تاریخی, سرتیتر

سوریه : سازمان عفو بین الملل به روسیه اولتیماتوم داد

سازمان عفو بین الملل از روسیه درخواست کرد به ایالات متحده و ناتو اجازه دهد تا سوریه را غارت کرده و به ویرانه تبدیل سازد 

نوشتۀ تونی کارتالوچی (مرکز مطالعات جهانی سازی)

ترجمه توسط حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه

20 مارس 2012

در وضعیتی که لیبی به گروه های متخاصم تجزیه می شود و اسکادران های مرگ و نژادپرست و نسل برانداز در سر تا سر کشور به شکار «مهمان های ناخوانده»(1) می پردازند، و در وضعیتی که کشور به شکل امارات (امیر نشین های) هولناک نیمه مستقل در حال تکه پاره شدن است، و کارفرمایان نهادهای نفتی که از سوی «بریتیش پترولیوم» (بی پی)، شل و توتال تأمین مالی شده و به عنوان نخست وزیر مستقر شده اند، امروز هر یک از ما می تواند ببیند که اردوی جنگی که توسط ایالات متحده و ناتو علیه این کشور حاکم و مستقل در آفریقای شمالی به راه افتا د، با هزار قربانی تا چه اندازه با شکست کامل روبرو شده است. البته این نتیجه گیری در صورتی معتبر است که هدف از چنین مداخلاتی حفظ جان بی گناهان بوده باشد.

در هر صورت، اگر هدف تجزیۀ و تقسیم کشور به دولت های کوچک و ناکارآمد و متخاصم  بوده باشد و از سوی دیگر ایجاد دولتی دست نشانده در طرابلس که قراردادهای غارت و چپاول ثروت ملّی را با شرکت های غربی تأیید کند، در این صورت باید بگوییم که به پیروزی چشم گیری رسیده اند.

سازمان ملل متحد، دادگاه بین المللی کیفری، دولت ایالات متحده، دولت های بریتانیا و فرانسه و صد البته توسط ناتو در مأموریت برای پاسخگویی به اصل «مسئولیت حفاظتی» جهانیان را آشکارا در روز روشن فریب دادند.

مجاز دانستن تمدید چنین اعمال جنایتکارانه ای که کشور لیبی را به ویرانه تبدیل کرد، قابل تصور نیست. با این وجود، دقیقا این همان چیزی است که سازمان عفو بین الملل از فدراسیون روسیه درخواست کرده است.

در نامه ای تحت عنوان «روسیه، دیگرهیچ عذری پذیرفته نیست، علیه حمام خون در سوریه واکنش نشان دهید»، سازمان عفو بین الملل به شیوۀ انحرافی و بیمار آسایی خشونت و هرج و مرجی را که بی هیچ ابهامی غرب در سوریه به راه انداخته واژگونه جلوه می دهد، و علاوه بر این دورادور این وضعیت را نتیجۀ کوتاهی روسیه در هم کاری با ناتو برای تدارکات یک مداخلۀ نظامی دیگر تعبیر می کند.

مداخله ای که مطمئنا باید، پس از حذف رهبران ملی سوریه، به همان شکلی که در لیبی صورت گرفت، به خشونت بیشتر، و جدایی قومی و جاری ساختن خون بیشتر، و در عین حال چپاول بیشتر در تهاجم شرکت های غربی بیانجامد که با ولع سیری ناپذیری در پی پر کردن جای خالی صندوق هایشان هستند.

گزارش سازمان عفو بین الملل با استناد به آمار تلافات که ساخته و پرداختۀ سازمان ملل متحد بوده و اکیدا با رجوع به اپوزیسیون سوریه تهیه شده، پیش از آن که به نقد موضع گیری یگان های سوری و تجهیزات آنها در اطراف شهر حمص بپردازد، که اخیرا به عنوان پایگاه های عملیاتی مبارزانی که کاملا به تجهیزات نظامی مسلح می باشند شناسایی شده است.

سپس سازمان عفو بین الملل با شیوۀ سخنوری متقاعد کننده ای می پرسد : « چند قربانی دیگر کافی خواهد بود تا روسیه علیه جنایات صورت گرفته در سوریه تصمیم قاطعانه بگیرد؟»

همین شگرد سخنوری را می توانیم برای پاسخ گویی به این پرسش به کار ببریم و بپرسیم : چند قربانی دیگر کافی خواهد بود پیش از آن که جهان علیه وال استریت و مرکز تجاری لندن در کشتارهای سراسری اش از لیبی تا سوریه و از عراق تا ایران و در کوه ها و روستاهای افغانستان موضعی قاطعانه و ضروری اتخاذ کند؟

سازمان عفو بین الملل از روسیه می خواهد که فروش اسلحه به سوریه را متوقف سازد، و چنین در خواستی از روسیه در وضعیتی مطرح می شود که دولت های غربی، از طریق ناتو و مشتریانشان از بین دولت های عرب دائما در حال تجهیز نظامی و تأمین مالی مبارزان خارجی و سربازان مزدوری هستند که به عنوان جنبش اعتراضی سوریه معرفی می شوند.

سازمان عفو بین الملل از سوی وزارت امور خارجۀ آمریکا و شرکت های بزرگ تجاری تأمین مالی و اداره می شود.    

 هر کسی می تواند از خودش بپرسد که چرا سازمان عفو بین المللی رابطۀ تناقض آمیزی با اهداف اصلی و بنیادی اش پیدا کرده که عبارت است مأموریت برای «حفاظت از اشخاصی که، در هر کجایی که هستند، عدالت و آزادی و حقیقت و شرافت از آنها سلب شده باشد». نخستین نشانه را نزد سوزان نوسل می یابیم که در حال حاضر ریاست اجرایی این سازمان را به عهده دارد.

سوزان نوسل برای سازمان های بین المللی در وزارت امور خارجۀ ایالات متحده به شکل پیمان کار در پست معاونت فعالیت داشت، سپس در رأس سازمان عفو بین الملل قرار گرفت.

او در عین حال به عنوان معاون رئیس عملیات استراتژیک برای وال استریت ژورنال و مشاور روابط عمومی برای مک-کینسی و کمپانی…کار می کرده است. یکی از رشته های تخصصی او در تحریف خبری و فریب افکار عمومی بوده که به شکلی بارزی در رابطه با مسائل سوریه به کار برده است.

سوزان نوسل در وزارت امور خارجه دربارۀ «بهار عرب» سخنرانی می کند، که توسط ایالات متحده راه افتاد و نقش ایالات متحده در پشتیبانی از گروه های مخالف. او از «شورای ملی ایرانیان آمریکا» حرف می زند و مشخصا از مؤسسۀ بروکینگز(اتاق فکری علوم انسانی مستقر در واشینگتن) به نقل مطالبی دربارۀ نقض حقوق بشر در ایران مطرح می کند.

می توانیم حدس بزنیم که سوزان نوسل از روی تسامح از گزارش مؤسسۀ بروکینگز که تحت عنوان «کدام راه به سوی ایران» که آشکارا چیزی نیست به جز توطئه برای سرنگون سازی رژیم ایران (تحت اشکالی که ایالات متحده امروز در سوریه عمل می کند) با پشتیبانی از «انقلاب رنگی»، و با مسلح ساختن گروه های تروریست چنان که نامشان در فهرست سازمان های تروریستی به ثبت رسیده (مترجم : به احتمال زیاد مانند سازمان مجاهدین خلق)، و تحریک ایران برای ورود به جنگی که به هیچ عنوان خواهان آن نیست.

سوزان نوسل به شکل آشکاری کار متزلزل ساختن دولت های مستقل و حاکم را با به کار بستن اهرم حقوق بشر در بطن سازمان عفو بین الملل به پیش می برد.

ویدئوی سخنرانی سوزان نوسل

http ://www.youtube.com/watch ?v=7VJr92VA6Jw&feature=player_embedded#t=0s

سازمان عفو بین الملل چگونه می تواند بی طرف باقی بماند در حالی که مدیریت آن به عهدۀ زنی واگذار شده که کاملا نمایندۀ منافع ایالات متحده و رهبران امور مالی و صنعتی است؟

بدتر از همه، باید دانست که سازمان عفو بین الملل در عین حال توسط دولت آمریکا و جهان امور تجاری در سطح بین المللی تأمین مالی می شود. سازمان عفو بین الملل از وال استریت، ژرژ سوروس و بنیاد سوروس، و سازمان گسترش بین المللی بریتانیایی، کمیسیون اروپایی و دیگر بنیادهای مالی و نهادهای صنعتی بزرک، بودجه های کلانی دریافت می کندت

در نتیجه وضعیت مخاطره آمیز عفو بین الملل به دلیل منافع مالی قابل توجهی است که به شکل فوق العاده ای توسط وال استریت و لندن برای این سازمان تأمین می شود.

خیلی روشن است که عفو بین الملل نه تنها کارش به سازشکاری و معامله رسیده، بلکه از آن با تکیه به بهترین شعارهای بشر دوستانه و حقوق بشری،  به عنوان اهرم برای اجرای طرح های سیاسی استفاده می شود، مانند آن چه در سوریه به وقوع پیوسته، یعنی به هدف تعویض رژیم به نفع ایجاد رژیمی که مشتری غرب باشد.

هرج و مرج در سوریه به شکل سرّی توسط ایالات متحده پشتیبانی می شود و از مدت ها پیش طرح ریزی شده بوده است.

برنامۀ تعویض رژیم سوریه دست کم از سال 1991 طرح ریزی شده بود. در سال 2002 وزیر امور خارجه جان بولتون سوریه را به فهرست کشورهای «محور شرارت» افزود.

بعدا آشکار شد که تهدیدات جان بولتون علیه سوریه به شکل پشتیبانی از گروه های مخالف در داخل سوریه و تأمین مالی آنها طی دولت بوش و اوباما به اجرا گذاشته شده است.

در مقاله ای به تاریخ آوریل 2011 در سی ان ان، سخنگوی وزارت امور خارجه مارک تونر اعلام کرد : «تلاش ما بر این نیست که دولت سوریه را از بین ببریم. تلاش ما در رابطه با سوریه، در فراسوی پشتیبانی از جامعۀ مدنی، ایجاد نهادهای دموکراتیک است، و ما این طرح را در خیلی از کشورهای جهان به اجرا گذاشته ایم. این موضوع کاملا متفاوت خواهد بود زیرا، فکر می کنم، تحت چنین شرایطی است دولت سوریه این نوع تلاش های امدادگرانه که تحت نظارت مردم سوریه قرار دارد را  به عنوان تهدید تلقی می کند.»

دیدگاه های مارک تونر وقتی مطرح می شود که واشینگتن پست گزارشاتی را دربارۀ تأمین مالی گروه های اپوزیسیون سوریه، دست کم از 2005، منتشر کرده بود که تا امروز ادامه یافته است.

در گزارش خبرگزاری فرانسه، آوریل 2011، میشل پوسنر، وزیر دولت در وزارت حقوق بشر و کار اعلام کرد که دولت ایالات متحده 50 میلیون دلار بودجه طی دو سال گذشته برای گسترش تجهیزات فنی نوین برای کمک به فعالان سیاسی و ایجاد پوشش حفاظتی از آنها اختصاص داده است که فعالیت هایشان در خطر توقیف دولت های دیکتاتوری قرار نگیرد.

این گزارش توضیح می دهد که ایالات متحده دوره های کارآموزی برای 5000 فعال در بخش های مختلف جهان را تدارک دیده است. یک بخش از این دوره های کارآموزی به خاورمیانه اختصاص داشت که شش هفتۀ پیش فعالان تونسی، سوری، مصری و لبنانی را آموزش داده بود، و به این هدف که به کشورهای خودشان بازگردند و به هم کارانشان آموزش دهند.

پوسنر اضاف کرد : «آنها بازگشتند و نتیجه امواج شوکی بود که آغاز شد». این «موج شوک» البته همان «بهار عرب» بود، و در مورد سوریه، منشأ هرج و مرجی که به بهای بی ثبات سازی ملی انجامید و دعوت به مداخلۀ خارجی مطرح گردید.

اخیرا، افشاگری ها نشان داد که نظامیان سوریه در واقع تجهیزات، آموزش و کمک مالی دریافته کرده و حتی به جبهۀ گروه مسلح اسلامی لیبیایی پیوسته اند، که در فهرست گروه هایی به ثبت رسیده که توسط وزارات امور خارجۀ ایالات متحده به عنوان تروریست آرشیو شده است. این جریان به شکل بارزی نشان می دهد که تا چه اندازه بازگرداندن نظم به کشور برای دولت سوریه و رئیس جمهور بشار الاسد به امری حیاتی و ضروری تبدیل شده بود.

روزنامۀ بریتانیایی «تلگراف» در نوامبر 2011 گزارش داد که رهبر گروه مسلح اسلامی لیبی، عبدالحکیم بالحاج رهبران ارتش سوریه ازاد را روی مرز ترکیه و سوریه ملاقات کرده و به آنها قول داده است که به مدد ناتو برای آنها اسلحه و پول بفرستد و به همین ترتیب مبارزان لیبیایی را که گسیل دارد که هواداران ارتش آزاد سوریه را آموزش داده و در کنار آنها بجنگند.

شبکۀ ولتر نقش بارز بالحاج و گروه اسلامی لیبیایی او را  نه تنها در مدد رسانی به هواداران سوریۀ آزاد تأیید کرده، بلکه در عین حال  اعلام داشته است که بالحاج بر اساس طرح ناتو آنها را در بی ثبات سازی سوریه نیز هدایت کرده است.

باید ببینیم که چرا پس از ده سال جنگ تمام عیار که ایالات متحده به نام «مبارزه با تروریسم» در آن شرکت داشته، ایالات متحده و سازمان عفو بین الملل به جای تشویق روسیه در تحکیم وضعیت بشار الاسد در مبارزه علیه بی ثبات سازی کشورش توسط تروریست های خارجی، به آن اعتراض می کنند.

یک بار دیگر، همان گونه که در مورد لیبی روی داد، به نظر می رسد که مردم جهان گول آن بازی های سیرک مسخرۀ جغرافیای سیاسی را خورده اند که پیرامون مرکز تجارتی لندن و وال استریت تمرکز یافته است.

سازمان عفو بین الملل برای وال استریت و لندن سیتی حرف می زند

و نه برای دفاع از حقوق بشر

چه کسی می خواهد درخواست نامۀ سازمان عفو بین الملل به وسی هبه امضا کند ؟

همان گروه از افرادی که شیفتۀ شدند و فریب کلاهبرداری که حالا به انفجار «کنی 2012) (2) انجامید را خوردند؟

کشتی سازمان عفو بین الملل از مدتها پیش در حال غرق شدن است. در خواست نامه ای که تحت عنوان «به کاربرد کودکان- سرباز در جنگ خاتمه دهیم» برای اوباما فرستاد و در یکی از بخش های آن اعلام کرد که : «به دولت ایالات متحده سفارش می کنم در اقدام برای بازداشت جوزف کنی (کودک ربایی که از آنها به عنوان سرباز استفاده می کند) یاری رساند.»

سازمان عفو بین الملل با توجه نشان دادن به تبلیغات جنگی سازمان غیر دولتی «کودکان نامرئی» نه وسی هب دست آفریکوم (یو اس آرمی آفریکا سانترال کماند) – مرکز فرماندهی ارتش ایالات متحده در آفریقا – بهانه داد تا در اوگاندا گسترش پیدا کند، بلکه هشداری شد برای تمام گروه های نظامی در منطقه که می توانند از این پس مورد استفاده قرار گیرند و بر این اساس گسترش آفریکوم در تمام قاره مجوز قانونی پیدا کرد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که روسیه به درخواست سازمان عفو بین الملل پاسخ مثبت بگوید، که تنها خواست مالی و صنعتی وال استریت و سیتی لندن را زیر نقاب «بشر دوستانه» به روز می سازد.

مقالۀ اصلی
Article original en anglais : Amnesty International’s Ultimatum to Russia US State Department-run Amnesty International demands Russia allow US & NATO to commence the ruination and plundering of Syria. Publié le 16 mars 2012.

Traduction par Résistance 71

منبع :

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=29846

پی نوشت مترجم

1)مهمان ناخوانده : به مفهوم خارجی هایی که حضورشان قابل پذیرش نیست و مزاحم ارزیابی می شوند (بی کارها و بی پول ها). در فرانسه «مهمان ناخواسته» در مقابل «مهمان انتخابی» قرار می گیرد که منظور خارجی هایی هستند که پول دار بوده و قادر به سرمایه گذاری هستند.

Joseph Kony2)

 “Kony 2012”

 Mondialisation.ca, Le 19 mars 2012

landdestroyer

۱ دیدگاه

  1. مقاله کارتالوچی که دوست و همکار ما جناب محوی بسیار روان و خوب ترجمه کرده اند گویای بخش کوچکی از طراحی های انحصارات بزرگ امپریالیستی است که توسط پیمان نظامی مخوف ناتو پشتیبانی نظامیو اجرایی میشود . البته عفو بین الملل برای نیروهای مترقی و ضد ارتجاع شناخته شده است. این ابزار فشار نرم همانند گروه صلح نوبل سالهاست که در جهت و همسو با تجاوزات و اشغال گریهای آمریکا و غرب در شرایط مشخص فعال شده و از طریق رسانه های غربی وسیله خوراک تبیلغاتی و تشدید تضادهایی میشود که سرانجام بنفع غرب تمام شود .
    چه خوب که سایت مجله هفته این امکانات را برای مترجمان و مقاله نویسان فراهم کرده است تا دست دم و دستگاه های ارتجاعی و سخنگوی امپریالیستها را باز کنند و آنهارا افشاء نمایند.
    این نوع موضع گیری های ارتجاعی سازمان عفو بین الملل نشان میدهد وظیفه روشنفکران مترقی چقدر سنگین است و چه نقش بزرگی در افشاء تشکیلاتهای بظاهر بشردوستانه ولی در عمل جنایتکار وویرانگر بازی میکنند

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.