سرتیتر

فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی سرمایه داری (کاپیتالیسم)

سرمایه داری (کاپیتالیسم) 
پروفسور گونتر هیدن
برگردان شین میم شین – دایره المعارف روشنگری

I
سرمایه داری رقابت آزاد

• سرمایه داری یک فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی است که بر مالکیت خصوصی بورژوائی بر وسایل تولید مبتنی است و ببرکت مالکیت خصوصی بر وسایل تولید قادر به استثمار طبقه کارگر است.

• سرمایه داری، بمثابه شیوه تولیدی نوین جای فئودالیسم را می گیرد.

• حامل شیوه تولیدی نوین بورژوازی بوده است.
• بورژوازی در مبارزه بر ضد فئودالیسم، مظهر پیشرفت اجتماعی بوده است.

• بورژوازی برای احراز دمکراسی بورژوائی مبارزه کرده، فرهنگ بورژوائی و ایده های مترقی، ایده آزادی شخصیت، تساوی همه شهروندان و برادری همه انسان ها را توسعه و رواج داده است.

• این ایده ها با الزامات اجتماعی انطباق داشته اند و از این رو مورد قبول توده های خلققرار گرفته اند.
• توه های خلق، تحت رهبری بورژوازی انقلابی، طی یک انقلاب بورژوائی، فئودالیسم را بر انداخته و سرمایه داری را به پیروزی رسانده اند.
• در نتیجه انقلاب بورژوائی، دولت بورژوائی، بمثابه ابزار قدرت بورژوازی برای تضمین شیوه تولید سرمایه داری بوجود آمده است.
• پس از رهائی از بندهای اقتصادی، سیاسی و معنوی فئودالیسم، توسعه غول آسائی در کلیه عرصه های زندگی اجتماعی صورت گرفته است.
• این امر قبل از همه، خود را در توسعه نیروهای مولده نشان می دهد.

• به قول کلاسیک های مارکسیسم، «بورژوازی در حاکمیت تقریبا صد ساله خویش، نیروهای مولده انبوهتر و غول آساتر از کلیه نسل های پیشین را بوجود آورده است.
• رام کردن قوای طبیعی، دستگاه های ماشینی، استفاده از شیمی در صنعت و کشاورزی، کشتی بخار، راه آهن، تلگراف الکترکی، قابل کشت کردن بخش های جهان، قابل کشتیرانی کردن رودخانه ها.
• کدام جمعیت جهان در قرن های قبل می توانست تصور کند که چنین نیروهای مولده ای در دامان کار اجتماعی قابل پرورش اند؟»

• با همان شدت و حدت که داربست سیاسی و اقتصادی فئودالیسم درهم می شکند، به همان سان نیز داربست معنوی آن، یعنی کلیسا در هم ریخته می شود و راه به روی توسعه علوم باز می گردد.

• ثمرات انقلاب بورژوائی و توسعه سرمایه داری را نه توده های خلق، بلکه بورژوازی درو می کند:

1
ایده «آزادی شخصیت»

• ایده اعلام شده، تحت عنوان آزادی شخصیت، در پراتیک اجتماعی، خود را بمثابه آزادی فعالیت اقتصادی کاپیتالیستی برملا می سازد.

2
ایده «برابری شهروندان»

• ایده برابری شهروندان، بمثابه برابری صاحبان کالا نمودار می گردد.

3
ایده «برادری همه انسان ها»

• ایده برادری همه انسان ها، بمثابه جنگ همه بر ضد همه از آب در می آید.

• همراه با بورژوازی، طبقه نوینی بنام پرولتاریا پا به عرصه می نهد.

• بورژوازی و پرولتاریا دو طبقه اصلی جامعه سرمایه داری اند.
• پرولتاریا، از همان آغاز پیدایش خویش، بر ضد استثمار سرمایه داری وارد مبارزه شد.
• مبارزه پرولتاریا، نخست به صورت قیام های خودپو با مطالبات اقتصادی بوده، ولی پس از تشکیل جنبش کارگری، پرولتاریا بمثابه نیروی سیاسی مستقل بر ضد طبقه بورژوازی و دولت بورژوائی وارد عمل می شود.

• مبارزه طبقه کارگر، ببرکت کمونیسم علمی تدوین شده از سوی مارکس و انگلس، آماج علمی مستدل کسب کرد.

• در نظام سرمایه داری، طبقه سرمایه دار که اقلیت کوچکی را تشکیل می دهد، مالک وسایل تولید است، در حالیکه اکثریت جمعیت کشور که عمدتا از پرولتاریا و نیمه پرولتاریا تشکیل می یابد، سلب مالکیت شده و فاقد وسایل تولید است و به سبب موقعیت اجتماعی خود مجبور به فروش نیروی کار خود و تولید ثروت برای طبقات اجتماعی حاکم است.

• توسعه تولید سرمایه داری سبب می شود که میلیون ها کارگر در کارخانجات صنعتی متمرکز شوند و روند کار و تولید اجتماعی گردد، ولی ثمرات تولید را سرمایه داران تصاحب می کنند.

• با این تضاد اصلی نظام سرمایه داری، یعنی تضاد میان خصلت اجتماعی تولید و فرم خصوصی ـ کاپیتالیستی تصاحب ثمرات کار، که خود را، قبل از همه، در هرج و مرج تولید نمودار می سازد، راه برای پیدایش بحران های اقتصادی عمیق سیکلی، جنگ ها و مبارزات طبقاتی باز می شود.

• مناسبات تولیدی سرمایه داری که در دوره آغازین کاپیتالیسم راهگشای توسعه پیشرفتمند سریع نیروهای مولده بوده اند، به سدی در راه توسعه بعدی نیروهای مولدهبدل می شوند.

• تراکم و تمرکز تولید و سرمایه در نظام سرمایه داری از سوئی به ثروتمندتر شدن سرمایه داران منجرمی شود، که تعدادشان بطور روزافزون کاهش می یابد ولی قدرت اقتصادی و سیاسی شان غول آساتر می گردد و از سوی دیگر به وخامت هرچه بیشتر وضع طبقه کارگر و به خانه خرابی روز افزون توده های مولدین کوچک می انجامد.
• تضادهای رشد یابنده که بطور مداوم شدت می یابند، موجب نا خشنودی توده های تحت استثمار و ستم نسبت به نظام سرمایه داری می شوند.

• تعداد طبقه کارگر و آمادگی اش به پیکار رشد می کند و مبارزه طبقاتی بر ضد نظام سرمایه داری اوج می گیرد.

• تضاد لاینقطع میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی، شرایط و امکان انقلاب سوسیالیستی و جایگزینی مناسبات سرمایه داری بوسیله مناسبات تولیدی سوسیالیستی را پدید می آورد.
• طبقه کارگر به سبب موقعیت اجتماعی خود طبقه انقلابی قاطع و پیگیری است.

• طبقه کارگر گورکن جامعه سرمایه داری و معمار جامعه سوسیالیستی است.

• طبقه کارگر در مبارزه بر ضد سرمایه داری سازمان می یابد، تشکل های طبقاتی و احزاب سیاسی خود را بوجود می آورد و بر ضد بورژوازی وارد مبارزه اقتصادی، سیاسی و تئوریکی می شود.
• طبقه کارگر در این میان، نه فقط نماینده منافع خویش، بلکه همچنین نماینده منافع همه زحمتکشان جامعه است.
• طبقه کارگر به مرکز رهبری کلیه نیروهائی بدل می شود که بر ضد سرمایه داری مبارزه می کنند.

II
سرمایه داری انحصاری (امپریالیسم)

• سرمایه داری در اوایل قرن بیستم، وارد مرحله امپریالیسم می شود.
• بورژوازی انحصاری حاکم کلیه دستاوردهای مترقی انقلاب بورژوائی را عمدتا به گور می سپارد.
• استثمار انسان ها تشدید می شود و به حد اعلای خود می رسد.
• با جنگ های امپریالیستی و ستم و سرکوب کولونیالیستی، میلیون ها انسان نابود می شوند و دموکراسی بورژوائی جای خود را به ارتجاع سیاسی می دهد.

• فساد اخلاقی و فرهنگی و تهدید بشریت با بمب های اتمی وسایل عمده مبارزه سرمایه داری در حال زوال اند.

• بورژوازی انحصاری می کوشد بکمک سرمایه داری انحصاری ـ دولتی به الزامات اجتماعی و علمی ـ فنی نوین عصر حاضر پاسخ دهد.
• ولی کلیه اقدامات آن نشان می دهند که سرمایه داری، امروزه در هیچکدام از عرصه های اجتماعی قادر به حل تضادهای موجود نیست و گذار به سوسیالیسم و کمونیسم برای حل این تضادها ضرور و اجتناب ناپذیر است.

• مراجعه کنید به سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

پایان