تاریخی, سرتیتر

ملاقات صدام حسین و رامسفیلد در زندان (به روایت مجله مصری الاسبوع)

به مناسبت حمله نظامی فرانسه و ناتو به لیبی

متن مذاکرات پرزيدنت صدام حسين و وزير دفاع آمريکا دونالد رامسفلد

در آغاز ديدار ، پرزيدنت صدام حسين فوق العاده آرام بنظر می رسيد و شايد از اينکه رامسفلد به ملاقات وی آمده بود تعجب می کرد ولی هيچگونه علائم نگرانی يا فشار عصبی در او ديده نمی شد. رامسفلد گفت و گو را آغاز کرد :

رامسفلد : من به منظور مذاکره در مورد اوضاع عراق به ديدار شما آمده ام. ما با بعضی از حاميان شما در داخل و خارج عراق در تماس بوده ايم و آنها به ما توصيه کردند تا سخنان شما را بشنويم.

پرزيدنت حسين : و آنچه می خواهيد چيست ؟ نيروهای شما سرزمين شکوهمند عراق را به اشغال خود در آورده اند، شما رژيم حاکم را بدون هيچ پايه و اساس قانونی به زير کشيديد ، به استقلال و حاکميت کشوری مستقل ، آزاد و خودمختار تجاوز نموده و مرتکب جناياتی شديد که تاريخ بعنوان گواهی بر فرهنگ و تمدن خونبار شما آن را ثبت خواهد کرد. بنابراين پس از اين همه ، ديگر چه می خواهيد؟

رامسفلد ( در حاليکه سعی در پنهان داشتن خشم خود داشت ) : چه لزومی دارد که به گذشته بازگرديم. من مخصوصا به اينجا آمده ام تا پيشنهادی روشن و صريح به شما ارائه کنم و مايلم پاسخی روشن و صريح از شما بشنوم.

پرزيدنت حسين ( با تمسخر ) : تصور می کنم که برای عذر خواهی و بازگرداندن قدرت به ملت عراق به اينجا آمده ايد.

رامسفلد : ما دليلی برای عذر خواهی نداريم. شما خطری برای همسايگان خود و در تلاش برای بدست آوردن سلاح کشتار جمعی بوديد و ملت خود را تحت استبداد و ديکتاتوری داشتيد.بنابراين طبيعی بود که برای کمک به مردم عراق اقدام کرديم تا آنها خود را از مخاطراتی که بيش از سی سال با آن روبرو بودند خلاص کنند.

پرزيدنت حسين : می دانم که شما از تاريخ بی اطلاع هستيد و نيز می دانم که رئيس جمهوری شما نيز در اين زمينه دست کمی از شما ندارد. ولی بنظر می رسد که مدتهای مديد آنقدر دروغ گفته ايد که سرانجام خودتان آنها را باور کرده ايد. چنانچه منظور شما از « همسايگان ما » صهيونيست ها هستند ، در اين صورت ، آری ، ما براستی برای آنان خطرناک و در تدارک آزاد سازی سرزمين به يغما رفته خود در فلسطين بوديم. اين اعتقادِ نه تنها ملت عراق بلکه اعتقاد هر فرد عرب است ، چرا که آن سرزمين ، سرزمينی عرب می باشد و مردم آن عرب هستند و صهيونيست ها کاری نکرده اند مگر اشغال آن سرزمين. آنان از نقاط مختلف دنيا به کمک شما و قدرت های استعماری قديم به سوی ما آمدند. ولی چنانچه منظور شما کويت است مايلم از شما سؤال کنم : آيا از کويت خارج شده ايد يا نه ؟

رامسفلد : اينها مسائل امنيتی هستند. بعلاوه ميان ما و کويت و ساير کشورهای حوزه خليج توافق نامه های امنيتی وضع شده است. ما بنا به درخواست آنها وارد سرزمين شما شديم تا از آنان در مقابل تهديدات شما دفاع کنيم.

پرزيدنت حسين : مضحک نيست که گوسفند را به گرگ بسپاريم ؟ ملت کويت مردمانی عرب هستند و کويت بخشی از قلمرو عراق است. بنابراين از شما می خواهم برويد و تاريخ را بخوبی مطالعه کنيد ، در غير اين صورت اطمينان دارم هرگز قادر به درک اين موضوع نخواهيد بود.

رامسفلد : پرگويی کافيست. من به شما پيشنهاد می کنم ………

پرزيدنت حسين ( صحبت او را قطع می کند ) : پيش از ارائه کالای فاسد خود به من، مايلم سؤال کنم آيا هيچگونه سلاح کشتار جمعی يافتيد يا خير ؟

رامسفلد (سردر گم ) : تا بحال که نه ، ولی بطور قطع روزی آنها را خواهيم يافت. آيا انکار می کنيد که قصد توليد بمب هسته يی داشتيد؟

پرزيدنت حسين : از سال ۱۹۹۱ ما هيچگونه سلاح کشتار جمعی نداشته ايم. آنچه به گروه بازرسان بين المللی گفتيم صادقانه بود و در مکاتبات خود به کوفی عنان نيز صادق بوديم و شما از اين حقايق آگاه بوديد ولی بدنبال هر بهانه و عذر دروغين برای اشغال عراق و سرنگونی حکومت قانونی بوديد.

رامسفلد :مردم عراق با شادی از ما استقبال کردند و به ما خوش آمد گفتند و دليل آن اقدامات خونبار رژيم شما بود که در تمام سالهای حکمرانی بر عراق روا داشتيد.

پرزيدنت حسين : آقای رامسفلد خواهش می کنم دروغ پردازی را بس کنيد. شما کسانی هستيد که در سرزمين ما دريای خون راه انداختيد، عليه ما توطئه کرديد و همراه با عده يی خائن وطن فروش آمديد تا سرزمين بزرگ عراق را تحت سلطه خود درآوريد.

رامسفلد : کسانی که شما خائن وطن فروش می ناميد به روشهای دموکراتيک و با انتخابات روشن و واضح توسط مردم عراق بعنوان رهبر انتخاب شدند ، روشهايی که هرگز در دوران حکومت شما در کشور بکار گرفته نشد.

پرزيدنت حسين : من می دانستم که شما با گروهی از خائنين وطن فروش وارد عراق شديد که جلال طالبانی در صف اول آنان قرار داشت ( و به تمسخر می خندد) . عراق بزرگ تحت فرمانروايی طالبانی و جعفری ، آيا مضحک نيست ؟ و شما در مورد چه نوع انتخاباتی صحبت می کنيد؟آيا در حاليکه کشور ما تحت اشغال است برگزاری به گفته شما ، انتخابات آزاد ، امکان پذير است ؟ آقای رامسفلد ، ما از تاريخ چنين آموخته ايم که اشغالگران تنها همراه با نوکران و عاملين خود می آيند و با اين همه می خواهيد مرا متقاعد کنيد که مردم عراق از آزادی و دموکراسی برخوردار هستند؟ شما براستی بايد ديوانه باشيد.

رامسفلد ( در تلاش برای کنترل خشم خود ) : شما در انزوا هستيد و از حقيقت آنچه در خارج از اين مکان می گذرد بی خبريد. مردم عراق از قيد فشار و ظلم شما رها شده اند. اگر آنان شما يا هر يک از افرادتان را در خيابان ديده بودند نابودتان می کردند ! !

پرزيدنت : و حتم دارم چنانچه قادر بوديد محل استقرار خود در عراق را اعلام کنيد و « مقاومت عراق » از آن مطلع می شد نمی توانستيد جان سالم بدر بريد. مايلم توصيه ها و پيشنهادات مرا به رئيس جمهوری ابله تان انتقال دهيد : بايد به او بگوييد که باقيمانده نفرات و سربازان خود را نجات دهد. مرگ در هر کجا در تعقيب آنهاست و تاريخ او را نخواهد بخشيد.

رامسفلد : من به منظور گفت وگو در مورد عمليات « تروريستی » که افراد شما مرتکب می شوند به اينجا آمده ام . اخيرا افراد شما به زندان ابو قريب حملاتی شنيع نمودند که بيش از پنجاه آمريکايی کشته يا زخمی شدند و نيز تعدادی از کسانی را که به اتهامات مختلف زندانی بودند به قتل رساندند. افراد شما از تروريست های نقاط مختلف جهان کمک دريافت می کنند و تهديدی برای تجربه دموکراسی در عراق هستند.

پرزيدنت حسين : آنچه می خواهيد دقيقا چيست ؟

رامسفلد: من پيشنهادی برای شما دارم و آن اين است که شما آزاد خواهيد شد و می توانيد آزادانه محلی را برای تبعيد ا نتخاب کنيد ، هر کشوری که مايل باشيد، به اين شرط که در تلويزيون ظاهر شويد و تروريسم را محکوم کرده به افراد خود دستور دهيد که اين اقدامات را متوقف سازند.

پرزيدنت حسين : آيا موافقت رئيس جمهوری تان را در اين زمينه بدست آورده ايد؟

رامسفلد : بله ، در جلسه يی که رئيس جمهوری ، مشاور رئيس جمهوری ، وزير امور خارجه و رئيس اداره اطلاعات شرکت داشتند در اين زمينه موافقت حاصل شد و مسؤوليت انتقال اين پيشنهاد به شما به عهده من گذاشته شده است.

پرزيدنت حسين : پيشنهاد بی ارزشی است.

رامسفلد( آهی می کشد) : ما همچنين حاضريم که روابط نزديکی ميان شما و دولت برقرار نماييم.

پرزيدنت حسين : ديگر چه ؟

رامسفلد: از شما و افراد خانواده تان پشتيبانی مالی و امنيتی گسترده يی در کشور مورد نظرتان به عمل خواهد آمد.

پرزيدنت حسين : آيا مايليد شرايط مرا بشنويد؟

رامسفلد : بسيار علاقه مندم.

پرزيدنت حسين ( با حالتی حاکی از تبختر و نخوت ) : نخست از شما می خواهم که برای خروج از عراق جدولی زمانی تنظيم کنيد و دولت شما در برابر جهان خود را متعهد به انجام اين کار کند و اينکه سريعا اقدام به خروج از خاک عراق نماييد. دوم ، از شما می خواهم که زندانيان عراقی و عرب را از زندانهايی که ساخته ايد يا در آن آزادی دهها هزار تن از مردم محترم عراق را به زنجير کشيده ايد آزاد سازيد. سوم ، از شما می خواهم که جبران کامل خسارات مادی که در نتيجه تجاوز به کشور ما از زمان مادرِ جنگها در ۱۹۹۱ تا به امروز به مردم عراق تحميل کرده ايد بپذيريد و من در اين زمينه کمک و همکاری يک کميته عرب و بين الملل را برای تخمين وسعت اين خسارات می پذيرم. چهارم، می خواهم که مبالغی را که شما و افرادتان از گنجينه ها و منابع سرشار عراق و نفت آن به يغما و غارت برده ايد بازگردانيد ، خصوصا اين ل . پل برمر جنايتکار و باند وطن فروشان و خيانت پيشگان او. پنجم ، باز پس دادن آثار باستانی که به سرقت برده ايد و به مافيای آثار باستانی داده ايد. اينها گنجينه هايی هستند که ارزش آن فراتر از ارزشهای مادی و پولی در تمام دنياست ، چرا که تاريخ و تمدن عراق را در خود نهفته دارند. درست است که شما فاقد هرگونه تمدن يا تاريخ هستيد و عمر کشور شما بيش از چند صد سال نمی باشد ولی هيچ يک از اينها سرقت و نفرت شما را از تمدن و ثروت عراق توجيه نمی کند. و ششم ،در صورتی که هر گونه سلاح کشتار جمعی يافته باشيد بايد آنها را به ما تسليم کنيد و زندگی کليه شهيدان را که از آنها گرفتيد به ما بازگردانيد و احترام و حيثيت بانوان شريف و اصيل عراق که بدست شما پايمال گشته مسترد داريد.

رامسفلد : شوخی می کنيد ؟

پرزيدنت حسين : خير ! اين همان حقيقت تلخی است … که از آن آگاهيد آقای رامسفلد .شما مرتکب بزرگترين جنايات تاريخ عليه يک کشور عرب امن و آرام شده ايد. ما در سالهای ۱۹۸۰ با يکديگر ملاقات کرديم. آيا پيشنهادات خود را بخاطر داريد؟

رامسفلد : از گذشته صحبت نکنيد. ما در حال تجديد نظر در مواضع خود نسبت به شما و چندين قدرتی که در گذشته نسبت به ما شيوه يی خصمانه داشتند هستيم و تصميم گرفته ايم که با اسلام گرايان ميانه رو مذاکره و گفت و گو نماييم و با به قدرت رسيدن آنان از طريق رأی گيری مخالفتی نداريم.از آن مهم تر اين که در صدد گشودن باب مذاکره با سازمانهای « تروريستی » مانند حماس،جهاد اسلامی و حزب الله که طرفدار ايرانيان است و همچنين ساير سازمان های بنيادگرا در سراسر جهان هستيم. ما حتی طرحی برای تماس با جنبش طالبان در افغانستان در نظر داريم تا به بررسی امکان مشارکت آنان در قدرت ، در برابر تسليم تسليحاتشان بپردازيم.

پرزيدنت حسين : بدين ترتيب تجديد نظر در روش و رفتار پر از اشتباه خود را آغاز کرده ايد ؟

رامسفلد : اين سير طبيعی تکوين و تحول رويدادهاست.ما در تلاش برای گسترش دموکراسی در تمام ممالک و جنبش هايی هستيم که تحت استبداد و ستم قرار دارند.

پرزيدنت حسين : اگر صادق باشيد برايتان آرزوی موفقيت دارم. اگرچه من از هدف واقعی شما آگاهم.اگر براستی صادق بوديد ، شما و متحدانتان بايد اين کار را با خروج فوری از عراق آغاز می کرديد و نيز بايد از حمايت و پشتيبانی از « اسراييل » صرف نظر می کرديد. ليکن می دانم که رئيس جمهوری شما خودبين و خود رأی است و واقعيات را نمی گويد.

رامسفلد :او رئيس جمهوری است که بر اساس انتخابات دموکراتيک به اين مقام رسيده نه يک حاکم خون ريز مانند شما.

پرزيدنت حسين : ترور دستاورد شماست و دروغ گويی راه و روشتان.

رامسفلد : اين پيشنهاد فرصتی تاريخی برای شما به حساب می آيد . آزاد خواهيد شد و ما در مورد هر امری که مربوط به اداره عراق است با شما مشورت خواهيم نمود. چنانچه پيشنهاد را رد کنيد اين فرصت از دست می رود.

پرزيدنت حسين : من در جست و جوی فرصتها نيستم. من در جست و جوی راهی برای نجات گردن خويش از طناب داری که برای تمام مردم عراق تدارک ديده ايد نيستم. اگر می خواستم پيشنهاد روسيه را مبنی بر نجات پسران و نوه ام از شکنجه و عذاب می پذيرفتم. من نمی دانم که چه بر سر خانواده و دختران و نوه هايم آمده است ولی باور کنيد که بيش از آنکه نگران خود و خانواده ام باشم نگران تک تک شهروندان عراقی و آينده عراق بزرگ هستم. پيش تر از طريق افرادتان به من پيشنهاد کرديد که چنانچه اعلام کنم تسليحات کشتار جمعی به صورت قاچاق به سوريه انتقال داده شده اند مرا آزاد می کنيد.در آن زمان اين پيشنهاد را رد کردم و اکنون نيز دوباره آن را رد می کنم.

رامسفلد : من نمی خواهم که آن را رد کنيد. می خواهم در اين مورد فکر کنيد. ما هم اکنون در حال ادامه تجديد نظر و بازنگری مواضع خود هستيم و می خواهيم خونريزی در هر دو طرف متوقف گردد و بدين ترتيب بر اساس منطق قدرت و نه منطق ضعف چنين پيشنهادی را مطرح نموده ايم. ما از جلال طالبانی خواستيم به انکار قصد اعدام شما به عنوان نشانه يی از حسن نيت ما بپردازد. ما آماده تجديد نظر در تمامی مواضع خود در زمينه توافقات و آرايش سياسی در کل عراق هستيم و می خواهيم اين موضوع را با شما و افرادتان به بحث بگذاريم.

پرزيدنت حسين : آيا آماده خروج هستيد يا خير؟

رامسفلد : احتمالا می توانيم در اين مورد مذاکره کنيم. نيروهای ما به منظور اقامتی طولانی پادگانهايی ساخته اند. ما احتمالا می توانيم از خيابانها و شهرها خارج شويم ولی برای مدتی در پادگانها خواهيم ماند.

پرزيدنت حسين : به اين ترتيب شما علاوه بر صف طويل آلت دستهای خود به بازيچه و آلت دست جديدی نياز داريد. خير آقای رامسفلد .فراموش نکنيد که با صدام حسين ، رئيس جمهوری عراق صحبت می کنيد.

رامسفلد : ولی شما قدرتتان را از دست داده ايد.

پرزيدنت حسين : من چيزی ندارم مگر شرافت و شرافت قابل خريد و فروش نيست.

رامسفلد : ولی زندگی گرانبهاست.

پرزيدنت حسين : زندگی بدون شرافت ارزشی ندارد.شما با لگد مال کردن اين سرزمين ، حيثيت و احترام عراق را به يغما برديدو ما شرافت و احترام خود را دوباره بدست خواهيم آورد چه صدام حسين زنده بماند چه به شهادت رسد.

رامسفلد : حاميانتان که با آنان گفت و گو و مذاکره نموديم می گفتند که شما اولين و آخرين تصميم گيرنده بوديد.آيا آنها انتظار چنين واکنشی را از شما داشتند؟

پرزيدنت حسين : يقينا، آنان می دانند که صدام حسين نمی تواند به قيمت زادگاه و شرافتش کوتاه بيايد.

رامسفلد : تاريخ شما را مسؤول خونريزی امروز عراق خواهد شناخت.

پرزيدنت حسين : البته تاريخ به قضاوت جنايات شما خواهد پرداخت. پيش از آن به شما هشدار می دهم که در ديواره های عراق دست به خودکشی خواهيد زد و تاوان آن را همينجا خواهيد پرداخت. از شما می خواهم به لندن برويد و گزارشهای دفتر امور خارجه بريتانيا را مطالعه کنيد و در مورد تلاش و مبارزات ملت عراق در برابر دوستان بريتانيايی تان چيزی بياموزيد، همان کسانی که اشتباهات خود را تکرار می کنند و دوشادوش شما در جنگ شرکت کرده اند.مردم عراق مردمانی يک دنده و قاطع هستند و از مرگ نمی هراسند. « مقاومت » نيرومندتر از آن است که تصور می کنيد. بنابراين به شما قول می دهم که بيش از اينها نتيجه اعمالتان را خواهيد ديد.

صحيفة الاسبوع حصلت علي محضر الحوار بين صدام ورامسفيلد من مصادر أمريكية موثوقة، وهذا هو نص المحضر:
في بداية الحديث كان الرئيس صدام يبدو هادئا للغاية، ربما يكون قد فوجئ بأن ضيفه هو رامسفيلد، إلا أنه لم يبد عليه أي توتر عصبي، بدأ رامسفيلد الحديث بالقول:

­ رامسفيلد: لقد جئت للقائك لأتفاوض معك حول الموقف في العراق، لقد أجرينا اتصالات مع بعض أنصارك داخل وخارج العراق، وقد نصحونا بأن نستمع إليك.

صدام حسين : وماذا تريدون؟ لقد احتلت قواتكم أرض العراق الأبي، واسقطتم نظام الحكم دون سند من شرعية واعتديتم علي سيادة بلد حر مستقل ذي سيادة، وارتكبتم جرائم سيسجلها التاريخ ليكون شاهدا علي حضارتكم المخضبة بالدماء، فماذا تريدون بعد كل ذلك.
­
رامسفيلد (يحاول أن يكتم غيظه): لا داعي للخوض في الماضي لقد جئت خصيصا لأعرض عليك عرضا واضحا ومحددا، وأريد أن أسمع منك إجابة واضحة ومحددة.

صدام حسين (ساخرا) : أظنك جئت للاعتذار وإعادة السلطة للعراقيين.
­
رامسفيلد: ليس هناك ما نعتذر عنه، لقد شكلت خطرا علي جيرانك وسعيت لامتلاك أسلحة دمار شامل ومارست الديكتاتورية علي شعبك وكان طبيعيا أن نمد أيدينا لشعب العراق لنخلصه من المخاطر التي واجهته علي مدي أكثر من ثلاثة عقود.

صدام حسين : أعرف أنك جاهل بالتاريخ، وأعرف أن رئيسك لا يقل جهلا، ولكن يبدو أنكم ظللتم تكذبون حتي صدقتم أنفسكم، إذا كنت تقصد بجيراننا الكيان الصهيوني فنحن فعلا كنا نشكل خطرا ونعد العدة لتحرير أرضنا المغتصبة في فلسطين، وهذه أمنية كل إنسان عربي وليس عراقيا فهذه الأرض عربية وشعبها عربي والصهاينة هم الذين احتلوا الأرض وجاءوا إلينا من كل أنحاء العالم بمساندتكم أنتم وقوي الاستعمار القديم أما إذا كنت تقصد الكويت، فأريد أن أسألك: هل انسحبتم من الكويت أم لا؟
­
رامسفيلد: هذه قضايا أمنية، ثم إنه بيننا وبين الكويت ودول الخليج الأخري اتفاقات أمنية.. لقد جئنا بناء علي طلب منهم، لحمايتهم من تهديداتك.

 

صدام حسين : أليس مضحكا أن يؤتمن الذئب علي الخراف، إن شعب الكويت شعب عربي، والكويت هي أرض عراقية، ولذلك أدعوك أن تقرأ التاريخ جيدا، وإن كنت علي ثقة أنك لن تستوعبه.
­
رامسفيلد: دعك من هذا الهراء، أنا أعرض عليك…

 

صدام حسين مقاطعا): قبل أن تعرض عليٌî بضاعتك الفاسدة أنا أسألك: هل وجدتم أسلحة الدمار الشامل في العراق أم لا؟
­
رامسفيلد (مرتبكا): لم نعثر عليها حتي الآن، لكن حتما سنعثر عليها في يوم ما، هل تنكر أنه كانت لديك نوايا لصناعة قنبلة نووية

صدام حسين : لم تكن لدينا أسلحة دمار شامل منذ عام 1991 لقد كنا صادقين ونحن نتحدث مع بعثة التفتيش الدولية، وكنا صادقين في رسائلنا إلي كوفي عنان، وكنتم تعرفون هذه الحقائق، لكنكم كنتم تبحثون عن أية ذرائع كاذبة لاحتلال العراق واسقاط سلطته الشرعية.
رامسفيلد: لقد استقبلنا العراقيون بسعادة بالغة ورحبوا بنا، وكان السبب هو ممارسات نظامك الدموي علي مدي كل هذه السنوات التي حكمت فيها العراق.

 

صدام حسين : أرجوك يا سيد رامسفيلد.. كفاك كذبا، فأنتم الذين فجرتم شلالات الدماء علي أرض العراق، لقد تآمرتم علينا وجئتم ببعض الخونة ليحتلوا السلطة علي أرض العراق العظيم.
­
رامسفيلد: من تسميهم خونة اختارهم الشعب العراقي كقادة له بطريقة ديمقراطية وانتخابات نزيهة لم تحدث في ظل حكمكم للبلاد.

 

صدام حسين : لقد عرفت أنكم جئتم بجوقة الخونة وفي مقدمتهم الطالباني، (ضحك ساخرا)، العراق العظيم يحكمه الطالباني والجعفري، ألا يدعو ذلك للسخرية؟!.. ثم عن أي انتخابات تتحدث.. هل يجوز أن تجري انتخابات حرة كما تقول في ظل احتلالكم لبلدنا؟ يا سيد رامسفيلد لقد تعلمنا من التاريخ أن المحتل لن يأتي إلا بأعوانه وعملائه، ثم تريد بعد كل ذلك أن تقنعني بأن شعب العراق يتمتع بالحرية والديمقراطية، إنك حقا تهذي.
­
رامسفيلد (يكتم غيظه بشدة): أنت معزول ولا تعرف حقائق ما يجري في الخارج، إن الشعب العراقي تحرر من ظلمك، ولو رأوك أنت أو أيا من رجالك في الشارع لفتكوا بك..!!

 

صدام حسين : وأنا أراهنك إذا استطعت أن تعلن عن مكان تواجدك في العراق، لو علمت المقاومة العراقية بمكانك لما استطعت أن تخرج حيا، إنني أريد أن أسدي نصيحة إلي رئيسكالغبي’، عليك أن تبلغها له وهي أن ينقذ ما تبقي من جنوده، إن الموت يحاصرهم من كل مكان، والتاريخ لن يرحمه.
­
رامسفيلد: لقد جئت للحديث معك حول عمليات ‹الإرهاب› التي يحرض عليها رجالك وينفذونها.. لقد قام رجالك مؤخرا بعملية دنيئة استهدفت سجن أبو غريب، حيث أصابوا وقتلوا أكثر من خمسين أمريكيا، كما أنهم قتلوا عددا من المقبوض عليهم بتهم مختلفة، إن رجالك يستعينون بالإرهابيين من كل أنحاء العالم وهم يهددون التجربة الديمقراطية في العراق

 

صدام حسين : وما هو المطلوب بالضبط؟.
­
رامسفيلد: أنا أعرض عليك عرضا واحدا وهو أن يفرج عنك وتختار لنفسك منفي اختياريا في أي بلد تشاء بشرط أن تظهر علي شاشة التليفزيون لتعلن إدانة الإرهاب وتطالب رجالك بالكف عن هذه الممارسات.

 

صدام حسين: وهل حصلت علي موافقة رئيسك علي هذا العرض؟
­
رامسفيلد: نعم هذا العرض تم الاتفاق عليه في جلسة شارك فيها الرئيس ونائبه ووزيرة الخارجية ورئيس جهاز الاستخبارات، وقد كلفت بإبلاغك بهذا العرض.

صدام حسين : إنه ثمن بخس.
­
رامسفيلد (بلهفة): مستعدون أيضا لإشراك عناصر مقربة منك في الحكم.

صدام حسين : وماذا أيضا؟
­
رامسفيلد: سنقدم لك إعانة مالية محترمة وسوف يحفظ أمنك وأمن أسرتك في البلد الذي ستختاره.

 

صدام حسين: هل تريد أن تسمع شروطي؟.
­
رامسفيلد: يا حبذا.

صدام حسين (بلغة فيها كثير من الغرور والتعالي): أنا أريد أولا منك أن تحدد لي جدولا زمنيا للانسحاب من العراق، وأن تلتزم به حكومتكم أمام العالم، وأن تبدأوا عملية الانسحاب علي الفور.
وأنا أطلب ثانيا.. الإفراج فورا عن كافة المعتقلين العراقيين والعرب في السجون التي أقمتموها أو تلك التي قيدتم فيها حرية عشرات الألوف من شرفاء العراق.
وأطلب ثالثا منكم.. التعهد بتقديم التعويضات الكاملة عن الخسائر المادية التي لحقت بالشعب العراقي من جراء عدوانكم علي بلدنا منذ أم المعارك في عام 1991 وحتي اليوم، وأنا أقبل بالاستعانة بلجنة دولية وعربية لتقدير هذه الخسائر.
وأطلب رابعا.. أن تردوا الأموال التي نهبها رجالكم من خزائن العراق ونفطة خاصة هذا المجرم بريمر وأزلامه من الخونة والمارقين.
وأطلب خامسا.. إعادة الآثار التي سرقتموها وسلمتوها لمافيا الآثار، فهذه كنوز لا تقدر بمال الدنيا، لأنها تحمل تاريخ العراق وحضارته صحيح أنكم لا تملكون حضارة ولا تاريخا وأن عمر بلدكم لا يتجاوز بضع مئات من السنين، ولكن كل ذلك لا يجب أن يبرر سرقاتكم وحقدكم علي حضارة العراق وثروة العراق.
وأطلب سادسا.. أن تسلموني أسلحة الدمار الشامل إذا كنتم قد عثرتم عليها وأن تعيدوا إلينا حياة كل الشهداء الذين أزهقت أرواحهم، وأن تردوا شرف الماجدات العراقيات الذي سلبتموه.
­
رامسفيلد: هل هذا نوع من السخرية؟

صدام حسين : لا، بل هذه هي الحقيقة المرة، التي تعرفونها.. يا سيد رامسفيلد أنتم ارتكبتم أكبر جريمة في التاريخ ضد بلد عربي مسالم.. لقد التقينا سويا في الثمانينيات، هل تذكر عروضك؟
­
رامسفيلد: دعنا من الماضي، نحن بصدد إعادة تقييم مواقفنا منكم ومن العديد من القوي التي ناصبتنا العداء في الماضي، نحن قررنا أن نتحاور مع الإسلاميين المعتدلين، وليس لدينا مانع في وصولهم للسلطة عبر صندوق الانتخاب بل الأهم من ذلك أننا قررنا أن نفتح قنوات للحوار مع منظمات ‹إرهابية› مثل حماس والجهاد وحزب الله الموالي لإيران، وأيضا منظمات أصولية أخري في العالم كله، بل حتي لدينا مشروع للاتصال بحركة طالبان في أفغانستان لدراسة مشاركتها في السلطة مقابل التخلي عن السلاح.

 

صدام حسين : إذن بدأتم تعيدون التفكير في نهجكم الخاطئ؟
­
رامسفيلد: إنه التطور الطبيعي للأمور، نحن نسعي إلي نشر الديمقراطية في كافة البلدان والحركات الخاضعة للاستبداد.

صدام حسين : أفلحتم إن صدقتم، أنا أعرف حقيقة أهدافكم، وإذا كنتم صادقين حقا فعليكم أن تبدأوا فورا أنتم وحلفاؤكم الانسحاب من العراق، وعليكم أيضا أن تراجعوا موقفكم الداعم لإسرائيل. إنني أعرف أن رئيسك عنيد ومكابر وليس صادقا.
­
رامسفيلد: إنه رئيس ديمقراطي منتخب، وليس حاكما دمويا مثلك.

 

صدام حسين : الإرهاب صناعتكم والكذب أسلوبكم.
­
رامسفيلد: إن هذا العرض هو فرصة تاريخية لكم، سنفرج عنك وسنتشاور معك في كل ما يخص شئون الحكم في العراق، إذا رفضت هذا العرض فالفرصة لن تعوض.

 

صدام حسين : أنا لا أبحث عن الفرص، ولا أبحث عن طريق لإنقاذ رقبتي من حبل المشنقة التي نصبتموها للعراق كله، لو أردت ذلك لقبلت بالعرض الروسي وأنقذت ولديٌ وحفيدي من الشهادة، أنا لا أعرف ما هو مصير أسرتي وبناتي وأحفادي، ولكن ثق أنني مهتم بكل مواطن عراقي وبمستقبل العراق العظيم أكثر من اهتمامي بنفسي وأسرتي.
لقد سبق أن عرضتم عليٌ قبل ذلك عن طريق رجالكم أن أقرٌ بأن أسلحة الدمار الشامل هربت إلي سوريا وقلتم إن الثمن هو الافراج عني، فرفضت وها انذا أكرر الرفض مرة أخري.

­ رامسفيلد: أنا لا أريد منك رفضا، أنا أريد منك التفكير، نحن نعاود تقييم مواقفنا في الوقت الراهن، نحن نريد وقف الدماء التي تتدفق من كلا الجانبين، ولذلك يأتي عرضنا من منطق القوة وليس من منطق الضعف.
لقد طلبنا من جلال الطالباني أن يدلي بتصريح ينفي فيه أية نوايا لإعدامكم كبادرة حسن نوايا منا، ونحن لدينا استعداد لمراجعة موقفنا كاملا من العملية السياسية في العراق بأكملها وأن نتحاور معك ومع رجالك في هذا الأمر.

صدام حسين : هل أنتم مستعدون للانسحاب أم لا؟


­
رامسفيلد: يمكن أن نبحث إعادة الانتشار، إن قواتنا أعدت قواعد للبقاء فترة طويلة يمكن أن ننسحب من الشوارع والمدن ولكن سنبقي في القواعد لفترة من الوقت.

صدام حسين : إذن أنتم تريدون عميلا جديدا يضاف إلي هذا الطابور من العملاء، لا يا سيد رامسفيلد.. لا تنس أنك تتحدث مع صدام حسين رئيس دولة العراق

.
­
رامسفيلد: لكنك خسرت السلطة.

 

صدام حسين : لم يبق لي سوي الشرف، والشرف لا يباع ولا يشتري.
­
رامسفيلد: لكن الحياة لها قيمة لا تقدر.

صدام حسين : لا قيمة للحياة بدون الكرامة، وأنتم سلبتم العراق كرامته عندما دنستم أرضه وسوف نسترد كرامتنا سواء بقي صدام حسين أو استشهد.
­
رامسفيلد: إن أنصارك الذين تحاورنا معهم قالوا لنا إنك صاحب القرار الأول والأخير، هل كانوا يتوقعون رد فعلك؟

صدام حسين : بالقطع هم يعرفون أن صدام حسين لايستطيع أن يتراجع علي حساب وطنه وكرامته.
­
رامسفيلد: التاريخ سيحملك مسئولية الدماء التي تسال في العراق.

 

صدام حسين : بل التاريخ سيحاكمكم علي جرائمكم.. لقد حذرتكم من قبل وقلت لكم ستنتحرون علي أسوار بغداد، وها أنتم تدفعون الثمن، أرجوك أن تذهب إلي لندن وتقرأ سجلات وزارة الخارجية البريطانية لتعرف بعضا من ملامح كفاح الشعب العراقي في مواجهة أصدقائكم البريطانيين الذين تكررون أخطاءهم وتشركونهم معكم.. الشعب العراقي شعب عنيد ولا يخاف الموت.. والمقاومة أقوي مما تتصورون ولذلك أبشركم بالمزيد

 

منبع: صحيفة الاسبوع 2/5/2005 (مجله مصری) / مقاله همنشین بهار (گر صدّام، به «کاسترو» گوش کرده بود… )- سایت دیدگاه