سياسی, سرتیتر

من نگرانم

رضارخشان

ما در دنیای غریبی زندگی می کنیم. دنیایی که سرمایه داری با تبلیغات مدیای خود هر رذالتی را به صورت فضیلت بخورد افکارعمومی می دهند. چرا که منافع سرمایه در آن چیز که مردم باید باور کنند تامین میشود. نه خود حقیقت. و نکته اسف انگیز اینست که نقش طبقه کارگر که منادی انسانیت و عدالت است در سیستم سرمایه داری بقدری ناچیز است که نمی تواند این بربریت و توحش این سیستم را کنترل کند.

اینروزها در دنیای سرمایه داری ما به مقولاتی برخورد می کنیم که علیرغم ظاهر جذاب وعامه پسند آن، معمولا دستاویزی شده است تا با تکیه بر آن، کشورها را تحریم نمایند و یا حتی با آن وارد جنگ شوند و بعد هم بگویند که ما برای آزادی و دموکراسی به آنجا حمله کرده ایم. (جمله ای که جرج بوش در مورد عراق همیشه تکرار می کرد) و بعد در رسانه های خود طوری تبلیغ کنند که گویا با ناتو و تحریم می توان به دموکراسی و حقوق بشر رسید. و اینکه از بمبهای ناتو که از آسمان می بارد. آزادی و عدالت را با خود به زمین می آورد. مانند حمله آمریکا به عراق و افغانستان و جدیدا هم لیبی.هدف چه بوده است؟ طوریکه خود می گویند نابود کردن دیکتاتوری ها و جایگزین کردن با دموکراسی.

مفاهیمی انتزاعی که هیچگاه برای غرب مهم نبوده است. جز آنجایی که منافع اش ایجاد می کند. اما مثلا در عربستان که یکی از بدترین دیکتاتوریهای جهانست موضوع فرق می کند. اشرافیت سعودی و اشرافیت غربی بهم نزدیکند و حرف یکدیگر را می فهمند. مثلا قذافی لات بی سر و پایی بود که از خودی ها نبود و باید بیرونش کرد و تازه با حقارت و بیرحمی هم باید او را کنار زد. بدبخت ملتی که برای انقلاب خود محتاج بمبهای ناتو باشد.

اما درمورد ایران. بعد از کشف توطئه ترور سفیر عربستان در آمریکا (بقول آمریکا) چه از سوی سیاستمداران غربی و چه مدیای آنها مورد شدیدترین هجمه و تبلیغات قرار گرفت. آمریکا می گوید که ایران قصد ترور سفیر عربستان را داشته و از باندها قاچاقچی مکزیکی کمک گرفته است (بیشتربه فیلمهای آلن دلون شبیه است) تا سفیر عربستان را ترور کند و بعدش ما توطئه را کشف و خنثی کرده ایم.و بان کی مون دبیرکل سازمان ملل این پرونده را برای بررسی و اخذ تصمیم به شورای امنیت ارجاع داد. جدا از حماقت وآرتیست بازی ، بواقع اگر ما صاحب اندکی از شعور سیاسی باشیم و بتوانیم سود و زیان سیاستها از جنبه سیاسی و اقتصادی کشورها را بشناسیم در می یابیم که ایران از طرح ترور کوچکترین سودی نمیبرد. جدا از انزوا و دشمن تراشی در منطقه خاورمیانه، بهترین بهانه را به آمریکا می دهد تا بتواند اجماعی گسترده برعلیه ایران ایجاد کند. اگر حالا و با این پرونده نتوانست اینکار را انجام دهد ماه آینده که گزارش آژانس بین المللی هسته ای در می اید و پیشاپیش متن آن معلوم است درآنجا بتواند این اجماع را درشورای امنیت بدست آورد. دنیای سرمایه داری از این پاپوش دوزی ها بسیار بخود دیده است. کافیست نگاهی به تاریخ بیاندازیم. حمله ویتنام شمالی به کشتیهای ویتنام جنوبی که زمینه دخالت امریکا را در زمان ریاست جمهوری لیندن جانسون فراهم کرد. حالا معلوم شده که این نمایش ساختگی بوده تا دستاویز حمله امریکا به ویتنام شمالی بدست آید. یا در مورد حمله ارتش آمریکا به عراق.بهانه چه بود؟ وجود سلاحهای کشتارجمعی (شیمیایی) در عراق. هنوز از یادم نرفته که کاولین پاول در جلسه شورای امنیت چه اسناد و عکسهایی از سلاحهای عراق منتشر نکرد. که همانطور که بعدها معلوم گردید چنین سلاحهایی وجود نداشته است. چرا که آنسکام در دهه نود تمامی این سلاحها را نابود کرده بود. آیا امریکا در مورد ایران هم قصد بهانه جویی جهت حمله و تحریمهای فلج کننده را دارد؟ از چه طریق؟ این بهانه ها چه میتواند باشد ؟ انرژی هسته ای، حمایت از تروریست ، امنیت اسرائیل و نقض حقوق بشر بخصوص که چند روز پیش احمد شهید گزارش خود مبنی بر نقض گسترده حقوق بشر از سوی دولت ایران را منتشر کرد. و حالا هم مسئله ترور سفیر عربستان را اضافه کرده اند.

من نگرانم. از اینکه چه با وضع تحریم فلج کننده و شدید که قطعا طبقه کارگر و فرودست جامعه زیر بیشترین فشارهای تحریمی ان قرار می گیرند و زندگی ما کارگران بخطر می افتد. (تازه مدیای غرب با شارلاتانیزم از ان به عنوان تحریم های هوشمند یاد می کنند) این درحالیست که سرمایه داری غرب می خواهد فشارهای تحریمی را تا آنجا پیش ببرد تا طبقه کارگر وزحمتکش جامعه را بعد از بفلاکت انداختن ،به عصیان وادارکند. اما بواقع این طبقه کارگر است که تنبیه میشود.وچه درصورت حمله نظامی تمامی زیرساختهای کشوررا بمبهای ناتو خراب می کند. نه پلی نه سدی. و هزاران کارگر بیکار و گرسنه بر ارتش بیکارانی که امروز هم هست اضافه می شود. بعد حالا که کشورتان را نابود کردیم و دموکراسی برایش آوردیم ،کمپانیهای ما این خرابیها را دوباره با پول خودتان میسازند و تازه پنجاه سال اینده میرسیم به حالا. آیا برای چنین دنیای بی رحم و غیر انسانی نباید نگران بود؟

درخاتمه،من از تمامی رفقای کارگر می خواهم که گول این تبلیغات را نخورند.سرمایه داری(چه داخلی وچه جهانی)تنهابه منافع خودمی اندیشد.منافع طبقه کارگرامرخودماست.به هیچ وحشیگری اجازه سواستفاده ازمنافع خودمان را ندهیم.

1/آبانماه/1390