سياسی

کارگران، طبقۀ متوسّط، کودتاچیان نظامی و انقلاب مداوم

حُسّام الحَمَلاوی *، «الجدلیّة»، 12 فوریۀ 2011

مترجم: کیوان نوفرستی
میلیتانت

از دیروز، و در واقع از مدّت ها پیش، فعّالین طبقۀ متوسّط به اسم «میهن پرستی»، مشغول تحریک و برانگیختن مصری ها به توقف اعتراضات و بازگشتن بر سر کارها بوده اند؛ آنان مضحک ترین موعظه ها را سرمی دهند: «بیایید مصر نوینی را بسازیم»، «بیایید حتی سخت تر از گذشته کار کنیم» و غیره. در حقیقت امّا باید بدانید که مصری ها در زمرۀ سخت کوش ترین کارگران و کارمندان سراسر جهان هستند.

آن دسته از فعّالین مذکور، از ما می خواهند که گذار به دموکراسی را به ژنرال های مبارک بسپاریم؛ یعنی به همان کودتاچیانی که بالغ بر 30 سال، ستون فقرات دیکتاتوری حسنی مبارک را تشکیل داده اند. حتی اگر من باور کنم که شورای عالی نیروهای مسلح- به مثابۀ نهادی که سالانه 1.3 میلیارد دلار از ایالات متحده دریافت می کند- دست آخر گذار به یک دولت «مدنی» را مهندسی خواهد کرد، امّا کوچک ترین تردیدی ندارم که چنین دولتی، ضامن تداوم و بقای سیستمی خواهد بود که هرگز به امتیازات ارتش دست درازی نمی کند و نیروهای مسلح را به عنوان سازمانی حفظ می کند که حرف آخر را در سیاست می زند (مانند مثلاً ترکیه)، سیستمی که تضمین می کند مصر از سیاست خارجی آمریکا پیروی خواهد کرد، حتی اگر این سیاست خارجی تحمیلی، صلح ناخواسته با دولت آپارتایدی اسرائیل باشد؛ سیستمی که راه را برای استقرار نیروی دریایی آمریکا در کانال سوئز هموار کند، از تداوم محاصرۀ غزّه و صادرات گاز طبیعی به اسرائیل با قیمت های سوبسیدی پشتیبانی کند.

دولت «مدنی»، صرفاً به آن معنا نیست که اعضای کابینه، یونیفورم نظامی به تن نکنند. یک دولت مدنی، دولتیست که بدون مداخله از سوی مقامات بالا، تماماً بیانگر مطالبات و آمال مردم مصر باشد. و به نظر من چنین چیزی به سختی می تواند از سوی هیئت کودتاچیان تحمّل یا انجام شود.

از سال 1952 به این سو، نیروهای نظامی، در رأس هیئت حاکمۀ این کشور بوده اند. رهبران نظامی، همگی جزوی از این هیئت هستند. هرچند افسران و سربازان جوان اکنون متحدین ما به شمار می روند، امّا ما حتی یک لحظه هم نمی توانیم به ژنرال ها اعتماد و اطمینان داشته باشیم. به علاوه، آن رهبران ارتشی باید بازجویی شوند. من به شخصه می خواهم اطلاعات بیش تری از دخالت آنان در حوزۀ اقتصادی داشته باشم.

تمامی طبقات مصر در خیزش های اخیر شرکت کردند. در میدان تحریر، شما دختران و پسران نخبگان مصر را همراه با کارگران، شهروندان طبقۀ متوسّط و فقرای شهری می دیدید. مبارک تقریباً تمامی اقشار جامعه، من جمله بخش وسیعی از بورژوازی را از خود رانده است. امّا باید به یاد داشت که تنها وقتی سه روز پیش، کارگران اعتصابات خود را آغاز کردند، آن گاه دولت در آستانۀ خردشدن قرار گرفت و ارتش به اجبار مبارک را وادار به استعفا کرد؛ چرا که اقتصاد در حال سقوط بود.

برخی از شروع اعتصاب به وسیلۀ کارگران متعجّب شده اند. واقعاً نمی دانم چه بگویم. این اظهار تعجّب، کاملاً احمقانه است. کارگران طولانی ترین و پایدارترین موج اعتصابی را در تاریخ مصر از سال 1946 به این سو، به وجود آورده اند. موجی که با اعتصاب المحلة در دسامبر 2006 آغاز شد. این خطای کارگران نیست که شما نسبت به رویدادها و تحوّلاتشان بی توجّه بوده اید. طی سه سال گذشته، هر روز اعتصابی در کارخانجات مختلف رخ می داد؛ چه قاهره و چه سایر استان ها. این اعتصابات، نه فقط اقتصادی، بلکه در اساس سیاسی بود.

از روز نخست خیزش های ما، طبقۀ کارگر در اعتراضات نقش داشته است. تصوّر می کنید معترضین المحلة، سوئز و یا کفر الدوّار چه کسانی بودند؟ هرچند البته کارگران در این جا به عنوان «تظاهرکننده» و نه الزماً «کارگر» در اعتراضات نقش داشتند؛ یعنی حرکت های آنان مستقلاً صورت نمی گرفت.

دولت با اعلام حکومت نظامی، تعطیلی بانک ها و سازمان ها، اقتصاد خود را متوقّف کرد و نه معترضین را. در واقع این اقدام آن ها، اعتصاب سرمایه داری بود با هدف ارعاب مردم مصر. تنها آن هنگام که دولت تلاش کرد تا روز یکشنبه اقتصاد را به وضعیّت «طبیعی» سابق بازگرداند، کارگران به کارخانه های خود برگشتند، پیرامون شرایط فعلی به بحث پرداختند، همراه یک دیگر سازماندهی نمودند و به مثابۀ یک گروه، حرکت کردند.

اعتراضات کارگری این هفته، هم اقتصادی و هم سیاسی بود. در برخی مناطق، کارگران «سقوط رژیم» را در فهرست مطالبات خود قرار نداده بودند، با این حال آن ها همان شعارهایی را سر دادند که در میدان تحریر و سایر نقاط استفاده می شد (البته تا آن جا که به خاطر دارم، با این حال مطمئن هستم که شعارهای دیگری هم وجود داشته است). به علاوه کارگران فهرستی از مطالبات سیاسی خود را در همبستگی با انقلاب مطرح کردند.

این کارگران، به این زودی ها به خانه هایشان بازنمی گردند. آن ها دست به اعتصاب زدند، چرا که دیگر قادر نبودند تا خانواده هایشان را سیر کنند. با عقب نشینی مبارک، آن ها جسور تر گشته اند. بنابراین نمی توانند بازگردند و به کودکانشان بگویند که ارتش وعده داده است تا ظرف نمی دانم چند ماه، نان و حقوق آن ها را می دهد. بسیاری از اعتصاب کنندگان در حال مطرح کردن مطالبات دیگری هستند، مانند تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل از فدراسیون فاسد و دولتی اتحادیه های کارگری مصر.

امروز من اخباری مبنی بر اعتراضات هزاران نفر از کارگران بخش حمل و نقل عمومی در الجبل الأحمر دریافت کرده ام. کارگران موقت در کارخانۀ حِلوان هم در حال اعتراض هستند. تکنسین های راه آهن، در حمل و نقل قطارها وقفه ایجاد کرده اند. هزاران نفر در کارخانۀ شکر الحوامدیة در حال اعتراض اند و کارگران نفت هم فردا اعتصابی را برای مطرح ساختن مطالبات اقتصادی، به زیر سؤال بردن سامح فهمی- وزیرنفت- و هم چنین توقف صادرات گاز به اسرائیل آغاز خواهند کرد. اخبار دیگری هم از سایر مراکز صنعتی به گوش می رسد.

در این لحظه، احتمال دارد که اشغال میدان تحریر به حالت تعلیق درآید. امّا ما اکنون باید تحریر را به سایر کارخانجات ببریم. با پیشرفت انقلاب، لاجرم یک قطب بندی طبقاتی هم رخ خواهد داد. ما باید هوشیار باشیم و نباید در این جا، متوقف گردیم… ما کلید رهایی کلّ منطقه، و نه فقط مصر را در اختیار داریم… پیش به جلو، با انقلاب مداومی که دموکراسی مستقیم از پایین را به مردم این کشور خواهد بخشید.

* روزنامه نگار و وبلاگ نویس تروتسکیست مصری، عضو مرکز مطالعات سوسیالیستی مصر

منبع:

http://www.jadaliyya.com/pages/index/629/the-workers-middle-class-military-junta-and-the-