سرتیتر

صدای وجدانهای بیدار از دل هیاهو: سوریه لیبی نیست

بهمن شفیق

مصاحبه کارین لویکفلد با لوای حسین، از رهبران اپوزیسیون سوریه حاوی نکات ارزشمندی است که هم به روشن شدن برخی از زوایای تحولات سوریه کمک می کنند و هم نشان می دهند که جامعه سوریه به سادگی لیبی طعمه جنگ ناتوئی نخواهد شد.

پیش از پرداختن به اظهارات حسین لازم است روشن شود که حسین از نخستین رهبران جنبش اعتراضی در دوران آغازین آن بود و در جریان تظاهرات دستگیر و زندانی نیز شده بود. کارین لویکفلد مصاحبه اش را بعد از بازگشت حسین از دیدار با دبیر کل اتحادیه عرب انجام داده است. دیداری که حسین و همراهانش در آن خواستار حمایت همه جانبه تر و وسیع تر اتحادیه عرب نیز شده اند. همین مشخصات به اظهارات حسین بار به مراتب بیشتری می دهند تا تبلیغات یک سیاستمدار وابسته به دولت.

حسین و هیأت همراه وی در دیدار با دبیر کل اتحادیه عرب گزارشی از عدم همکاری رژیم با طرح این اتحادیه را تسلیم اتحادیه کردند و لیستی متشکل از 150 نفر از سایر کشورهای عربی را در اختیار این اتحادیه قرار داده اند که برای عضویت در یک هیأت نظارت بر تحولات سوریه اعلام آمادگی کرده اند. لویکفلد واکنش اتحادیه عرب را جویا می شود. پاسخ: هیچ. این پاسخ حسین لویکفلد را به طرح سؤالی دیگر می رساند و آن هم این است: آیا اتحادیه عرب «شورای ملی سوریه» را ترجیح می دهد؟ پاسخ حسین به این سؤال نیز مقدمتا منفی است. اما گویا خود او نیز به گفته های خود اطمینان ندارد. بلافاصله اضافه می کند: «ما در برابر اتحادیه عرب تأکید کردیم که هیچ گروهی از اپوزیسیون نمی تواند از طرف مردم سوریه حرف بزند. شمار بسیار زیادی از سوریه ای ها از دولت حمایت می کنند». این اظهارات حسین در تقابل آشکار با تبلیغات مدیای مسلط بر رسانه های غربی قرار دارد که جدال در سوریه را جدالی بین مردم و معدودی آدمکش معرفی می کنند. لویکفلد در ادامه به طرح پرسشی می پردازد که از این نیز مشخص تر و روشن تر است. می پرسد: «تخمینهایی وجود دارد مبنی بر این که 35 درصد مردم از دولت، حداکثر 15 درصد از کل اپوزیسیون – از جمله از شورای ملی – پشتیبانی می کنند و «اکثریتی خاموش» نیز وجود دارد». یک عضو «شورای ملی» پرو ناتو در برابر این سؤال بی درنگ به تکذیب چنین تخمینهایی دست می زند. حسین اما چنین نمی کند. پاسخ وی پاسخ سیاستمداری مسئول در قبال حوادث است. می گوید: «اینها حدس و گمانند. هیچ مکانیسمی برای اعلام اظهارات قابل اتکائی در این مورد وجود ندارد. بعد از تشکیل شورای ملی بود که چنین بازیهایی با ارقام شروع شد. می خواستند قضیه لیبی را تکرار کنند. اما موقعیت ما با لیبی، یمن، مصر و تونس متفاوت است». از این دقیق تر نمی شود از داخل یک جنبش اعتراضی به محکوم کردن یک حرکت پرووکاتیو پرداخت. حسین به وزین ترین شکل روشن می کند که «شورای ملی» مقاومت ابزار چه سناریویی در سوریه است. این در جریان مصاحبه بیشتر و بیشتر روشن می شود.

لویکفلد می پرسد: «شورای ملی سوریه بر خلاف شما از جانب دولتهای اروپائی دعوت می شود. آیا دولتهای اروپائی علاقه ای به نظریات شما ندارند؟». حسین پاسخ می دهد: «ما این برداشت را نداریم که دول اروپائی شورای ملی را به عنوان نماینده مردم سوریه به رسمیت می شناسند. اما شورای ملی بر خلاف ما مورد حمایت مالی و سیاسی برخی از دولتهاست. اعضای شورای ملی ویزای مسافرت می دهند به ما نه و رسانه ها فضای بسیاری را در اختیار شورای ملی قرار می دهند. نه به این دلیل که نمایندگان آنها مهم هستند، بلکه به این دلیل که آنها همان چیزهایی را می گویند که که این رسانه ها مایل به شنیدن آن هستند». معلوم نیست به کدام دلیل حسین مرتب بر این تأکید می کند که اتحادیه عرب شورای ملی را ترجیح نمی دهد و دول اروپائی آن را به رسمیت نمی شناسند، در حالی که خود او بر تطابق سیاستهای این شورا با سیاستهای دول اروپائی و حمایت مالی و سیاسی این دولتها تأکید می کند. شاید ملاحظات دیپلماتیک او را به این موضعگیری کشانده اند. با این همه روشن است که در تبیین حسین شورای ملی نه بر متن جنبش اعتراضی، بلکه بر بستر سیاست بین المللی قرار گرفته است. امری که باز هم روشن تر بیان می شود. وی در پاسخ به این سؤال که اوضاع اپوزیسیون را چگونه ارزیابی می کند، اظهار می دارد: «اپوزیسیون در سوریه تاریخا در وضعیت مناسبی قرار نداشته است. از همین رو امروز به دست گرفتن رهبری در اعتراضات دشوار است. اما این مهم است که گروهبندیهای جدیدی به وجود بیایند که در آینده چنین نقش رهبری کننده ای را بر عهده بگیرند. اعتراضات خیابانی تا امروز فاقد رهبری اند. اما من یقین دارم که این جنبش رهبری خود را ایجاد خواهد کرد». حسین از اعتراضات خیابانی صحبت می کند و نه از درگیریهای نظامی. این دقیقا تمایزی است که نه تنها در تبیین حسین از وقایع اهمیت دارد، بلکه همچنین در فهم کل وقایع سوریه و تبدیل آن از جنبش اعتراضی اولیه به جنگ قدرت فراکسیونهای متخاصم بورژوازی و قدرتهای بین المللی نقشی کلیدی ایفا می کند. پرسش و پاسخ بعدی همین را باز هم روشن تر می کند.

سؤال: «آیا شما با جنبش اعتراضی در رابطه هستید؟». پاسخ: «در آغاز ما ارتباطات خوبی داشتیم، اما از آنجا که بسیاری از فعالین اولیه دستگیر شده اند، در بسیاری از نقاط این ارتباطات از بین رفته است. جنبش اعتراضی خیلی تغییر کرده است. آدمهایی که در سه ماه اول در خیابانها حضور داشتند، از آنهائی که امروز اعتراض می کنند متمایز بودند. در ابتدا مطالبات سیاسی فرموله می شد و ارزشها مورد تأکید قرار می گرفتند. تظاهرکنندگان خواستار عزت، حقوق برابر و آزادیهای اجتماعی و فردی بودند. هنگامی که خشونت آغاز شد، آدمهای دیگری در خیابانها ظاهر شدند که واکنش نشان می دادند و خواستار انتقام بودند. از این نگرانم که جنبش امروز مطالباتی را طرح می کند که به خود او و به سوریه آسیب می رسانند».

سؤال: «منظور شما چیست؟» پاسخ: «به طور مثال خواست ایجاد یک منطقه حائل در مرز ترکیه، یا خواست ایجاد منطقه پرواز ممنوع آنچنان که در لیبی واقع شد یا خواست مرگ رئیس جهور». اظهارات حسین را می توان در یک کلام خلاصه کرد: امروز کسانی میداندار شده اند که خواستار لیبیائی کردن اوضاع هستند. حسین این را به صراحت بیان نمی کند. اما همه اجزاء آن را بر می شمارد. به عبارتی دیگر، روندی که در لیبی در کوتاهترین مدت طی شد و جنبش اعتراضی اولیه جای خود را به خیزشی ارتجاعی داد، در سوریه نیز در حال وقوع است. با این تفاوت بسیار مهم و تعیین کننده که در سوریه کسانی از قبیل لوای حسین هستند که هم به عمق مخاطرات واقفند و هم به نظر می رسد که جسارت دست زدن به عمل را نیز دارند. پاسخهای بعدی حسین این امیدواری را تقویت می کنند.

سؤال: «آیا شما گفتگو با دولت را امکانپذیر می دانید؟». پاسخ: «امکان دیالوگ وجود دارد، مشروط بر این که رژیم برای آن آماده باشد. متأسفانه در طرف دولت دیالوگ را به عنوان تبادل نظر درک می کنند. یک دیالوگ مسئولانه اما باید به تغییر سیاسی منجر شود».  

سؤال: «امروز بزرگترین خطر برای سوریه کدام است؟». پاسخ: «یک جنگ داخلی. نشانه های آشکار آن وجود دارد».

سؤال: «آیا بدبین هستید؟». پاسخ: «نه، من فقط به واقعیت نگاه می کنم. ما اما همه چیز را انجام خواهیم دارد تا سوریه را در مقابل چنین چیزی حفظ کنیم».

و همین عبارت آخر تفاوت اصلی سوریه با لیبی است. این مبارزه ای است که در جریان است. این جنگ را نباید واگذار کرد. مقابله با تبلیغات جنگ طلبانه و تقویت مبارزه اصیلی که ریشه در جنبش انقلابی نان و آزادی دارد، می تواند در سرنوشت این جدال مؤثر واقع شود. امر سوریه امر ما نیز هست.

7 آذر 1390

28 نوامبر 2011

http://omied.de