نظری

آشنائی با جهان بینی پراگماتیسم

مانفرد بور
برگردان شین میم شین

دایرالمعارف روشنگری

چارلز سندرز پیرس (1839 ـ 1914)
ریاضیدان، فیلسوف و منطقدان آمریکائی
مؤسس پراگماتیسم
مؤسس سمیوتیک (همراه با فردیناند ساسور)


پراگماتیسم نامی است، برای جهان بینی ایدئالیستی ـ ذهنی و اگنوستیسیستی رایج در کشورهای انگلوساکسن که به پیروی از چارلز سندرز پیرس ـ قبل از همه ـ از سوی ویلیام جیمز توسعه داده شده و توسط شیلر و جان ده وی تدوین یافته است.
فرمی که جان ده وی به پراگماتیسم داده، به اینسترومنتالیسم (ابزارگرائی) نیز معروف شده است.

پراگماتیسم را می توان فرم نمودین انگلوساکسنی فلسفه حیات تلقی کرد.
پراگماتیسم در موارد بیشماری با جهان بینی نیچه انطباق دارد و در بسیاری از مسائل با پوزیتیویسم که شدیدا تحت تأثیرش قرار دارد، سازگار است.

از دیدگاه پراگماتیسم، کلیه تصورات، مفاهیم، قضاوت ها و نظرات ما قواعدی اند، برای رفتار (پراگمای) ما و «حقیقت» آنها، تنها در سودمندی عملی آنها برای زندگی ما نهفته است.

معیار حقیقت، از دیدگاه پراگماتیسم، عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی.

به قول ویلیام جیمز، «حقیقت هر چیز بوسیله نتیجه نهائی آن اثبات می شود
به عبارت دیگر «هرتصور تا زمانی که برای زندگی ما مفید باشد، حقیقی محسوب می شود

مسئله حقیقت، از دیدگاه پراگماتیسم بطورکلی، عبارت است از مسئله ای که در «منطق»، «کلاس درس» و یا در «پای موعظه و منبر» معنی پیدا می کند.
در زندگی عملی نه حقیقت تصورات ما، بلکه «ارزش نقد» آنها، فایده، منفعت و نتیجه آنها در رابطه با منافع متغیر و خاص ما مطرح است.

پراگماتیسم این درک و برداشت خود از حقیقت را، نه تنها در عرصه تئوری شناخت، بلکه در مورد مسائل اخلاقی نیز معتبر می داند.


اخلاق از دیدگاه پراگماتیسم، پیشداوری به میراث مانده است:
در زندگی عملی هنجارهای اخلاقی معتبر برای همه، وجود ندارند.

با درک پراگماتیستی حقیقت و اخلاق، دو شاخص دیگر پراگماتیسم، یعنی رلاتیویسم و پلورالیسم در پیوندتنگاتنگی قرار دارند.

اخلاق، اتیک، رلاتیویسم و پولورالیسم بتدریج مستقلا و مفصلا توضیح داده خواهند شد.

تقلیل حقیقت و اخلاق به سودمندی و فایده رسانی برای افراد و یا گروه هائی از انسانها، گشتاور تعیین کننده ای در جهان بینی پراگماتیسم است.
دلیل آن ـ قبل از همه ـ این است، که پراگماتیسم به بخش لاینفک ایدئولوژی امپریالیسم آمریکا بدل شده است.


بنام پراگماتیسم، هر عملی که برای امپریالیسم آمریکا مفید و موفقیت آمیز باشد، می تواند هم اخلاقی و هم حقیقی تلقی شود:
در سیاست داخلی:
پایمال کردن حقوق و آزادی های بورژوائی ـ دمکراتیک و پیشبرد فرم های حاکمیت و سرکوب دیکتاتورمنشانه.
در سیاست خارجی:
تجاوز به دولت های دیگر و اقدامات ستمگرانه در حق ملت های دیگر.


مراجعه کنید به دیالک تیک پراتیک و تئوری، آگنوستیسیسم (ندانمگرائی)

پایان