سرتیتر

کاسه لیسان امپریالیسم درمقابل آزادی خواهان!


ک.ابراهیم

نقشه شومی که امپریالیستها برای برقرارکردن کلونیالیسم پِست مدرن درظاهر دفاع از «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «مخالفت با دیکتاتورها» و درباطن برای درآوردن کشورهای جهان سومی به زیر نفوذ و سلطه ی خود طی بیش ازدودهه پیش برده و با مداخلات رذیلانه ی نظامی و کشتن و مصدوم نمودن صدها هزار و بعضا میلیونها انسان درهرکشور و ویران کردن زیربنای اقتصادی کشورهای مورد هجوم قرارگرفته هم راه بوده، درشرایط فقدان نیروی انقلابی قوی و پایدار درسطحی جهانی گام به گام ادامه می یابد.

این نقشه با ایجاد انقلابات مخملی در کشورهای «اردوگاه سوسیالیستی» زیر نفوذ سوسیال امپریالیستهای روسیه و سپس در یوگوسلاوی آغازشد و هم اکنون در خاورمیانه و شمال آفریقا جریان یافته و درکمال قساوت و بی شرمی و پس از قلع و قمع «دیکتاتورها» به نام «دفاع از دموکراسی»، نوبت غارت و به ذلت کشاندن ملل این مناطق فرا می رسد. و هم اکنون گفته می شود که مداخله ی نظامی در ایران، سوریه، سومالی، یمن و پاکستان که مدتهاست شروع شده است، دردستورکار مداخله گران و قداره بندان جهانی قرار دارد.

اگر بعدازچنگ جهانی دوم مداخلات امپریالیستی با به راه انداختن کودتاها از جمله درایران و با مخفی کاری آنها هم راه بود، امروز این مداخلات پس از تحریمهای اقتصادی و تلاش برای منفرد کردن کشورهای مورد نظر، با تهدیدهای مکررِ «قرارداشتن طرح تجاوزنظامی بر روی میز»حاکمان امپریالیست، کمک مالی و تبلیغاتی، فرستادن سلاح به نیروهای اپوزیسیون وابسته به خودشان و نهایتا تجاوز نظامی از زمین و آسمان و دریا البته با تایید سازمان مفلوکی به نام «ملل متحد»، به طورآشکاری جریان می یابد.

علارغم مقاومتهای سرسختانه ای که از جانب توده های مردم علیه این گونه مداخلات و اشغال گریها صورت می پذیرد و بار مخارج این جنگهای تحمیلی امپریالیستی بیش از پیش هیئتهای حاکمه ی کشورهای امپریالیستی را دچار مشکلات نموده و این مداخلات به رشد اعتراضات توده ای در این کشورها کمک موثری کرده است، اما منطق سرمایه داران و نظام آنها منطق رفتارقماربازانه است: یا برد یا باخت! وقتی که برد مطرح می شود، امپریالیستها مثل کفتاران مرده خوار درکشورهائی که پیروزی نسبی به دست آورده اند، هجوم همه جانبه ای را به ویرانه های باقی مانده دراین کشورها نموده و بی شرمانه تلاش می کنند تا اگر در روی زمین چیز دندان گیری باقی نمانده و همه چیز را سوزانده و نابودکرده اند به دنبال منابع ثروت در زیر زمین این کشورها بگردند. فلزات گرانبهای افغانستان، نفت عراق، نفت مرغوب لیبی دراختیارآنان قرارگرفته و حساب و کتابی هم به کسی نشان نمی دهند: باید کشت و سوزاند و خورد و هرچه هست با توبره کشید و بُرد!!

درمقابل چنین وضعیتی درمیان مردم این کشورها ما با دودسته ی ضدانقلابی و انقلابی روبه رو می شویم. دسته ی اول که سراغشان را باید عمده تا درطیف بورژوازی و قشربالای خرده بورژوازی این کشورها گرفت، بی شرمانه و با پاگذاشتن روی جسد انسانهای به خون خفته درمبارزه علیه تجاوز امپریالیستی، پنهانی و یا آشکارا می خواهند افتخار نوکرمآبی تجاوزگران را یافته و درکمال خفت و خواری به آب و نانی برسند. اینان دشمنان سرسخت درونی اکثریت مردم هستند که باید با تمام وجود افشاء و طرد شوند. دسته ی دیگر که شامل اکثریت مردم یعنی کارگران و زحمت کشان و نیروهای آزادی خواه و میهن دوست می شوند، سربلندانه هم اکنون هم دربرابر مداخله گران امپریالیست ایستاده اند و هم حاکمان ضدانقلابی که با خیانت به منافع این اکثریت سازنده ی کشور شرایط را برای مداخلات خارجی فراهم نموده اند، مبارزه می کنند و حقانیت تاریخی با اینان هم راه است و نفرت و ذلت با کاسه لیسان امپراتوری جهانی سرمایه!

دراین نوشته مختصر سعی می شود تا به طور نمونه با آوردن چند نقل قول مواضع امپریالیستها و مشتی وطن فروش ایرانی مدعی «حاکمیت ملی ایران» از یک سو و اکثریت مردم آزادی خواه ایران را ازسوی دیگر در رابطه با تجاوز نظامی به ایران، مرور کنیم:

«دایان فاین‌ستاین، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا، در روز یک‌شنبه (۲۴ مهر/۱۶ اکتبر) اعلام کرد که ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی در «مسیر تصادم با یکدیگر» قرار دارند. وی دلایل این روند را تشدید برنامه اتمی ایران و دخالت احتمالی تهران در برنامه ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن دانست.

این سناتور دمکرات افزود: «اما هم‌اکنون زمان مناسبی برای رویارویی نظامی نیست.» فاین‌ستاین خواستار گسترش تحریم‌های بین‌المللی از جمله تحریم بانک مرکزی ایران برای واداشتن ایران به تغییر رویه‌ی سیاسی شد.

وی درباره مجازات احتمالی سپاه قدس و جنگ احتمالی با ایران گفت: «با توجه به تیرگی روابط با پاکستان، ما در حال حاضر در عراق و افغانستان مشغولیت زیادی داریم. کشور ما نباید در پی جنگ جدیدی باشد.»» رادیو آلمان ـ 26 اکتبر2011

«روزنامه گاردین به نقل از منابع خود گزارش داده است که ارتش بریتانیا خود را برای حمله به ایران آماده می‌کند. گاردین گزارش کرده است  نیروهای مسلح بریتانیا، با توجه به افزایش نگرانی‌ها از برنامه‌ اتمی ایران، در حال بهبود بخشیدن به طرح‌های احتیاطی  خود برای حمله احتمالی به ایران هستند. این روزنامه می‌نویسد وزارت دفاع بریتانیا، معتقد است ایالات متحده ممکن است  تصمیم بگیرد که طرح‌های حمله موشکی به برخی از تاسیسات مهم ایران را به جلو بیاندازد. به نوشته گاردین، مقام‌های بریتانیایی می‌گویند، اگر واشنگتن به دنبال اجرای این طرح‌ها باشد، به رغم تردید‌های عمیق در دولت ائتلافی، خواستار کمک این کشور خواهد شد. این گزارش می‌افزاید، با پیش‌بینی چنین حمله‌ای به ایران، طراحان نظامی بریتانیا، ‌هم‌اکنون در حال بررسی این هستند که  چه مکانی بهترین جا برای استقرار  زیردریایی‌ها و ناوگان سلطنتی بریتانیا است؛  کشتی‌ها و زیردریایی‌هایی که به نوشته گاردین مجهز به موشک‌های کروز تام‌هاوک هستند تا درگیر یک جنگ احتمالی دریایی و هوایی با ایران شوند. به گزارش گاردین، مقام‌های بریتانیایی معتقدند که آمریکا از لندن اجازه خواهد خواست که از  پایگاه دیه‌گو گارسیا واقع در اقیانوس هند برای حمله به ایران استفاده کند». رادیو فردا ـ 12/8/1390

در روزنامه ی اسرائیلی هاآرتض آمده است که :» در حالی که بنيامين ناتانیاهو، نخست وزیر، و اهود باراک، وزیر دفاع اسرائيل، به جلب موافقت بخشی ازاعضای کابینه به منظور یک حمله نظامی یک جانبه به ایران موفق شده اند، اما پاره ای از مقام های بلندپایه اسرائیل از جمله  بنی گانتز، رییس ستاد ارتش اسرائيل، و روسای سرویسهای اطلاعاتی نظامی و داخلی کشور و بخشی  دیگر از اعضای  کابینه با آن مخالفند وبر سر این مسئله در کابینه شکاف وجود دارد». و یا :

«جمعه گذشته پس از انتشار مقاله ای در روزنامه دیگر اسرائیل به نام یدایوت آهارونوت تحت عنوان «فشار اتمی»، بحث درمورد ایران از پشت درهای بسته به صفحه نخست روزنامه ها برده شد. در ارتباط با برنامه اتمی ایران، اسرائيل پیوسته هشدار داده است که همه گزینه ها روی میز قرار دارد. اهود باراک، وزیر دفاع اسرائيل، روز سه شنبه در پارلمان آن کشور گفت ممکن است شرایطی در خاورمیانه پیش آید که اسرائيل ناچارشود به تنهایی به دفاع از منافع حیاتی خود بپردازد». صدای آمریکاـ2 نوامبر2011

«روزنامه لوموند به نقل از شیمون پرز رییس جمهوری اسراییل می نویسد با توجه به نزدیکتر شدن تهران به تولید سلاح اتمی، باید از کشورهایی که برنامه هسته ای ایران را زیر نظر دارند بخواهیم تا هر چه زودتر برای نابود کردن تاسیسات هسته ای این کشور چاره ای بیندیشند.» ـ صدای آمریکا ـ 7نوامبر2011

«نایف بن عبدالعزیز وزیر کشور عربستان سعودی و ولیعهد جدید این کشور روز سه‌شنبه (اول نوامبر) درمکه گفت که راه سازشی با جمهوری اسلامی در مورد “توطئه ترور” سفیر عربستان در واشنگتن وجود ندارد. نخست‌وزیر قطر پیش‌تر خواستار گفت‌وگوی دو طرف بر سر این موضوع شده بود. نایف بن عبدالعزیز سازش با جمهوری اسلامی ایران بر سر “توطئه‌ی ترور” سفیر عربستان در ایالات متحده را منتفی دانست. وی هم‌چنین بدون آن که به جزئیات بیشتری اشاره کند، افزود: «ما آماده‌ی برخورد با هر سناریویی هستیم … با هر وسیله‌ای که نیاز باشد». دویچه وله ـ 11 آبان 1390 .

صرف نظر از پافشاری رهبران متجاوز اسرائیل و پافشاری سران مرکز ارتجاع عرب در عربستان سعودی درمورد کشاندن پای تجاوزات امپریالیستی ـ صهیونیستی ـ عربی (و عمده تا سعودیستی) به ایران، و با توجه به عدم آماده گی آمریکا برای ایجاد جبهه ی جنگ جدید فوری درایران، این جهان خوار حریص و بی رحم به تقویت نیروهای نظامی اش دراطراف ایران ادامه می دهد و از جمله این که : » روزنامه نیویورک تایمز از مذاکرات آمريکا با کویت درباره مجوز استقرار نیروهای رزمی این کشور در ناحیه خلیج فارس پس از تکمیل برنامه فراخوانی این نیروها از عراق در پایان سال جاری خبر می دهد. و از سوی دیگر، به گزارش نیویورک تایمز، این مذاکرات بخشی از برنامه های تقویت حضور نظامی آمريکا در خلیج فارس است به گونه ای که بتواند در صورت شکست تدابیر امنیتی در عراق و یا برخورد نظامی با ایران، به سرعت وارد عمل شود. نیویورک تایمز می نویسد آمريکا علاوه بر نگاه داشتن یک نیروی رزمی در کویت، اعزام کشتی های جنگی بیشتر از طريق آب های بین المللی به منطقه خلیج فارس را نیز در نظر دارد. شمار و ترکیب نیروهای بالقوه آماده برای چنین عملیاتی هنوز مشخص نشده است…در گزارش نیویورک تایمز آمده است دولت آمريکا خواستار گسترش مناسبات نظامی با تمامی اعضای کشورهای تشکیل دهنده شورای همکاری در خلیج فارس، شامل: عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان است.» صدای آمریکا ـ 30 اکتبر 2011.

درمقابل این حرکت تحریک آمیز و انتشارخبری دایر برآزمایش موشک دوربرد توسط ارتش اسرائیل به منظور مقابله با ایران، خبرگزاری فرانسه از قول خبرگزاری فارس گزارش داد «سردار سرلشکر سيدحسن فيروزآبادی، رئيس ستاد کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی، در واکنش به این خبر گفته است هرگونه حمله نظامی اسرائيل به تاسیسات اتمی ایران، هزینه سنگینی  برای آمریکا و اسرائیل در پی خواهد داشت. وی افزود جمهوری اسلامی ايران هر تهدیدی هرچند دور و بااحتمال کم را تهدیدی جدی تلقی می کند و نيروهای مسلح کشور در آماده باش کامل بسر می برند».

مع الوصف هیلاری کلینتون با احتیاطی حیله گرانه و برای گسترش نفوذ آمریکا درمیان اقشاری از بورژوازی و خرده بورژوازی ایران، ساز دیگری را به ظاهر کوک کرده و درگفت گو با کامبیز حسینی از صدای آمریکا در 26 اکتبر مداخلات آمریکا درایران را درقالب «کمک به مردم» مطرح نمود : «ما درپی درگیری با رژیم ایران  نیستیم بلکه خواهان حمایت از مردم ایرانیم. ما از خارج از ایران سعی می کنیم … از راه تلاش برای از میان بردن پرده الکترونیکی که حکومت ایران ایجاد کرده به مردم کمک کنیم … برای ما سبب خرسندی بسیار خواهد بود اگر همین فردا رژیم تهران تصمیم به تغییر رویه بگیرد و از خود بپرسد چرا این همه استعداد و توانایی را که آینده آن کشور است سرکوب می کند . بنابراین ما در پی کمک به مردم ایران هستیم متناسب با آنچه از ما خواسته می شود»(همان جا) که چیزی بیشتر از «اشک تمساح» نیست!

درمیان این تبلیغات جنگ افروزانه و مداخله گرایانه ی امپریالیستی، وطن فروشان شووینیست فارس و»سکولار»ی که خود را به دروغ مدافع «حاکمیت ملی ایران» جا می زنند، دوآتشه تر از جنگ افروزان پنتاگون و اسرائیل و ریاض درلفافه ی دمکراسی طلبی عوعومی کنند و فریادمی کشند که به ایران حمله کنید:» دمکراسی خودجوش نیست و از شًراستبداد دینی رهائی پیدا کردن بدون کمک  ناتو امکان پذیر نخواهد بود. .. پس با این احوال با توجه به ساختار حکومت ولایت فقیه و پشتیبانی‌ همه جانبه چین و روسیه از این رژیم برقراری جامعه سکولار و دموکراسی در ایران به هیچ وجه نمی‌تواند خودجوش باشد. وظیفه ما ایرانیان بالاجبار ایجاب می‌کند که ما هم در موازات این روند از نیرویی بهره بگیریم که بتواند در برابر چین و روسیه قد علم کند تا استقرار دموکراسی را در کشورمان امکان پذیر کند و آن جلب حمایت ناتو می‌باشد. چه نیرویی قادر بود جنایتکار قذافی را از بین ببرد و مردم لیبی‌ را آزاد سازد».  اینان بی شرمانه اشغال لیبی توسط ناتو را آزاد ی مردم لیبی و استعمارایران را «استقراردموکراسی» قلمداد می کنند!!

جالب دست و پازدن سازمان فدائیان اکثریت درمدح استعمارگری پست مدرنی امپریالیسم فراملی ها وقداره بندان ناتو اش است که نشان از ورشکسته گی آن بخش از خرده بورژوازی دارد که درسراب قدرت یابی، به رهائی بخش بودن امپریالیستها که بزرگ ترین جلادان تاریخ کنونی اند، پناه برده و در ۲۸ و ٢٩مهر طی دو اعلامیه در تأئید و حمایت از بازگشت خونین استعمار به لیبی با امضای هئیت سیاسی- اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) تحت عنوان «شادباش به مردم لیبی!»، دیگری از سوی کمیته مرکزی سازمان اتحاد فداییان خلق ایران تحت عنوان «قذافی مرد، زنده باد آزادی!»، منتشرکرد. بدین تریب باید منتظر بود تا فردا نیز به ارتشهای متجاوز آمریکا و اسرائیل و دنبال چه آنها عربستان سعودی در حمله به ایران و احتمالا سرنگونی رژیم ضدبشری ولایت فقیه اعلامیه «دست مریزاد» صادرکنند.

اما ببینیم آن دسته مبارزینی که در روبه روی رژیم سفاک قد برافراشته و روزانه قربانی می دهند چه می گویند؟ دراین مورد تنها به نمونه موضع گیری دانش جویان بسنده می کنیم:

هم زمان با سفر خامنه ای به کرمانشاه، جمعی از دانش جویان کرد کرمانشاهی در تاریخ 23 مهر 1390، در نامه ای خطاب به او نوشتند که در سطح گسترده ای در رسانه ها انعکاس یافته است. بخش هایی از این نامه، به شرح زیر است: 

جناب آیت ‌الله … تشیعی که شما از آن دم می ‌زنید، مذهب رسمی و درباری شاهانی است که بسیار خواسته ‌اند اقتدارشان را بر صخره ‌های این دیار حک کنند. سال‌ هاست که در زیر لوای تشیع‌ درباری ‌تان مردم ما را به سر به ‌زیری، ظلم ‌پذیری و حتی آلت دست ظالم شدن فرا می‌ خوانید…

آقای خامنه‌ ای، شما سال‌ هاست که به انحای مختلف قصد ایجاد درگیری ‌ها و اختلافات مذهبی را در دیار ما دارید و در این راه توانستید تخم نفاق در میان ما مردم بپاشید…

استان کرمانشاه از لحاظ درصد فقر،‌ بی کاری، اعتیاد و خودکشی بالاترین میزان را در کل ایران داراست؛ مگر نه این که این جا هم بخشی از جهان تشیعی است که ادعای تبدیل‌ آن به بهشت را دارید؟!…

شما در خطابه ‌تان هم چنین از ظرفیت ‌های بالای انسانی، طبیعی و اقتصادی کرمانشاه بسیار داد سخن دادید. اما این در برآورد با درصد بسیار بالای فقر و بی کاری در این استان چگونه توجیه ‌‌پذیر است؟ آیا به این فکر افتاده ‌اید که به محلات فقیرنشین کرمانشاه هم سری بزنید؟ کاش می‌ شد جسارت رویارویی با بچه ‌های محله‌ جعفرآباد را در شما ببینیم. تصویر رنج‌ آور فقر این محلات بسیار بزرگ ‌تر از تصویر جنگ مقد‌سی است که می ‌خواهید با صرف هزینه‌ های هنگفت آن را در کرمانشاه زنده نگه دارید. آن جا دیگر در مقابل کودکان واکسی و نان‌ خشکه ‌فروش نمی ‌توانید توجیه کنید که فقرشان ناشی از سیاست‌ های تبعیض ‌آمیزتان نسبت به مردم کرمانشاه نیست.

… آقای خامنه ‌ای، فقر، فحشا و اعتیاد ریشه‌ این مردم را می‌ جود و شما نمی ‌توانید چشم مردم را بر این حقیقت ببندید که مراکز فحشا و پخش مواد مخدر، پاتوق اصلی مسئولین نظام شما در این شهر هستند. شما که از وجود بیش ترین میزان شهیده ‌ها در استان کرمانشاه می ‌گویید، آیا از میزان بالای زنانی که به‌ خاطر فقر و اعتیاد به دام باندهای فحشایی کشیده شده ‌اند که بنیان‌ گذارش مسئولین شما هستند، با خبرید؟ آیا میزان بسیار بالای خودکشی زنانی که در یاس و نومیدی دست‌ و پا می ‌زنند، ذره ‌ای وجدان شما را به درد می‌ آورد؟!

جمعی از فعالین دانش جویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز، به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید دست به انتشار بیانیه ای زدند و از جمله نوشتند: به نام آزادی آغاز می ‌کنیم و به نام شرافت انسانی؛‌ آن چه این روزها،‌ ایستاده مثله می ‌شود…مهر امسال را نیز هم چون سال‌ های از پیش ‌رفته،‌ با بغضی در گلو و خروشی در سلاله وجودمان آغاز می ‌کنیم؛‌ که ما، هم ‌پیمانان آزادمردان و آزادزنان این خاک به خون کشیده ‌ایم؛‌ که ما،‌ زخم‌ خوردگان جور زمانه ایم؛ که ما،‌ هم ‌نسلان جوانه ‌های دیروز و ایستاده بر آرمان های دیروز و امروزیم…

خودکامگان و متحجرین در طول این سال‌ ها و بالاخص طی دو سال گذشته،‌ با تمام دستگیری‌‌ ها،‌ تعقیب ‌ها،‌ شکنجه‌ ها و تهدیدها،‌ تمام ظرفیت خود را درجهت سرکوب،‌ حذف و کنترل تمامی جنبش ‌های اجتماعی به‌کار بسته است؛ اگرچه در این بین، آن چه به چشم می ‌آید،‌ نابسامانی و سردرگمی اقتدارگرایان در تمامی عرصه‌ های ملی،‌ منطقه ای و بین‌ المللی است…

اجرای طرح هایی چون امنیت اجتماعی، مقابله با اراذل و اوباش و طرح عفاف و حجاب؛ اعمال رو به‌ فزونی ممیزی، سانسور و تشدید فشارها و محدودیت ‌ها بر تمامی حاضران و ناظران عرصه هنر وفرهنگ؛ تثبیت و استمرار حضور نیروهای نظامی- امنیتی در راس هیات وزیران و سایر نهادها و ارگان های حکومتی و اجتماعی؛ و در آخر، تلاقی سیاست‌ های اقتصادی نظام با بحران ‌های سیاسی داخلی و خارجی، تنها مختصری از مجموعه جنایات سریالی و خاموش این خودکامگان است…

در آستانه سال تحصیلی جدید قرار داریم و اربابان قدرت و شوکت نظامی، هر دم در جست‌وجوی پراتیک‌ های سرکوبگرانه تازه ‌ای در جهت تثبیت استبداد حاکمه خود هستند؛ تلاش برای پادگانی کردن دانشگاه با اِعمال سیاست ‌هایی چون استمرار و گسترش پرونده ‌سازی و ستاره ‌دار کردن فعالان دانش جویی (که مغایر با حقوق دانش جویی و حقوق بشر است و به‌ طور قطع، در طولانی مدت ضربه ‌ای مهلک به رشد سطح علمی دانشگاه وارد می ‌سازد)…

آری؛ دیکتاتورها،‌ ظلم را بر می ‌انگیزند؛‌ دیکتاتورها، بردگی را بر می ‌انگیزند؛ دیکتاتورها، شقاوت را بر می ‌انگیزند و نفرت ‌انگیزتر از همه این که،‌ دیکتاتورها حماقت را بر می ‌انگیزند؛ پس بر ماست تا با آشنایی، تمرکز و سازمان دهی فعالیت ‌ها، به بر ساختن هویت ناب دانشگاه و دانشگاهیان و ادامه هجمه‌ گسترده و همه جانبه خود علیه دستگاه سرکوب ادامه دهیم.

دانشگاه زنده است؛ دانشگاه گورستان سنت های غلط، تحجر، ‌استبداد و خودکامگی ‌ست؛ دانشگاه تبری‌ ست به ریشه بی‌ عدالتی، تبعیض و بی ‌حقوقی؛ و دانشگاه، شکیبی‌ ست در بطن هر حماسه؛‌ و این است آن کلامی که سنگر ما را به تمامی وصف می‌ تواند کرد…

بدین‌ وسیله ما، دانش جویان آگاه و متعهد اعلام می‌ داریم که تمامی سیاست ‌های سرکوب انحصارطلبان تا به امروز، چه در صحن دانشگاه و چه در سایر عرصه‌ های اجتماعی، صرفا نشانه ترس سران از حضور و رشد آگاهی جمعی‌ ست. اما ما هم چنان در جای ‌جای خاک کشورمان،‌ پرچم اتحاد و هم‌ نوایی علیه استبداد را برپا کرده و تا دست ‌یابی به تمامی مطالبات انسانی و بر حق خود بر عهدی که با یاران دبستانی مان بسته ایم پایبندیم و بر حفظ دستاوردهای دانشگاه کوشا خواهیم بود.

این دانش جویان دلیر،آزادی خواهانی هستند که برای رهائی کشور از زیرظلم و ستم و استثمار و استبداد نظام حاکم رو در روی رژیم مبارزه می کنند، به نیرو و توان خود و مردم اعتماد دارند و درطلب گدائی آزادی مفلوک و مثله شده از دست سرکوب گران جهان نیستند. آنها از حق خود درتعیین سرنوشت ایران دفاع می کنند. درود پرشورما به این جوانانی که شرف و آزاده گی شان را برای رهائی از چنگال خون چکان جمهوری اسلامی به امپریالیستها و هم دستانشان نفروختند و راه رهائی مردم ایران و به ویژه کارگران و زحمت کشان را درسرسپرده گی به امپریالیستها نمی جویند. بکوشیم سراسر سرزمین ایران را به قبرستان متجاوزان خارجی و مستبدان داخلی تبدیل کنیم تا در فردای پیروزی بر دشمنان بنای ایرانی آزاد و بدون استثمارو ستم سرمایه داران بین المللی و داخلی را آغاز نمائیم.

 ـ 20 آبان 1390