نسل‌کشی ملت فلسطین

نويسنده: آلن پاپیه
برگردان: احمد مزارعی

۱۵ مه هر سال برای مردم فلسطین روز نکبت به حساب می‌آید. هم‌اکنون در سراسر سرزمین‌های اشغالی میان سربازان اسرائیلی و مردم فلسطین درگیری جریان دارد. ترجمه زیر می‌تواند به طور بسیار کوتاهی پیدایش روز نکبت را توضیح دهد.
مطلب زیر ترجمه‌ای از مقدمه کتاب «نسل‌کشی ملت فلسطینethnic cleansing of palestine» است که توسط دکتر آلن پاپیه تاریخدان اسرائیلی به رشته تحریر درآمده است. وی شهروند اسرائیل، یهودی و آلمانی‌الاصل می‌باشد که استاد مرکز «مطالعات خاورمیانه» در دانشگاه حیفا و ريیس هیأت امنای «انستیتوی امیل توما، برای مطالعات مسايل اسرائیل و فلسطین» در همین دانشگاه بوده است. وی یکی از پیشروترین استادان دانشگاه به حساب می‌آمد و تألیف کتابی تحت عنوان «جدل میان اعراب و اسرائیل در سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۱» دلیل شخصیت برجسته این استاد است. اما تفکرات و شیوۀ عملکرد این استاد مورد قبول مسؤولان دانشگاه حیفا نبود. آلن پاپیه در سال ۲۰۰۷، دانشنامه یک تاریخ‌نویس اسرائیلی به نام «تیدی کاتس» را که در مورد قتل‌عام روستای طنطوره به پایان برده بود، مورد تأيید قرار داد، اما رؤسای دانشگاه حیفا «تیدی کاتس» را مجبور به پس گرفتن دانشنامه خود و وادار به عذرخواهی نمودند. هم‌چنین در این رابطه، دکتر آلن پاپیه را نیز از تدریس در دانشگاه خلع نمودند. اما حمایت دانشمندان و آکادمیسین‌های جهانی از پاپیه، به ویژه حمایت استادان دانشگاه‌های انگلستان از پاپیه، و به دنبال آن تحریم دانشگاه حیفا از سوی این استادان، مسؤولین دانشگاه حیفا را وادار نمود تا از تصمیم خود عدول نمایند. با این حال آلن پاپیه اسرائیل را ترک نمود و در انگلیس اقامت گزید. هم‌اکنون وی به غیر از تدریس در دانشگاه‌های انگلیس، به فعالیت‌های گسترده‌ای به همراه نیروهای ترقی‌خواه فلسطینی و بین‌المللی برای کمک به مردم فلسطین مشغول است.

*****

در تاریخ دهم مارس سال ۱۹۴۸، ۱۱ نفر از رهبران قدیمی صهیونیست که در میان آن‌ها دو افسر جوان نیز دیده می‌شدند، آخرین جرح و تعدیل‌ها را در برنامه‌ای که به قصد «نسل‌کشی فلسطینی‌ها» تنظیم کرده بودند، به عمل آوردند. همان شب اینان فرمان خود را به واحدهای نظامی ارسال داشته تا برای انجام عملی این برنامه در مناطق وسیعی آماده شوند.

به همراه این فرمان‌ها، هم‌چنین شیوه انجام کار نیز به طور دقیق توضیح داده شده بود که از چه شیوه‌هایی استفاده نمایند تا مردم را مجبور به ترک خانه‌هایشان نمایند و با ایجاد وحشت گسترده در میان ساکنان، محاصره و بمباران روستاها و مراکز مسکونی مردم، سوزاندن خانه‌ها، سوزاندن املاک و کالاهایشان، تخریب مؤسسه‌ها و مراکز کار و در نهایت مین‌گذاری روستاهای خراب شده، اهالی را وادار به ترک روستا نموده تا حدی که جرأت بازگشت به روستاهای مخروبه را نداشته باشند. به هر یک از واحدهای نظامی لیستی از روستاها و مناطقی که باید تخریب می‌شدند، داده شده بود که بر اساس برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود، مطابقت داشت. این برنامه نسل‌کشی نام اختصاری «دالت» بر خود داشت و چهارمین نسخه و در عین حال نسخه پایانی و توافق شده‌ای بود که با تفصیلات دقیق برنامه‌ای را که صهیونیست‌ها برای نابودی فلسطین و ساکنان اصلی آن داشتند، در برمی‌گرفت. «سمحا فلایان» که از تاریخ‌نویسان اولیه اسرائیل است در اهمیت نقشه‌های فوق توضیحات کاملی در کتاب خود آورده است. وی در قسمتی از کتابش چنین می‌نویسد: «حمله نظامی علیه اعراب و در عین حال حمله به نقاط روستایی تماماً در نقشه‌ای که به وسیله «‌هاگانا» تنظیم شده بود، شرح داده شده است. هدف این نقشه نابودی همه مراکز روستایی و شهری فلسطینی‌ها بود.»

این برنامه برگرفته از ایدئولوژی صهیونیستی بود که بر مبنای آن سرزمین فلسطین را متعلق به یهودیان می‌دانست. زدوخوردهایی که در مراحل بعدی با فلسطینی‌ها انجام می‌دادند به هدف ایجاد سرزمینی یهودی بود که کاملاً خالی از فلسطینی‌ها باشد. قبل از مارس ۱۹۴۸، زدو خوردهایی مابین یهودیان و فلسطینیان انجام می‌گرفت که حالت‌های فردی و انتقام‌جویانه داشت. اما پس از این تاریخ و با توافق بر سر نقشه «دالت» از این پس جنگ علیه فلسطینی‌ها حالت نسل‌کشی و پاک کردن سرزمین یهود از وجود آنان در کل سرزمین فلسطین می‌شد. بعد از توافق کامل بر انجام برنامه «دالت» و اجرای عملیات که به مدت شش ماه به طول انجامید، نیمی از مردم فلسطین یعنی ۸۰۰۰۰۰ نفر یا کشته شده بودند و یا به زور از سرزمین خود رانده شدند. ۵۳۱ روستا به طور کامل نابود و ۱۱ شهر از ساکنانش خالی شد. برنامه «دالت» نشان‌دهنده آشکار نسل‌کشی و در دنیای امروز از نظر قانون بین‌المللی به عنوان «جنایت علیه بشریت» محسوب می‌گردد.

پس از واقعه هولوکاست در اروپا، انعکاس جهانی آن جنایت‌های شنیع ضدانسانی را نمی‌شود پنهان کرد. هم‌اکنون و با انقلاب در شیوه اطلاع‌رسانی در سطح جهانی نمی‌توان جنایات و فجایعی که در این و یا در آن گوشه جهان انجام گرفته را مخفی نمود. اما با وجود تمامی این‌ها، نسل‌کشی عظیمی که در حق مردم فلسطین انجام گرفته، به طور کلی از اذهان جهانیان محو شده است. در اینجا منظور من جنایت نسل‌کشی مردم فلسطین در سال ۱۹۴۸ می‌باشد که باید آن را افشا نمود. این فاجعه عظیم و در عین حال تعیین کننده که دارای اهمیت عظیمی در تاریخ ملت فلسطین است، به طور سیستماتیک و دقیق مورد انکار قرار گرفته و اجازه داده نمی‌شود که کسی به این حقیقت تاریخی اعتراف نماید و به شرح آن بپردازد، در صورتی که ما مؤظفیم به لحاظ اخلاقی و سیاسی با این حقیقت شجاعانه روبه‌رو شویم.

اسرائیلی‌ها قصه‌ای را ساخته اند مبنی بر این‌که «مردم فلسطین بنا به میل خود روستاها و شهرهای خود را یا فروخته و یا ترک کرده اند تا سربازان عرب بیایند و با یهودیان به جنگ پرداخته و دولت اسرائیل را نابود کنند.» تاریخ‌نویسان فلسطینی و در پیشاپیش آن‌ها آقای ولید خالدی در سال‌های ۱۹۷۰، توانست با جمع‌آوری خاطرات و یادداشت‌های اصلی متعلق به هموطنان آواره‌اش بخشی از تاریخی را که صهیونیست‌ها در صدد محو کردنش بودند، زنده کند. اما دولت اسرائیل به سرعت دست به کار شد و کتاب‌هایی در رد آقای خالدی در اسرائیل به چاپ رسانید تا قادر باشند بر حقیقت نسل‌کشی مردم فلسطین سرپوش بگذارند. از جمله می‌توان از کتابی به نام « تحریف۱۹۴۸»، نوشته آزمو لسی و کتاب دیگری نوشته دان کورتسمان که در ۱۹۷۰ به چاپ رسید و در سال ۱۹۹۲ دوباره تجدید چاپ شد، نام برد. هدف این کتاب‌ها سرپوش گذاشتن بر جنایات واقع شده بر فلسطینیان بود.

اما در اسرائیل کم نبودند کسانی که به دفاع از حقیقت برخواستند؛ از جمله اینان می‌توان از مایکل پالمبو یاد کرد که کتابی تحت عنوان «نابودی فلسطینان Palestinian Catastrophe»، تألیف و در سال ۱۹۸۷ منتشر کرد. وی در کتاب خود صحت نوشته‌های ولید خالدی را بر اساس اسناد سازمان ملل مورد تأيید قرار داد. به ویژه در کتاب وی از مصاحبه‌هایی استفاده شده که در همان سال‌ها با آوارگان فلسطینی تهیه شده است

اما می‌توان گفت امکان پیشروی بهتر در کشف حقیقت نسل‌کشی فلسطینی‌ها در سال‌های ۱۹۸۰ به وجود آمد که عده‌ای در اسرائیل تحت نام «تاریخ جدید» در نظر داشتند تاریخ‌نگاری خود را از دیدگاه صهیونیستی ارايه دهند و من نیز جزو آنان بودم. اما می‌گویم که تاریخ‌نگاران جدید، ما کوشش داشتیم به مسأله نسل‌کشی کاری نداشته باشیم و تنها به مسأله نکبت مردم بپردازیم. این گروه تازه تاریخ‌نگار به این دروغ سخیف دولت اسرائیل پی نبرده بودند که فلسطینی‌ها به میل خود سرزمین خود را ترک نکرده اند. ما در حین کار این دروغ بزرگ را از درون آرشیوهای ارتش اسرائیل کشف کردیم. ما به این نتیجه رسیدیم که فلسطینی‌ها با زور از روستاها و شهرهای خود رانده شده و نیروهای مسلح در این امر دست به اعمال گسترده قتل و جنایت زده اند. در اینجا ما تنها نیاز به شرح وقایع به شیوه داستانسرایی نداریم، آنچنان که تاریخ‌نویسانی چون «بنی موریس» انجام می‌دهند.

ما باید دورتر رفته و حوادث را ریشه‌یابی کنیم. ما تاکنون نیمی از راه را رفته ایم. ما ریشه‌های واقعی مبارزه میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را باید به طور دقیق بررسی کنیم و این به لحاظ اخلاقی برای ما امر واجبی است. ما باید به این سؤال پاسخ دهیم که چرا هم‌چنان وقوع فاجعه نسل‌کشی فلسطینیان انکار می‌شود. در این زمینه کتاب ولید خالدی تحت عنوان «از یادمان نرود» کتابیست مستند از تک تک روستاهای تخریب شده که به طور دقیق به رشته تحریر درآمده است. این کتاب سند مستحکمی است از وقایع سال‌های ۱۹۴۸ که به عنوان ابزاری مهم برای توضیح حجم عظیم واقعه نکبت در زندگی مردم فلسطین و نسل‌کشی آنان می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

اما در کتاب حاضر کوشش فراوان و دقیقی به کار برده شده که ریشه‌های نسل‌کشی توضیح داده شود. هم‌چنین به منظومه کاملی از اطلاعات می‌توان دست یافت که چگونه اجازه داده شد تا جهانیان این نسل‌کشی را که در حق مردم فلسطین انجام گرفته، فراموش کنند و مرتکبین این جنایات به راحتی از دیده‌ها پنهان مانده اند. هنگامی که جنبش صهیونیستی دولت خود را در فلسطین تشکیل داد، آنان وارد جنگی نشدند تا اجزایی را از سرزمین فلسطین اشغال کنند، بلکه هدف آنان پاک کردن سرزمین فلسطین از تمام ساکنان اولیه آن بود تا بتوانند دولتی یهودی، آن چنان‌که در ایدئولوژی صهیونیستی آمده بود، به وجود آورند. اینست راز سر به مُهر نسل‌کشی مردم فلسطین. اما طرح این حقیقت از نظر بسیاری به مثابه اتهام در نظر گرفته می‌شود، زیرا با بسیاری از روایاتی که اسرائیلی‌ها از سال‌های ۱۹۴۸ انتشار داده اند مغایر است.

من شخصاً ژنرال‌های اسرائیلی و همه کسانی را که به این اعمال شنیع دست زده اند، به عنوان جنایتکارانی که به نسل‌کشی دست زده اند، متهم می‌کنم.

من متهم کننده هستم. اما من در عین حال بخشی از جامعه اسرائیل و از تدوین کنندگان این کتاب هستم و احساس می‌کنم که بخشی از داستانم، و در مورد وقایعی که اتفاق افتاده احساس مسؤولیت می‌کنم. من هم‌چون بسیاری دیگر که در این جامعه هستیم قانع شده ایم که باید به بازگشت برای کشف حقیقت تن در دهیم و این تنها راه درست پیشرفت به سوی آینده است، در آن صورت است که ما می‌توانیم جامعه‌ای سعادتمند برای خود و فلسطینی‌ها بسازیم. طی کردن این راه بسیار ضروری است و هدف من از تألیف این کتاب همین است.

تا آنجا که می‌دانم تاکنون کسی قبل از من تعریف درستی از دو نوع روایت از حوادث نسل‌کشی سال ۱۹۴۸ به دست نداده است. اسرائیلی‌ها مدعی اند مردم فلسطین بنا به میل خود سرزمین فلسطین را ترک کرده اند، از آن سو فلسطینی‌ها نیز تعریف خود از نکبت را به شیوه درستی بیان نمی‌دارند. آنان بیش‌تر به تعریف و توصیف دردها و رنج‌های خود پرداخته اند. آنان به این مسأله نمی‌پردازند که چه کسانی و با چه اهدافی به این اعمال دست زده اند. در حال حاضر چنین شده که فلسطینی‌ها شرح دردهای خود را در مقابل هولوکاست یهودیان مطرح می‌کنند. روشن نکردن و ریشه‌یابی نکردن نسل‌کشی فلسطینیان به آنجا منجر می‌شود تا جهانیان آنچه را که در سال‌های ۱۹۴۸ در فلسطین اتفاق افتاده، انکار کنند و در نتیجه این مسأله مهم از انظار پنهان مانده است.

در کشور من اسرائیل، رهبران چنین می‌گویند: که «بیگانگان نمی‌توانند بفهمند، زیرا این داستان بسیار پیچیده است و ضرورت شرح آن هم نیست و نباید به آنان اجازه داد تا برای حل این مشکل در امور ما دخالت کنند. اگر کسانی در جهان نظریه و تعریف ما از حوادث آن سال‌ها را فهمیده اند، همین اندازه کافیست. ما خود را ملتی پیشرفته و متمدن می‌دانیم و می‌دانیم که چگونه با فلسطینی‌ها برخورد کرده و حقوق آن‌ها را رعایت کنیم. فلسطینی‌ها در هر جهت بخش کوچکی از دنیای عرب غیرمتمدن و منفعل می‌باشند.»

از زمانی که آمریکايی‌ها این نظریه دولت اسرائیل را پذیرفته اند، که تحلیلی بسیار تحریف شده و نادرست است، ما در ذهنیت خود، به صلح دست یافته ایم که من در اینجا باید بگویم ما با این سیاست به جایی نخواهیم رسید، زیرا اساس مسأله را نادیده می‌گیریم.

داستان حوادث سال‌های ۱۹۴۸ زیاد پیچیده نیست. این کتاب تقدیم به کسانی می‌گردد که تازه به اسرائیل وارد می‌شوند و به کسانی که که به مسأله فلسطین و اسرائیل اهمیت می‌دهند و می‌کوشند تا به نوعی به حل مسأله نزدیک شوند. این داستان بسیار ساده و در عین حال وحشتناک است. داستان کشتار ساکنان اصلی این سرزمین و این جنایتی علیه بشریت است. اسرائیل کوشیده تا آن را انکار و جهانیان را نیز وادار به انکار آن کند. زنده کردن این تاریخ که از اذهان بسیاری زدوده شده است وظیفه واجبی برای ماست. نه فقط برای تاریخ درستی که سال‌های قبل باید نوشته می‌شد و یا به عنوان وظیفه تخصصی یک تاریخ‌نگار، بلکه من این را وظیفه‌ای اخلاقی برای خود می‌دانم.

اگر ما خواستار آنیم که به صلح فرصتی بدهیم، و مشکل ریشه‌دار مابین فلسطینان و اسرائیلی‌ها را درک کنیم باید گام‌های اولیه در این زمینه را برداریم.

 

1 Comment

  1. با سلام
    عجب عنوان عجیب و غریبی!
    اگر کسی بگوید:
    آدمکشی حسن زنجانی!
    چه منظوری را القا خواهد کرد؟
    اینکه حسن زنجانی قاتل است و یا مقتول؟

Comments are closed.