گوناگون, سرتیتر

دریا دور نیست

ع. یزدانی

• ترديدي نيست
• بايد گذر كنيم از اين بندها

• و چه روزي بهتر از امروز

• كه به جرم ديدن تور صيادهاي مان
• چشم بندمان مي ‌زنند

• و به جرم زندگي‌ خواهي
• نان فرزندان‌ مان را به گرو مي ‌برند

• پس
• پيش از قرباني شدن
• در زير وزنه‌ ي سود خدايان سرمايه
• بايد كه بگذريم از سد متروك استثمار

• و چه روزي بهتر از امروز

• سيلي از آن سوي نيل راه افتاده
• كه اهرام زر و زور و تزوير را چون زورقي شكسته بر صخره مي‌ كوبد

• پس چه روزي بهتر از امروز

• ورد خدايان در تقديس سود
• سودي براي ‌شان نمي‌آورد

• و بارگاه بهشت بخش خصوصي ‌شان
• هيچ زائري ندارد جز كرم‌ ها

• پس چه روزي بهتر از امروز

• كه هر لحظه
• هوشياري ‌شان پريشان ‌تر

• كه رود خشكيده
• جز لاي و لجن ندارد

• و گنداب، جاي ماهيان آزاد نيست

• دريا دور نيست
• و ترديدي نيست كه امروز، روز ما ست!

پایان