سرتیتر

خیزش جهانی کارگران: "آخرین سنگر" در مقابل تهاجم سازمان‌یافته به‌طبقه‌ی کارگر و طبقه‌ی متوسط

فِرِد ویلسون

گروه ترجمه سایت جنبش کارگری: نخبگان آمریکایی نگاه خود را به‌طرف ‌آخرین سنگرهای کارگری (یعنی: ‌اتحادیه کارکنان دولتی‌) برمی‌گردانند. تظاهرات در ویسکانسن نشان داد که یورش به‌منافع کارگران و طبقه‌ی متوسط امر ساده‌ای نیست.

 

اتحادیه‌های کارگری یک‌بار دیگر به‌مرکز تغییرات اجتماعی ـ‌اعم از ‌مثبت یا منفی‌ـ در جهان تبدیل شده‌اند. اگر عضو اتحادیه کارگری هستید، یا به‌سرنوشت جنبش‌های مترقی علاقه دارید؛ اینک وقت آن است ‌که متوجه‌ آن‌چه کارگران می‌کنند و آن‌چه برآن‌ها واقع می‌شود، باشید.

اتحادیه‌های کارگری نیرومند هستند؛ اما این نیرومندی فقط هنگامی در معرض مشاهده قرار گرفت ‌که توانست تغییرات اخیر در ‌خاورمیانه را به‌پیش براند. اعتصابات کارگری و اعتراضات اتحادیه‌‌ای در مصر و تونس ـ‌طی یک سال گذشته‌ـ زمینه‌ی بسیار مؤثری را برای یک قیام مردمی فراهم آورند. و در دوره‌های انتقال قدرت، کارگران (‌در برابر پاسداران [نظمِ] کهن و جنبش‌های اجتماعی‌ـ‌مذهبیِ‌ محافظه‌کار) عمده‌‌ترین آلترناتیو دموکراتیک ‌هستند. از هنگام سقوط مبارک، روزانه 30 تا 60 اعتصاب کارگری در مصر به‌وقوع پیوسته و نمایندگان کارگران می‌گویند: «دموکراسی هم‌اکنون»! اعتصابات غیرقانونی که دربرگیرنده‌ی 15000 کارگرِ بزرگ‌ترین کارخانه‌ی ریسندگی‌ـ‌‌بافندگی در مصر به‌نام MSIR نیز بود، برکناری مدیریت‌های فاسد را مطالبه می‌کنند[1].

در اروپا، این کارگران ـ‌و نه احزاب سوسیال دموکرات یا سبز‌ـ هستند که برعلیه برنامه‌ی ریاضت اقتصادی مبارزه می‌کنند. همین چند ماه پیش در فرانسه بود که اعتصاب عمومی برعلیه کاهش سال‌های بازنشستگی میلیون‌ها کارگر را (با سرعتی سریع‌تر از سرعت انتشار اخبار رسانه‌ها‌) در عرض یک ماه 3 بار به‌خیابان آورد که آخرین آن (در اواخر اکتبر) با حضور 3 میلیون نفر در یک روز برگزار گردید. درجریان همین اعتصابات بود که کارگران پالایشگاه‌ها تولید بنزین را برای مدت یک ماه متوقف کردند.

«کنگره‌‌ی اتحادیه‌های کارگری» (TUC)، در انگلستان، همایشی در رابطه با طرح اعتصابات هماهنگ برعلیه کاهش خدمات عمومی (توسط ائتلاف محافظه‌کار‌ـ‌لیبرال‌ـ‌دموکرات) داشته است. آن‌ها یک راهپیمایی توده‌ایِ 26 روزه را برنامه‌ریزی کردند که احتمالاً وسیع‌ترین بسیج در تاریخ غنی کارگری انگلستان است. سازماندهی برای این واکنش از 4 ماه پیش، حتی قبل از این‌که دانشجویان واکنش‌های مستقیم خود را برعلیه کاهش افزایش هزینه‌ی تحصیل آغاز کنند، شروع شده بود.

دو هفته پیش در همیلتون (واقع در اونتاریو) 10 هزار نفر که از تجمع در سرمای زمستان‌های کانادا ترسی نداشتند، در حمایت از فولاد‌کاران آمریکایی که درهای کارخانه‌ را به‌رویشان قفل کرده بودند، به‌دفاع از حقوق بازنشستگی برخاستند.

 

عکاس: پی آر واچ (PR Watch)

 

 

 

اما امروز، فعالان کارگری در کانادا درگیر درام غیرقابل باوری هستند که در فاصله‌ی بسیار نزدیکی از ‌مزرهای ما ـ‌در ویسکانسن‌ـ به‌نمایش گذاشته شده است. اعتصاب عمومی مدارس را به‌تعطیلی کشانده و 5 روز است‌که بیش از 30 هزار نفر ساختمان‌های مهم را اشغال کرده‌اند. در 19 فوریه بیش از 80 هزار نفر در مدیسون [مرکز ایالت ویسکانسن] دست به‌تظاهرات زدند[3].

این مسئله به‌طور گسترده‌ای پذیرفته شده بود ‌که دموکرات‌ها (با شکست سختی‌که در انتخابات میان‌دوره‌ای ویسکانسن خورده بودند) فقط به‌طور نمادین برعلیه شرارت‌های فرمان‌دار جمهوری‌خواه به‌مبارزه برمی‌خیزند؛ مبارزه‌ای‌که [در واقع] بسیار سطحی‌تر از آن خواهد بود ‌که تهاجم جمهوری‌خواهان به‌حقوق کارگران را به‌چالش بکشد. معهذا، طبق گفته‌ی جان نیکولز، فعال سیاسی بومی و گزارش‌گر نشریه «ملت» (The Nation)، وقتی‌که سناتورهای دموکرات از میان پنجره‌های‌شان نگاهی به‌بیرون انداختند و ده‌ها هزار نفر از اعضای اتحادیه‌های کارگری و دانشجویان را در خیابان‌ها دیدند، تصمیم گرفتند که از ایالت خارج شوند تا جمهوری‌خواهان به‌حد نصاب لازم برای تصویب قوانینی که برای اتحادیه‌های کارگری مخرب است، دست نیابند.

تصاویر هزاران کارگر، معلم و دانشجو که کاخ کنگره در ویسکانسن را اشغال کرده‌اند، الهام‌بخش است؛ اما معنی واقعی این مبارزه بسیار پیچیده‌تر از این‌ حرف‌هاست. یک نظریه که به‌خوبی توسط جان مک‌آله‌وی در نشریه «ملت» تشریح شده است، این است‌که ویسکانسن ـ‌از جمیع جهات‌‌ـ «آخرین سنگر» برای طبقه‌ی کارگر در ایالات متحده‌ی آمریکاست.

مسئله‌ی مرکزی بحث این است‌که الیت آمریکایی، در برابر کمیتِ کنونی و 7 درصدیِ اتحادیه‌های متشکل در بخش خصوصی، توجه خودرا به‌طرف ‌آخرین سنگر ـ‌یعنی: به‌‌سوی ‌اتحادیه‌های کارکنان بخش دولتی[2]‌ـ برمی‌گرداند. فرضِ قانون در ویسکانسن و بسیاری از ایالت‌های دیگر در مورد حقوق بازنشستگی و امثالهم این بوده است‌که مبنا را نه برپایه هزینه‌ها [یا خواست کارفرما]، بلکه براساس حق چانه‌زنی، تعامل و قابلیت [و نیز امکان] حضور اتحادیه‌های بخش دولتی در سیاست بگذارد. [اما] ورای فعالیت [و حقوق قانونی] اتحادیه‌ها، درخواست‌نامه‌های قانونِ به‌اصطلاح «حق کار» که پرداخت حق عضویت در اتحادیه و کسر مستقیم آن توسط کارفرما ـ‌به‌حساب اتحادیه‌ـ را ممنوع اعلام می‌دارد، در 12 ایالت و ازجمله در ایالت‌های شمالی (مانند مونتانا، اوهایو و ویسکانسن) برای رأگیری و تصویب روی میز قانون‌گزاری گذاشته شده است. پایان فاجعه‌بار این «حمله‌ی نهایی» توسط کریس هِیز و به‌طور بسیار برانگیزاننده‌ای در شبکه‌ی خبری MSNBC منتشر گردید؛ او گفت: آمریکایی‌ها باید مواظب ویسکانسن باشند، زیرا این امکان وجود دارد که یک روز صبح زود از خواب بیدار شوند و هیچ اثری از جنبش اتحادیه‌‌های کارگری در آمریکا نبینند.

 

پانوشت‌ها:

توضیح: هرسه پانوشته‌ی زیر از مقاله‌‌ای به‌نام «تلاش فرعون ویسکانسن برای سرکوب اتحادیه‌ها» برگرفته شده است. برای دسترسی به‌اصل نوشته روی عنوان آن کیلیک کنید.

[1] روز ۲۰ فوریه، در اقدامی جالب که نشان از همبستگی بین‌المللی با زحمتکشان ویسکانسن داشت، کمال عباس، رهبر مرکز سندیکاها و خدمات کارگران مصر، ضمن یک پیام ویدیویی حمایت کارگران مصری را از مبارزهٔ کارکنان معترض ویسکانسن برای دفاع از حقوق سندیکایی‌شان اعلام کرد. در این پیام او گفت: «من از محلی در نزدیکی میدان تحریر با شما سخن می‌گویم که قلب انقلاب مصر بود…از همین‌جا می‌خواهم به شما بگویم که ما در کنار شما هستیم، همان‌طور که شما در کنار ما بودید…می‌خواهم بگویم که هیچ قدرتی نمی‌تواند قدرت مردمی را به چالش بکشد که به حقوق خود اعتقاد راسخ دارند…استوار بایستید و از حق خود نگذرید…ما و تمام مردم دنیا در کنار شما هستیم و از شما حمایت کامل می‌کنیم…امروز روز رزم کارگران آمریکایی است. ما به کارگران آمریکایی درود می‌فرستیم…شما پیروز خواهید بود. پیروزی از آن مردمان جهان است که علیه استثمار و برای حقوق عادلانهٔ خود می‌رزمند.»

[2] «فدراسیون کارکنان دولتی…» از همگان خواسته است که برای همبستگی با زحمتکشان معترض، در صفحه‌های فیس‌بوک خود این جمله را بنویسند: «من با معلمان، آتش‌نشان‌ها، پرستاران، کارگران ساختمانی و همهٔ آنها که حقوق‌شان مورد حملهٔ فرمانداران و قانونگذاران ایالتی است، اعلام همبستگی می‌کنم.» همچنین، با توجه به اوضاع جاری در منطقهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا، بسیاری از رسانه‌های آمریکایی اسکات واکر را با رئیس جمهور مخلوع مصر حسنی مبارک مقایسه کردند! برای نمونه، تیتر یکی از مقاله‌های واشنگتن پست در روز ۱۶ فوریه این بود: «تلاش فرعون ویسکانسن برای سرکوب اتحادیه‌ها». نوشته‌های روی پلاکاردهای تظاهرکنندگان نیز واکر را با دیکتاتور مصر مقایسه می‌کنند: «حُسنی واکر»، «زور نگو، مذاکره کن»، و «دیکتاتورها سرنگون خواهند شد».

[3] … یکی از این خیزش‌ها، به پا خاستن اعضای اتحادیه‌های صنفی ایالت ویسکانسن آمریکا در برابر لایحه‌‌ای است که فرماندار جمهوری‌خواه این ایالت، اسکات واکر، برای محدود کردن یا از میان بردن حقوق اجتماعی کارگران و اتحادیه‌های صنفی و دست زدن به اخراج‌های گسترده به بهانهٔ جبران کسری بودجهٔ دولت ایالتی به مجلس آورده است. در صورت تصویب این لایحه، کارکنان دولتی، در مذاکره و تنظیم قرارداد دسته‌جمعی کار، بسیاری از حقوق‌شان را از دست می‌دهند و دیگر حق مذاکره در مورد دستمزد و برخی از مزایای کار را نخواهند داشت، از جمله در مورد مزایای بازنشستگی و بیمهٔ درمان و بهداشت. طبقه‌بندی مشاغل حذف خواهد شد و تعیین و افزایش دستمزدها و حقوق‌ها صرفاً به اختیار و تشخیص کارفرما خواهد بود. طبق روال معمول، در این مذاکرات میان کارفرما و اتحادیهٔ کارکنان است که حقوق و دستمزدهای کارکنان عضو اتحادیه، مزایای بیمهٔ بهداشت و درمان، بازنشستگی، مرخصی‌ها و دیگر شرایط کار مورد بحث و مذاکره قرار می‌گیرد و در انتها این کارکنان هستند که باید با رأی خود این قرارداد را به تصویب نهایی برسانند تا قابل اجرا باشد. و اینک دولت جمهوری‌خواه ویسکانسن در صدد آن است بخش‌هایی از این حقوق را از کارکنان بگیرد. به قول خود کارکنان، این نقض فاحش حقوق اجتماعی چیزی نیست جز اینکه «آنها می‌خواهند آنچه را که سال‌ها برای به دست آوردن آن جنگیده‌ایم، از ما بگیرند.» شایان ذکر است که ویسکانسن ایالتی صنعتی است که خاستگاه و زادگاه «فدراسیون کارکنان دولت ایالتی، منطقه‌ای و شهرداری آمریکا» است که بزرگترین اتحادیهٔ کارگری عضو AFL-CIO (فدراسیون کارگران آمریکا و کنگرهٔ سازمان‌های صنعتی) است، و نخستین ایالت آمریکاست که در آن، در سال ۱۹۵۹، کارکنان دولتی توانستند حق مذاکره دسته‌جمعی برای تنظیم قرارداد کار و شرایط کار را به دست بیاورند.

 

نویسنده: فِرِد ویلسون [معاون اتحادیه‌های انرژی و کاغذسازی در کانادا]

 

تاریخ انتشار: 22 فوریه 2011

 

لینک مقاله:

 

http://www.alternet.org/world/150004/labor_uprising%3A_the_%22last_stand%22_against_the_corporate_assault_on_the_working_and_middle_class#disqus_thread