نظری, سرتیتر

کمونیسم در تئوری و پراتیک راه و روش تسویه حساب با سرمایه و سرمایه سالاری قسمت دوم

قسمت اول را در اینجا بخوانید

     رضا خسروی

     گفتم که کمونیسم یک نگرش فلسفی، رویکرد تئوریک، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، یک جهان بینی،  همان جهان بینی مارکس و انگلس – متکی بر علوم، بر تجربیات دور و نزدیک تاریخی، مبتنی بر جنبش های زنده اجتماعی، بر جنبش کارگری است: دنیا را کثیر، مادی و متحرک، کائنات را در تغییری خود انگیخته، کمی و کیفی، هستی و هستنده ها را در حرکتی دائم، در تبدلی مستمر و متقابل ادراک می کند. به اصل تقدم ماده بر شعور، عین بر ذهن باور دارد. نظر را ناشی از عمل، تئوری را بازتاب فعالیت تولیدی و اجتماعی در بستر مالکیت خصوصی، مبارزه قهری خلع ید شدگان نوبتی در قبال خلع ید کنندگان قدیمی و جدید برسر چگونگی بازآفرینی زیست جمعی انسان ها، تولید و مبادله محصولات مصرفی میداند.

     این جهان بینی علمی بدنبال شورش های پراکنده دهقانی در اروپای قرون وسطی، انقلاب صنعتی انگلیس در سده هفدهم، انقلابات پی در پی ملی و همگانی در اروپا، بدنبال استقلال آمریکا و انقلاب کبیر فرانسه در اواخر سده هیجدهم میلادی – در عهد رونق صنایع کارگاهی، نخ ریسی و بافندگی، رونق صنعت کشتی سازی و کشتیرانی و دریا نوردی، عهد پس رفت اقتصاد طبیعی، شیوه های کهن تولید، در عصر شکوفائی اقتصاد پولی، شیوه سرمایه داری تولید، گسترش بازار، توسعه مبادله و بازرگانی ماورای بحار، عصر تحولات سریع اقتصادی و اجتماعی، پیشرفتهای عظیم علمی و فنی، کشفیات و اختراعات و… شکل گرفت. در جدال با باور عامیانه، ایدولوژی وارونه در باره هستی و هستنده ها، جدال با رویکردهای کلی و انتزاعی، غیر علمی و غیر تاریخی، در مبارزه با طرز تلقی مسلط در باره تاریخ و رویدادهای تاریخی… رقم خورد. مدیون کارهای تئوریک، پراتیک انقلابی مارکس و انگلس در دوران برآمد انقلابات بورژوآ – دمکراتیک در یک سلسله از کشورها، مبارزات مارکس و انگلس برعلیه سکت و سکتاریسم، نفوذ افکار خام، برعلیه تخیلات آرمانی متوسط ها… بود.

     کمونیسم = شعور جمعی و تاریخی طبقه کارگر در بستر مالکیت خصوصی و در عالی ترین مرحله از تکامل جامعه بر محور تولید کالائی… جفت ارگانیک خود را در پرولتاریای صنعتی پیدا کرد و بپای بسیج کارگران برای ایجاد یک حزب مستقل پرولتاریائی، حزبی توده ای و انقلابی رفت. موضوع تولید کالائی، اصل مالکیت خصوصی، آرایش طبقاتی جامعه، نظام استثماری و استعماری، ارتزاق از قبل کار غیر را نشانه گرفت. برچیدن بساط سرمایه و سرمایه سالاری در یک نبرد آشکار طبقاتی، در یک مبارزه هدفمند، آگاهانه و سازمانیافته و با برنامه را در دستور کار قرار داد. با مالکان و اربابان پشت پرده، با بورژوآزی برسر قدرت سیاسی، برسر مدیریت جامعه درافتاد.

     دوران چرب زبانی خرده بورژوآزی، خوشرقصی و مداحی و… در برابر قدرت ثروتمندان بسر آمد… از این پس باید در باره پرولتاریای مغرور، مهاجم و انقلابی نوشت و سرود. ارزش کارهای گوته با موقعیت اجتماعی او بستگی تام دارد… ( شرایط جاری آلمان در آثار مارکس و انگلس، مجلد چهارم، بزبان آلمانی ). پرولتاریا، این توده ارزش آفرین، بعنوان طبقه ای در قبال سرمایه، طبقه ای هنوز در خود، در مبارزه انقلابی خویش در سطوح مختلف، مبارزه اقتصادی، مبارزه سندیکائی، اعتصاب و… می آموزد، آگاهی طبقاتی، آگاهی سوسیالیستی کسب کرده و باید از این مرحله گذشته و طبقه ای برای خود گردد. آقای پرودن، بازیگر طرز تلقی خرده بورژوآزی است… کاری با مبانی اقتصادی سرمایه داری، یعنی با مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و کار مزدوری… ندارد. میخواهد مبانی اقتصاد سرمایه داری را، با حذف « چیزهای بد آن در چارچوب همان مناسبات سرمایه داری »! نجات دهد. میخواهد جلوی مبارزه انقلابی طبقه کارگر برای انقلاب سوسیالیستی را بگیرد… ( فقر فلسفه ).

    نوع آلمانی دمکراسی خرده پائی اشکال دارد، تمرکز و یکپارچگی آلمان را اجازه نمی دهد. ( انتقاد اخلاقی و اخلاق انتقادی ). اهمیت انترناسیونالیسم، حمایت همزمان از جنبش های استقلال خواهانه در لهستان و ایتالیا و ایرلند: ملتی که دیگر ملت ها را مورد ستم قرار می دهد، نمی تواند آزاد باشد. ( سخنرانی مارکس و انگلس در باره لهستان ). برخورد با قانون اساسی پرویس، جنبش اصلاح طلبی فرانسه، جنگ داخلی سوئیس + نقد سایر جنبش ها در سال 1847 میلادی. تحلیل شرایط اجتماعی و سیاسی در یک سلسله از کشورهای اروپا در آستانه انقلاب، طرح استقرار جمهوری در آلمان… ( انقلاب پاریس ). عدم امکان پیروزی سوسیالیسم در یک کشور واحد… ( اصول کمونیسم ). با این مقدمه چینی تئوریک و سیاسی بود که مارکس و انگلس خود را برای تهیه و تدوین یک برنامه در مسیر ایجاد حزب انقلابی پرولتاریا آماده کردند…

مانیفست حزب کمونیست

      با توجه به عدم هماهنگی « نا » محسوس میان رشد نیروی مولد و مناسبات تولیدی متداول – مخلوطی از مناسبات اشرافی و سرمایه داری در بستر مالکیت خصوصی… مارکس و انگلس لزوم تغییرات تاریخی و ساختاری، تحولات اقتصادی و اجتماعی، برآمد مبارزه طبقاتی، اوج مبارزه خلع ید شدگان در قبال خلع ید کنندگان در اروپای قاره را پیش بینی کردند. بروز انقلابات بورژوآ – دمکراتیک تازه ای را در این منطقه انتظار داشتند. طولی نکشید شعله انقلاب نمایان شد و در فاصله سالهای 1848 – 1849 میلادی، اروپای قاره را در بر گرفت. پس تهیه و تدوین مانیفست حزب کمونست تصادفی نبود. در آستانه همین انقلابات بورژوآ – دمکراتیک، به چند زبان رایج در اروپا، انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ایتالیائی و هلندی و دانمارکی، منتشر شد. قصد این بود که پرولتاریای صنعتی، قربانی رویای متوسط ها نشود، بازیچه منفعل بورژوآزی نگردد، آگاهانه و سازمانیافته، با شناسنامه طبقاتی مستقل خویش، در این تغییرات تاریخی و ساختاری، تحولات اقتصادی و اجتماعی حضور یابد. بازیگر تمام عیار انقلابات بورژوآ – دمکراتیک باشد.

     خصلت نمای دوران بورژوآزی، این است که تشخیص تضادهای طبقاتی را تسهیل، جامعه را هرچه بیشتر به دو طبقه متقابل و متضاد، بورژوآزی و پرولتاریا تقسیم میکند کشف آمریکا، دستیابی به آفریقا از راه دریا برای بورژوآزی بالنده عرصه جدیدی بوجود آورد. بازار هند شرقی و چین، استعمار آمریکا، مبادله با مستعمرات… گسترش بازرگانی، دریا نوردی و بسط دامنه صنعت را بدنبال داشت فروپاشی جامعه فئودالی را تسریع کرد. با اختراع ماشین بخار، صنعت و صنعت بزرگ و تولید انبوه، بازار بین المللی… میلیونرهای صنعتی، ارتش مدیران صنعتی رقم خورد. بورژوآزی مدرن متولد شد… یعنی بدون این پیش فرض ها، تغییرات مادی و تاریخی، فئودالیسم از پا در نمی آمد، از دور خارج نمی شد. شیوه سرمایه داری تولید رشد نمی کرد. مکانیسم تولید برای فروش شکل نمی گرفت. انقلابات همگانی رخ نمی داد. بورژوآزی بقدرت راه نمی یافت و نظام اقتصادی و اجتماعی سرمایه داری در بستر مالکیت خصوصی استقرار پیدا نمی کرد.

     بورژوآزی ثابت کرد که فعالیت انسان ها قادر به خلق چه چیزهائی است – چیزهائی حیرت آور تر از اهرام مصر، کانالهای آبی رومی و کاتدرالهای گوتیک. بورژوآزی نمی تواند، بدون تحول انقلابی و مداوم وسائل تولید، مناسبات تولیدی، تمام مراودات اجتماعی… به حیات خود ادامه دهد. برای فروش کالای خود، به گسترش مستمر بازار در همه مناطق کره ارض، احتیاج مبرمی دارد. با استثمار بازار جهانی، تولید و مصرف همه کشورها را جهانی کرده، همه ملتها را بر آن داشت که خود را با شیوه بورژوآئی تولید، تمدن بورژوآئی منطبق کنند… در یک کلام، دنیائی باب طبع خویش آفرید. شهر بر روستا مسلط شد. جلوی پراکندگی وسائل تولید، مالکیت و جمعیت گرفته شد. تمرکز عمودی وسائل تولید، مالکیت و حکومت در دست شماری اندک. حکومت و قانون و گمرک و منافع طبقاتی ملی برپا شد. بورژوآزی، در کمتر از یک سده سیادت طبقاتی خویش، بیشتر از همه نسل های گذشته، نیروی مولد را افزایش داد. نیروهای طبیعی را مهار کرد. بر ماشین آلات سوار شد. کاربرد شیمی در صنعت و کشاورزی را رواج داد. دریا نوردی، راه آهن، تلگراف الکتریکی و…

     تمام وسائل لازم، بانی برآمد بورژوآزی بعنوان یک طبقه، در جامعه فئودالی رقم خوردند. تا اینکه رشد نیروهای مولد دیگر در چارچوب جامعه فئودال… در چارچوب مالکیت فئودالی مقدور نبود. فئودالیسم رشد بیشتر نیروهای مولد، متناسب با نیازهای مصرفی جامعه را، اجازه نمی داد. این مناسبات میبایست منفجر می شدند و منفجر هم شدند. راه برای رقابت آزاد، متناسب با قانون اقتصادی و اجتماعی، با سیادت سیاسی بورژوآزی باز شد. ما شاهد حرکت مشابه ای هستیم. چون رشد بیشتر نیروهای مولد در چارچوب مالکیت متداول، تقسیم کار و شیوه سرمایه داری تولید، دیگر مقدور نیست. بورژوآزی نمی تواند شرایط لازم برای دوام خود را بازآفرینی کند – علت بحران های تجاری، بحران های نوبتی… سخن برسر قانون عام تکامل جامعه، بازآفرینی زیست جمعی انسان ها بر محور تولید نعمات مادی، مبادله محصولات مصرفی در بستر مالکیت خصوصی است. بنظر من، بازنگری جزئیات مانیفست حزب کمونیست اهمیت زیادی دارد. نمی خواهم خواننده خسته شود. پس بحث در باره جزئیات مانیفست حزب کمونیست در قسمت بعد دنبال خواهد شد.

      ولی هشدار. هشدار به کسانی که ریگی بکفش ندارند. هشدار به همه کمونیستهای بی شیله و پیله، هشدار به تمام مارکسیست – لنینیستهای سمج و مصمم، هشدار به کارگران انقلابی، زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بیکار و بازنشته، هشدار به جوانان و روشنفکران… حزب کمونیست مورد نظر مارکس و انگلس به ستادی سنجیده برای سازماندهی و رهبری یک انقلاب اجتماعی، برای هدایت جامعه در دوران گذار از سرمایه داری به کمونیسم اشاره دارد. حزبی توده ای و انقلابی، مدیر و مدبر، نه فقط سیاسی، بلکه سیاستمداری هشیار و صبور و انقلابی. یک چنین حزبی با تجمع نوبتی ناراضیان و معترضان، با یک « کمیته براندازی »! فرق دارد، خیلی هم فرق دارد…

                                                                                                           

   

       

    

 


۱ دیدگاه

  1. با سلام و سپاس از مجله و رضا خسروی گرامی
    ما این مطلب را با اجازه تان در فیسبوک به اشتراک می گذاریم تا خوانندگان آن نیز بی نصیب نمانند و برای مجله و رضا آرزوی سلامتی کامل و سربلندی داریم.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.