سرتیتر

دو نمونه از پدیده های جهانی شده در مسیر حرکت جهانی سرمایه – بخش اول: جهانی گرائی شکنجه در فاز فعلی گلوبالیزاسیون

دو نمونه از پدیده های جهانی شده در مسیر حرکت جهانی سرمایه

بخش اول: جهانی گرائی شکنجه در فاز فعلی گلوبالیزاسیون

درآمد

در زمانی که روند جهانی گرائی سرمایه و تشدید آن بویژه در سی سال گذشته بیش از پیش رسانه یی تر گشته فعالین سیاسی منجمله دانشجویان پرسشهای گوناگون و بحث انگیزی را مطرح می سازند که پاسخ به آنها دارای اهمیت سیاسی در تعبیعه و تنظیم استراتژیهای مبارزاتی چالشگران علیه نظام جهانی است. بخشی از این پرسشها عبارتند از:

  • آیا پروسه ی جهانی گرائی (گلوبالیزاسیون) فقط محدود به حرکت سرمایه در سطح جهنی است؟
  • آیا حرکت سرمایه قادر است که دیگر گستره ها و زمینه های مربوط به فعالیت های انسانی را زیر کنترل خود قرار دهد؟
  • آیا پدیده هائی مثل شکنجه و روسپیگری که امروز بیش از هرزمانی در گذشته ورد محافل گشته و رسانه ای تر شده اند جزو آن گستره ها و زمینه هائی هستند که حرکت سرمایه به آنها نیز خصلت و بُعد جهانی داده است؟
  • آیا پدیده ها در نظام های پیشا سرمایه داری نیز به شیوه و بُعد جهانی عمل می کردند؟ و
  • آیا هر چه رسانه ای تر و بر ملا تر کردن شکنجه (بویژه شکنجه جنسی) ویا روسپیگری (بویژه روسپیگری کودکان) می توانند در خدمت مبارزات مردم علیه نظام جهانی و نظام های بنیاد گرائی دینی- مذهبی (مثل جمهوری اسلامی) قرار گیرند؟

در قسمت اول این نوشتار بعد از پاسخ به پرسش ها به بررسی پدیده شکنجه بویژه جنسی که چند و چون جهانی گرائی آن در طول دهه ی اول قرن بیستم بیش از هر زمانی در گذشته بُعد جهانی پیدا کرده است، می پردازیم.

در قسمت دوم این نوشتار به بررسی چند و چون روسپیگری در بٌعد و سطح جهانی و مؤلفه های آن بویژه «صنعت سکس جهانی» می پردازیم.

جهانی گرائی محدود به حرکت سرمایه است ولی…. 

پروسه جهانی شدن محدود به حرکت سرمایه است . ولی این حرکت که بر پایه ی منطق انیاشت سود به وقوع می پیوندد، هر زمینه و حیطه سودآوری را که در مسیرش باشد، زیر سیطره خود قرار می دهد. براین اساس، چشم انداز جهانی شدن نتنها استثمار کار و زحمت، تبادل نابرابر بین کشورهای مرکز و پیرامونی، تقاضا ها و عرضه ها وانگاشت و عملکرد مصرف را دربر می گیرد، بلکه در دیگر گستره های فعالیت انسانی نیز بعد از رسوخ ونفوذ موقعیت متوفق کسب می کند. امروز جهانی شدن گستره هائی چون مهاجرتهای اجباری، توسعه التراناسیونالیسم و بنیادگرائی های دینی و مذهبی، تخریب محیط زیست، شیوع فساد مالی و سیاسی، گسترش پدیده های کودکان حیابانی، شیوع مواد مخدر، رواج روسپیگری، تشدید نابرابریهای اجتماعی و … را در بر می گیرد که به نظر نگارنده در درک مهم تحول دنیائی که در آن زندگی می کنیم، جایگاه قطعی دارند. به هیچ وجه نباید تصور گردد که مجموع این مسائل در جوامع پیشا سرمایه داری وجود نداشتند. بررسی تاریخی نشان میدهد که تک تک این مسائل کم و زیاد در جوامع پیشا سرمایه داری وجود داشتند ولی ابعاد و عمق و وسعت آنها مطلقا محلی، ناحیه ای و منطقه ای بوده و به هیچ وجه و شکلی از بُعد و چشم انداز جهانی برخوردار نبودند. در نتیجه راه کارها و راه حل هائی که قربانیان این مسائل برای رهائی مطرح می ساختند بطور طبیعی «جراحی ها»، دگر دیسی ها و انقلابات محلی، ناحیه ای و منطقه ای بوده و هر یک از آن راه حل ها براساس ویژه گی های جوامع بمورد اجراء گذاشته می شدند. بطور مثال، برده داری در روم قدیم که دو هزار سال پیش یکی از بزرگترین امپراطوریهای جهان محسوب می شد، به هیچ وجه بُعد و چشم انداز جهانی نداشته و در حد اعلای خود یک چشم انداز منطقه ای بود. در عهد زمام داری ژولیوس سزار که اوج امپراطوری برده داری روم محسوب می شود، در اکثر مناطق جهان یا برده داری اصلاً وجود خارجی نداشته (مثل تمدن های موجود در قاره های آمریکا و اقیانوسیه) و یا برده داریهای به غایت متفاوت (مثل برده داری در امپراطوریهای ایران، شبه قاره هندوستان، چین و ماچین) بوده اند. پس آنچه که در جوامع پیشا سرمایه دار ی عمد تاً حاشیه ای، محلی و ناحیه ای بود، در زمان ما در مرکز توسعه سرمایه داری جهانی قرار دارد. برخلاف دوران گذشته، ما اکنون شاهد جهانی شدن و صنعتی شدن فقر، فساد مالی، شکنجه، داد و ستد کودکان و زنان و بالاخره روسپیگری و … هستسم.

بنا به علل معلوم و روشن که بعداً شرح داده خواهد شد تا این اواخر، جهانی شدن دو پدیده ی شکنجه (بویژه جنسی) و روسپیگری بعنوان صنعت جهانی سکس (بویژه درارتباط با کودکان و نو جوانان) آنطور که شاید و باید مورد بررسی های جامع و مفصل قرار نگرفته اند.  نگارنده در بخش اول این نوشتار همانطورکه در مقد مه ذکر گرد ید نیم نگاهی به مسئله ی شکنجه و جنبه های جهانی شدن آن بویژه درارتباط با شکنجه جنسی (تجاوز) و در بخش دوم به مسئله ی جها نی شدن صنعت جها نی سکس می اندازد.

تعریف شکنجه و علل رواج آن  

واژه شکنجه در فرهنگ نامه ها منجمله در لغتنامه ی دهخدا به آزار و اذیت دادن، پیچیدن و شکستن اعضا ی بدن، عذاب دادن و رنج دادن متهم با آلات و ابزار گوناگون به منظور کسب اقرار تعریف و معنی شده است. ماده یک کنوانسیون منع شکنجه که در سال 1984 توسط سازمان ملل متحده برگزار گردید تعریف و معنی شکنجه را کاملتر و جامع تر ساخت. مطابق این ماده تعریف و معنی شکنجه عبارت است از: تحمیل عمدی هرگونه رنج و عذاب جسمی  یا روانی که توسط مأ مور شکنجه  بر فرد تحت شکنجه (به منظور کسب اقرار و اطلاع از او) اعمال می گردد. با اینکه مسئولیت برقراری امنیت اقشار مختلف مردم و پیشگیری از وقوع جرایم و مبارزه با آنها عموماً در جوامع به عهده ی دولت است ولی بررسی و رخدادهای جهان نشان میدهد که درهر مقطعی که دولتی به هر دلیلی از انجام وظایف خود باز مانده و نتوانسته امنیت بویژه معیشتی شهروندان خویش را تأمین سازد برای سرپوش نهادن بر این هدف (رسیدن رژیم به مرحله ی فرتوتی و بی ربطی خود) به خشونت و شکنجه روی آورده است. بهترین مثال در حال حاضر اقدامات جمهوری اسلامی ایران بویژه در ارتباط با شکنجه جنسی در زندانهای ایران بویژه در سالهای اخیر می باشد. مثال بهتر دیگر که برخلاف امر شکنجه جنسی در ایران، در سالهای اخیر رسانه یی تر و بر ملاء تر گشته،اقدامات دولت آمریکا بویژه پس از حوادث مرموز یازده سپتامبر 2001 در احداث زندانهای مخوف در گوانتانامو (درخاک اشغال شده کوبا)، در عراق از جمله زندان ابو غریب، در افغانستان و در پایگاه های نظامی آمریکا در اکناف جهان و رواج شکنجه های متنوع جسمی و روانی منجمله جنسی (تجاوز) در رویاروئی با مردمان عراق، افغا نستان، پاکستان، یمن و… است.

به عبارت دیگر اکثر دولتها چه در کشورهای مسلط مرکز (مثل آمریکا) و چه در کشورهای پیرامونی (مثل ایران) بجای خدمت به مردم و بر قراری امنیت معیشتی و اجتماعی و بجای اصلاح ساختارها و گسترش عدالت اجتماعی به دولتهای بزهکار تبدیل می شوند و با اعمال شکنجه های گوناگون بدنی وروانی منجمله تجاوز جنسی تلاش می کنند که قدرت سیاسی خود را حفظ کنند.

بر رسی انواع و اقسام شکنجه های مختلف و ابزار و آلات مورد استفاده در جریان شکنجه به خوبی نشان می دهد که پدیده ی شکنجه امری نیست که فقط در عصر فرمانروائی نئو محافظه کاران حاکم بر کاخ سفید در سالهای آغازین قرن بیست و یکم (آنهم در خارج مرزهای آمریکا) رواج یافته است. مدارک واسناد پژوهشهای متنوع از سوی چالشگران ضد نظام بطور مفصل وجامع چندین نکته زیرین را روشن می سازند:

1 – پیشینه ی شکنجه در زندانهای آمریکائی ( چه در خارج از مرزهای آمریکا و چه در داخل آمریکا) به سالهای بعد از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز دوره ی «جنگ سرد» میرسد.

2 – در فاز فعلی جهانی شدن سرمایه (دوره ی «بازار آزاد» نئولیبرالی) شکنجه منجمله آزار و تجاوز جنسی به زندانیان بیش از پیش جهانی گشته و پژوهشگران دراین زمینه شباهتهای نزدیکی بین انواع و اقسام شکنجه های بویژه جنسی (منجمله تجاوز) که بر زندانیان درایران، کنگو و… اعمال میگردند، پیدا کرده اند. دراینجه به چند و چون جهانی شدن شکنجه  بویژه شکنجه جنسی (تجاوز) در زندانهای آمریکا و ایران می پردازیم.

بُعد جهانی گرائی شکنجه جسمی در زندانهای جهان و ایران    

پدیده تجاوز و شکنجه جنسی نیز مثل پدیده های نکوهیده و ضد انسانی دیگری مثل ستم ملی و تبعیض جنسی و نژادی و … در جوامع بشری پیشا سرمایه داری وجود داشته اند ولی این پدیده ها در عصر سرمایه داری به عنوان شیوه های کنترل بر جامعه و استثمار طبقاتی سیستماتیزه گشته و گسترش یافته و در فاز فعلی گلوبالیزاسیون سرمایه تشدید یافته و مثل روسپیگری جهانی تر و طبیعتاً همگون تر گشته اند.

رسانه ای شدن موضوع تجاوز و شکنجه جنسی در سالهای اخیر در اکناف جهان (از ایالت شرق کشور کنگو گرفته تا سیاه چالهای ابوغریب در عراق و بازداشتگاه های ایران) و همدردی افکار عمومی جهانی با قربانیان شکنجه و تجاوز جنسی بویژه درایران نه تنها کمکی به شکستن تابوهای فرهنگی در این موارد می کند بلکه استفاده از تجاوز و آزار جنسی به عنوان وسیله ای درجهت کسب اطلاعات و قربانیان را نیز بر ملا می سازد. در نظامهای پیشا سرمایه داری، شکنجه عمدتاً و عموماً غیر جنسی و فیزیکی بود ولی در سرمایه داریهای کنونی شکنجه و آزار جنسی به حربه و وسیله اصلی شکنجه علیه زندانیان بویژه سیاسی، تبدیل گشته است.

در نظام های پیشاسرمایه داری ( از انواع و اقسام تفتیش عقاید در اروپای قرون وسطی گرفته تا شکنجه گاه های امپراطوری های عثمانی ، صفوی و رومانف ها در قرون 15 و 16 میلادی) پدیده شکنجه عمدتاً نحوه ها و شیوه های محلی و کشوری را درخود حمل میکردند و عموماً خیلی با هم تفاوت داشتند. در حالیکه اسناد و مدارک موجود نشان می دهند نوع شکنجه ها منجمله آزار و تجاوز جنسی در ابو غریب عراق، باگرام افغانستان، زندانهای میسی سی پی و تگزاس و سیاه چالهای ایران، مصر، پاکستان و … از شباهتهای «عجیب و غریب» و همسانی ها و همگونیهای «حیرت انگیز» برخوردار هستند. دراین زندانها برخلاف زندانهای قرون وسطائی و پیشا سرمایه داری، تجاوز یا آزار جنسی تا حد «ازاله بکارت» یکی از انواع شکنجه های اصلی است. در شکنجه غیر جنسی (عمدتاً بدنی- فیزیکی) در این زندانها از شلاق، اعدام نمایشی، گرسنگی، فروبردن زندانی در ریر آب و یا پرکردن معده و شکم زندانی از آب و سپس روی شکم زندانی نشستن (water boarding) و قرار دادن زندانیان در بازداشتگاه های تنگ و انفرادی و غیره استفاده می کنند که زندانی سیاسی را وادار به «اعتراف» ساخته و حتی از او یک «تواب» بسازند. چون تعداد قابل توجه ای از زندانیان سیاسی بویژه جوانان در مقابل این نوع شکنجه های صرفاً فیزیکی و غیر جنسی مقاومت کرده و عموماً حاضر به «اعتراف» و یه «توبه» نمیشوند در نتیجه بُعد و پهنای «تعزیر» و کسب «پشیمانی» و «ندامت» بسوی اتخاذ برنامه (آلترناتیو) دوم یعنی شکنجه جنسی شیفت می کند. در تمام جوامع بشری (چه در کشورهای توسعه یافته مرکزو چه در کشورهای توسعه نیافته پیرامونی) تجاوز جنسی شکنجه ای است که مربوط به «عنعنه ها»، دغدغه ها و تابوهای فرهنگی می شود.نحوه و مکانیسم فشار از طریق اعمال تجاوز جنسی بویژه درمورد زنان جوان بسیار پیچیده تر از سایر آزارها و شکنجه هاست. به کلامی دیگر این نوع شکنجه مثل برداشتن «ازاله بکارت» با تابوهای فرهنگی و قرارداد های اجتماعی سروکار دارد و به راحتی قابل روایت و بازگوکردن نیست. عموماً جوانان ودیگر زندانیان سیاسی بعد از تجربه های دردناک و هواناک شکنجه فیزیکی و غیر جنسی درزندان، پس از آزادی انواع و اقسام شکنجه هائی را که بر آنها در زندان روا شده، بطور کامل و دقیق بازگو کرده و حتی بصورت مقاله و کتاب و غیره منتشر می سازند. درصورتیکه تاکنون به ندرت ما شاهد بازگوئی های قربانیان تجاوز وآزار جنسی بوده ایم. به نظر روان درمانگر ها و پژوهشگران مسائل جنسی عمومی شدن بحث در مورد قربانیان تجاوز جنسی کمک می کند که قربانیان این نوع شکنجه ها احساس اعتماد و آسودگی خاطر کرده و راجع به شکنجه هائی که برآنها روا شده صحبت کنند. بازگوئی این تجاوزات و حساسیت و حمایت افکار عمومی جهانی نیز میتوانند حد اقل در کوتاه مدت از تشدید این نوع تجاوزات جلو گیری نمایند. در مبارزه اصولی و جدی علیه آزار و تجاوز جنسی که امروز در سیاه چالهای مخوف از ایران، مصر، عراق، افغانستان و پاکستان گرفته تا شرق کنگو، غرب سودان، زندانهای بخشی از ایالات منحده آمریکا و زندانهای مخفی متعلق به سازمان «سیا» در پایگاه های نظامی آمریکا علیه زندانیان سیاسی اعمال می گردند، باید به چندین نکته اساسی توجه کرد.

1 – وقتی زندانیان از یک زندانی سیاسی با اعمال شکنجه های فیزیکی و غیر جنسی «اعتراف» می گیرند، هدفشان صرفاً این نیست که تا با نمایش آن اعتراف در رابطه فرد با حزب و سازمان و گروهش اختلاف ایجاد کرده و یا او را در میان یارانش منزوی و بی اعتبار سازند. عموماً زما نی که شکنجه گران در طرح اول (شکنجه بدنی) با ناکامی روبرو می شوند، متوصل به اعمال طرح دوم (شکنجه جنسی) می شوند. این نوع شکنجه با مسائل جنسی مربوط است که کاملاً خصوصی و شخصی است و وقتی علنی می گردد بر خلاف شکنجه بدنی و فیزیکی ایجاد شرم می کند. این نوع شکنجه با تابوهای فرهنگی جامعه درارتباط است. عموماً بازجویان درکشورهای ایران، مصر، عراق ، افغانستان و پاکستان برخلاف اعترافات، تجاوز جنسی را علنی نمیکنند، بلکه آنرا چون «رازی» بین خود و زندانی نگاه میدارند. مکانیسم پیچیده تجاوز جنسی دراین است که فرد قربانی در حال هراس و دلهره به سر میبرد که مبادا این راز برملا شود. احساس تحقیر و شرم از یک سو و احساس شدید گناه از سوی دیگر باعث می شوند که قربانیان آزار جنسی بعد از خلاصی از زندان از دیگران وحتی نزدیک ترین خویشاوندان خود فاصله بگیرند. خودکشی و ابتلاء به امراض روانی و روحی بین قربانیان تجاوز جنسی به مراتب بیشتر از قربانیان شکنجه های غیر جنسی است.

2 – عوارض شکنجه های بدنی (غیر جنسی) با تجاوز جنسی خیلی متفاوت هستند. کتک خوردن، گرسنگی کشیدن و شکنجه های دیگر فیزیکی مثل اطو کردن بدن قربانی و زیر آب قرار دادن زندانی، و… با رهائی فرد از زندان قطع می شود و تأثیر آنها بتدریج از بین میروند ولی طبق نظر روان کاوان و پژوهشگران حقارت و شرم ودرد ناشی از تجاوز با اتمام دوران زندان پایان نمی گیرند.

3 – هدف شکنجه گران این است که رازی را از درون زندانی سیاسی درباره یارانش بیرون بکشند. زمانیکه با اعمال شکنجه فیزیکی نمی توانند یه هدف خود دست یابند آگاهانه و با برنامه متوسل به اعمال شکنجه های جسمی می شوند. آنها با تجاوز جنسی این دفعه راز دیگری به قربانیان خود می دهند. این راز، فشار، حقارت و شرمی است که به قربانیان وارد کرده اند که به اصطلاح قابل روایت و گفتنی نیست. بعقیده خیلی از روان درمانگران هرگونه اطلاع رسا نی و رسانه ای ساختن شکنجه های جنسی کمکی است به افشای این راز ها که قرار بوده بین زندانیان و زندانبانان بماند. برملا ساختن این رازها خود بخود شیوه پیچیده تجاوز جنسی را نه تنها دچاراختلال و سردرگمی می سازد بلکه رژیم های فرتوت ودرمانده مثل جمهوری اسلامی سرمایه را نامشروع تر در افکار عمومی جهانی و آسیب پذ یرتر در درون جنبش همگانی مردم ایران می سازد.

4 – بررسی چند و چون پیچیدگی شکنجه جنسی درزندانها و بازداشتگاه های جمهوری اسلامی بویژه در تابستان 2009 بروشنی نشان می دهد که نوع، بُعد و پهنای این شکنجه ها نیز چندان تفاوتی با تجاوزات و شکنجه های جنسی رایج در زندان های عراق، افغانستان، پاکستان و بازداشتگاه های سازمان «سیا» در پایگاه های نظامی آمریکا دراکناف جهان ندارند. این امر حکایت از این دارد که شکنجه جنسی نیز مثل برده داری جنسی، کودکان خیابانی، اعتیاد به مواد مخدر و… به یک پدیده جهانی تبدیل گشته و در فاز فعلی گلوبالیزاسیون جهانی ترگشته است.

منتخبی از منابع  

1 – درباره جزئیات و شیوه های شکنجه درزندانهای جمهوری اسلامی، رجوع کنید به: Sadeghmeol-eng.com و وب سایت سینما و فرهنگ Cinema and Culture at http://www.Cinemapen.com و عبدالفتاح سلطانی، «داستان شکنجه»، درمجله ی «چشم انداز ایران»، در ماهنامه شماره 67 (اردیبهشت و خرداد 1390 )، صفحات 40 – 38.

2 – درباره جهانی شدن «شبکه ی صنعتی – نظامی – زندانی» و رواج شکنجه به شیوه ی آمریکا دراکناف جهان، رجوع کنید به:

  • بروس فرآنکلین «رواج عادی شکنجه در زندانهای آمریکائی» دروب سایت www.historianagainstwar.org و
  • ارل اسمیت و انجلا هتری «جهانی شدن شبکه ی صنعتی – زندانی آمریکا» و «رابطه ی زندانهای خصوصی با در صد محبوسین و صنعت زندان سازی درآمریکا» در مجله ی «جوامع بدون مرز»، چاپ لندن، شماره های 2 و3 (سال 2007 )

3 – درباره ی جزئیات شکنجه درزندانهای ایالات آمریکا (تکزاس، میسی سی پی، فلوریدا و…) و زندانهای آمریکائی درعراق، افغاتستان و….رجوع کنید به:

  • مجله ی «اخبار قانونی زندان» سال پانزده، شماره 7 (ژوئیه 2004 )،
  • الی هوروز نبلات (Rosenblatt) در » بیعدالتی جنایتبار» (چاپ بوستون 1966 )، گزارش جامعی درباره ی شکنجه درزندانهای آمریکا ارائه میدهد. طبق این گزارش 42 ونیم درصد زندانیان ماهانه حد اقل یک بارمورد شکنجه قرار میگیرند. این کتاب بطور مبسوط روشن میسازد که شکنجه منجمله شکنجه ی جنسی (تجاوز) دهه های متمادی پیش از برملاء ورسانه ی تر شدن این بیعدالتی درزندانهای آمریکا معمول بود.younes parsa benab

۱ دیدگاه

  1. با سلام
    مفهوم گلوبالیسم به احتمال قوی نادرست است.
    گلوبالیزاسیون مفهومی جا افتاده تر بنظر می رسد.
    با معذرت

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.