سرتیتر

کارتل فدرال ریزرو: یک انگل مالی


دین هندرسون  ـ بخش چهارم 

پدر مؤسس اتحاد فدرالیست جهانی، پال واربرگز(Paul Warburgs)، پسر او جیمز واربرگز، با کمک برادران برا ُن (Brown) و شریکی بنام هَریمن پرسکات بوش ((Harriman Prescott Bush به هیتلر کمک مالی می کردند.(1 )

سرهنگ اِلی گاریسون (Ely Garrison)، دوست نزدیک هردو رئیس جمهور، تدی روزولت و وودرو ویلسون ((Woodrow Wilson بود. گاریسون به روزولت ، ویلسون و فدرال ریزرو نوشت: «پال واربرگز، کسی بود که قانون فدرال ریزرو را بعد از طرح آلدریچ (Aldrich Plan) بوجود آورد که در نتیجه محرک خشم و مخالفت در سراسر کشور شد. متفکر و ابداع کننده ی این طرح بارون آلفرد روتسچیلد از لندن بود.»

طرح آلدریچ در سال 1910 ، در جلسه ی ملاقاتی ومحرمانه ای در پناهگاه خصوصی جی پی مورگان (J. P. Morgan)، واقع در جزیره ی جکیل (Jekyll Island) مابین نایب راکفلر، نلسون آلدریچ (Nelson Aldrich) و پال واربرگ از سلسله بانکداری واربرگ آلمان صورت گرفت. آلدریچ از نیویورک و عضو کنگره آمریکا بعداً با خانواده ی راکفلر وصلت کرد. پسر او، وینتروپ آلدریچ ((Winthrop Aldrich به پست ریاست بانک چیس منهتن ((Chase Manhattan نائل شد. در حالیکه بانکداران ملاقات می کردند، سرهنگ ادوارد هاوُس (Edward House)، یکی دیگر از دست نشاندگان راکفلر و رازدار نزدیک وودرو ویلسون، پرزیدنت، مشغول متقاعد کردن پرزیدنت از اهمیت ایجاد یک بانک مرکزی خصوصی و ابداع مالیات بردرآمد ملی بود. یک عضو کاخ بریتانیا، پرمیندکس شانزدهم (Mil Permindex)، مورداعتمادژنرال جولیوس کلاین (Julius Klein) بود.(2 )

لازم نبود که ویلسون اینقدر قانع شود، زیرا او مد یون معدن مس کلیولند داج (Cleveland Dodge) بود. شرکتی که با نام فلپس داج (Phelps Dodge) به یکی از بزرگترین شرکتهای استخراج معدن در دنیا تبدیل شده بود. داج از نظر مالی فعالیتهای سیاسی ویلسون را حمایت می کرد. ویلسون حتی مراسم تحلیف خودرا برروی کشتی بادبانی داج انجام داد. (3 )

ویلسون با هر دو داج و سایروس مک کورمیک (Syrus Mc Cormick) در دانشگاه پرینستون همکلاسی بود. هر دو نفر آنها مُدیر بانک ملی راکفلر (Rockefeller’s National City Bank) بودند که اکنون سیتی گروپ نامیده می شوند. تمرکز اصلی ویلسون غلبه بر بی اعتمادی عمومی مردم نسبت به بانکداران بود که شهردار نیویورک جان هایلن (John Hylan) در سال 1922 ، پژواک می داد و استدلال می کرد درمورد اینکه : «تهدید واقعی به جمهوری ما دولت نامرئی ایست که مانند اختاپوس غول پیکر با هرزگی بازوهای خودرا بدور شهر، دولت و ملت ما پیچیده است. در رأس آن، یک گروه کوچک از خاندان بانکی قرار دارد که به طور کلی به عنوان خاندان بین المللی بانکداران منتسب ما خطاب می شوند.» (4 )

اما این هشت خاندان غالب شدند. در سال 1913 بانک فدرال ریزرو پا به عرصه ی وجود گذاشت که پال واربرگ اولین والی و فرمانفرمای آن بود. چهار سال بعد ایالات متحده  وارد جنگ جهانی اول شد، بعد از اینکه جامعه ی نامرئی ومحرمانه ای بنام دست سیاه (Black Hand)، آرشیدوک فردیناند (Archduke Ferdinand) و همسرش، هابزبورگ (Habsburg) را به قتل رساند. دوست آرشیدوک (Archduke)، کونت سزرین ((Count Czerin بعدها گفت: «یک سال قبل از وقوع جنگ او به من اطلاع داد که فراماسونها پس از مرگ او مسئله را حل و فصل کردند.» (5 )

درسال 1920، بارون ادموند روتسچیلد، کمیسیون اقتصاد فلسطین را تأسیس کرد. درحالی که، دفاتر کوهن لوئب واقع در منهتن به روتسچیلد برای تشکیل شبکه ی قاچاق سلاح که برای جوخه های مرگ صیهونیستی فراهم می شد، به منظور تصرف اراضی فلسطین کمک کرد. جنرال جولیوس کلاین این فعالیت را نظارت می کرد و در رأس ضد اطلاعات ارتش آمریکا که بعدها هنری کیسینجررا تولید کرد، قرار داشت. کلاین طرح مارشال به اروپا را در فلسطین به سلولهای ترور صیهونیستی پس از جنگ جهانی دوم معطوف کرد، وجوه را از طریق مؤسسه ی سانه بورن ((Sonneborn که توسط نجیب زاده ای از شرکت کمیکال مگنت رودالف (Chemical Magnet Rudolph)، واقع دربالتیمور (نیویورک) کنترل می شد، کانالیزه کرد. همسر او دُروتی شف (Dorothy Schiff) ازبستگان واربرگ می باشد. (6 )

خاندان کوهن لوئب با خاندان واربرگ به منهتن آمدند. در همان زمان خاندان برانفمنز (Bronfmans) به عنوان بخشی از کمیته ی مستعمره سازی یهودی متعلق به موسی مانتفیور (Moses Montefiore) وارد کانادا شدند. از قرن سیزدهم به این طرف، خاندان مانتفیور کارهای نامشروع و غیرقانونی اریستوکراسی جنواِ (Genoese، شهرک بندری کوچکی در شمال غربی ایتالیا) را انجام  می دادند. خاندان اسپودافوراس (de Spodaforas) این وظیفه را برای خاندان ایتالیائی ساوی (Savoy) انجام دادند، که پشتوانه ای شد توسط موسی اسرائیل سیف (Israel Moses Seif) که از این طریق اسرائیل نام گذاری شد. لورد هارولد سباگ مانتفیور (Lord Harold Sebag Montefiore) در حال حاضر ریاست بنیاد اورشلیم را به عهده دارد، که شاخه ی صیهونیستی شوالیه های سینت جان اورشلیم (St. John Jeruslem) می باشد. برانفمن  (Bronfman، در زبان یهودی، به معنی «الکل فروش» یا «liquor man» می باشد) با ارنولد روتشتاین (Arnold Rothstein)، که محصول امپراطوری مخوف روتسچیلد می باشد، درارتباط تنگاتنگی جرائم سازمان یافته در نیویورک را بوجود آورد. روتشتاین (Rothstein) موفقیت خود را توسط – لاکی لوچیانو (Lucky Lu Ciano)، مِری لنسکی (Mary Lansky)، رابرت وسکو (Robert Vesco) و سانتوس ترافیکانته (Santos Trafficante) بدست آورد.  خاندان برانفمن با خاندان روتسچیلد، کوهن لوئب و لامبرتس (Lamberts) وصلت کردند. (7 )

در سال 1917 نیز شاهد اضافه شدن متمم 16 به قانون اساسی ایالات متحده ی آمریکا بودیم، که تحمیل مالیات بردرآمد آنجام گرفت. هر چند این قانون فقط توسط دوایالت از 36 ایالت مورد نیاز به تصویب رسید. آی آر اس (Internal Revenue Service, IRS، آمریکائیها این قدر از این سازمان مخوف وحشت دارند که معتقدند «ایستادن به طریق لخت مادر زاد مقابل شیر درنده وحشتش کمتر از این است که IRS  به سراغ شما بیآید»، مترجم) اداره مالیات، یک شرکت خصوصی ثبت شده در ایالت دلاوار (Delaware) می باشد. (8 ) چهار سال پیش از آن بنیاد راکفلر، خود را به سپر ثروت خانواده خود از مفاد درآمد مالیاتی جدید مبدل ساخت. در حالیکه، افکار عمومی را از طریق مهندسی اجتماعی هدایت کرد. یکی از شاخکهای حساس آن هیئت آموزش و پرورش عمومی بود که ایجاد کرده بود. در نامه ی گاه به گاه شماره یک این هیئت خاطرنشان می شود: «در رویاهایمان ما دارای منابع بی حد و حصر هستیم و مردم با آرامی کامل خود را به دستهای توانای ما واگذار می کنند. میثاق های حاضر آموزش و پرورش از ذهن آنها محو می گردد و بدون قید از سنت، با حسن نیت خوبمان بر روی قوم سپاسگزار و پاسخگو کار می کنیم.  این افراد را و یا هر یک از فرزندان آنها را نباید به فیلسوف یا تحصیل کرده و یا دانشمند علوم درآوریم…..که ما خود منبع فراوانی از آن داریم.» (9 )

اگر چه اکثر آمریکائیها فدرال ریزرو را یک نهاد دولتی می پندارند، این یک نهاد کاملاً خصوصی است که توسط هشت خاندان عظیم و معروف تصاحب شده است. سرویس مخفی نه توسط قوه ی مجریه ، بلکه توسط فدرال ریزرو بکار گمارده شده است. (10 )

تبادل بین سناتور ادوارد کندی (دمکرات – ماساچوست) و پال والکر ((Paul Volcker، رئیس بانک فدرال، در جلسه ی استماع سنا در سال 1982 بسیار آموزنده است. کندی می بایست مثل برادر بزرگترش جان فکر کرده باشد که به والکر گفت که اگر او به عنوان عضو کمیته وزارت خزانه داری آمریکا قرار می گرفت، همه چیز متفاوت می بود. والکر که سیگار برگش را دود می کرد با تحکم گفت: «که احتمالاً درست است. اما من اعتماد دارم که آنرا به عمد طراحی کرده اند.» (11 ) لی همیلتون، نماینده ی دمکرات (ایالت ایندیانا) به طریق زیر به والکر گفت که «مردم درک می کنند که آنچه که هیئت شما انجام می دهد تأثیر بسیار عمیقی بر کیف پول آنها دارد، و در عین حال اینکه همین هیئت گروهی از مردم هستند که اساساً غیر قابل دسترسی بوده ودیگر اینکه عاری از احساس مسئولیت نسبت به مردم  می باشند.»

پرزیدنت ویلسون گفت: «یک قدرتی چنین سازمان یافته، به طوری کامل و بسیار فراگیر، بهتر است زمانی که از محکومیت آنها صحبت به میان می آید حد را نگهدارند.» چارلز لیندبرگ (Charles Lindberg)، نماینده ی دمکرات (نیویورک) بی پرده تر بود، او با سرزنش علیه قانون فدرال ریزرو که توسط ویلسون گذرانده شده بود و به طرز زیرکانه ای «لایحه قانونی مردم» را تفویض کرده بود، صحبت کرد. لیندبرگ اعلام کرد که این قانون «…..غول پیکر ترین اتحادیه شرکتها را بر روی کره زمین مستقر می سازد….هنگامی که پرزیدنت این قانون را امضاء کند، دولت نامرئی توسط قدرت پولی مشروع جلوه دار می گردد. هروقت که این اتحاد شرکتها خواهان تورم باشند، قانون تورم را بوجود خواهد آورد. از این به بعد، افسردگی ها به طور علمی بوجود خواهد آمد. دولت نامرئی توسط قدرت پولی تثبیت شده است و توسط توان مالی اتحاد این شرکتها مشروعیت قانونی پیدا خواهد کرد. مفهوم کل بانک مرکزی توسط همان گروهی طراحی شده بود که قرار بود از قدرت ساقط گردند.» (12 )

بانک فدرال قبل از هر بانک آمریکائی ساخته شده است. اما، بانک فدرال ریزرو نیویورک، به موجب منابع عظیم سرمایه اش، بانک فدرال (Fed) را کنترل می کند. مرکز واقعی قدرت درداخل بانک فدرال، بازار باز فدرال (POMC, Federal Open Market Committee) است که درآن تنها، رئیس بانک فدرال نیویورک است که دارای یک کرسی رأی گیری دائم است. POMC در مورد سیاستهای پولی که از طبقه ی هشتم بانک فدرال نیویورک دستور صادر می کند، مثل دژی است به قیاس از بانک مرکزی انگلستان. (13 )

درطبقه ی پنجم زیر زمینی ساختمان 14 طبقه ی سنگی، مقدار 10300 تن طلای خالص (که بیشتر آن متعلق به آمریکا است) نهفته است. این مقدار برابراست با یک سوم کل طلای ذ خیره ی جهان و به مراتب بیشتر از طلای ذ خیره در هر نقطه ای ازجهان. (14 )

دنیای پول به طور فزاینده ای کامپیوتری می گردد. با ابداع ابزار پیچیده ی مالی مانند نرخ مبادله (Derivatives)، حق خرید و فروش با پرداخت حق الزحمه (Options)، سپرده های بدون پشتوانه (Puts and Futures،)، توسط این هشت خاندان ، حجم معاملات مابین بانکی جهشی کوانتومی کرد. برای رسیدگی به این شرایط، بانک فدرال شاهراهی برای پاکسازی سیستم پرداختی مابین بانکی را که به نام CHIPS (Cleaning Interbank Payment System) ساخت که در نیویورک قرار دارد و مدلی است مانند Morgan’s Euro Clear (واقع در بلژیک) – هم چنین معروف به جانوروحشی(  (Beastsمی باشد.

هنگامی که بانک فدرال ریزرو بوجود آمد، پنج بانک نیویورکی به نامهای سیتی بَانک، چیس، بانک کمیکال، مانوفاکتور هانوور (Manufacturers Hanover) و اتحاد شرکتهای بانکی (Bankers Trust) را ایجاد کرد – %43 سهام بانک نیویورک فدرال را در اختیار داشت. تا سال 1983 همین پنج بانک، %53  سهام بانک نیویورک  فدرال را در اختیار داشتند. تا سال 2000 سه بانک به نامهای سیتی گروپ، جی پی مورگان و دویچه بَانک در هم ادغام شدند و در نتیجه مقدار عظیم تری از سرمایه را تصاحب کردند، درست مثل جناح اروپائی آنها یعنی هشت خاندان عظیم بانکی. در مجموع آنها صاحب سهام اکثریت شرکت های فورچون 500 (Fortune 500) شدند و بخش عمده ای از معاملات سهام و اوراق قرضه را انجام می دهند. تا سال 1985 آنها %85 کلیه معاملات سهام (stock) را در اختیار خود داشتند. (15 )

در واقع هنوز قدرتمند تر از همه بانکهای سرمایه گذاری (Investment Banks) هستند که نام بسیاری از این هشت خاندان عظیم بانکی را با خود حمل می کنند. پس از جنگ فالکلند (Falkland) در سال 1982 ، در حالی که روسای بانک مورگان سرپرستی مذاکرات میان انگلیس و آرژانتین را انجام می دادند، پرزیدنت ریگان قانون SEC415 را اعمال کرد. این قانون، به تحکیم تعهد اوراق بهادار که در دست شش بانک عظیم سرمایه گذاری( متعلق به هشت خاندان غظیم بانکی) قرار داشت انجامید: برادران سالومون (Salomon Brothers)، مرل لینچ (Merril Lynch)، مورگان استانلی (Morgan Stanley)، گولدمن ساکس (Goldman Sachs)، فرست بوستون (First Boston) و لیمن برادرز (Lehman Brothers). این بانکها در سالهای دهه ی 80 و 90 بطرز دیوانه واری به سمت ادغام و تحکیم هرچه بیشتر قدرت خود شدند.

آمریکن اکسپرس (American Express) هر دو بانک لیمن برادرز – کوهن لوئب – که در سال 1977 باهم ادغام شده بودند – و شیرسن لیمن رودز (Shearson Lehman-Rhoades) را بلعید. بانک اسرائیلی موسی سیف درسوئیس ایتالیا( The Israel Moses Seif’s Banca de la Svizzerra Italiana)، %7 سهام لیمن برادرز را خرید (16). برادران سالومون بانک فیلبرو (Philbro) را از خاندان اوپن هایمر (Oppenheimer) آفریقای جنوبی قاپید و سپس، بانک اسمیت بارنی (Smith Barney) را خرید. بعداً هر سه بانک به بخشی از تراولرز گروپ ( (Travelers Group تبدیل شدند که ریاست آنرا ساَندی ولز (Sandy Wells) از خانواده دیوید ویلز به عهده داشت. دیوید ویلز همچنین کنترل لازارد فررِس (Lazard Freres) را از طریق شریک ارشد ش، مایکل دیوید ویلز در اختیار داشت.  سپس سیتی باَنک، بانک تراولرز را خریداری کرد تا سیتی گروپ اس جی واربرگ (City Group S. G. Warburg) را بوجود آورد که از آن  Oppenheimer’s Chartered Consolidated صاحب %9 سهام می باشد. و بعد این ادغام بانکی عظیم به Old Money Banque Paribas پیوست – که در سال 1984 با مرل لینچ ادغام شده بود. یونیون بانک سوئیس (Union Bank)، بانک پین وبر (Paine Webber) را به چنگ آورد در حالی که، مورگن استانلی، دین ویتر (Dean Witter) را قورت داد و کارت اعتبار ی دیسکاور (Discover Credit Card) را از سیرز (Sears) خریداری کرد.

کوهن لوئب – کنترل فرست بوستون (First Boston) را داشت که با کردیت سوئیس (Credit Suisse) ادغام شد که خود هم اکنون وایت ولد (White Weld) را به چنگ آورده بود – بازی کن اصلی بازار باند یورو لندن (London Eurobond Market) می باشد. مرل لینچ – در سال 2008 با بانک آمریکا (Bank of America) ادغام شد – بازی کن اصلی ایالات متحده در این تجارت است. شرکت بانکداری سوئیس (Swiss Banking Corporation) با بزرگترین بانک سرمایه گذاری لندن، اس جی واربرگ (S. G. Warburg) ادغام شد تا اس بی سی واربرگ را ایجاد کند در حالی که، واربرگ با مرل لینچ از طریق به چنگ آوردن سپرده های محصور مرکوری (Mercury Assets Tie up) درهم تنیده بودند. واربرگ ها مبادرت به سرمایه گذاری دیگری را با یونیون بانک سوئیس انجام دادند که از آن بانک قدرتمندی بنام یو اس بی واربرگ (USB Warburg) بوجود آمد. بانک دویچه، اتحاد شرکتهای بانکی (Banker’s Trust) را خرید و الکس براُن (Alex Brown) به اختصار به بزرگترین بانک جهان با دارائی 882 میلیارد دلار تبدیل شد. با لغو قانون گلاس استیگال (Glass – Steagal)، خط مابین سرمایه گذاری، بانکداری تجاری و خصوصی ناپدید شد { قانون گلاس استیگال در 16 ژوئن سال 1933 توسط دو سناتور آمریکائی به نامهای Garter Glass (دمکرات- ویرجینیا) و Henry B. Steagal به تصویب رسید. این قانون (FDIC, Federal Deposit Insurance Corporation) را در آمریکا برقرار کردند که درواقع رفرمی به نفع مصرف کننده بود، مترجم }.

این تعداد از بانکهای سرمایه گذاری، کنترل بسیار زیادی را بر اقتصاد جهانی اعمال می کنند. فعالیت آنها شامل موارد زیر مثل مشورت در مذاکرات بدهی های کشور های پیرامونی (جهان سوم)، انجام ادغام، تفکیک یا انحلال، ایجاد شرکتهائی برای پرکردن خلاء اقتصادی از طریق اقدام به عرضه ی اولیه سهام عمومی (IPOS)، تعهد تمام سهام، تعهد صدور اوراق قرضه (Bond) تمام شرکتها و دولتها، و کشیدن ارابه به طرف سرازیری جاده ی خصوصی سازی و جهانی شدن اقتصاد جهان.

رئیس اخیر بانک جهانی جیمز ولفنزان (James Wolfensohn) از بانک سالومون اسمیت بارنی (Salomon Smith Barney) آمده بود. مرل لینچ در سال 1994 ، 435 میلیارد دلار دارائی داشت. این دارائی ها قبل از ادغام شدنهایش بود. بزرگترین بانک تجارتی، سیتی بانک در آن زمان فقط می توانست ادعای داشتن 249 میلیارد دلار دارائی را داشته باشد.

در سال 1991 ، مرل لینچ 26.8%  تمام ادغام های بانکی جهان را انجام داد. مورگان استانلی 16.8% ، گولدمن ساکس 16.3% ، لیمن برادرز 16.1%  و کردیت سوئیس فُرست بوستون 14.5% را انجام داد. تا سال 1989 ، مورگان استانلی مبلغ 60 میلیارد دلار در ادغام شدن شرکتها دست داشت. تا سال 2007 انعکاس لغو قانون گلاس استیگال، ده تا از بهترین مشاوران مدل جدید (New Model Advisers) را به قرار زیر ارائه داد: گولدمن ساکس، مورگان استانلی، سیتی گروپ، جی پی مورگان چیس، لیمن برادرز، مرل لینچ، یو بی اس واربرگ، کردیت سوئیس، دویچه بانک و لازارد. در زمینه ی Initial Public Offering (IPO), stock underwriting {روندیست که بانکداران سرمایه گذاری، سرمایه را برای سرمایه گذاری به نمایندگی از جانب شرکتها و دولتهائیکه اوراق بهادار را صادر می کنند (هر دو سهام و بدهی) را افزایش می دهند}، برای سال 1991 ، چهارتا از بزرگترین آنها: گولدمن ساکس، مرل لینچ، مورگان استانلی و سی اس بوستون بودند. در عرصه ی خصوصی سازی جهان برای سالهای 1985 تا 1995 ، گولدمن ساکس با انجام 13.3 میلیارد دلار ارزش، از همه پیشی گرفت. یو بی اس واربرگ مبلغ 8.2 میلیارد دلار را در معاملات خصوصی سازی به جیب زد. (17 )

در سال 2006 ، بانک بی ان پی پَری باس بانک بدنامی بنام بانک ملی کارBanca Nacionale de Lavoro (BNL) را خرید که این بانک به اتهام مسلح کردن صدام حسین بد نام شده بود. طبق گزارش سازمان مالی جهانی، (Global Finance)، در حال حاضر بی ان ال از بزرگترین بانکهای جهانی است که نزدیک به 3 تریلیون دلار دارائی آن می باشد.

بزرگترین بانکهای طلبکار از دولت آمریکا همان نام های آشنا می باشند. مرل لینچ  74.2 میلیارد دلار از بدهی های دولت آمریکا را در بازار بدهی هایش تقبل کرد که در واقع 15.3% از کل بدهی های این کشور می باشد. لیمن برادرز عهده دار 52.5 میلیارد دلار از بدهی ها شد. مورگان استانلی 47.4 میلیارد دلارو سالمون اسمیت بارنی 45.6 میلیارد دلار. سی اس بوستون، چیس منهتن و گولدمن ساکس در مجموع در میان هفت تا از بزرگترین آنها بودند. همان سال، گولدمن ساکس، مرل لینچ و یو اس بی پین وبر (USB Pain Weber) سه تا از بزرگترین شهرداریها را مقروض خود کردند. در بازار یورو در سال 1995 ، چهار بانک بزرگ که عهده دار بدهی  ها شدند، به ترتیب، یو اس بی واربرگ، مرل لینچ، دویچه بانک و گولدمن ساکس بودند. (18 ) شعبه ی دویچه بانک، گرنفل (Grenfell) تصاحب شرکتهای بزرگ اروپا را طرح ریزی کرد.

بازی کن غالب در آینده ی بازار بورس نفت نیویورک و بازار بورس نفت لندن، مورگان استانلی دین ویتر (Morgan Stanley Dean Witter)، گولدمن ساکس (از طریق شرکت فرعی خود، جی آرون و کمپانی، J. Aron & Company)، سیتی گروپ (از طریق واحد خود، فیلبرو، Philbro) و دویچه بانک ( از طریق احتساب اتحاد شرکتهای بانکی خود) خواهند بود. در سال 2002 ، شرکت انرون (Enron on line، که یکی از هفت شرکتهای عظیم انرژی جهان بود) توسط دادگاه ورشکستگی به مبلغ صفر دلار به حراج گذاشته شده بود که یو اس بی واربرگ آنرا تصاحب کرد. یو اس بی قرار شد سود انحصار انرون آن لاین را با لیمن برادرز بعد از دوسال اول قرارداد تقسیم کند. (19 ) با ورشکست شدن لیمن برادرز در سال 2008 ، صاحب جدیدش، بارکلیز (Barclays)، سهمیه خود را دریافت خواهد کرد.

پس از شکست مفتضحانه ی لیمن برادرز و متعاقب آن، بحران مالی سال 2008 ، چهار تا از عظیم ترین بانکها، حتی بزرگتر هم شدند. جی پی مورگان چیس برای هر یک دلار یک سنت پرداخت تا بیر اِشترنز (Bear Stearns) و واشنگتن میوچوال (Washington Mutual) را تصاحب کند. بانک آمریکا، مرل لینچ و کانتری واید (Countrywide) را مصادره کرد. و ولزفارگو (Wells Fargo)، کنترل بر وضعیت وخیم پنجمین بانک آمریکا، واکوویا (Wachovia) را اختیار کرد. بارکلیز در یک معامله ی بسیار جذ اب، باقیمانده ی لیمن برادرز را به چنگ آورد.

رئیس سابق کمیه ی بانکداری  رایت پاَتمن (Wright Patman، دمکرات از ایالت تگزاس) به هشت خاندان عظیم که از صاحبان فدرال ریزرو هستند، اعلام کرد، «امروز ایالات متحده ی آمریکا در واقع دو دولت دارد. ما به موقع دولت را تشکیل دادیم. سپس ما یک دولت مستقل، غیر قابل کنترل و نا هماهنگ در سیستم فدرال ریزرو داریم، به طوری که قدرت پولی ای را اعمال می کند که توسط قانون اساسی، ذخیره ایست برای کنگره آمریکا.» (20 )

از زمانیکه فدرال ریزرو ایجاد شد، بدهی ایالات متحده آمریکا (که اکثراً به هشت خاندان عظیم بانکی است) به طرز سرسام آوری از یک میلیارد، امروز به بیش از 14000 میلیارد دلار رسیده است. (که این مبلغ فقط بدهی دولت می باشد و نه بخش خصوصی – مترجم). این مقدار بدهی به مراتب بیشتر از کل بدهی های کشورهای جهان سوم است، آن نوع بدهی ای که به همان هشت خاندان عظیم بانکی دارد که اکثراً صاحب بانکهای مرکزی جهانند.

همان طور که سناتور بری گولدواتر (Barry Goldwater، دمکرات از ایالت اریزونا) اشاره کرد، » بانکداران بین المللی با گسترش اعتبار به دولت پول می سازند. هر چقدر که بدهی دولت سیاسی بیشتر باشد، بازده بهره به وام ها بیشتر خواهد بود. بانکهای ملی اروپا نیز تحت مالکیت و کنترل منافع خصوصی است. ما به طریق مبهم و مه آلودی تصدیق می کنیم که روتسچبلد و واربرگ اروپا و بانک جی پی مورگان، کوهن لوئب و کمپانی، شف، لیمن و راکفلر صاحب و کنترل کننده ی ثروت عظیمی هستند. چگونه به این قدرت عظیم مالی دست پیدا کردند و آن را بکار می گمارند، رمز و رازیست برای همه ی ما.» (21 )

[1] Behold a Pale Horse. William Cooper. Light Technology Press. Sedona, AZ. 1991. p.81

[2] Dope Inc.: The Book that Drove Kissinger Crazy. The Editors of Executive Intelligence Review. Washington, DC. 1992.

[3] Democracy for the Few. Michael Parenti. St. Martin’s Press. New York. 1977. p.67

[4] Descent into Slavery. Des Griffin. Emissary Publications. Pasadena 1991

[5] The Robot’s Rebellion: The Story of the Spiritual Renaissance. David Icke. Gateway Books. Bath, UK. 1994. p.158

[6] The Editors of Executive Intelligence Review. p.504

[7] Ibid

[8] Ibid

[9] Ibid. p.77

[10] “Secrets of the Federal Reserve”. Discovery Channel. January 2002

[11] The Confidence Game: How Un-Elected Central Bankers are Governing the Changed World Economy. Steven Solomon. Simon & Schuster. New York. 1995. p.26

[12] Icke. p.178

[13] Solomon. p.63

[14] Ibid. p.27

[15] The Corporate Reapers: The Book of Agribusiness. A.V. Krebs. Essential Books. Washington, DC. 1992. p.166

[16] The Editors of Executive Intelligence Review. p.79

[17] “Playing the Middle”. Anita Raghavan and Bridget O’Brian. Wall Street Journal. 10-2-95

[18] Securities Data Corporation. 1995

[19] CNN Headline News. 1-11-02

[20] The Rockefeller File. Gary Allen. ’76 Press. Seal Beach, CA. 1977. p.156

[21] Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.77

www.deanhenderson.wordpress.com

رنجبر ۷۹