سرتیتر

ماجرای محمد مراح : تروریسم، سرویس اطلاعاتی و سیاست

Bild:  reuters

ماجرای محمد مراح : تروریسم، سرویس اطلاعاتی و سیاست

پلیس فرانسه در رویارویی مسلحانه با متهم به تیراندازی مسلحانه

نوشتۀ آلکس لانتیه

ترجمه توسط حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه

تاریخ مقالۀ اصلی 22 مارس 2012

تا پاسی از شب 22 مارس، رویارویی مسلحانه بین محمد مراح، فردی که متهم به یک سری قتل در جنوب فرانسه است، و یگان های تیراندازان ماهر پلیس فرانسه در تولوز ادامه یافت. مقامات رسمی اعلام کرده اند که از تاریخ 11 مارس 2012 او مسئول مرگ 7 نفر است – ابتدا یک چترباز در شهر تولوز، و سپس در چند کیلومتری تولوز در مونتوبان دو چتر باز (یک چتر باز دیگر نیز شدیدا زخمی شده است)، و روز دوشنبه چهار غیر نظامی در حمله به مدرسۀ یهودی «اوزار هاتورا» در تولوز (سه کودک و مدیر مدرسه) جزء قربانیان او بوده اند.

یگان تهاجمی پلیس فرانسه کمی پس از ساعت 3 بامداد به محمد مراح در آپارتمانش حمله می کند. مراح با سلاح گرم پاسخ می گوید و گویا که دو پلیس نیز در این جریان زخمی می شوند (یکی از آنها ناحیۀ زانو و دیگری به شکل سطحی). پس از یک روز درگیری، پلیس دوباره به آپارتمان او حمله می کند، در آپارتمان او را منفجر کرده و شکافی در دیوار ایجاد می کند.

مقامات فرانسوی بر این باورهستند که محمد مراح، 23 ساله، وابسته به القاعده بوده، و اصرار دارند بگویند که او این کشتار را به تنهایی انجام داده است. با توجه به گزارشات کاملا متناقض که در رسانه ها منتشر شده، واقعا در حقیقی بودن این گزارشات باید تردید کنیم.

محمد مراح از دیدگاه جسمی به هیچ عنوان به آن چه شاهدان عینی از او در واقعۀ تیراندازی روی سه چترباز در مونتوبان ترسیم کرده اند شباهتی  ندارد. شاهدان عینی گفته اند که او«قوی هیکل بود». گفته بودند که او خال کوبی داشته و وقتی کاسکتش را برای لحظه ای بیرون آورده، جای یک زخم روی صورتش نقش بسته بوده. با این وجود هیچ تصویری که رسانه ها از او منتشر کرده اند هیچ یک از این علائم و نشانه ها را نشان نمی دهد، او به طریق اولی جوانی لاغر اندام به نظر می رسد.

مقالاتی که دربارۀ رابطۀ محمد مراح و القاعده منتشر شده است، متقاعد کننده تر از علائم و نشانه های شاهدان عینی به نظر نمی رسد. این مقالات روی گزارشات متناقضی تکیه دارد که گویا حاوی اعتراف او در یک گفتگوی تلفنی، از یک کابین تلفن، با روزنامه نگار «فرانس 24» ابا کالوندو بوده است و «98 درصد» اطمینان می دهد که فردی که تلفن زده محمد مراح بوده است. گزارش ابا کالاندو به شکل گسترده در رسانه ها و شبکه های تلویزیونی فرانسه به عنوان مرجع قابل اعتبار و عینی منتشر شده است.

وزیر امور داخلی فرانسه، کلود گویان، اعلام کرد که محمد مراح از چندین سال پیش و از تاریخ مسافرتش به افغانستان در سال 2007 (مترجم : یعنی وقتی که 17 یا 18 سال داشته) تحت نظارت مرکز اطلاعات داخلی بوده است.

رئیس زندان قندهار، غلام فاروق گفته است که محمد مراح در 19 دسامبر 2007 توسط نیروهای افغان به دلیل اقدام به بمب گذاری در قندهار زندانی شده است.

مقامات پاکستانی به رویترز اعلام کردند که محمد مراح فرانسوی الجزایری تبار هرگز در قندهار زندانی نشده و اضافه کرده اند که : «مقامات افغان به بی بی سی اعلام کردند که فرد زندانی در قندهار احتمالا نام مشابهی داشته است.»

یک مقام فرانسوی مسئول امور ضد تروریستی، فرانسوا مولن توضیح داد که محمد مراح یک بار در سال گذشته در افغانستان بازداشت شده و سپس توسط ایالات متحده به فرانسه بازگردانده شد.

مقامات آمریکایی ناشناس این داستان را به شکل دیگری برای بی بی سی روایت کرده اند، آنها اعلام کردند که محمد مراح را نیروهای فرانسوی با هواپیما به فرانسه بازگرداندند.

با این وجود، به گفتۀ یکی از دوستان محمد مراح در مصاحبه ای با فیگارو، او به عنوان کارگر نزد یک اتاق ساز اتومبیل در تولوز کار می کرده است. سه سال پیش از این او به خاطر دزدی های کوچک چند ماه زندانی می شود، و پس از آزادی تحت نظارت پلیس بوده است. او برای ورود به ارتش فرانسه تلاش می کند، ولی موفق نمی شود. وکیل محمد مراح، کریستیان اتلین در مورد او اعلام کرد که محمد مراح هیچ گاه در «بزهکاری های سنگین و خشونت بار» شرکت نداشته است.

سرانجام، نتایج بررسی ها دربارۀ پروندۀ محمد مراح موضوع تنها بودن او را در وقایع اخیر زیر علامت سؤال می برد. مقامات می گویند که در جستجوی ماشین رنوی مگان هستند که به او تعلق دارد که در آن تعدادی اسلحه انبار شده : اسلحۀ کمری، تفنگ تهاجمی، مسلسل یوزی اتوماتیک و تفنگ شکاری. آنها گفته بودنده که او یک ماشین رنوی کلیو دارد که تعدادی اسلحه در آن حمل می کند و علاوه براین سه خانۀ مطمئن در تولوز در اختیار دارد. ولی هیچ مطلبی دربارۀ چگونگی پرداخت این ماشین ها و خانه ها را مطرح نکردند، چگونه محمد مراح که حقوق او چیزی نزدیک به حقوق حداقل در فرانسه است توانسته سه خانه یا آپارتمان در اختیار داشته باشد.

 در نتیجه باید باور کنیم که فردی که تحت نظارت سرویس اطلاعاتی پلیس فرانسه بوده، به راحتی طی ده روز در تولوز و مونتوبان مرتکب اعمال دیوانه وار شده است. و گویا که او حتی پیش از حمله به مدرسۀ یهودی »اوزار هاتورا» با دوایر پلیسی در رابطه بوده است.

گویا پلیس محمد مراح را سه شنبه پس از این که یک تعمیر کار و فروشندۀ یاماها که روی یک موتور تی-ماکس کار کرده بود، با تماس تلفنی اطلاع می دهد که مراح برای تغییر رنگ موتور به فروشگاه او آمده بود و از او خواسته است که «تراشۀ الکترونیک ضد دزد» را نیز غیر فعال سازد. فروشنده، کریستیان دولاشری به فیگارو اعلام کرد که او از تاریخ تیراندازی در مونتوبان در روز 15 مارس با پلیس همکاری داشته است.

به شیوۀ شگفت انگیزی و در حالی که رسانه ها به شکل گسترده اعلام کرده بودند که قتل تولوز (مترجم یعنی نخستین قتل در 11 مارس که طی آن یک چتر باز کشته می شود) از متور یاماها تی ماکس استفاده کرده است، ولی از سوی دیگر تعمیرکار و فروشنده اعلام می کند که طی یک هفته هیچ چیزی در این مورد نگفته بوده است. فروشندۀ یاماها و تعمیر کار می گوید که او تنها وقتی که رسانه ها در رابطه با حمله به مدرسه موضوع تغییر رنگ موتور سیکلت را مطرح کردند، او به مقامات اطلاع داده بود.

توجه پلیس به محمد مراح – به استثناء هر مظنون دیگری – گزارشاتی پیشین از چترباز قدیمی نئو نازی به عنوان مظنون یاد کرده بود –

اگر چه گزارشات پیشین از یک چترباز قدیمی با تمایلات نئونازی به عنوان مظنون یاد کرده بود، ولی به دلیل توجهی که پلیس به محمد مراح نشان می داد، «یو ام پی» حزب اتحاد برای جنبش مردی که یک حزب دست راستی است که رئیس جمهور نیکلا سرکوزی از اعضای آن می باشد، و جبهۀ ملی فرانسه (حزب راست افراطی – نئو فاشیست) اجازه داد که موضع تهاجمی تری را اتخاذ کنند.

پیش از این نگران بودند که اگر معلوم شود که این سری حملات کار تروریستی نئوفاشیست ها بوده باشد، در این صورت موج تنفر عمومی نسبت به جریانات نژاد پرست و ضد مهاجر تحریک شود و با این حساب موضوع مرکزی که آنها برای اردوی انتخاباتیشان برگزیده اند دچار اختلال گردد.

تبلیغات ضد مهاجر و ضد مسلمان دوباره توسط احزاب دیگر و حتی حزب سوسیالیست در اردوی انتخاباتی مطرح گردید.

برخی منتقدات پیش از این حملۀ اخیر را با کشتار جمعی در سال گذشته در نروژ توسط نئوفاشیست آندرس بهرینگ بریویک به شکل احتمالی قابل مقایسه دانسته اند.

در حال حاضر، در حالی که رسانه ها محمد مراح را مجرم شناخته اند، احزاب حاکم بر آن شده اند که دوباره روی نژاد پرستی ضد مسلمانان، به بهانۀ اقدامات امنیتی، به حقوق دموکراتیک حمله کنند.

در نتیجه می بینیم که از تراژدی تولوز و مونتوبان بهره برداری می کنند که جای پای نئوفاشیست ها و ضد خارجی ها و ضد مهاجران را در سیاست فرانسه و اروپا محکم کاری کنند. این موضوع در حال تبدیل شدن به عنصر اصلی و اساسی در مسابقات انتخابات ریاست جمهوری است که اولین دور آن در ماه آینده آغاز خواهد شد.

جبهۀ ملّی فرانسه، حزب راست افراطی به انتقاداتی که علیه آنها مبنی بر بهره برداری از تراژدی تولوز و مونتوبان شده بود، اعتراض کرد. مارین لوپن، کاندیدای حزب راست افراطی اعلام کرد: «گروه های سیاسی – مذهبی در رابطه با نرمش ها (مترجم : بخوانید حقوق مدنی و دموکراتیک) گسترش پیدا می کنند. حالا باید علیه گروه های سیاسی- مذهبی بنیادگرا جنگید، زیرا آنها کودکان مسیحی، جوانان مسیحی، جوانان مسلمان و کودکان یهودی را به قتل می رسانند.»

مسئول حزب «یو ام پی» حزب دست راستی، والری روسو-دوبور بیانیه ای منتشر کرده و صلاحیت مارین لوپن و به ویژه کاندیدای حزب سوسیالیست، فرانسوا هولاند را که در حال حاضر تنها رقیب اصلی نیکلا سرکوزی می باشد، از دیدگاه امنیتی زیر علامت سؤال برده و اندکی خیلی سریع حرکات تکراری و دائمی دولت را در مبارزه علیه تروریسم فراموش می کند.»

حزب سوسیالیست که به شکل فعال از اردوهای امنیتی و ضد مهاجر سرکوزی در سال های اخری پشتیبانی کرده است، با نفی انتقاد از سرکوزی، واکنش قانع کننده ای نشان نداد. فراسوا ربسامن بیانیه ای منتشر کرد و اعلام کرد که فرانسوا هولاند طی حوادث تولوز «رفتار شرافتمندانه ای» از خود نشان داد.

از سوی دیگر، نیکلا سرکوزی با حضور فعال در حوادث، در صفحۀ اوّل روزنامه ها جای گرفت. او برای دیدار از نیروهای تهاجمی به تولوز رفت، سپس در مونتوبان در مراسم تشیع جنازۀ چتربازان جان باخته در حملات اخیر شرکت کرده، و به عنوان رئیس جمهور سخنرانی کرد.

مارین لوپن، فرانسوا هولاند و کاندیدای حزب سبز، اوا ژولی، همگی در یک هواپیما برای شنیدن سخنرانی سرکوزی در محل حاضر شدند.

par Alex Lantier

نقشۀ حملات در سه نقطه مشخص شده است 

Mondialisation.ca, Le 23 mars 2012

wsws.org