نظری, سرتیتر

زوال تمدنی ـ فرهنگی

دکتر ورنر سپمن
برگردان شین میم شین
دایره المعارف روشنگری

• گسترش فقر و ذلت، اکنون دیگر مسئله ای مختص به حواشی متروپول ها نیست!

• «قشر تحتانی»، «پریکاریته» (اشتغال بی دورنما):
• از گسترش چشمگیر «فقر و ذلت جدید» در آلمان فدرال در مجموع ثروتمند، اکنون خاص و عام با خبرند.
• سؤال این است که آیا این «فقر و ذلت جدید» فقط شامل حال بخش موسوم به «یک سوم تحتانی جمعیت کشور» می شود که بلحاظ «مادی» وابسته اند؟
• دکتر ورنر سپمن ـ فیلسوف، جامعه شناس، نویسنده، تحلیلگر ـ در «فروم چپ پادربورن» تحت عنوان «کاپیتالیسم چیزی فراتر از اقتصاد!» به سخنرانی پرداخت.

عود (این وولوسیون) (ضد اوولوسیون)

• او از «روند عام عود تمدن» (عود و یا این وولوسیون، به ضد اوولوسیون و یا تکامل اطلاق می شود) سخن گفت که امروزه شامل حال کلیه «طبقات اجتماعی» می شود:
• «نه فقط نابرابری های اجتماعی فزونی گرفته اند، بلکه عدم امنیت اجتماعی نیز تعمیم یافته است!
• ترس ها و هراس های اجتماعا ایجاد شده، به تجارب روزمره مردم بدل شده اند.
• «هراس از سقوط» حتی در صفوف «طبقه متوسط تاکنون مرفه» رخنه کرده است.
• آنهم با پیامدهای وخیم.

«سوختگی (Burnout-Syndrom)»
خستگی احساسی ـ عاطفی مفرط، توأم با کاهش کارآئی، فشار روحی (دپرسیون)، روحیه تجاوزگری با خطر اعتیاد

• در حالیکه بیکاری را می توان «مرگ بی سر و صدا» تلقی کرد، ما در جهان کار و اشتغال، شاهد بروز هر چه بیشتر بیماری روانی موسوم به «سوختگی (Burnout-Syndrom)» هستیم که به عنوان پیامد فشار کاری رو به رشد شیوع می یابد و با احساس له شدن زیر بار غول آسای کار و بی دورنمائی در پیوند است.»

• ورنر سپمن از قول یکی از دوستان روانشناس خویش که مدیران برجسته نیز جزو بیماران روانی اش محسوب می شوند، گفت:
• «این مدیران برجسته نیز اغلب دچار «اختلال روانی» اند، اما از ظاهر سرشار از اعتماد به نفس مصنوعی آنها نمی توان به مرض روانی شان پی برد.»

• ورنر سپمن، مصرف روز افزون فیلم های سکسی از کودکان را نیز با زوال تمدنی ـ فرهنگی در ارتباط می داند:
• «پناه بردن به فیلم های سکسی از کودکان حاکی از آن است که انسانها ها، دیگر قادر به برقراری رابطه اجتماعی همتراز با همسانان خویش نیستند!»

کارل مارکس، رقابت کاپیتالیستی را «وان اسیدی جامعه» می نامد.
امروزه، در عصر رقابت لگامگسیخته تمام ارضی می توان نظر او را در تمامت تکاندهندگی (دراماتیک) اش تأیید و تصدیق کرد.»

 

پایان