نمایندگی می گردد. او مخالف آشکار بنیادگرایی اسلامی و طرفدار لیبرال دموکراسی است. هدف او این است که سوریه را  به “دانمارک خاورمیانه” تبدیل کند.

کمیته ملی وحدت کمونیستهای سوریه با نفوذ ترین جزء روند اپوزیسیون چپ (کمونیست) در داخل کشور است. اخیرا نام خود را به حزب اراده مردمی تغییر داده است  که توسط قدری جمیل، اقتصاددان برجسته سوریه ای و استاد در دانش گاه دمشق رهبری می گردد. او تنها نماینده از اپوزیسیون است که در کمیته طرح قانون اساسی جدید می باشد. جمیل معتقد است که مذاکرات در سطح ملی و ایجاد دولت وحدت ملی (که شامل نمایندگان از اپوزیسیون میهن پرست می باشند)، تنها راه برون رفت از بحران می باشد. هم زمان او فکر می کند که لازم است  تمام سیاستمدارانی که علاقه ندارند در دولت، اصلاحات صورت گیرد حذف شوند، برای اینکه بتوانند مخالفین را از عوامل مخرب پاک سازی کرده و اعضای رادیکال آن را که تمایل به استفاده از خشونت دارند سرکوب کنند.

کمیته های هماهنگی نیز نیروی سیاسی قابل توجهی اند که ارتباط هائی با حزب اراده مردمی دارند. این کمیته ها از یک طرف سازماندهی تظاهراتی را  که خواستار اصلاحات روشن و شرایط زندگی بهتر و از سوی دیگر به عنوان دفاع از خود عمل می کنند، مردم را برای  محافظت از مناطق خود  به ویژه از حملات گروه های تروریستی به اصطلاح لیبرال ارتش سوریه، مسلح می کنند. لازم به ذکر است که هر چند در آغاز اعتراضات در سوریه، بخشی از جمعیت، از جمله روشن فکران با نارضایتی از رژیم درمورد خواسته های خود در دموکراتیزه کردن آنی مخالفت می ورزیدند، اما پس از شدت یافتن عملیات گروه های تروریستی، آنها تغییر موضع داده و تمایل به حمایت از رژیم و اصلاحات ارائه شده توسط دولت از خود نشان می دهند.

یک نمونه گویا از جرائم تروریستی مورد حمله قرار دادن پاسگاهی در حمص در تاریخ ۱۱ ژانویه بود  که باعث کشته شدن هشت نفر از ساکنان محلی شد. ژیل ژاکیه، یک خبرنگار از کانال ۲ تلویزیون فرانسه، قربانی این حمله شد. ما با ژاکیه درست  قبل از مرگ تراژیک او صحبت کردیم. او متقاعد شده بود که اعتراضات مردم توسط رژیم اقتدارگرا در سوریه سرکوب می شود. او به دنبال اپوزیسیون  برای جمع آوری یک گزارش  در همه جا تلاش می کرد. زمانی که او در دمشق موفق نشد، با گروهی از همکاران هلندی و سوئیسی به حمص نقل مکان کرد. اما در حمص او نیز در دیدار با مردم  متوجه شد که از بشار اسد پشتیبانی می کنند و خواستار محافظت خود از تروریست ها هستند. گروهی از ساکنان محلی و ژیل ژاکیه که برحسب اتفاق در آن نزدیکی قرار داشتند،  تحت  پرتاب آتش  نارنجک قرار گرفتند، و این یک جریان عادی در آن منطقه بود. اگنس مریم، که از کلیسای کاتولیک جامعه سنت جیمز در دمشق می باشد گفت که هیچ گونه مخالفت اعتراضی در سوریه وجود ندارد، اما تنها راهزنان هستند که در حال کشتن مردم می باشند.

بسیاری از مردم که ما در سوریه با آنها تماس گرفتیم، به انضمام خبرنگاران مستقل خارجی در مورد جنگ اطلاعاتی در سوریه با ما صحبت کردند. طبق اظهارات آنها به عنوان نمونه،  کانال تلویزیونی الجزیره قطری، به منظور پخش یک گزارش در مورد تظاهرات توده ای ضد دولتی در سوریه، به پخش فیلم جعلی ساخته شده با کمک ویرایش کامپیوتری با استفاده از ده ها تن از بازی کنان فضای اطراف و آرایشگری خیابانهای سوریه ، مثل یک نوع “دهکده هالیودی” متوسل می شد.

با توجه به اپوزیسیون سوریه در خارج از کشور، بخش سیاسی آن توسط شورای ملی سوریه توسط دفتر مرکزی آن در استانبول نمایندگی می شود. این مرکزتوسط برهان قالیون یک دانشمند سیاسی فرانسوی در دانشگاه سوربن پاریس رهبری می شود. این شکل گیری ناهمگونی است که شامل گروه هائی با اهداف مختلف می باشند. آنها توسط اخوان المسلمین ودیگر سازمان های اهل سنت، جدایی طلبان کرد، لیبرال دموکراتهای مخالف که معمولاً در اروپا و آمریکا اقامت دارند نمایندگی می گردند.

اپوزیسیون مسلح که حملات تروریستی در سوریه انجام می دهد، توسط تعدادی از گروه هائی از شاخه نظامی اخوان المسلمین تا گروه های اسلام گرای رادیکال لیبی و القاعده نمایندگی می گردد. طبق اطلاعاتی که ما از همکارانمان در سوریه دریافت می کنیم، اردوگاه های آموزشی برای شورشیان در لبنان و ترکیه وجود دارد. افسران سرویس های امنیتی ناتو، ترکیه و برخی کشورهای عربی مسئولیت آموزشی و تسلیحاتی شورشیان را به عهده دارند، در حالی که شیخ نشینهای پادشاهی خلیج فارس هزینه  آنرا به عهده گرفته اند.

پیشرفت وضعیت آینده در سوریه از بسیاری جهات بستگی به توانایی رژیم حاکم برای تحکیم نیروهای مردمی و انجام اصلاحات اعلام شده دارد. اولویت های دیگر انحلال گروه های تروریستی وایجاد ثبات در وضعیت داخلی است. به نوبه خود این مسئله به طور مستقیم به پیشرفت سیاست های جهانی مرتبط خواهد شد و بستگی به فعالیت های کشورهای عمده ناتو، ترکیه، اتحادیه عرب (که مانیتور خود را به سوریه فرستاده است)، روسیه و چین دارد.
با توجه به این که ، روسیه قاطعانه اعلام می کند که تکرار “سناریوی لیبی در سوریه جایزنیست”.