سياسی, سرتیتر

دستگاه امنیتی آلمان در دست نئونازی ها ؟ زمینه های کشتار زنجیره ای خارجیان در آلمان

نادر هدایت

سوالی که امروز پس از کشتار خارجی ها در آلمان بین سالهای دوهزار تا دوهزار ویازده توسط شبکه تروریستی نئونازی «ناسیونال سوسیالیستهای زیر زمینی «مطرح میشود این است که آیا نئونازیها اداره امنیت آلمان را کنترل میکنند ویا برعکس این اداره امنیت آلمان است که گروههای نئونازیها را کنترل مینماید؟  این سوال بویژه در شرایط امروز که اطلاعات بیسشتری نسبت به اینکه دستگاه ا منیتی آلمان چگونه مثلا صد مرد پوششی در سازمانهای نئونازی داشته اند مطرح شده است واین اطلاعات حتی به این نکته اشاره دارد که سه تروریست این سازمان زیر زمینی نئونازی خود از مردان پوششی دستگاه امنیتی آلمان بوده اند .

ولی یک نگاه به ساختار دستگاههای امنیتی پلیسی آلمان در سالهای گذشته و اخیر نشان میدهد که کشش و آتمسفر حاکم بر دستگاه پلیسی و امنیتی آلمان کشش به راست و نئونازیها میباشد وبی جهت این شعار در نزد چپهای آلمان معروف نمیباشد و در هر تظاهرات ضد فاشیستی گفته نمیشود «دویچه پلیسیتن ، شوتسن دی فاشیستن ، پلیس آلمان از فاشیستها حفاظت میکند» . آنها سالها در تظاهرات ضد فاشیستی که در شهرهای مختلف برگزار شده است ومیشود نیروهای معترض چپ وضد فاشیست را به شدت سرکوب ودستگیر کرده و میکنند و این که دستگاه امنیتی آلمان وپلیس آلمان بقول خود رسانه های رژیم آلمان «ا ز چشم راست کور «میباشند وتنها چشم چپشان کار میکند یک مثل معروف شده است . ولی این نیز واقعیتی است که در دستگاههای پلیسی و امنیتی واداری آلمان کشش به راست و راسیسم بسیار بالا میباشد و از اینکه اکنون این رسوایی تروریستی دامن دستگاههای امنیتی و پلیسی آلمان را گرفته است نباید آنرا ا تفاقی دانست .

ولی زمینه این جنایتها  را چه کسانی فراهم کرده اند. اول اینکه در کشور آلمان و کشورهای سرمایه داری مشابه در بحران این راست است که رشد میکند و طبقه متوسط که امروز به گفته «انسستیتوی اقتصادی آلمان » روز به روز ضعیف تر شده وبا بحران های بزرگی که جهان سرمایه داری وآلمان نیز در آن گرفتار است طبقه متوسط به گفته این انستیتو یک کشش به «راست «پید اکرد ه  ومینمایند این را این ا نستیتو چندی پیش دوباره با اشاره به بزرگ شدن شکاف طبقاتی «هشدار»داده است . پس در درجه اول طنش شدید بوجود آمده از بحران سرمایه داری باعث رشد راست و تمایلات فاشیستی وراسیستی در جامعه آلمان و جوامع مشابه شده است. مساله بعدی جنگهای راسیستی  روانی که توسط رسانه های مین استریم علیه خارجیان بویژه کارگران مسلمان وزحمتکشان مهاجر در این کشورها از جمله آلمان دامن زده میشود و با اشخاصی مانند یک فاشیست مانند زارتسین که عضو حزب سوسیال دمکرات ورئیس بانک سابق  آلمان در چندی پیش و همچنین سناتور در استان برلن بوده است وتزهای نژآد پرستانه او و «ستاره «کردن او وحتی «قهرمان ملی «ساختن از او وتبلیغ برای آن یک اکو قوی در این زمینه در طبقه متوسط وپایین جامعه با حمایت راست سرمایه داری برای انحراف در افکار عمومی از بحران های شدید سرمایه داری ومعضلات روزانه مردم وزحمتکشان همراه بوده است .

درآلمان پس از نازیسم وبا سقوط نازیسم بدرستی هرچند شعار نگاه به گذشته نازیسم در جامعه مطرح میشد و لی عملا در احزاب حاکم نیروهای رژیم هیتلر نازی در پست های متفاوت همچنان به کار خود ادامه دادند وتمایلات   راست ونازی را بطور مستقیم وغیر مستقیم در جامعه حفظ نمودند وهرچند در دهه های شصت از طرف نیروهای چپ وروشنفکر سعی مبارزه با این نیروهای نازی که اکنون در «دمکراسی»در احزاب سوسیال دمکرات و سوسیال مسیحی و دمکرات مسیحی ها ودیگر احزاب آلمان لانه کرده بودند  انجام گرفت ، ولی این تلاشها کاملا موفقیت آمیز نبود ونیروهای راست دوباره با حمایت رسانه ای وقدرت سرمایه داری وتقویت آنها در مقابل بلوک شرق سابق و همچنین در مقابل چپ قو ی در دهه شصت باعث پایه داشتن این نیروها در جامعه آلمان شد که با هر بحرانی این نیروها در واقع اوج گرفته ومیگیرند وزمینه رشد آنها شدیدتر میشود.

دستگاه تبلیغاتی وجنگی امروزی رسانه های کشورهای اروپایی از جمله آلمان بر علیه تصویر دشمنی علیه مسلمانان وبا سس اسلام ستیزی همراه است و این «جنگ فرهنگها «که زمینه های فکری و کنترل افکار عمومی علیه خارجیان و ا نحراف افکار عمومی است زمینه های جنگ های امپریالیستی است ودراقع جنجال های کاریکاتور  محمد ودیگر جنجالها ودامن زدن وتبلیغات علیه خارجیان مسلمان به عنوان مظون به «تروریست های اسلامی » نه تنها راست نئونازی بلکه راست طرفدار اسرائیل وراسیسم را برای  تهییج افکار عمومی در خدمت جنگ های امپریالیستی قرا رمیدهد ودر این راه البته حزب کمونیست کارگری ایران با حمایت دستگاهای راست طرفدار اسرائیل وهمکاری رسانه ای و ایجاد سازمانهایی مانند «اکس مسلم «و همکاری با «استوپ دی بمب» که یک جریان طرفدار اسرائیل است به این جو و به این آ تمسفر تبلیغاتی در خدمت جنگ امپریالیستی دامن زده و به این علت نیز خانم احدی در رسانه های امپریالیستی وبورژوازی برایش میدان خالی میشود وبه او فرصت داده میشود که این «جنگ فرهنگها «که زمینه تبلیغاتی راسیسم و جنگ طلبی به عنوان «پرچمدار مبارزه با اسلام سیاسی » است دامن بزند.

 

در واقع نیروهای راست و همچنین احزاب همه جناحها در آلمان بارها وبارها در انتخابات از جو وآتمسفر ضد خارجی استفاده نموده اند تا به قدرت برسند و دامن زدن به راسیسم در رسانه های آلمان که امروز انگشت تعجب به دهان گرفته اند وسعی میکنند که باز هم مخفی کار کنند و از بروز ا طلاعات وسیع تر جلوگیری کنند وبا زافکار عمومی را به سمت وسویی سوق بدهند که در خدمت نظام ودر جهت حفظ سیستم باشد و دستهای خونین سیاستمداران ، دستگاههای امنیتی وپلیسی آلمان را در کشتار خا رجیان بپوشانند .آری بقول فرزندان قربانیان ترور یسم وکشتار راسیسم درآلمان مسائل «بیشتری در پشت پرده وجود دارد «و قضیه فقط قتل هشت خارجی به دست سه نفر تروریست ناز ی نیست وهمانطور که مقدار کمی از اطلاعات بیرون زده است دستگاههای امنیتی وپلیسی آلمان وحتی بخشی از سیاستمداران آلمان دستهای خونین خود را که در پشت این ماجرای کشتار خارجیان قرا ردارد سعی در پنهان کردنش میکنند ودر این راه نیز از حمایت مستقیم رسانه های درخدمت بورژوازی برخوردار میباشند