سياسی, سرتیتر

نقش جدید ناتو


دیمیتری سدوف

ترجمه: ا. م. شیری

۳ آذر ۱۳۹۰

در گزارشهای آژانسهای خبری غرب در باره سوریه بیشتر اوقات اخبار دیگری غیر از «سربازان فراری» ارتش سوریه بچشم نمی خورد. اینطور، ۱۶ نوامبر، این «فراریان» به دفتر اطلاعات نیروی هوایی سوریه در اطراف دمشق حمله کردند. همزمان با آن، آنها در اردوگاه نظامی درعا کشتارگاه براه انداخته، چندین ده نظامی را به قتل رساندند. بگزارش آژانسهای خبری، در جریان ناآرامی های ۱۴ نوامبر نیز ۷۱ نفر، از جمله ۳۴ نفر از سربازان ارتش، باز هم بدست همین «فراریان از ارتش» کشته شدند.

رسانه های خبری خارجی در تلاش برای توضیح پیدایش توده «فراریان»، آنها را بنام «ارتش آزاد سوریه» مستقر در ترکیه (*) معرفی می کنند. اما، در اینجا یک چنین سؤالی پیش می آید: در حالیکه «ارتش آزاد سوریه» چندی پیش پا به عرصه وجود گذاشت و، همانطور که در خبرها گفته می شود، متشکل از ۱۰۰ نفر می باشد، پس چه کسانی از بهار گذشته تا کنون بیش از هزار سرباز ارتش دولتی را کشته اند؟

این فراریان از کجا مهمات، تجهیزات جنگی، اطلاعات و دیگر نیازمندیهای خود را تأمین کرده و مهمتر از همه آنها، عملیات خود را در مقیاس کشوری همآهنگ می کنند؟ آنها چند نفر باید باشند که بتوانند همه روزه با ارتش منظم دولتی بجنگند؟

کاملا واضح و روشن است که نام بی مسمای «ارتش آزاد سوریه» فقط یک «پوشش» برای شمار زیادی تروریست می باشد که تحت فرماندهی آژانسهای جاسوسی غرب فعالیت می کنند. دولت سوریه تعداد تروریستهای متشکل در گروههای ضربت را که به نیروهای دولتی حمله می کنند، ۲ هزار نفر، اعلام می کند. شمار کسانی که از گوشه های خلوت هدف گلوله تیراندازان قرار می گیرند، زیاد است. تعداد کشته ها در سوریه مرتب افزایش می یابد، و اکثریت قربانیان، هم نظامی و هم شهروندان عادی، بدست همین گروهها کشته می شوند. البته هدف جنگجویان فقط کشتار ساده سربازان نیست. مثلا، بگزارش آسوشیتدپرس، ۱۶ نوامبر در نتیجه حمله به پادگان نظامی در منطقه درعا، علاوه بر سربازان نیروهای دولتی، «۲۳ نفر از ساکنان روستای واقع در نزدیکی پادگان نیروهای دولتی، قربانی خشم جنگجویان شدند». در تفسیر آژانس آسوشیتدپرس با استناد به «گروههای حقوق بشری»، گفته می شود که سربازان مستقر در پادگان که پیش از آن رفتار مسالمت آمیز داشتند، در جریان درگیری ناگهان عصبانی شده، ساکنان روستای نزدیک را کشتند. اول و آخر این تفسیر بهیچوجه با هم نمی خواند و هر کارشناس بیغرضی می داند که این کار، کار کیست. جنگجویان سوریه درست مثل ترویستهای لیبی عمل می کنند. آنها بمنظور گسترش ترس و هرج و مرج، طرفداران رژیم را به رگبار گلوله می بندند.

ناتو برغم سازماندهی و تسلیح تروریستهای سوریه، هنوز هم نمی تواند به هدف اصلی خود دست یابد. رژیم بشار اسد بخود اطمینان دارد و قصد تسلیم شدن در مقابل دیکته خارج را ندارد. تصمیم اتحادیه عرب مبنی بر تعلیق عضویت سوریه در آن تشکیلات، مشکل بتواند این کشور را به تسلیم وادار سازد. چرا که اولا- این تصمیم کشنده نیست و ثانیا- جهان عرب شاهد آن است که اتحادیه عرب زیر سلطه گروه کشورهای عربی طرفدار آمریکا برهبری عربستان سعودی قرار دارد. این واقعیت، تصمیمات هر چند هشدار دهنده اتحادیه عرب را بی اعتبار می سازد. عضویت لیبی در اتحادیه عرب هم درست یک ماه قبل از آغاز بمبارانهای ناتو متوقف شد. بدین ترتیب، اتحادیه عرب وظیفه خود را نجام داد.

خواست پادشاه اردن، عبدالله دوم از بشار اسد برای کناره گیری از قدرت نیز نمی تواند کسی را به تأمل وادار نکند. بسیار روشن است که اردن در ازای حفظ امنیت مرزهای شرقی اسرائیل کمکهای قابل ملاحظه ای بطور آشکار و پنهان از آمریکا دریافت می کند. بدون این کمکها، اقتصاد این کشور می تواند به زیر علامت سؤال برود. به همین سبب، بر ناظران آگاه پوشیده نیست که ملک عبدالله هم مثل ریاض از واشینگتن دستور می گیرد.

با این وجود، همه اینها با تهدید ترکیه برای قطع صدور برق به سوریه قابل مقایسه نیست. همه شواهد نشاندهنده آن است که رجب طیب اردوغان این تصمیم را با توافق همکاران ناتویی خود گرفته است. اکنون فقط رقص مجازی با آهنگ «حقوق بشر» اجرا می شود. اما فردا کلید برق خاموش خواهد شد، و در آستانه فرارسیدن دوره سرما، بخش بزرگی از سوریه از انرژی برق محروم خواهد گردید.

این اقدام، باعث تغییر کیفی اوضاع و فلج شدن اقتصاد سوریه خواهد گردید. دولت بشار اسد در وضعیت بسیار بدی قرار خواهد گرفت و در چنین شرایطی، موج اعتراضات توده ای تقویت خواهد شد و احتمالا به مرحله وخیمی هم برسد. در چنین صورتی، تدابیر نیمه ناقص نه کمکی به رژیم خواهد کرد و نه گزینه دیگری جز اعلام وضعیت فوق العاده باقی خواهد گذارد. ناتو نیز امید خود را به اعزام «کلاه آبی ها» به سوریه بسته است که باز هم متشکل از واحدهای ناتو و متحدان عربی خواهد بود.

بلوک آتلانتیک شمالی به هر قیمتی در امور داخلی سوریه دخالت کرده و خواهد کرد. ناتو همانطور که در لیبی عمل کرد، سعی می کند بر مبنای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به سوریه وارد شود و این یعنی، تضمین جنگ داخلی در این کشور. در این صورت، «کلاه آبی ها» به مربی و فرمانده یکی از طرفهای درگیر جنگ تبدیل می شوند و در مرحله تعیین کننده نیز، سر و کله نیروهای ویژه پیدا خواهد شد و درست مثل طرابلس، مقر دولت اسد را مورد حمله خواهند داد.

بدین ترتیب، ناتو نقش جدید خود را که در لیبی آزمایش کرد، تحکیم نموده و در جنگ داخلی برعلیه رژیمی که تصمیم به سرنگونی آن از قبل گرفته شده، شرکت می کند و یک گام دیگر در راه تأئید نقش ناتو بعنوان ژاندارم بین المللی برداشته خواهد شد.

با این وجود، هنوز یک مشکل حل نشده برای ناتو باقی مانده است. و آن اینکه، «کلاه آبی ها» نیز باید بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به این کشور اعزام شوند. و این هم بمعنی آن است که سرنوشت سوریه را جمهوری خلق چین و جمهوری فدراتیو روسیه رقم می زنند. به همین  جهت، فشار باور نکردنی بر پکن و مسکو وارد خواهد شد. آژیرهای غرب ببهانه مقابله با «خونریزهای گسترده رژیم جنایتکار اسد و ضرورت مداخله بین المللی» با تمام قدرت بصدا در خواهند آمد.

در همه حال، حرف آخر و گره گشا در این سیاست جهانی را رهبری چین و روسیه خواهند زد…

 

افزوده مترجم

(*)– بمنظور درک بهتر سیاستهای همواره ارتجاعی دولتهای پیشین و کنونی ترکیه، توجه خوانندگان را به موضع این کشور در جنگهای جهانی اول، دوم و «سرد» جلب می کنم.

دوستان و همراهان گرامی، خواهشمندم این نشانی ای- میل را «ibi-shi@mail.ru» به حافظه کامپیوتر خود بسپارید. در نظر دارم در آینده ترجمه ها و نوشتارها را از طریق تقدیم نمایم.

 

http://www.fondsk.ru/news/2011/11/17/novaja-rol-nato.html

http://www. eb1384.wordpress.com/2011/11/24/