سياسی, سرتیتر

ترکیه هم اکنون همه توانایی خود را علیه سوریه بسیج کرده است


منبع: سايت قاسيون
نويسنده: محمد نورالدين، کارشناس مسايل ترکيه در روزنامۀ «الاخبار» لبنان
برگردان: احمد مزارعی

تارنگاشت عدالت
 

ترکيه هم اکنون همه توانايی خود را عليه سوريه بسيج کرده است

کنفرانس‌ها، کنگره‌ها و جلسات مختلف و رنگارنگ در شهرهای آنکار، استانبول، آنتاکيه و غازی عيشاب در جهت بسيج سياست ترکيه برای تسلط بر «بهار عربی» برگزار می‌گردد.

از ابتدا معلوم بود که همه راه‌ها پس از تونس، مصر و ليبی، به سوريه ختم خواهد شد و مبارزه اصلی ترکيه با سوريه و در سوريه خواهد بود. ترکيه به خوبی اين را می‌داند که سوريه دروازه اصلی به سوی جهان عرب است، و از طريق سوريه است که می‌تواند تمام سياست‌های خود را در منطقه پيش ببرد. سوريه گره‌گاه اصلی منظومه‌ای است که سرنوشت خاورميانه را تعيين می‌کند.

ترکيه از چند ماه پيش گسترده‌ترين تبليغات را عليه سوريه به راه انداخته است، و اين تبليغات را در جهتی سوق داده که می‌توان آن را چنين خلاصه کرد: «بکش يا می‌کشم». لذا ترکيه اکنون همه امکانات خود را به کار گرفته است تا شايد بتواند از تونلی که خود برای خود کنده به در آيد و شايد از تنگنايی که به علت سياست‌های غلط خود در آن گرفتار آمده، رهايی يابد.

هم‌اکنون جدل در مورد اين سياست غلط حتا از طرف نزديک‌ترين سياست‌گزاران حزب حاکم جريان دارد. همه از اين تنگنا صحبت می‌کنند، و از اين‌که ترکيه چگونه می‌تواند خود را از اين وضعيت برهاند- به ويژه اين‌که ترکيه همه تخم مرغ‌های خود را در يک سبد قرارداده است و آن سرنگون کردن «اسد» و به سر کار آوردن دولتی است که آلت دست بی‌ارادۀ ترکيه باشد. ترکيه حتا حاضر است برای اين کار با دولت فرانسه همکاری کند. فرانسه‌ای که در سال ۱۹۱۸ جمال پاشای خونريز را با کمک ژنرال معروف فرانسوی، گورو۱ از سوريه که در آن زمان جزو ايالات عثمانی بود، بيرون کرد.

ترکيه هم‌اکنون در يک رابطه تنگاتنگ و همه‌جانبه با نيروهای غربی و ناتو قرار دارد، به صورتی که در طول دورۀ حاکميت ژنرال‌ها در ترکيه چنين همکاری گسترده‌ای وجود نداشته است.

احسان راغی، يکی از محققان معروف و بسيار معتبر و متخصص علوم سياسی و روابط بين‌الملل است و در عين حال يکی از حاميان اوليه حزب «عدالت و توسعه» می‌باشد. راغی اکنون به طور آشکار نسبت به عواقب خطرناک سياست «همه چيز يا هيچ چيز» در مورد سوريه، هشدار می‌دهد. راغی دو روز پيش طی مقاله‌ای در روزنامه «زمان» که اسلامی و متعلق به آقای فتح‌الله گولن، شخصيت مذهبی و معروف ترکيه می‌باشد و از روزنامه‌های طرفدار و حامی حزب حاکم است، چنين نوشت:
«مسأله سوريه تنها به سوريه ختم نمی‌شود، بلکه از ايران شروع می‌شود، به عراق و از آنجا به لبنان و فلسطين می‌رود، از طريق حماس به سوی اردن راه باز می‌کند و از آنجا به سمت ايران و کشورهای حوزه خليج فارس باز می‌گردد و در اين مسير نبايد نقش مهم روسيه را فراموش کنيم.»

وی سپس چنين ادامه می‌دهد:
«هم‌اکنون ما از بحران عميقی صحبت می‌کنيم که تمام معادلات منطقه‌ای در ارتباط نزديک با آن است. لذا، سياست ترکيه در ابتدا به طور منظم و تدريجی پيش می‌رفت، اما اسد و طرفدارانش به آسانی کنار نرفتند و رابطه دولت سوريه و طرفدارانش در منطقه به آن سادگی که در ابتدا فکر می‌کرديم نبود.»

وی در ادامه می‌افزايد:
«هم‌اکنون تير از کمان رها شده و اوضاع آنچنان پيش رفته که ما بدون سقوط بشار اسد نمی‌توانيم رابطه معمولی خود را با سوريه تجديد کنيم و حتا ديگر نمی‌توانيم توانايی نظامی خود را آن‌چنان ترسيم کنيم که به حيثيت آن لطمه وارد نشود، زيرا قدرت نظامی ما، موجب فخر و مباهات ما است و اين مباهات هم‌اکنون در گروی سقوط بشار اسد است، در غير اين صورت ترکيه به صورت ببری کاغذی درخواهد آمد و ادعای نقش رهبری سياسی ترکيه در خاورميانه، به مضحکه مبدل خواهد شد.»

راغی در ادامه می‌نويسد:
«سياست ترکيه اکنون چنين خلاصه شده است: «يا همه را ببر، يا همه را بباز»! يا اين‌که ترکيه بايد همه توانايی‌های نظامی خود را برای سرنگونی نظام بشار اسد بسيج کند تا بتواند در سياست‌ها و معادلات منطقه‌ای دست بالا را داشته باشد، يا عقب‌نشينی کند و از بلندپروازی‌های منطقه‌ای دست بردارد.»

و اين تنگنايی است که ترکيه اکنون در آن گرفتار آمده است. به نظر راغی، ترکيه همه سياست خود را به سرنگونی رژيم بشار اسد ربط داده و عقب‌نشينی آن بسيار مشکل است. «اگر به اوايل بحران بازگرديم، در آن روزها همه کشورهای غربی و عربی از ترکيه می‌خواستند که حمله خود را عليه سوريه آغاز کند، اما امروز برعکس شده، اين ترکيه است که از کشورهای غربی اروپا و آمريکا و کشورهای عربی می‌خواهد جنگ عليه سوريه را آغاز کنند. اما اگر هر يک از کشورهای مذکور از تصميم قبلی خود منصرف شوند، در آن صورت ما در اين ميان تنها خواهيم ماند. يکی ديگر از مشکلاتی که اکنون وجود دارد اين است که ميان نيروهايی که خواستار سرنگون کردن رژيم بشار اسد هستند هم‌خوانی وجود ندارد و کسی نمی‌داند چگونه اين نظام را ساقط کند، زيرا آن نيرويی که رژيم را سرنگون کند نقش اصلی و بيش‌ترين نفوذ را در سوريه آينده خواهد داشت.»۲

راغی مقاله خود را با يک هشدار بسيار جدی و خطرناک به پايان می‌برد:
«بسياری در اين بازی در نظر دارند با يک تير دو نشان بزنند، هنگامی که ترکيه صدای خود را برای سرنگونی بشار اسد بلند کرد تنها بود، شما پيرامون اين سناريو که می‌گويد بگذار سوريه سقوط کند و ترکيه نيز با آن غرق شود، چه فکر می‌کنيد؟ شما فکر می‌کنيد بازيگران منطقه‌ای و بين‌المللی به اين قدرت و نفوذ ترکيه در منطقه- به ويژه با توجه به راهی که ترکيه برای سرنگونی بشار اسد در پيش گرفته است- تن در خواهند داد؟»

——————————————————
توضيح مترجم:
۱- گورو، ژنرال فرانسوی، فاتح بلاد شام موقعی که وارد پايتخت سوريه شد، ابتدا به مسجد جامع شهر رفت و دستور داد با پتک سنگ قبر مرمر صلاح‌الدين ايوبی، فرمانده معروف شرق در جنگ‌های صليبی را بشکنند و آثارش را محو کنند، و سپس با فرياد گفت: «صلاح‌الدين، ما بازگشتيم».
۲- بدون شک اروپا و آمريکا طرحی از نوع جنگ عراق و ايران برای ترکيه و سوريه در نظر دارند، تا بعد از آن کل منطقه را به راحتی تحت سطله خود درآورند. آمريکايی‌ها ابتدا کوشيدند با جدا کردن سوريه از ايران، و با رسوخ در آن کشور، به استقلال سياسی آن پايان دهند. آن‌ها بدين منظور از شيخ قطر خواستند به بشار اسد پيشنهاد کند در قبال ۱۵ ميليارد دلار کمک برای «سازندگی» و «اقتصاد» سوريه، با ايران قطع رابطه کند. پيشنهادی که اسد نپذيرفت و …