سرتیتر

آیا سوریه سقوط می‌کند؟

احمد مزارعی
تارنگاشت عدالت

پس از تهاجم «موفقيتآميز» امپرياليست‌ها به کشور ليبی و اشغال اين کشور، اکنون کشورهای غربی در نظر دارند ابتدا سوريه را به اشغال درآورده و سپس ايران را محاصره و بعداً وادار به تسليم نمايند و يا به وسيله جنگ به حيات سياسی و استقلال آن پايان دهند. اين طرح از سال‌ها پيش در دستور کار غرب سرمايه‌داری و در رأس آن‌ها آمريکا قرار داشته است. آنان در جنگ عراق که همين هدف را دنبال می‌کردند، شکست خوردند، اما اين‌بار به طريق ديگری سياست سابق خود را ادامه می‌دهند.

از هشت ماه پيش به طور عملی عليه سوريه وارد کار شدند. با کمک ترکيه، عربستان، اسرائيل و پشتيبانی غرب، يک اپوزيسيون گوش به فرمان نيز ايجاد کردند، نيروهای جهادی از همان نوع که در سال‌های قبل در افغانستان بر ضد شوروی ترتيب داده بودند نيز ايجاد کرده اند، اکنون حمله به سوريه و اشغال اين کشور به طور عملی و نهايی در دستور کار قرار گرفته است. قرار است ترکيه در يک نوار مرزی سوريه به طول ۵ کيلومتر، منطقه‌ای را به اشغال درآورد که حلب نيز بخشی از آن خواهد بود. سپس نيروهای جهادی را از طريق مرز ترکيه و اردن به درون سوريه بفرستند و با راه انداختن جنگ داخلی، دولت را ساقط کنند.

اين خلاصه برنامه آمريکا و غرب برای سوريه است. پس از آن ترکيه به وسيله اخوان‌المسلمين خود حکومت را در سوريه به دست خواهد گرفت و در حقيقت آن سنگر مستحکمی که تاکنون در برابر اسرائيل و در حمايت از سازمان‌های مقاومت فلسطين وجود داشته است، در هم خواهد شکست. کل منطقه به زير سلطه آمريکا و نمايندگانش ترکيه، اسرائيل و رژيم‌های ارتجاعی عرب قرار خواهد گرفت. مسلماً در چنان شرايطی ايران نيز تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار خواهد گرفت.

اما اين‌که اين نقشه تا چه حد عملی است بستگی به اين دارد که دولت سوريه تا چه حد مقاومت کند و تا چه حد انسجام دولت، ارتش و ملت سوريه حفظ شود.

برتری‌ها و امتيازاتی که سوريه نسبت به ساير کشورهای عربی هم‌چون مصر، تونس، اردن، امارات متحده عربی و غيره دارد را می‌توان چنين برشمرد: دولت سوريه تاکنون از نظر تأمين مواد غذايی برای کشور خودکفا بوده است و وابستگی به خارج ندارد؛ دولت سوريه به هيچ کشور، بانک يا مؤسسه جهانی بدهی ندارد؛ دولت و ملت سوريه از يک پشتوانه تاريخی غنی چه در دوره قبل از استقلال و چه پس از آن برخوردار بوده اند؛ در سال‌های قبل و بعد از فروپاشی اتحاد شوروی تا چهار- پنج سال پيش، کشور سوريه با اقتصاد دولتی اداره می‌شد، امکانات بسياری به طور رايگان در اختيار مردم قرار داشت، به ويژه در زمينه‌های فرهنگ و بهداشت که مردم پول اندکی بابت خدمات دريافتی پرداخت می‌کردند، و امتيازات بی‌شمار ديگری که در کم‌تر کشوری وجود داشت؛ ارتش اين کشور هيچ‌گاه دست‌نشانده و يا زير نظر مستشاران بيگانه قرار نداشته و با روحيه ميهن‌دوستی، استقلال‌طلبی و ضداستعماری تربيت شده است. ارتش سوريه هم‌چون ارتش‌های تونس و مصر انگلی و وابسته به آمريکا و اسرائيل نبوده، و به همين دليل تاکنون سرسختانه برای دفاع از ميهن و دولت ايستاده است.

هيچ‌کدام از هيأت‌های ديپلماتيک سوريه در سراسر جهان انسجام خود را از دست نداده و تاکنون بسيار منسجم و سرسختانه از سياست دولت خود حمايت کرده اند. کوشش‌های زيادی از طرف دولت‌ها برای شکستن اين انسجام انجام گرفته که همه با شکست رو‌به‌رو شده است. به ويژه در فرانسه، که دولت فرانسه با همکاری پليس اين کشور کوشيد تا به طور ساختگی، سفير سوريه را در بن‌بست تسليم قرار دهند که شکست خوردند و سفير سوريه از همه به دادگاه شکايت کرد. اين برخورد سفير و ساير هيأت‌های ديپلماتيک سوريه در جهان بسيار مهم و پشتوانه سياسی مهمی برای دولت سوريه است.

تاکنون در سوريه تظاهرات بزرگی عليه دولت، از نوع تظاهرات مصر و تونس، انجام نگرفته، معهذا، اجتماعاتی که توسط منتقدين داخلی برگزار می‌شود با هدف شرکت در روند اصلاحات و حمايت از آن روند صورت می‌گيرد. اپوزيسيون وابسته و مزدور تاکنون نتوانسته حتا يک تظاهرات گسترده در سوريه به راه اندازد. معهذا، آنان بنا به مصالح بيگانگان به کشتار مردم و مأموران دولتی دست می‌زنند تا از روند اصلاحات جلوگيری نمايند و کشور را به جنگ داخلی بکشانند. اما، به آسانی نخواهند توانست بر معادله اصلی در سوريه تأثير بگذارند. شهرهای بزرگ کشور، از آن‌جمله حلب و دمشق، در آرامش کامل به سر می‌برند و از دولت اسد حمايت می‌کنند. زد‌و‌خوردها عمدتاً در شهرک‌ها و روستاهای کوچک است که اخوان‌المسلمين و نيروهای بينادگرای سلفی در آنجا قادر به تحريک اهالی هستند.

اوضاع اقتصادی سوريه همچنان رضايت‌بخش است. تحريم‌های کشورهای عربی اساساً نمی‌توانند مؤثر باشند، زيرا سوريه وابستگی اقتصادی چندانی به مراکر اروپايی و آمريکا ندارد. از طرف ديگر، سوريه با دو کشور لبنان و عراق هم‌مرز است و اين دو کشور هيچ حد و مرز و مانعی برای سوريه قائل نيستند. در لبنان اکثريت نيروهای مقاومت و در رأس آن‌ها حزب‌الله، با تمام امکانات توده‌ای خود در کنار سوريه قرار دارد. در عراق، دولت رسماً حمايت خود از سوريه را اعلام کرده است. عراق و لبنان از جمله کشورهايی بودند که به قطع‌نامه تعليق سوريه در جامعه عرب رأی مخالف دادند. عراقی‌ها خوب می‌دانند ورود آمريکايی‌ها به سوريه چه پی‌آمدهايی خواهد داشت. سوريه در سال‌های جنگ عراق، سرسختانه و آشکارا از مقاومت ملی در عراق حمايت کرد، به نيروهای مقاومت امکانات لجستيکی و تبليغاتی داد. بيش از يک ميليون‌و‌نيم پناهنده عراقی را پذيرفت و از مردم سوريه خواست که با آنان مانند شهروندان سوريه برخورد کنند. هنوز، نزديک به نيم ميليون پناهنده عراقی در سوريه هستند که تدريجاً به عراق باز می‌گردند.

از همه مهم‌تر ايران است. سوريه برای ايران، اهميت استراتژيک دارد. بدون شک دولت ايران در صورت وقوع تهاجم نظامی به سوريه واکنش نشان خواهد داد. ائتلاف کشورهای ايران، عراق، سوريه و لبنان می‌تواند توطئه‌های آتی آمريکا، اسرائيل و رژيم‌های ارتجاعی عرب را خنثا نمايند.

بدون ترديد، ايران اکنون با گستردگی تمام انواع کمک‌های لازم در زمينه‌های مختلف را به سوريه ارسال می‌دارد. صاحب نظران سياسی عرب جملگی روی اين موضوع اتفاق نظر دارند که غرب امپرياليستی در نظر دارد، طرح سابق سايکس- پيکو را اين‌بار به شکل گسترده‌تر و تازه‌تری با کمک ترکيه تجديد کند. قرارداد سايکس- پيکو سرزمين‌های امپراتوری عثمانی را بين دو قدرت استعماری فرانسه و انگلستان تقسيم می‌کرد.

عامل ديگر، تغييری است که پس از جنايات در ليبی در افکار عمومی جهان به وجود آمده است. آمريکا اکنون نمی‌تواند به سادگی در سازمان ملل قطع‌نامه عليه سوريه به تصويب برساند، کشورهايی که در سازمان ملل نقش اصلی دارند- مانند روسيه، چين، ونزوئلا، آفريقای جنوبی، برزيل و بسياری کشورهای ديگر- اکنون شديداً مخالف حمله نظامی به سوريه هستند و اين، کار را برای امريکا مشکل کرده است. لذا، آنان از ترکيه و عربستان سعودی استفاده می‌کنند. اين کشورها ممکن است جنگ را شروع کنند، ولی به سادگی نخواهند توانست به اهداف خود برسند. در صورت وقوع جنگ، می‌توان احتمال داد که سوريه و حزب‌الله، به سنگر اصلی امپرياليسم در منطقه يعنی رژيم فاشيستی و ضدبشری اسرائيل حمله خواهند کرد. حمله به اسرائيل بسياری از معادلات را در منطقه به هم خواهد زد، و احساسات ضداسرائيلی و ضدآمريکايی را تشديد خواهد نمود.

با وجود تمام فعل و انفعالاتی که در منطقه در جريان است، جنگ مستقيم عليه سوريه، چشم‌انداز روشنی برای غرب امپرياليستی ندارد و معلوم نيست آن‌ها حتا در صورت پيروزی نظامی، به اهداف خود دست يابند. هم‌اکنون انقلاب مصر در تحول است. ماهيت انقلاب مصر دمکراتيک و ضدامپرياليستی و ضدصهيونيستی است و اميد زيادی به موفقيت نهايی آن می‌رود. در اردن، يمن و بحرين نيز همين‌طور است. همه اين‌ها در حالی است که اسرائيل هر روز عده‌ای از فلسطينی‌ها را از خانه‌هاي‌شان اخراج می‌کند و شهرک می‌سازد؛ همه اين‌ها در حالی است که نيمی از مردم فلسطين در غزه در محاصره و در شرايط فقر، گرسنگی و بی‌دارويی و بی‌آبی قرار دارند.

آمريکا در سال‌های اخير هيچ گام مثبتی در منطقه برنداشته است، که التبه به جز اين نمی‌توانست باشد. همه قلب‌ها در خاورميانه برای آزادی و فردايی روشن- بدون سلطه آمريکا و اسرائيل- می‌تپد. ملل  خاورميانه خسته و منزجر از آن همه جنايت اسرائيل و آمريکا به ستوه آمده اند. مقاومت در برابر طرح‌های استعماری، خواست اصلی صدها ميليون مردم زحمتکش و تحت ستم در خاورميانه است.

۱ دیدگاه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.