سرتیتر

چه رمزی در جادوی این علاء الدین بی چراغ نهفته است؟

يكشنبه 8 مه 2011
سایت دوستان لوموند دیپلوماتیک
در فرانسه، بنیادی به نام «بنیاد یادمان شوآ» 1وجود دارد که هدف خود را « پشتیبانی از طرح هائی در زمینه تاریخ و پژوهش، آموزش و یادمان و انتقال، همبستگی و فرهنگ یهودی» اعلام کرده است. رئیس این بنیاد، داوید دو روچیلد و« شورای مدیریت آن مرکب از نمایندگان دولت، نهادهای یهودی و شخصیت های بارز» است. 2 این بنیاد در سال 2000 تاسیس شده است و در آمد های آن از «محل اموال غصب شده یهودیان فرانسه [در دوران جنگ جهانی دوم] تامین می شود». در سایت فرانسوی این بنیاد، ماموریت های آن را چنین تعریف می کنند: تاریخ یهود ستیزی و شوآ آموزش شوآ یادمان و انتقال همبستگی فرهنگ یهودی: که منظور از آن، «تقویت و تحکیم اجزای تشکیل دهنده مختلف فرهنگ یهودی و یهودیت» است. در این زمینه، در سایت امده است که هدف بنیاد «آشنائی فرانسویان و اروپائیان، با میراث یهودیت و فرهنگ یهود که دولت اسرائیل از بدو تاسیس آن، از اجزای تشکیل دهنده اساسی آن است» (تاکید از ماست) 3

نوشته بهروز عارفی

بودجه بنیاد به بیست میلیون یورو در سال می رسد. اعضای هیئت مدیره آن را شخصیت هائی چون داوید دو روچیلد، سرژ کلارسفلد، روژه کوکرمن، آسیس تاچمن، کلود لانزمن و پل شافر تشکیل می دهند. به این شخصیت ها خواهیم پرداخت.

بنیاد یادشده، در 27 مارس سال 2009 (فروردین 1388) بنیادی به نام «علاءالدین» تاسیس کرده است که سایتی به زبان های فارسی، ترکی، عربی، انگلیسی و فرانسه دارد: www.projetaladin.org . این تارنما، هدف خود را «ارتقای روابط مسلمانان و یهودیان از طریق شناخت متقابل» معرفی کرده است.البته، در سایت انگلیسی و فرانسه، به جای بنیاد، از واژه طرح (پروژه) علاءالدین استفاده شده است.

موسسان سایت «علاءالدین» هدف از تاسیس آن را چنین تعریف می کنند: «دست اندرکاران تاسیس بنیاد علاءالدین از آغاز بر این باور بودند که گفتگوی پایدار و پویا میان فرهنگ ها تنها در صورتی پا می گیرد که همه طرف های گفتگو بر سر تاریخ و خاطره تاریخی با هم در صلح و تفاهم به سر برند. به عبارت دیگر، آیا چنانچه یهودیان و مسلمانان هر یک نسبت به دیگری و دردها و آلامی که بر سر آن یکی آمده است اذعان کنند، مسیر تفاهم و گفتگو هموارتر نخواهد شد؟ و آیا چنین مسیری بسا سازنده تر از «انکار گرایی» از هر طرفی که باشد، نیست». و سپس ادامه می دهد: «از این رو بنیاد علاءالدین در عین این که یک نهاد فرهنگی اروپایی است (و در نتیجه موضوعات سیاسی از جمله نزاع اعراب و اسراییل در حیطه کارش نمی گنجند)، بر آن شد که تعدادی از کتابهای معروف در باره هولوکاست را به فارسی و عربی ترجمه کند» بنیادی که می خواهد عرب ها و یهودیان را به یکدیگر نزدیک کند، از مهمترین معضل اعراب که حل مسئله اشغال فلسطین است می گذرد، به این بهانه که «یک نهاد فرهنگی اروپائی است»

در همین معرفی نامه می آید:« نوآوری علاءالدین در این است که تلاش می کند مسلمانان، یهودیان و مسیحیان را به زبانهای مادری خودشان با فرهنگ و خصوصیات و تاریخ دیگری آشنا کند». …« هدف بنیاد علاءالدین ارتقای شناخت متقابل میان جوامع و افرادی است که به فرهنگها و ادیان متفاوت تعلق دارند، با این امید که چنین شناختی به تغییر ریشه ای در رویکرد و نگرش این جوامع و افراد نسبت به «دیگری» راه برد و به گسترش فرهنگ صلح و بردباری بیانجامد. در کانون این تلاش، روابط میان مسلمانان و یهودیان قرار دارد که به دلیل تحولات سیاسی از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون رو به وخامت گذاشته است»

در بخش «ساختارهای غلاءالدین»، می خوانیم: « پروژه علاءالدین که به ابتکار موسسه یادبود هولوکاست راه اندازی شد پس از چندی به دو نهاد مستقل تبدیل گشت که عبارتند از بنیاد علاءالدین و صندوقی به همین نام. بنیاد علاءالدین یک موسسه غیرانتقاعی است که رییس آن خانم آنماری روکولوسکی و نایب رییس آن آقای سرژ کلارسفلد می باشند و ریاست صندوق علاءالدین که مسئولیتش تامین منابع مالی برای اجرای برنامه های این موسسه است را آقای داوید روتشیلد به عهده دارد.»

آقای داوید روتشیلد (که تلفظ صحیح ان روچیلد است) رئیس بیناد یادمان شوآ نیز است. در مورد منابع مالی می نویسد: « هزینه برنامه های بنیاد علاءالدین از طریق کمکهای مالی افراد، بنیادها، دولتها، سازمانهای بین المللی و موسسات تجاری تامین می شود.»

در مورد دولت ها و بنیاد های کمک کننده، توضیح بیشتری داده نشده است. سپس، هیئت امنا، اعضای کمیته اجرائی و اعضای هیئت مدیره بنیاد معرفی شده اند 4 در «کمیته وجدان» که ریاست آن با دیپلمات سابق فرانسوی، ژاک آندرانی است، از جمله نام «آقای داریوش شایگان، نویسنده و فیلسوف، ایران» دیده می شود.

اعضای هیئت مدیره به قرار زیر است:

« ژاک آندرانی، سفیر کبیر فرانسه، سفیر سابق فرانسه ؛آندره آزوله مشاور ویژه پادشاه مراکش، رییس بنیاد اروپا و مدیترانه آنا لیند برای گفتگوی فرهنگها، رییس هیئت اجرایی بنیاد سه فرهنگ و سه مذهب مستقر در سویل اسپانیا، عضو موسس فوروم داووس برای گفتگوی تمدنها و ادیان؛ فتیحه بناتسو: عضو شورای اقتصادی و اجتماعی فرانسه، استاندار ویژه برای ایجاد فرصتهای برابر، نویسنده کتاب «رویای جمیله»؛ماری هلن برار؛آنی دایان روزنمان؛حکیم الکراوی از جمله عضو هیئت مدیره بانک روتشیلد؛علی السمان: مشاور انور سادات رییس جمهور فقید مصرعبده فیلالی انصاری: فیلسوف و اسلام شناس برجسته مراکشی؛نیلوفر گوله: آنتروپولوژیست سرشناس از ترکیه؛آن هیدالگو: معاون اول شهرداری پاریس از سال 2001 تا کنون، دبیر ملی سابق حزب سوسیالیست در امور فرهنگ و رسانه ها، مشاور ارشد سه وزیر در کابینه ژوسپن، نویسنده کتاب «یک زن در صحنه»؛سرژ کلارسفلد: حقوقدان و نویسنده، رییس «اتحادیه فرزندان یهودیان فرانسوی منتقل شده به اردوگاههای مرگ»؛ جولیا کریستوا : زبان شناس؛کلود لانزمن : از مشهورترین فیلمسازان معاصر فرانسه، اثر نامدار او فیلم نه و نیم ساعته «شوآ» است که تاریخ شفاهی هولوکاست را بیان می کند و در سطح جهانی به عنوان بهترین فیلم در باره این واقعه شناخته شده است. لانزمن در سن 18 سالگی به مقاومت فرانسه پیوست و به عنوان یک روزنامه نگار و فیلمساز همواره بر سر مسائل بین المللی مواضع روشنی اتخاذ کرده است. او شدیدا با جنگ الجزایر مخالفت می کرد و از امضاکنندگان طومار ضد جنگ موسوم به مانیفست 121در سال 1960 بود. لانزمن سردبیر کل مجله «تان مدرن» (عصر جدید) است که توسط دوستان نزدیکش ژان پل سارتر و سیمون دو بووآر بنیانگذاری شد. او در سال 2009 خاطرات خود را با عنوان «خرگوش صحرایی» منتشر کرد که تبدیل به یک کتاب پرفروش در کشورهای مختلف از جمله فرانسه و آلمان شد؛روک اولیویه مستر: نایب رییس دیوان محاسبات فرانسه؛ژان موتاپا: مدیر بخش عرفان و مذاهب در انتشارات آلبن میشل ؛ دیریو ندیایه: وزیر در دولت های مختلف در سنگال مارتین اوآکنین: وکیل ، معاون شهردار نیس فرانسه؛آن ماری روکولوسکی ، مدیر کل سابق بنیاد شوآ ، مدیرکل سابق همکاری بین المللی در وزارت آموزش، تحقیقات و فناوری فرانسه؛داوید روتشیلد ، رئیس بنیاد شوآ و رئیس بانک روتشیلد، فارغ التحصیل انستیتوی مطالعات سیاسی پاریس؛ شهلا شفیق ، جامعه شناس ، مقاله نویس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان و حقوق بشر از ایران ، نویسنده چندین کتاب در باره افراط گرایی و اسلام تندرو، از جمله «زنان زیر حجاب» و «جاده و مه». او به تازگی در راس یک تیم پژوهشگران اروپایی تحقیقاتی را در باره روند افراطگرایی در میان جوانان مناطق شهری اروپا به پایان رسانده است؛رنه ساموئل سیرات ، خاخام اعظم سابق فرانسه ؛ ابه ردکین، مدیر سابق بنیاد حقوق بشر » 5

بنیاد علاءالدین پیام های متعددی از شخصیت های جهانی از جمله پادشاه مراکش، سارکوزی، کلینتون و شیمون پرز رئیس جمهوری اسرائیل دریافت کرده است. 6

« شریکان و حامیان علاءالدین» به نقل از سایت علاءالدین که به این بنیاد کمک مالی می کند،به شرح زیر است: بیناد یادبود شوآ، بنیاد آقا خان، بنیاد بشردوستانه ادموند سافرا، شهرداری نیس، شهرداری پاریس، وزارت امورخارجه فرانسه، وزارت دفاع فرانسه و کلیمز کانفرانس نیویورک » 7

در همین جا اشاره شود که ادموند یعقوب صفرا (که نامش را سافرا ترجمه کرده اند) بانکدار میلیاردر یهودی-لبنانی در حادثه آتش سوزی جنایتکارانه آپارتمانش در موناکو در سال 1999به قتل رسید. همسرش از ثروت او بنیاد بشردوستانه ای ایجاد 8 کرد که از جمله فعالیت هایش ساختن صدها کنیسه در گوشه و کنار جهان است. با توجه به مطالب بالا، روشن می شود که بیناد یادمان شوا (یا یادبود شوآ) که یکی از اهدافش تبلیغ یهودیت و فرهنگ یهودی است (که به ادعای خودشان، اسرائیل عضو اساسی آن است)، در سال 2009، طرحی پیاده می کند بنام علاءالدین که هدفش «ارتقای روابط مسلمانان و یهودیان» اعلام شده است.

در چارچوب همین اهداف، فیلم نه ساعته شوآ (هولوکاست) ساخته کلود لانزمن با زیر نویس فارسی از برخی تلویزیون های فارسی زبان پخش شد. خانم شهلا شفیق عضو «هیئت مدیره» بنیاد علاءالدین درتبلیغ برای پخش این فیلم ، نقش فعالی داشتند.

اما، پیش از ان که به معرفی برخی از پایه گذاران این دو بنیاد بپردازیم، خوب است یاداوری شود که موضوع این نوشته، به هیچ وجه مسئله نسل کشی یهودیان نیست، فاجعه ای که باید در هر فرصتی به شدت محکوم گردد. نویسنده این سطور در مقالات فراوان و نیز در کتابی که درباره «مناقشه اسرائیل – فلسطین» ترجمه کرده، بارها به فاجعه شوآ پرداخته و نفی گرایان (یا انکارگران، به قول مترجم بنیاد علاءالدین) را افشا و نکوهش کرده است. فصل پنجم کتاب 9 با عنوان « از نسل کشی یکی تا اخراج دیگری، رنج های طرف دیگر» به این موضوع پرداخته است. در این فصل با طرد جنایات نازی ها و نفی گرائی روشنفکرانی چون گارودی و روبر فوریسون به بازخوانی مختصر حوادث پرداخته است. برخلاف ادعای گردانندگان علاءالدین، باید از نسل کشی یهودیان یک درس انسان دوستانه جهانشمول بیرون کشید. این واقعه بخشی از میراث مشترک انسانیت است. بنیاد شوا و علاء الدین، به خصلت مذهبی نسل کشی بشتر اهمیت می دهد. برای صهیونیست ها، قتل عام یهودیان دلیلی بر ضرورت وجود اسرائیل به عنوان پناهگاهی برای یهودیان دنیاست. این شانتاژی است که هیچ کس جرئت انتقاد از سیاست های ضدانسانی حکومت های پی در پی اسرائیل را نباید داشته باشد. باید تکرار کرد که هر انتقادی از سیاست دولت اسرائیل و حتی صهیونیسم به معنی یک موضع گیری یهود ستیزی یا اتخاذ موضع نفی گرایانه نیست. بهتر است با نقل قولی از ادوارد سعید فقید، مهر باطل بر زبان منحرفان و متعصبان هر دو جناح بزنیم: «این نظر که هولوکوست [کشتار یهودیان] ساخته و پرداخته صهیونیست هاست، به طرز غیرقابل فبولی در این جا و آن جا تکرار می شود. چگونه می توانیم از تمام دنیا انتظار داشته باشیم که به رنج ما اعراب واقف شوند، اگر خود درد دیگران را، هر چند متجاوز به ما باشند، نتوانیم درک کنیم.»

اما، کلود لانزمن را بهتر بشناسیم. او مدیر مجله «عصر نوین» است که ژان پل سارتر آن را پایه گذاری کرد. در گذشته این نشریه نقش مهمی در بحث های روشنفکری درفرانسه ایفا می کرد. لانزمن فیلمی درباره اسرائیل ساخته که ارتش ان کشور بصورتی حماسه آفرین تحسین می کند!. این حق دموکراتیک اوست.. او علاوه بر فیلم شوآ (درباره کشتار یهودیان) فیلم سومی ساخته به نام «چرا اسرائیل؟» که در آن هیچ وجه از عراب یاد نمی کند. در پاسخ به این سوال (لوموند- 7 فوریه 2001) که چرا از انان سخنی نگفته، می گوید:«خود انان (اعراب) باید این کار را بکنند». با این حرف مفت، باید سیاهان درباره سیاه ها، اعراب درباره اعراب و یهودیان در باره یهودی ها بنویسند. منطق بومی، فرقه ای و قبیله ای یعنی منطق جنگی و به دور از آرمان انسانی. او با تمام نیرو از تجاوز اسرائیل به غزه پشتیبانی کرده و در برابر این سؤال که آیا پس از این تجاوز و جنایت نباید نسبت به فیلم خود در مورد ارتش «دفاعی » اسرائیل تجدید نظر کنید. او پاسخ منفی می دهد و می گوید: «بس کنید. بمیاران اسرائیلی ها هدفمند بود وقربانی هم دادند ولی بمباران های حماس بی هدف بودند و هر مکانی را زدند! او در این گفتگوی اینترنتی (سایت لوموند – 19 مارس 2009) به طور همه جانبه از اسرائیل و سیاست هایش دفاع کرده و حتی جای کوچک ترین انتقادی نمی بیند.

بارون داوید روچیلد، از پایه گذاران اصلی این دو بیناد، بانکدار میلیاردر فرانسوی است که در نیویرک زاده شده است. او رئیس افتخاری «بنیاد فرانسه-اسرائیل» است. بنیاد خانوادگی روچیلد، نقش بسیار مهمی در تداوم شهرک سازی های استعماری در سرزمین های فلسطینی داشته است. نقش روچیلدها را در تقسیم فلسطین نمی توان نادیده گرفت. بنیاد روچیلد از مهمترین تکیه گاه مالی مهاجرت یهودیان به فلسطین بود و به واسطه نفوذشان بر حکومت بریتانیا، طرح تقسیم به سود یهودیان شکل گرفت.

اندره آزوله، مشاور ویژه پادشاه مراکش و رئیس بنیاد انا لیند برای مدترانه است که هدفش را «نزدیکی اهالی دو ساحل مدیترانه» اعلام کرده است.

بیشتر افرادی که در هیئت مدیره علاءالدین حضور دارند، از حامیان صهیونیسم و دوست دولت اسرائیل به شمار می روند. ان چه موجب شگفت است همکاری برخی روشنفکران ایرانی با این بنیاد است که با ظاهری انسان دوستانه و فریبنده، تبلیغ یهودیت و دوستی با اسرائیل را آشکارا هدف خود قرار داده است. زمانی که صحبت از اسرائیل است نمی توان سیاست های دولت های اسرائیل را نادیده گرفت. اشغال سرزمین های فلسطینی ادامه دارد و ساختمان شهرک های استعماری نیز همین طور. و دولت اسرائیل با هر طرح یک صلح شرافتمندانه مخالفت می کند.

آیا به صرف دشمنی کورکورانه احمدی نژاد و جمهوری اسلامی با اسرائیل و یا به خاطر مواضع یهود ستیزی مشمئز کنند آنان می توان دست دوستی به سوی دشمن شمن خود دراز کرد.

دشمن دشمن من الزاما دوست من نیست.

افرادی که خود را لائیک می دانند و پرچم لائیسیته را در هر محفلی بلند می کنند چگونه می پذیرندند با موسسه ای همکاری کند که یکی از مهم ترین هدف هایش را تبلیغ یهودیت و فرهنگ یهودی اعلام و مرکزیت اسرائیل، به بیان دقیق تر صهیونیسم را نیز در این فرهنگ، پنهان نمی سازد.

بخش فارسی سایت علاءالدین که هدف اصلی اش را نزدیکی اسلام با یهودیت تعیین می کند، به معرفی مفصل یهودیت، مذهب یهود و سابقه تاریخی ان می پردازد ولی معرفی فرهنگ اسلامی را به صفحه انگلیسی حواله می دهد! بنیادهای شوآ و علاءالدین، اهداف خود را آشکارا بیان می کنند، اما هنگامی که نوبت به مسئله روابط اسرائیل و اعراب می رسد، خود را عقب می کشد. از همین جا، می توان به نیرنگ و فریب این بنیادهای صهیونیستی پی برد. هیچ کدام از دست اندرکاران اصلی این دو بنیاد، کوچکترین انتقادی به جنایت های دولت اسرائیل نکرده اند. افرادی چون لانزمن، کارسلفلد، دو روچیلد، ان هیدالگو، از مدافعان سرسخت صهیونیسم و سیاست های دولت اسرائیل می باشند.

هدف از این نوشته زیر سوال بردن حق دموکراتیک افراد در انتخاب نوع فعالیت نیست. قصد نشان دادن چهره واقعی شخصیت ها و تهادهاست که احساسات نیک انسان ها را ملعبه دست و در خدمت منافع محافل مشخصی قرار می دهند.

لانزمن، کلارسفلد و برخی دیگر، آن دسته از روشنفکران برجسته ای را که برخی حتی یهودی یا یهودی تبارند، به خاطرانتقادشان از سیاست های دولت اسرائیل، به اتهام «یهود ستیزی» به دادگاه ها کشاندند. اینان در هر محقلی دم از دموکراسی می زنند ولی تا صحبت از حقوق ملت فلسطین می شود، نه تنها دم نمی زنند بلکه به حمایت بی قید و شرط از حکومت اسرائیل ادامه می دهند.

بنیاد غلاءالدین در درجه نخست در خدمت تبلیغ فرهنگ یهودی و صد البته با برداشت های صهیونیستی است. پخش فیلم و ترجمه کتاب بهانه است. هر چند در بین کتاب های ترجمه شده توسط این بنیاد می توان اثر با ارزش پریمو لوی را نیز دید، منتهی، هدف اصلی چیز دیگری است که از لابلای نوشته های سایت های اینترنتی دو بنیاد یاد شده می توان به آن پی برد و در این نوشته تنهاً به برخی از آن ها اشاره شده است. جادوی این علاءالدین بدون چراغ، تبلیغات پوشیده برای صهیونیسم و منافع دولت اسرائیل است که درپشت هدف های «انسان دوستانه» پنهان شده اند.


یادداشت ها: 1 – Fondation pour la mémoire de shoah

2 – http://www.fondationshoah.org

3 – http://www.fondationshoah.org/FMS/s…

4 – http://projetaladin.org/fa/%D9%87%D…

5 – http://projetaladin.org/fa/%D9%87%D…

6 – http://projetaladin.org/fa/fa-resso…

7 – http://www.claimscon.org/index.asp http://projetaladin.org/fa/%D8%B4%D…

8 – http://www.edmondjsafra.org

9 – اسرائیل، فلسطین – حقایقی درباره یک کشمکش، نوشته آلن گرش، ترجمه بهروز عارفی، انتشارات خاوران، پاریس ،

۱ دیدگاه

  1. در کجای مقاله به مخالفت علاءالدین با تشکیل دو دولت فلسطین و اسرائیل اشاره شده، که مفسر نویسنده مقاله را به دروغگوئی متهم کرده است. استناد به یک سایت دیگر، به هیچ وجه توهین به کسی نیست. تبلیغ یک مذهب با گرویدن به یک مذهب تفاوت دارد. در هیچ جای مقاله، ذره ای یهود ستیزی دیده نمی شود.
    نقل قولی که از سایت یادمان شوآ امده، عینا از زبان فرانسه آن سایت ترجمه شده و در انجا یکی از میسیون های یادمان َشوآ، یهودیت و فرهنگ یهود قید شده است. بنیاد علاءالدین نیز ساخته بنیاد شوآ ست.
    در این مقاله هیچ اشاره ای به برنار هانری لوی نشده و نامی از او نیامده است.
    پیش از تاختن به دیگران، خوب است مقاله را بخوانید. حق شماست از دولت اسرائیل و همه مدافعان ان دفاع کنید. ولی حق ندارید به دروغ دیگران را یه چیزی متهم کنید که هزاران فرسنگ با آن فاصله دارند.
    نقل و قول های عارفی، اغلب از خود یهودیان است.
    این دیگر کهنه شده است که هر منتقد سیاست های دولت اسرائیل را متهم به ضد یهودی بودن بکنی.نوشته هم در این مورد بسیار گویاست. دوباره بخوانید
    آیئینه چون قامت نو بنمود راست. خود شکن، آئینه شکستن خطاست

    دوست داشتن

  2. اقای عارفی، با این نوشته به شعور خوانندگان شما اهانت کرده اند. چرا؟ برای اینکه سایت این بنیاد به زبان فارسی موجود است و همیه میتوانند از اهداف و نحوۀ تشکیل آن آگاه شوند. این جریان موافق تشکیل دو دولت فلسطین و اسراییل است و به هیج دولتی نیز وابسته نیست.و همانطور که اسناد موجود در سایت نشان میدهند، برخلاف دروغی که آقای عارفی ساخته است، هیچگونه نوشته ای که حتا غیرمستقیم، یهودیت را تبلیغ کند، دیده نمیشود. اصولا این آقا نمیداند که دین یهودی برخلاف مذاهب دیگر، تلیغ نشده و نمیشود. این دین از راه نسبت خونی منتقل میشود. مشکل این آقا و همفکرانش، این است که اصولا موجودیت اسراییل را نفی میکند. وگرنه بسیارند کسانی که به درستی، سیاست های تجاوزطلبانه اسراییل را نقد میکنند و علیه توسعه طلبی جناح های افراطی در آن کشور می رزمند.
    برنارد هانری لوی نیز یکی از روشنفکران به نام فرانسوی است که همواره در خط اول مبارزه برای حقوق مسلمانان بوسنی، ستمدیدگان دارفور، اوگاندا و … بوده است. هم او نیر موافق تشکیل دولت مستقل فلسطین است و بار ها با عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین نشست و برخاست داشته است.
    متاسفانه اکثریت ایرانیان زیر تأثیر فرهنگ منحط شیعه،ضد یهودند. آقای عارفی نیز از جمله همین ضدیهودیان است. روشنفکران شجاعی همچون خانم شهلا شفیق که همواره در صف نخست مبارزه علیه هرگونه تبعیض و بی عدالتی، و مبارزه علیه اسلامگرایان بوده اند، بی دلیل نیست که مورد تهمت و سرزنش این ضد یهودیان قرار میگیرند.
    این آقایان که گرایش ضد یهود و ضد امریکایی، آنان را در بسیاری موارد کنار تروریستهای حماس و جمهوری اسلامی قرار داده، با پریدن به روشنفکرانی چون شهلا شفیق، در پی نام و آوازه ای برای خودشان هستند. غافل از آنکه این هیاهوها میگذرد و روسیاهی برای ذغال می ماند!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.