تاریخی, سرتیتر

دلایل پشتیبانی روسیه از سوریه

نوشتۀ سیلویا کاتوری

مرکز مطالعات جهانی سازی

ترجمه توسط حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه

تبلیغات آمریکایی و غربی، و ابزارهای جنگی در زمینۀ رسانه های همگانی علیه سوریه حاکی از تلاش، به واسطۀ پیشنهادات معامله گرانه از سوی جبهۀ آمریکای جنگ طلب، برای قانع ساختن روسیه در تغییر مواضعش در رابطه با بحران سوریه می باشد و در پی آن است تا روسیه را به انعطاف وادارد. اقدامات غربی ها از تاریخ وتوی مضاعف که طرح جنگ استعماری را در اکتبر گذشته مختل ساخت، برای تأثیر گذاری روی موضع روسیه بی وقفه ادامه داشته است.

با این وجود، تمام تلاش ها با شکست روبرو بوده و روسیه برای پیشکش ها و «تضمین» های غرب در رابطه با حفظ منافعش در ازای حذف وتو در شورای امنیت، هیچ اهمیتی قائل نشده است.

اختلاف بین روسیه و ایالات متحده ئلایل عمیقی دارد و نمی تواند با مصالحات جزئی و سطحی برطرف گردد.

سال های متمادی است که مسکو سعی می کند به حاکمیت یک قطبی ایالات متحده در مناسبات بین المللی خاتمه دهد. بحران سوریه در واقع به فرصت خوبی برای گشودن دریچه به سوی ایجاد مناسبات نیروهای متعادل تر در جهان تبدیل شد.

ترکیب توان اقتصادی روسیه مشابه ایالات متحده بوده و در بازار جهانی اسلحه و انرژی با یکدیگر رویارویی می کنند. این موضوع شناخته شده است که کارتل های نظامی و انرژتیک ستون فقرات منافع آمریکایی ها و اصول رویکردهای دیپلماتیک واشینگتن را در جهان تعیین می کند.

خصلت امپریالیستی قدرت روسیه همیشه تاریخ گذشته و معاصر این کشور اسلاو را متأثر ساخته و به عنوان قلب مسیحیت ارتودوکس تلقی شده است. چنین موضوعی پیوند های جغرافیایی سیاسی بین روسیه و اروپای شرقی را از دوران تزارها تا اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را توضیح می دهد. باززایی روسیه، در دوران رهبری ولادیمیر پوتین، با طرح بلندپروزانۀ برای باز پس گیری سرزمین های اروپای شرقی که به دست ایالات متحده افتاده، هم راه است.

مداخلات آمریکایی ها و غربی ها در امور داخلی روسها و در جمهوری های اسبق شوروی، به عنوان وظیفه ای خاص برای مسکو مطرح بوده  و به عنوان تهدید ملی برای روسیه تلقی می گردد. این اقدامات در نگاه روسیه پاسخ گویی قاطعانه ای را  در قلب حاکمیت آمریکا ضروری می سازد. این رویارویی در خاورمیانه به وقوع می پیوندد، و هدف از آن کوتاه کردن دست آمریکا و متوقف ساختن رانش سلطه جویانۀ این کشور است.

سوریه در زمینۀ توازن نوین نیروها از وضعیت مرکز و قطعی برخوردار است. اتحاد سوریه و روسی هبه مسکو اجازه می دهد که به آبهای گرم مدیترانه راه یابد و مانع شود که این دریا به دریاچه برای آبتنی آتلانتیست ها تبدیل شود. ولی داستان به همین جا خاتمه نمی یابد.

منابع آگاه از وجود طرحی از سوی آمریکا- اروپا – اسرائیل – به همکاری عربستان سعودی ، قطر و ترکیه پرده برداشته اند که مرتبط به ساخت لولۀ گاز عظیمی است که باید گاز و نفت را به اروپا منتقل کند. این لولۀ گاز باید از مدیترانه و لبنان و سوریه عبور کند. چنین طرحی برای اقتصاد روسیه که به صادرات هیدروکربور به اروپا بستگی دارد، مرگبار خواهد بود.

استراتژهایی که چنین طرح هایی را ترسیم می کنند، به خوبی می دانند که در لبنان و درسوریه در مقابله با چنین طرح های «ترکیه – اسرائیل- خلیج» مقاومت خواهند کرد و هرگز اجازۀ اجرای آن را نخواهند داد.

به اجرا گذاشتن چنین طرحی تا حدود زیادی جنگ 2006 وایجاد «نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد مستقر در لبنان»، و به همین نسبت فشارهایی را که از سال 2003 . از تاریخ اشغال عراق به سوریه وارد می سازند توضیح می دهد.

با توجه به چنین مسائلی، بیش از پیش در می یابیم که تا چه اندازه بحران سوریه برای روسیه یک مسئلۀ امنیت ملّی به حساب می آید. به همین دلایلی که پیش از این یاد کردیم، ولادیمیر پوتین آن را در شب انتخابات ریاست جمهوری، به عنوان سیاست خارجی روسیه مطرح کرد : ضد امپریالیست و به پشتیبانی از نیروها و کشورهایی که در مقابل حاکمیت غرب مقاومت می کنند.

چنین واقعیتی، به شکلی که روند حوادث در این چند ماهۀ گذشته نشان می دهد، رؤیای حاکمیت آمریکا بر خاورمیانه و بر جهان، یک بار دیگر و این بار بر سخرۀ سوریه دچار فروپاشی شد.

منبع

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=29902

Mondialisation.ca, Le 21 mars 2012

silviacattori.net