سياسی

"کودتای بانکداران

پاول جوزف واتسون

ترجمه: ا. م. شیری

«گلدمن ساکس در اروپا قدرت را بدست می گیرد».

همانطور که ما در این مدت هشدار دادیم، خود همین تروریستهای اقتصادی مسئول ورشکستگی اقتصادی، اینک تلاش می کنند با بهره گیری از بحران، خود را ناجی معرفی نموده، کودتای بانکداران یعنی، خدمتکاران «گلدمن ساکس» را که اکنون، هم بانک مرکزی ایتالیا و هم بانک مرکزی اروپا را در کنترل خود دارند، سرپرستی کنند.

هدف از کودتا، استفاده از بحران بدهی منطقه پولی یورو بمثابه ابزاری برای ساختن ابرقدرت فدرال اروپا می باشد که بتواند بقایای نظارت بر منافع ملی را به زیر کنترل بروکسل در بیاورد. جهانی سازان این پروسه را با انتخاب دو خدمتکار بمنظور تعویض با نخست وزیران انتخابی یونان و ایتالیا آغاز کردند.

سیلویو برلسکونی برای اروپا سرهنگ قذافی بود. گذشته از خصلتهای تنفرانگیز او، برلسکونی مانعی در سر راه کودتا بود و بسرعت، البته نه با اراده خلق، بلکه، بقول استیون فریس، از همکاران «تایمز»، با اقدام خودیهای مسلط بر بازارها از مقام خود برکنار گردید.

روز دوشنبه سرمایه گذاران، بنظر می رسد، تصمیم جمع مبنی بر این گرفتند که دیگر نمی توان رهبری سومین اقتصاد بزرگ منطقه پولی یورو را به او اعتماد کرد و هزینه استقراض برای ایتالیا را تا سطح بحرانی افزایش دادند. تا پایان هفته نه تنها به مسئله برلسکونی، حتی به خود ایده برگزاری انتخاباتبرای انتخاب جانشین او خاتمه داده شد. بازارها حرف خود را زدند و ایده مراجعه به آرای عمومی خوشایند آنها نبود. همین مفهوم را هرمان وان رومپوی، رئیس شورای اروپا در دیدار روز جمعه خود از رم چنین بیان کرد: «برای کشور انجام اصلاحات لازم است نه انتخابات».

جانشین برلسکونی، گماشته ایده آل جهانی سازان، ماریو مونتی، کمیسر سابق شورای اروپا، مشاور «گلدمن ساکس»، نماینده اروپا در کمیسیون سه جانبه دیوید راکفلر و همچنین عضو رهبر گروه بیلدربرگ می باشد. مونتی، دو دست مطمئنی است که در مرحله بعدی کودتای بانکداران، یعنی زمانیکه از بحران منطقه پولی یورو برای تمرکز بیشتر قدرت در دست همان آمها که از همان ابتدا باعث این بحران شدند، استفاده خواهد شد.

الکساندرو سالیوستی، سردبیر«ایل ژورنال»(Il Giornale)، روزنامه میلانی وابسته به خانواده برلسکونی، اوضاع را چنین تصویر می کند: «این گروه جنایتکاران، ما را به فاجعه مالی گرفتار کردند. چگونه می توان از آتش افروزان تقاضای فرونشاندن آتش را کرد…».

زمانیکه نخست وزیر یونان، گئورگیوس پاپاندرو در صدد برآمد طی رفراندومی از مردم یونان نظرخواهی نماید، با او نیز بطرز مشابهی رفتار نموده و در عرض چند روز، لوکاس پاپادموس، نایب رئیس سابق بانک مرکزی اروپا، استاد مدعو دانشگاه هاروارد و اقتصاددان ارشد پیشین بانک فدرال رزرو بوستون را بجای او نشاندند.

پاپادموس و مونتی بدان جهت بعنوان رهبران غیرمنتخب برگمارده شدند که آنها، همانطور که فریس باز هم در تحلیل کلیت بنیانگذاری دیکتاتوری و غیردمکراتیک اتحادیه اروپا می گوید، «مستقیماًَ پاسخگوی مردم نیستند».

روز جمعه ما بر آن تأکید کردیم که چگونه حملات آتشین لفظی مبنی بر ارتباط پایان سریع جهان با سقوط منطقه پولی یورو می تواند یک حقه بازی دیگر برای تمرکز هر چه بیشتر قدرت در دست اتحادیه اروپا و تلاشهای آن برای تشکیل دولت اقتصادی مرکزی اروپا باشد که بتواند تصمیمات خود را به همه کشورهای عضو دیکته کند.

همانطور که انتظار می رفت بانکهای مرکزی اروپا اینک تشکیل سازمانی را اعلام می کنند که باید «منطقه یورو» را از طریق کمکهای مالی ایتالیا، فرانسه و اسپانیا نجات دهد.

و اما چه کسی را به ریاست بانک مرکزی اروپا تعیین کرده و «ناجی اروپا» معرفی کردند؟ این فرد شخص دیگری جز ماریو دراگی، نایب رئیس سابق «گلدمن ساکس انترناسیونال» نیست. به روند مسئله توجه می کنید؟

البته، شرایط این نجات اتفاقا بدان منتهی می شود که اوروکراتها از اول می خواستند. یعنی، همانطور که دیروز آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان اظهار داشت: به یک «اتحاد هر چه محکمتر»، یا، به سخن دیگر، به یک قدرت بزرگ فدرال که بتواند بقایای استقلال و حاکمیت ملی دولتهای اروپائی را در دست بروکسل متمرکز نماید.

همه بحران بدهی اروپا، یعنی کودتای جنجالی بانکداران، همان تدبیر اندیشیده شده برای تسلیح خود تروریستهای مالی می باشد که با اخذ مقدار متنابهی وام از بازار، موجبات اولین سقوط را در سال ۲۰۰۸ فراهم آوردند.

جنایتکاران و مجرمانی که حبابهای بازار مسکن را ترکانیدند، اینک از میان خود قهرمانانی می سازند که برای کمک به حل بحران اقتصادی جهانی بحساب دولتهای اروپایی منصرف از اعمال کنترل بر اقتصاد کشور خویش به نفع دیکتاتورهای غیرانتخابی مثل هرمان وان رومپوی و ژوزه مانوئل باروزه فرستاده اند.

http://eb1384.wordpress.com/2011/11/29/