نظری

سیر و سرگذشت دئیسم

مارتین فونتیوس (1934)

دانشمند استه تیک آلمانی

استاد دانشگاه د رئیس مرکزپژوهشی روشنگری اروپا

متخصص آثار ولتر، روشنگری فرانسه و آلمان

مؤلف دایرة المعارف «مفاهیم بنیادی استه تیک»

پروفسور مارتین فونتیوس

برگردان شین میم شین

دایرالمعارف روشنکری

• دئیسم یک جریان مذهبی ـ فلسفی در روشنگری انگلیس، فرانسه و آلمان بوده، که بمثابه پاسخی برای کشمکش های طبقاتی در قرن شانزدهم و هفدهم که زیر پرچم مذهب صورت می گرفت، ایده یک مذهب طبیعی و یا طبیعتمذهب مبتنی بر عقل و مبتنی بر جنبه های مثبت همه مذاهب را توسعه می دهد و ضمنا تعالیم مسیحیت و تاریخ آن را به تیغ انتقاد سیستماتیک می سپارد.

• تنش درونی تفکر دئیستی از تضاد ناآگاهانه میان موضع حقوقی ـ طبیعی آغازین آن و نطفه های نگرش تاریخی آن نشأت می گیرد، که دئیسم به عنوان وظیفه ای برای توضیح رابطه تاریخی مذهب طبیعی و مسیحیت برای خود تعیین کرده بود.

• تأثیر دئیسم در قرن هجدهم میلادی غول آسا بوده، اکثریت روشنگران، دئیست بوده اند.

بخش اول

نام دئیست

• نام دئیست در قرن شانزدهم، احتمالا برای نامیدن طرفداران سوسی نیاریسم و یا مکتب ضد تثلیث بکار می رفت که از (اب و ام و روح القدس) تنها اب را بمثابه خدا قبول داشتند.

• در ادبیات مدرن واژه «دئیست» را برای اولین بار چارلز بلونت (1659 ـ 1693 میلادی) در مورد خودش بکار برد.

• معانی مترادف با آن بشرح زیر بوده اند:

• «آزاد اندیش»، که به کسانی اطلاق می شد که جسارت تفکر آزاد بر ضد اوتوریته کلیسا را داشتند.

• «ناتورالیست»، که در مورد کسانی بکار می رفت، که با اعتقاد به ماوراء الطبیعه و وحی مخالف بودند.

• طرفداران مذهب طبیعی.

• منشاء تاریخی دئیسم حاکی از فرقه ای مسیحی است که علیرغم داشتن برچسب انتقاد از مذهب، دارای اعتقادات مذهبی راستین بوده و بارها در صدد تشکیل همبود مذهبی دئیستی برآمده، ولی ناکام مانده است (تولاند، ولتر، روبسپیر).

• میراث معنوی دئیسم را هگل ، در اثر خود تحت عنوان «مذهب شنلسی آلمانی قرن نوزدهم میلادی» بارآور می سازد.

• هگل در این اثر خود همه جا از مسائلی آغاز به بحث می کند که دئیست ها مطرح کرده اند.

برونو باوئر (1809 ـ 1882)

تئولوگ، منتقد انجیل، فیلسوف و تاریخدان

• مهمترین نمایندگان دئیسم عبارت بودند از هگلیانیست های جوان (اشتراوس، برونو باوئر) و بنیانگذار مکتب توبینگر (کریستیان باوئر)، که ماتریالیسم تاریخی در چالش با نظرات آنان ـ آن سان که فرانتس مرینگ خاطر نشان می شود ـ به حل مسئله پیدایش مسیحیت نایل می آید.

داوید فریدریش اشتراوس (1808 ـ 1874)

نویسنده، فیلسوف و تئولوگ

• از اواخر قرن نوزدهم، با کاهش نفوذ تفکر اروپا مرکزبین و با رشد تفکر ماتریالیستی که پیدایش تفکر مذهبی از موضوعات مهم آن بوده، جذابیت علمی دئیسم رو به افول می رود.

• بررسی کلی ترولچ جوان در سال 1892 میلادی راجع به دئیسم هنوز هم اعتبار خود را حفظ کرده است.

ارنست ترولچ (1865 ـ 1923)

تئولوگ، فیلسوف فرهنگ و سیاستمدار لیبرال

بخش دوم

مشخصات اصلی دئیسم

• مشخصات اصلی دئیسم به شرح زیر اند:

• مفهوم مذهب طبیعی.

• جهانتصویر مکانیستی و سنسوئالیسم.

• ایده مسیحیت آغازین و شناخت تاریخی.

مشخصه اول دئیسم

مفهوم مذهب طبیعی

• دئیسم بکمک مفهوم مذهب طبیعی، بمثابه مفهوم مرکزی خویش با تعالیم کلیسا که در آنها عقل و مذهب طبیعی بطور رادیکال تابع اعجاز وحی اند، رابطه برقرار می کند.

• مذهب طبیعی آغازین بنا بر سنت تاریخی ـ دگمی (سنت مبتنی بر تاریخ دگم ها) با ارتکاب گناه از سوی آدم و حوا و به سبب گناهکاری مادرزادی ناشی از آن نابود می گردد.

• با ابلاغ مجدد قانون طبیعی الهی در تورات، غبارآلودگی عقل انسانی اما بکلی از میان برداشته نمی شود.

• انجیل ـ بعدها ـ قانون اخلاقی مسیحی را ابلاغ می کند، قانونی که در عشق مطلق به خدا راه نجات را نشان می دهد.

• از این پیشتاریخ می توان دریافت که چرا ایده مذهب طبیعی نخست از سوی طرفداران کلیسا به خدمت گرفته می شود و چرا این ایده می تواند نبردافزاری بهتر از سلاح اسکولاستیکی ـ ارسطوئی در اختیار آنان قرار دهد.

• اندیشه وحی آغازین امکان رهائی از شر دشواری هائی را فراهم می آورد که تقویم انجیلی پس از کشف فرهنگ های متعالی آسیائی دچارش شده بود.

• زیرا کشف فرهنگ های متعالی آسیائی افق تاریخی را طویلتر از آنچه که در انجیل آمده بود، جلوه گر می سازد.

• بورژوازی در حال توسعه هرچه بیشتر جهانتصویر فئودالی را متزلزل می سازد و از حقوق طبیعی مسیحی، با حذف عناصر استوئیستی، حقوق طبیعی مدرن روشنگری را پدید می آورد، به همان میزان نیز مفهوم «مذهب طبیعی» تغییر معنی می دهد.

• بدین طریق عوامفریبی مسیحیت بی اعتبار می شود و عقل بشری حق بجانب بودن خود را آشکار می سازد و تنها آنچه که این عقل ببرکت حقیقت درونی توصیه می کند و با محتوای اخلاقی اش برای جامعه مفید واقع می شود، اکنون نام «مذهب طبیعی» به خود می گیرد.

• عدالت و خردمندی، بمثابه مطالباتی که از قانون طبیعی کلی نشأت می گیرند، نه با لعن و تکفیر آنتیکی سازگاری دارند و نه با یاوه های خردستیز کلیسائی از قبیل گناه آدم و حوا و نجات و غیره.

• محرکه های اجتماعی این روند ایدئولوژیکی واضح و روشن اند:

• تضاد میان غریزه و عقل باید با نفی طبیعت فاسد انسانی ـ که مورد ادعای مسیحیت بوده ـ حل شود و انسان به صلح با خویشتن خویش نایل آید.

• چنین مفهوم تعمیمگر مذهب به دو پیش شرط نیاز داشت:

• پیش شرط اول عبارت بود از اینکه بجای برخورد دگماتیکی به مذهب، برخورد پسیکولوژیکی اعتبار عام کسب کند و بدین طریق ایمان بمعنی یک شیوه رفتار روحی و مذهب بمثابه دینداری فهمیده شود.

• پیش شرط دوم عبارت از این بود که نطفه های هومانیستی یک میتولوژی مقایسه گر چندان رشد یافته باشند که امکان مقایسه تاریخ مذاهب فراهم آید.

• وسیعتر شدن میدان دید تاریخی ببرکت توسعه کولونیالیسم و مبلغان (میسونرهای) مذهبی به این امر کمک می کند.

• پیوند این متد پژوهش پسیکولوژیکی و تاریخی امکان درک مذهب طبیعی را بمثابه مفهوم ماهیت عام مذهب فراهم می آورد.

• با این مفهوم عام که هنوز حاوی ایمان به خدا، سجایای اخلاقی و بیمرگی بود، معیاری بدست می آید که قضاوت در باره مذهب مثبت را امکان پذیر می سازد.

مشخصه دوم دئیسم

جهانتصویر مکانیستی و سنسوئالیسم

• سنسوئالیسم (حسگرائی) جان لاک و جهانتصویر مکانیکی نیوتون برای توسعه دئیسم نقش تعیین کننده بازی می کنند.

• حسگرائی جان لاک باید تئوری شناخت پایه ای دئیسم را تشکیل دهد و

• جهانتصویر مکانیکی نیوتون باید متافیزیکی باشد که دئیسم بر روی آن بنا می شود و تحت نفوذ شدید آن قرار داشته باشد.

• (جهانتصویر کلمه مرکب جدیدی است که ما همراه با کلمات ترکیبی دیگر از قبیل انسان ـ تصویر، تاریخ ـ تصویر و غیره بکار می بریم.

• جهانتصویر ـ در زبان عامیانه ـ مترادف با جهان بینی بکار می رود.

• جهانتصویر برخلاف جهان بینی که حاکی از درک فعال ترکیبگرانه و سیستم سازانه یکپارچه از جهان است و نتایج رشته های علوم منفرد مختلف را در اختیار نقطه نظر واحدی قرار می دهد، عبارت است از ترکیبی از نتایج یک علم منفرد واحد.

• بدین سان است که از جهانتصویرهای فیزیکی، بیولوژیکی، ستاره شناسی و غیره سخن می رود که ضمنا جهانتصویرهای مورد نظر در رابطه نظامی قرار می گیرند و می توانند با یکدیگر تناقضاتی داشته باشند.

• جهانتصویر ـ بر خلاف جهان بینی ـ انعکاس فلسفی آگاهانه نیست و لذا چسبیدن به جهانتصویر صرف یکی از علوم منفرد (فیزیک، بیولوژی و غیره) یکی از گشتاورهای پوزیتیویسم است. مترجم)

• با کشف قانون جاذبه، قانونمند بودن سرتاسری کل کاینات به اثبات رسید و قابل شناسائی بودن جهان، که مورد ادعای کارتزیانیسم بود، مورد تأیید قرار گرفت و مفهوم سنتی خدا از ریشه به لرزه در افتاد.

• ایده خدا مورد انتزاع ریشه ای قرار گرفت و قبل از همه، عمدتا از تصورات انسانواره مبرا شد.

• آنچه از خدا باقی ماند، عبارت بود ازاصل اولیه غیرشخصی در فاصله زمانی و مکانی بعید، معمار جهان که مخلوقش، یعنی جهان، پس از احراز یکباره قوانین، در مدار خود به چرخش می پردازد.

• گذار از این نقطه نظر به ماتریالیسم آسان بود، چون حرکت ماده بوسیله قانون جاذبه، بی نیاز از تلنگر اولیه، قابل توضیح بود، اگر چه در واقع بندرت و فقط از سوی تولاند و دیدرو صورت می گرفت.

• تطهیر عمیقتر تصور خدا، تعیین جای آن در جهان شناسی، به ایده خدا اعتبار و اطمینان بیشتری بخشید و دئیست ها، آن را نه باختی مذهبی، بلکه بردی تلقی کردند، اگرچه عملا از این طریق، بطرز تعیین کننده ای کلیسازدائی سرعت گرفت.

• از دیدگاه دئیسم، هارمونی و غائیت «ماشین اعجازآمیز» طبیعت دلیل بر وجود خدا ست.

• در ایده جهان بی عیب و نقص که خدا به پستو رانده می شود، توکل طبقه اجتماعی بالنده ای نهان شده است.

• وجود بدبختی ها و شرارت های خدا خواسته در جهان به عنوان وسیله آزمایش بندگان تلقی می شوند تا این خوشبینی بتواند بصورت یک راه نجات لائیک بر تضادهای واقعیت عینی غالب آید.

• مسئله اصلی تفکر دئیستی را نه رابطه خدا و جهان، بلکه بررسی انتقادی رابطه عقل و وحی تشکیل می دهد.

• این نتیجه نهائی طرح سنسوئالیستی (طرح مبتنی بر حسگرائی) مسئله بود که برای اولین بار امتحان لیاقت معرفتی انسان را بطور کلی، به درجه مسئله اساسی فلسفه ارتقا داد.

• اگر کلیه معارف ما ـ در وهله اول ـ بوسیله حواس ما حاصل می آیند، پس مناسب ترین چیزی که در باره وحی می توان گفت، این است که آن تجارب تاریخ بشری را پیشگوئی کرده است.

• دئیسم از این آشتی دادن عقل با وحی توسط جان لاک، اهرم متدئولوژیکی تعیین کننده ای را بدست می آورد.

• اما همین آشتی میان عقل و وحی، پطر آنت را در انگلستان به نفی وحی و به آته ئیسم سوق داده بود.

مشخصه سوم دئیسم

ایده مسیحیت آغازین و شناخت تاریخی

• حسگرائی و ایده مذهب طبیعی یونیورسال هر چه کمتر برای تأثیرگذاری مشترک تعیین شده باشند، شناخت تاریخی و مذهب طبیعی غیرتاریخی به همان اندازه کمتر می توانند با هم دمساز شوند.

هربرت فون چربری (1583 ـ 1648)

سرباز، دیپلمات، تاریخدان، شاعر و مذهبفیلسوف بریتانیائی

• اما آن دو ـ علیرغم این ـ در دئیسم به وحدت می رسند و به سبب همین مشخصه دوگانه، میان دئیسم آغازین (هربرت فون چربری) و دئیسم واپسین (هیوم، هردر) تفاوت ماهوی وجود دارد و دئیسم با یکسان شمردن مذهب طبیعی و مسیحیت آغازین به کشفی نایل می آید که مجموعه تحقیقات بعدی بر آن استوار می شوند:

• مسیحیت را تنها زمانی می توان بمثابه مذهب طبیعی تلقی کرد که از قید و بند کلیسائی ـ تاریخی اش آزاد شود.

• پیش شرط این آزادی از قید و بند کلیسائی ـ تاریخی عبارت است از برسمیت شناختن کلیسا و مسیحیت بمثابه دو ضد.

• و این شناخت تدارک دیده شده در انتقاد رفرماسیون از کاتولیسیسم و در انتقاد دسنت ها، سوسینیان ها و آرمینیانیست ها از پروتستانتیسم را دئیست ها (البته اغلب با وسایل نامناسب) بطور سیستماتیک به کمال رساندند.

• جدا کردن حساب همبود های مسیحی آغازین از حساب کلیسا در مورد مفهوم توسعه مسیحیت نیز اعتبار کسب می کند و تحقیق فشرده تاریخ مسیحیت آغازین را الزامی می سازد.

• همزمان، با مفهوم مسیحیت آغازین، امکان آن پدید می آید که ایده بطور حقوقی ـ طبیعی تعیین شده از ماهیت مسیحیت بر ضد مسیحیت مشخص در تاریخ و در عصر حاضر بکار برده شود و بدین طریق، آموزش کلیسائی را از درون متلاشی سازد.

• دئیسم تأثیرگذاری خود را در قرن هجدهم میلادی ـ قبل از همه ـ مدیون این سلاح بوده است.

ژان ژاک روسو (1712 ـ 1778)

نویسنده، فیلسوف، پداگوگ، طبیعت پژوه و کمپونیست

از تدارک بینندگان معنوی انقلاب فرانسه

بخش سوم

تاریخچه دئیسم

پروفسور مارتین فونتیوس

برگردان شین میم شین

1

تاریخچه دئیسم در انگلستان

دیوید هیوم (1711 ـ 1776)

فیلسوف، اقتصاددان و تاریخدان

از نمایندگان برجسته روشنگری انگلستان

از اقتصاددان ما قبل اقتصاد کلاسیک

معلم کانت و از دوستان و همفکران آدام اسمیث

• نمایندگان دئیسم در انگلستان با قاطعیت و پیگیری عظیمی ستون فقرات تعالیم مسیحیت را در هم شکستند.

• آنها دگم هائی از قبیل معصیت آدم و حوا، اعجاز، غیبگوئی، روز رستاخیز و بطورکلی تار و پود مذهب وحی را متلاشی کردند.

• آثار اصلی دئیست های انگلیسی بشرح زیر بوده اند:

جان لاک: بی پایگی مسیحیت 1695

تولاند: بی محتوائی مسیحیت 1696، مسیحیت نصرانی و یا یهودی، جنتیل و ماهومتان 1713

کولینس: بررسی آزاد اندیشی 1724، بررسی دلایل و دعاوی مذهب مسیح 1724

وولستون: مطالب ششگانه راجع به اعجاز ناجی ما 1727 ـ 1729

تیندال: مسیحیت به سن و سال خلقت 1730

انت: رستاخیز عیسی 1744، ماوراء الطبیعه 1747، تاریخچه و خصلت پل مقدس 1749

هیوم تاریخ طبیعی مذهب 1757

• اثر هیوم (معلم کانت) تحت عنوان «تاریخ طبیعی مذهب» (1757 میلادی) به معنی پایان دئیسم انگلیسی است.

• بدین طریق، پل موجود میان علم و مذهب در هم شکسته می شود.

• مذهب تنها بمثابه ایمان و نه بمثابه دانش امکان پذیر اعلام می شود.

• در نتیجه، فاتحه مفهوم عقلی خدا و ایده دئیستی مذهب طبیعی خوانده می شود.

• بینش تاریخی ژرفکاو هیوم در می یابد که توسعه مذهبی مدیون توسعه اجتماعی است.

• نه روی برتافتن از مذهب عادی آغازین، بلکه انیمیسم، چند خدائی و تک خدائی مراحل واقعی تاریخ مذهب را تشکیل می دهند.

2

تاریخچه دئیسم در فرانسه

ولتر (1694 ـ 1778)

از متنفذترین مؤلفین روشنگری فرانسه

در فرانسه، قرن هجدهم را «قرن ولتر» می نامند.

از منتقدین سرسخت استبداد، حاکمیت فئودالی و انحصار جهان بینانه کلیسای کاتولیک.

از تدارک بینندگان معنوی برجسته انقلاب فرانسه

حربه او در دفاع از اندیشه های خویش عبارت بود از:

استیل بیان عامه فهم، طنز و طعنه و ریشخند.

• دئیسم در فرانسه توسط ولتر و روسو به درجه قدر قدرتی معنوی اعتلا می یابد.

• انتقاد دئیستی در این میان، می تواند با چالش درونکلیسائی و با کارهای پیشین ژزوئیت ها پیوند مستقیم بر قرار کند.

• دئیسم فرانسوی در روشنگری آغازین مجبور بود که نقاب اوتوپیستی بر سر کشد و یا بطور زیر زمینی به پخش جزوات مخفی بپردازد.

• (روشنگری را ما مستقلا و مفصلا توضیح خواهیم داد. مترجم)

• دئیسم فرانسوی در روشنگری آغازین تحت تأثیر بیل و بویژه تحت تأثیر انتقاد پیشگویانه اسپینوزا از انجیل قرار داشت.

• توسعه اصیل تفکر دئیستی تحت چنین شرایطی غیرممکن بود.

• یزوئیت ها میان سنسوئالیسم و مذهب طبیعی پیوند بر قرار کردند.

• جهانتصویر ولتر از زمان لشکرکشی او برای دفاع از نیوتون شاخص دئیسم فرانسوی شد.

• ولتر حتی در زمان حیاتش، لقب آته ئیست مستور را داشت.

• در واقع، این دئیسم شورانگیز ولتر بود که موجب انتقاد بیرحمانه او از مذهب و کوشش های توضیحی بیشمار تاریخی او از مسیحیت و تأثیرگذاری ژرف او بر سرتاسر قرن می شود.

• این امر ـ با شدت بمراتب بیشتری ـ در مورد تأثیر غول آسای ژان ژاک روسو بر آلمان نیز اعتبار دارد.

• ایمان الهی دیگرگونه و پرعطوفت روسو با احساسات و عواطف مذهبی اقشار پهناوری از مردم انطباق داشت و از این رو بود که ارتدوکسی (یعنی مذهب رسمی) روسو را بمثابه خطرناکترین دشمن خود مورد تعقیب و پیگرد قرار می داد.

پل هنری تیری د هولباخ (1723 ـ 1789)

از متفکران رادیکال قرن هجدهم و از همکاران دیده رو و دآلمبر

و از مؤلفین دایرة المعارف (35 جلدی)

آته ئیست، دترمینیست و ماتریالیست.

• اگر آته ئیست بی چون و چرائی مانند هولباخ در سال های 60 بیش از بیست و چهار اثر دئیستی روشنگری آغازین انگلیس و فرانسه را تجدید چاپ، ترجمه و یا برای اولین بار چاپ و در اختیار مردم قرار می دهد، حاکی از این امر است، که عمر تاریخی دئیسم هنوزبه پایان نرسیده و چه بسا ناپیگیری های آن از تأثیربخشی چشمگیرتری برخوردار بوده اند.

• آثار مهم دئیسم فرانسه بشرح زیر بوده اند:

ولتر: نامه ای برای اورانیه 1722، نامه های فلسفی 1734، قوانین طبیعی (شعر) 1752، رساله اخلاق 1753 ـ 1756، فرهنگ فلسفه 1764، انسان و خدا 1769

روسو: فصلی از کتاب امیل 1762، نامه های کریستوف دبیامون 1763، نامه های الریته دلامونتان 1764

هولباخ: مسیحیت 1766، تاریخ انتقاد از عیسی مسیح 1770، انتقاد از پل مقدس 1770، سیستم طبیعت 1770

3

تاریخچه دئیسم در آلمان

هرمان ساموئل رایماروس (1694 ـ 1768)

پروفسور زبان های شرقی، نماینده دئیسم و از منتقدان انجیل

• خودویژگی دئیسم آلمانی ـ در مقایسه با دئیسم فرانسوی ـ عبارت است از تأثیر قبلی و ثابت دئیست های انگلیسی بر آن و وابستگی کامل آن به راسیونالیسم ولف که در آن مذهب طبیعی و متافیزیک با هم پیوند ناگسستنی دارند.

• کوشش ولف درراستای اثبات ریاضی حقایق عقیدتی مسیحی و علاوه بر آن سلسله افکار استقرائی چندین چشم اسفندیار متنوع برای حمله بر مسیحیت در اختیار آته ئیسم پیکارجو قرار می داد.

• اما علیرغم آن در سیستم ولف استنتاجات مستقیم زیادی برای بیدارسازی و آموزش تفکر دئیستی در آلمان وجود نداشته است.

• تأثیر گسترده را شاگرد ولف بنام باوم گارتن در شهر هاله با درسنامه های خود که صدها بار رونویسی شده بودند و با معرفی روشنگران انگلیسی و فرانسوی اعمال کرده است.

• لسینگ رایماروس را نماینده دئیسم در آلمان می نامد که از اثر اصلی اش تنها از طریق مطلبی و اشاره ای توسط اشتراوس خبر داریم و لذا تاریخ دئیسم آلمانی اساسا مبهم مانده است.

• خود لسینگ با درک تاریخی خود از وحی، بمثابه تربیت مثبت بشریت، یعنی بمثابه تاریخ توسعه شعور اخلاقی از حد دئیسم پا فراتر می گذارد، اگرچه او به سبب اشتغالش با مسائل دئیستی در شجره آموزش ملی آلمان پذیرفته شده است.

• هاینه می نویسد :

• بعد از رد قطعی وجود خدا ازسوی کانت «دئیسم در خطه خرد اندیشه ورز رنگ باخته است.»

گوت هلد افرائیم لسینگ (1729 ـ 1781)

نویسنده و شاعر برجسته روشنگری آلمان

• آثار اصلی دئیسم آلمانی به شرح زیر بوده اند:

گوتشد: اولین دلایل مجموعه فلسفه 1734

باوم گارتن: اخباری از کتابخانه هاله 1748 ـ 1751، اخباری از کتاب عجیب و غریب 1752 ـ 1758

رایماروس: مدافعه و یا حراست نامه از ستایشگر خردمند خدا 1744 ـ 1768

لسینگ: تربیت بنی نوع بشر 1780

• مدافعه و یا حراست نامه از ستایشگر خردمند خدا در سال 1774 ـ 1778 میلادی توسط لسینگ به فصول منتخب تقسیم بندی شده و بزرگترین فصل آن عبارت است از «هدف عیسی و پیروانش»

پایان