نظری

آشنائی با سیر و سرگذشت مفهوم آته ئیسم

پروفسور ورنر شوفن هاور

دکتر رولف گایسلر

برگردان شین میم شین

دایرالمعارف روشنگری

سنوفانس (570 ـ 470 ق. م)

شاعر و از فلاسفه ماقبل سقراطی یونان باستان

در 25 سالگی از شهر خود تبعید شد

67 سال از عمرش را در دربدری در روستاها و حتی در مصر بسر برد

• آته ئیسم، در واقع، به معنی بی خدائی، انکار وجود خدا، انکار اصل الهی است.

• آته ئیسم مشخصه ماهوی گروهی از جهان بینی ها را تشکیل می دهد، که جهان را بر مبنای خود جهان توضیح می دهند و لذا هرنوع تصور الهی را آگاهانه رد می کنند.

• این در عین حال، به معنی رد اعتقاد به ادیان و مذاهب است.

• مفهوم «آته ئیسم» در توسعه تاریخی اش، معانی و موارد استعمال متفاوتی داشته است.

• در مدارک کتبی مربوط به تاریخ مذاهب، کم نیستند مواردی که به نیت غلبه در بحث و یا برای مجاب و بی اعتبار کردن مخالفین، مفهوم «آته ئیسم» در حق افراد، قبایل و یا خلق هائی که ایمان به خدا و بطورکلی، ایمان به خدا و یا خدایان دین معینی را رد می کنند، بکار رفته است.

• در سنت فلسفی یونان باستان (که خاستگاه کلمه «آته ئیسم» بوده است) مفهوم «آته ئیسم» در مورد عدم قبول خدایان دین رسمی و دولتی بکار می رفت.

• در سنت مسیحی قرون وسطی و عصر جدید، مفهوم «آته ئیسم» (به سبب انحصارطلبی مسیحیت که ضمنا وجه مشخصه هر دینی است) هم در مورد ایمان به دین دیگر، هم در مورد منافقین و هم در مورد کسانی که آگاهانه منکر وجود خدا بوده اند، بکار می رفت.

• در تاریخ نگاری بورژوائی ـ مسیحی عصر جدید، بارها بودیسم و تائوئیسم چینی، بدلیل انکار تصور خدا، بمثابه شخص، آته ئیستی نامیده شده اند.

• علاوه بر کلیه مظاهر آته ئیسم خودپو، که از لحاظ نظری بطور دقیق اثبات نشده اند، (بمعنای وسیع کلمه)، ما در فلسفه هندی سمخیا ، به قدیمی ترین انکار تئوریکی وجود خدا، بمثابه عالی ترین موجود، برمی خوریم.

• شروع تفکر آته ئیستی در فلسفه یونان، با فلسفه طبیعت ایونی آغاز می شود.

• سنوفانس بعدها به بنیانگذاری آموزش آته ئیستی اقدام می کند.

• او به مخالفت با تصورات آنتروپومورفیستی و آنتروپاتیکی راجع به خدا برمی خیزد و با اعلام این اندیشه، که خدایان محصول تصور انسانی اند، به انتقاد از مذهب می پردازد.

• در تاریخ ماتریالیسم آنتیک، اپیکور، بمثابه مهمترین متفکر آته ئیست آنتیک کلاسیک مطرح می شود که نظریه اش مبنی بر این است، که منشاء تصورات الهی ترس و عجز انسانها بوده است.

• این نظریه به یکی از مبانی استوار انتقاد علمی از مذهب و آته ئیسم آگاهانه بدل شده است.

اپیکور (341 ـ 271 ق. م)

از فلاسفه یونان باستان

مؤسس مکتب اپیکوریسم

• آته ئیسم اپیکور و دلایل فلسفی او علیه ایمان به خدایان در شرایطی توسعه می یابد، که با فروپاشی دولتشهر آنتیک، باور به خدایان یونانی نیز رو به زوال می رود. • آته ئیسم اپیکور فاقد هر نوعی از گرایشات مبتنی بر انتقاد اجتماعی بوده است.

لوکرتس (97 ـ 55 ق. م.)

شاعر و فیلسوف رومی

از طرفداران اتومیسم

او با ارائه 28 دلیل، فناپذیری روح را اثبات می کرد

خدایان را قادر به مداخله در امور بشری نمی دانست

فساد اشراف، جنگ و فجایع ناشی از آن را انتقاد و محکوم می کرد.

• لوکرتس اما آته ئیسم اپیکوری را در درسنامه منظوم خود تحت عنوان «دره روم ناتورا» در خدمت گرایشات اجتماعی مترقی، برای بگورسپردن اوتوریته مذهب دولتی (مذهب جامعه برده داری در حال فروپاشی روم) قرار می دهد.

• آته ئیسم ـ از این به بعد ـ با مبارزات رهائی بخش طبقات اجتماعی پیشرو، با پیشرفت علوم و قبل از همه، علوم طبیعی و فلسفه ماتریالیستی در پیوند قرار می گیرد و خصلت رزمنده آشکاری کسب می کند.

• آزاد اندیشی محافل معین اریستوکراسی فرانسه و اریستوکراسی انگلیسی بعد از برگشت سلطنت استوارت به قدرت، در قرن هفدهم، که دارای تمایلات آته ئیستی ما قبل روشنگری اروپا بوده اند، قادر به برپا داشتن عمارت فکری فلسفی خاص خود نمی شود.

• هدف این آته ئیسم عبارت بود، از امحای کلیه محدودیت های اخلاقی.

• طرفداران این آته ئیسم از اشراف درباری تشکیل می شدند، که فونکسیون و سمت فئودالی خود را از دست داده بودند.

• این قشر اجتماعی، در نتیجه فروپاشی فئودالیسم بوجود آمده بود و کردوکارش در عیاشی لگام گسیخته و بی بند و بار خلاصه می شد.

• آزاد اندیشی مورد ادعای آنها از تمسخر تحریک آمیز طرز تفکر مذهبی اقشار پائین جامعه فراتر نمی رفت.

• اما آته ئیسم قرن هجدهم، برعکس آن، بمثابه جریان فلسفی رادیکال و پیگیر در روشنگری، گشتاورمهم نبرد بورژوازی نوخاسته، علیه نظام اجتماعی فئودالی ـ استبدادی در حال فروپاشی را تشکیل می دهد.

• جریانات معنوی بورژوائی مختلفی در تدارک این آته ئیسم شرکت داشتند و هدفشان عبارت بود از انفجار قید و بندهای ایدئولوژی فئودالی ـ روحانی، به هر نحوی از انحاء.

• ایمان به خدای مذهب وحی، درقرن هفدهم، هم بوسیله تردیدگرائی مونتان، وایر و بایله به لرزه در می آید (که روایات تاریخی و مذهبی را برای استنتاجت خود مورد استفاده قرار می دهند) و هم در نتیجه اختلافات مذهبی، بویژه پس از قیام ادیکت نانت (1685 میلادی) و بیرون راندن هوگه نوتها از فرانسه.

هوگه نوت عنوانی بود برای پروتستان های فرانسوی که کالوینیست بوده اند. مترجم

• در نیمه دوم قرن هفدهم، انتقاد فلسفی ـ تاریخی از انجیل آغاز می شود و اسپینوزا با انتشار کتاب خود، تحت عنوان «تراکتوس تئولوژیکو پولویتیکوس» در سال 1670 میلادی آته ئیسم فلسفی را بنیان می گذارد.

• انتقاد فلسفی ـ تاریخی از انجیل، نمایندگان برجسته ای، هم در میان کاتولیک ها و هم در میان پروتستان ها داشته است.

• بررسی مذهب با انتشار کتابی تحت عنوان «سه کلاهبردار» (موسی، عیسی، محمد) از سوی آزاداندیشان، در حول فریدریش دوم، تکانه های جدیدی کسب می کند.

• بعد از پوشاندن جامه ادبی بدان در اثر بوکاچیو تحت عنوان «دی امرون» (1348 ـ 1353 میلادی) دو باره در کتاب مشهور لسینگ، تحت عنوان «اندرزنامه های ناتان نبی» مطرح می گردد.

• با تدارک دئیسم انگلیسی، که از سوسینیانیسم و آزاداندیشی (فون چربری، تولاند، کولینس، شافتس بری) الهام می گیرد، آموزش رسمی کلیسا، تحت نام مذهب عقل، بطور سیستماتیک به گور سپرده می شود.

• احیای مجدد آموزش اتمی، از سوی گاسندی و اعاده حیثیت اخلاقی مجدد به اپیکور و مکتبش (که بار آته ئیستی گناهکارانه مخوفی بردوشش نهاده شده بود)، می بایستی در رابطه با توضیح «طبیعی» جهان، نتایج نهائی دور بردی را به همراه آورد.

• این کشمکش های معنوی متنوع، در پیش صحنه ای صورت می گیرند، که در پشت آن علوم طبیعی توسعه شتابانی آغاز کرده و با دستاوردهای کوپرنیک، کپلر، برونو، گالیله، بیکن و نیوتون جهانتصویر قرون وسطائی را درهم می شکند.

پیر بیل (1647 ـ 1706)

نویسنده و فیلسوف فرانسوی

از شخصیت های برجسته روشنگری آغازین

• پیر بیل با آثارش تحت عنوان «فرهنگ تاریخی و انتقادی» (1697 میلادی) و غیره در قرن هجدهم، مرحله آغازین بیواسطه ای را در بحث های آته ئیستی ادامه می دهد.

• او بکمک متد خویش، برای امتحان درجه حقیقت روایات، به مقایسه نقل قول های مقامات مختلف می پردازد و بدین طریق از تک تک آنها سلب اعتبار می کند.

• او نه تنها جزم های مذهبی را زیر علامت سؤال قرار می دهد، بلکه علاوه بر آن، با جدا کردن اخلاق از مذهب، تأثیر مذهب بر رفتار مردم را مورد انکار قرار می دهد.

• او ضمن فراخوان به تحمل بی چون و چرای دگرمذهبی، نظریه مبتنی بر مثال های بیشمار خود را مطرح کرده و ثابت می کند که آته ئیست ها، چه بسا، دارای اخلاقمندی عالی تری بوده اند و دولتی متشکل از آته ئیست ها (در رابطه با اخلاقمندی شهروندانش) حتما نباید دست کمی از همبودهای دیگر داشته باشد.

• حتی در نیمه اول قرن هجدهم، در فرانسه باورهای آته ئیستی اشاعه وسیع می یابد و نسخه های دست نویس بیشماری که بطور مخفیانه دست بدست می شوند، بر آن دلالت دارند.

• از مثال های بارز می توان نامه منسوب به فررت و وصیت نامه مسلیه را نام برد، که هر دو پس از سال 1750 میلادی به چاپ می رسند.

لودویگ فویرباخ (1775 ـ 1833)

پروفسور ورنر شوفن هاور

دکتر رولف گایسلر

برگردان شین میم شین

1

آته ئیسم بورژوائی (ماتریالیسم فرانسه)

• آته ئیسم بورژوائی ماتریالیسم فرانسه، در قرن هجدهم میلادی، بر این مبانی و بر فلسفه حسگرای جان لاک (که رواج وسیع یافته بود) و بر معارف علوم طبیعی استوار می شود.

• این آته ئیسم بورژوائی در اواسط قرن هجدهم تأثیر عظیمی بجا می گذارد.

• لامتری، هلوه تیوس، هولباخ و دیدرو نقطه اوج این توسعه را تشکیل می دادند.

• مشخصه زمان آنها عبارت است، از تدارک ایدئولوژیکی انقلاب بورژوائی فرانسه (1789 میلادی).

• از این رو، مبارزه آنها بر ضد جهان بینی مذهبی و روحانیت، اهمیت سیاسی مهمی کسب می کند.

• آنها با انتقاد از مذهب، نه تنها توخالی بودن دگم های مسیحی را نشان می دهند، بلکه رابطه حاکمیت الهی (کلیسائی) و جهانی، مذهب و استبداد را کشف و افشا می کنند و مذهب و کلیسا را پایگاه ایدئولوژیکی اصلی استبداد می نامند.

• بدین طریق، ماتریالیست های فرانسه، که از مؤلفین اصلی دایرة المعارف بوده اند، رژیم فئودالی ـ استبدادی را، بمثابه توطئه مشترک تاج و محراب برای سرکوب مردم، افشا می کنند.

• بنظر آنان مذهب، انسان ها را در جهل نگه می دارد، اخته و عقیم می کند و به آنها نوکرصفتی و سرسپردگی می آموزد و لذا سرچشمه همه رذالت های اجتماعی است.

• ماتریالیست های فرانسه، در مقابل اخلاق مذهبی مبتنی بر پیش شرط های غلط و توأم با تناقض حرف و عمل، اخلاق طبیعی مبتنی بر طبیعت انسانی و تربیت معقول انسان ها را قرار می دهند و بدین طریق استقلال انسان را از قوای ماورای زمینی اعلام می کنند و ضرورت اتکا بر قوای خودی را مورد تأکید قرار می دهند.

• آنها با انتقاد مستدل و پربار خود، همراه با نمایندگان دیگر جریانات مترقی روشنگری، از قبیل دئیسم روحانیت ستیز، به نمایندگی ولتر و جنبش توده ای ـ دمکراتیک حول ژان ژاک روسو، سهم عظیمی در پوشاندن جامه آگاهی بر احساسات ضد کلیسائی، ضد روحانی و ضد اشرافی اقشار پائینی جامعه و هدایت آنان در سمتی واحد ادا می کنند و جنبش نیروهای ضد فئودلی گوناگون را با هم متحد می سازند.

• انتقاد آنها اعتبار و اوتوریته ایدئولوژی فئودالی ـ روحانی حاکم را متزلزل می سازد و زمینه را برای نفوذ نگرش های ماتریالیستی و بورژوائی ـ دمکراتیک در شعور طبقات تحت ستم آماده می سازد.

• به قول لنین، «حمله نشریات کوبنده، زنده، مهارتمند، روحمند و بی پرده آته ئیست های قرن هجدم میلادی بر ضد روحانیت حاکم» یکی از مهمترین پدیده های ایدئولوژیکی در ایام تدارک انقلاب فرانسه محسوب می شوند.

• ایده های آته ئیستی ماتریالیسم فرانسه، بر حیات معنوی مردم آلمان، در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی، بی تأثیر نمی مانند و حتی بعد از اینکه بورژوازی به قدرت رسیده در فرانسه، سنت های ماتریالیستی و آته ئیستی مبارزه ضد فئودالی خود را کنار می گذارد، همچنان مؤثر واقع می شوند.

• کانت و لاپلاس نیز با اتکا بر «تئوری پیدایش منظومه شمسی» از سوی فلسفه طبیعت و علوم طبیعی، بطور تئوریک، بی پایه بودن افسانه آفرینش را اثبات می کنند و از گنجینه علوم طبیعی میدان باز و وسیعی را در اختیار سنن زنده ماتریالیستی ـ آته ئیستی قرار می دهند.

ژوزف لالانده (1732 ـ 1807)

ریاضی دان و ستاره شناس فرانسوی

آته ئیست علنی

کلام قصار:

خدا را نمی توان اثبات کرد، ولی بدون خدا همه چیز را می توان توضیح داد!

• بدین طریق بود که لالانده ـ دانشمند ستاره شناس ـ خود را علنا آته ئیست می نامد و کلام قصار مشهورش را بر زبان می راند:

خدا را نمی توان اثبات کرد، ولی بدون خدا همه چیز را تمی توان وضیح داد!

• به سبب اشاعه اندیشه های دمکراتیکی، ماتریالیستی و آته ئیستی در آلمان (در این زمینه می توان به شولتس که خود را «واعظ آته ئیسم» می نامید، به اینسیدل ماتریالیست و آته ئیست، که در ارتباط تنگاتنگ با هردر و گوته فعالیت می کرد، اشاره کرد) «مشاجره بر سر آته ئیسم» در سال 1798 میلادی (که با انتشار دو مقاله از فوربرگ در «مجله فلسفی» زیر نظر فیشته و نیتهامر) در می گیرد، به معنی واکنشی آشکار محسوب می شود.

• فیشته، که به سبب مواضع ژاکوبینی ـ دمکراتیکی اش، مورد کینه و نفرت ارتجاع کورساکسنی بوده، آته ئیست قلمداد می شود و از کار در دانشگاه ینا محروم می گردد.

2

آته ئیسم فویرباخ

• مبارزه بر ضد مذهب حاکم در آلمان، در سال های سی قرن نوزدهم، با بسیج نیروهای انقلاب بورژوائی 1848 میلادی، شدت فوق العاده ای کسب می کند.

• اینجا «تئوری اسطوره سازی مسیحی» که از سوی اشتراوس تدوین می شود و جریان فلسفی تحت رهبری بائر و داومر ، که بر انتقاد تاریخی از انجیل مبتنی بوده، زمینه را برای انتقاد ماتریالیستی ـ آته ئیستی علنی فویرباخ از مذهب آماده می سازد.

• انتقاد فویرباخ از مذهب، بیانگر جنبش اپوزیسیونی بورژوائی ـ دمکراتیک انقلاب مارس و نتیجه منطقی نگرش های فلسفی ـ ماتریالیستی اساسی او بوده است.

• فویرباخ، با تکیه بر دستاوردهای آته ئیسم قرن هجدهم میلادی و با انتقاد آنتروپولوژیکی، معرفتی ـ نظری ـ روانشناسانه از مذهب، که با انتقاد اصولی از فلسفه ایدئالیستی مدافع ایمان مذهبی در آن زمان (شلینگ و هگل) همراه بوده، از حد مواضع آته ئیسم پیشین پا فراتر می گذارد.

• اگر آته ئیسم در قرن هجدهم میلادی مذهب را ـ قبل از همه ـ برمبنای جهل، عجز، ترس و عوامفریبی روحانیان توضیح می دهد، فویرباخ با اشاره به کل مبانی دگماتیکی مسیحیت، تولید خیالپرورانه تصورات مذهبی ـ الهی را براساس ناکامی موجود انسانی از خود تحقق بخشی در جهان توضیح می دهد.

• بنظر او تخیل مذهبی در نتیجه حالات روحی ترس، آرزو، درد، حسرت، وابستگی، غریزه، سعادت و جستجوی بی مرگی (وحشت از مرگ) به ایجاد جهانی تخیلی بصورت بشری اش اقدام می کند.

• فویرباخ با واپس راندن نگرش های تئولوژیکی به عرصه طبیعت نگری خدمت بزرگی به انتقاد پربار از مذهب و به کشف ریشه های معرفتی ـ نظری مذهب ادا می کند (مراجعه کنید به مقوله بیگانگی).

3

آته ئیسم دموکرات های انقلابی روس

• ماتریالیسم دمکرات های انقلابی روس (بلینسکی، دوبرولیوبوف، هرتسن، اوگاریوف و چرنیشفسکی) که تحت تأثیر فویرباخ بوده است، دارای خصلت آته ئیستی رادیکالی است.

• دمکرات های انقلابی روس انتقاد از مذهب را آگاهانه در خدمت جنبش دمکراتیک ـ دهقانی ضد تزاری قرار می دهند.

• آنها می توانند بر نتایج آته ئیسم پیشین در رابطه با نقش و منشاء مذهب تکیه کنند.

• اما آنها هم ـ همانند فویرباخ ـ نمی توانند از محدودیت های اصولی آته ئیسم بورژوائی پا فراتر گذارند.

• این محدودیت ها، قبل از همه، عبارت از این بوده اند، که آنها مذهب را تنها بمثابه یک پدیده شعورین در نظر می گیرند.

• از این رو ست، که آنها متد اصلی مبارزه را روشنگری جهان بینانه صرف، برای غلبه بر مذهب و برای رهائی مردم از بندهای خرافات می دانند.

• آنها بدلیل چسبیدن به مواضع ایدئالیستی در جامعه نگری ، قادر به کشف ریشه های اجتماعی ـ اقتصادی عینی مذهب، یعنی علل طبقاتی کلیه مذاهب نبوده اند، عللی که برای از بین بردن شان باید به عمل انقلابی دست زد.

• برای درک این مسئله، روشن کردن خصلت استثماری جامعه سرمایه داری و هر جامعه طبقاتی دیگر ضرورت داشته است، امری که از موضع طبقه بورژوازی که آنها نمایندگان ایدئولوژیکی اش بوده اند، نمی تواند انجام پذیر باشد.

4

آته ئیسم ماتریالیسم عامیانه

• آته ئیسم ماتریالیسم عامیانه در سال های پنجاه قرن نوزدهم میلادی (بوشنر، موله شوت، فوگت) که رواج وسیع می یابد و بعدها آته ئیسم هه کل ، برمعارف بیشمار علوم طبیعی استوار بوده اند، ولی آنها هم در شالوده فلسفی و در بررسی شان ماهیتا نمی توانند از حد نتایج فویرباخ پا فراتر گذارند و در ژرفای فلسفی، حتی از او عقبتر می مانند.

5

آته ئیسم پرولتری

• آته ئیسم پرولتری که در اواسط قرن نوزدهم، توسط مارکس و انگلس بنیانگذاری شده بود، به عمر آته ئیسم بورژوائی پایان می دهد.

• آته ئیسم پرولتری مبتنی است، بر شالوده مستدل علمی خارائین مارکسیسم ـ لنینیسم، یعنی بر ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی که بخش قطعی و لاینفک آن را تشکیل می دهد.

• آته ئیسم پرولتری و علمی ـ برای اولین بار در تاریخ مذهبپژوهی ـ به کشف قطعی ریشه های اقتصادی ـ اجتماعی و معرفتی ـ نظری مذهب نایل می آید.

• آته ئیسم پرولتری و علمی مذهب را نتیجه سطح نازل توسعه نیروهای مولده در جامعه اولیه و نتیجه توسعه تضادمند در جوامع طبقاتی می داند و ادعای تئولوژیکی مبتنی بر منشاء الهی مذهب، ابدیت مذهب و خصلت عام انسانی مذهب را با اتکاء بر بررسی های تاریخی و معرفتی ـ نظری (که استنتاجات مثبت آته ئیسم بورژوائی و انتقاد از مذهب بورژوائی را نیز شامل می شوند) رد می کند.

• آته ئیسم پرولتری ـ بمثابه مشخصه اصلی جهان بینی علمی و انقلابی طبقه کارگر ـ ریشه های مذهب و خرافات مذهبی را، در وهله اول، در شرایط اجتماعی ـ اقتصادی جامعه مبتنی بر استثمار می بیند:

• «امروز، ریشه های مذهب در ستم و سرکوب اجتماعی توده های زحمتکش است، درعجز ظاهری کامل آنها درمقابل نیروهای کور حاکم سرمایه داری است، که برای توده های زحمتکش ساده دل، هر روز و هر ساعت، هزاران بار بیشتر از هر حادثه غیرعادی، از قبیل جنگ، زلزله و غیره، کمرشکن ترین دردها و غیر انسانی ترین زجرها را روا می دارند»، لنین می گوید.

• این حکم، همانطور که در باره سرمایه داری ـ بمثابه جامعه خاص ـ مصداق دارد، به همانسان نیز در مورد کلیه جوامع طبقاتی مبتنی بر استثمار و ستم در کل تاریخ بشر ـ به مثابه عام ـ صدق می کند.

• مشخص کردن مذهب، بمثابه «سعادت مبتنی بر توهم» (مارکس)، هم علل اصلی مذهب را در ستم و سرکوب اجتماعی اکثریت مردم جامعه افشا می کند و هم ضمنا راه انقلابی قطعی را برای از بین بردن کلیه مناسبات اجتماعی نشان می دهد، مناسبات اجتماعی ئی که در «آنها انسان، موجودی خوار و ذلیل و برده و بی پناه و بی حرمت است.» (مارکس)

• آته ئیسم پرولتری با درپیش گرفتن مبارزه انقلابی، برای امحای نظام مبتنی بر استثمار (مبارزه ای که طبقه کارگر زیر رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی اش، نقش رهبری اش را به عهده دارد)، دورنمای کاملا جدیدی از روابط بشریت آزاد و برابرحقوق در نظام اجتماعی سوسیالیستی پیشرفته را نشان می دهد.

• آنجا که مذهب، رفته رفته از حیات جامعه رخت بر می بندد و به قول کلاسیک های مارکسیسم، «آنجا که جامعه با تصاحب مجموعه وسایل تولید و با بکار انداختن برنامه مند آنها، خود را و همه اعضای خود را از قید و بند نوکری این و آن آزاد می سازد.»

• اینجا روشنگری جهان بینانه و تبلیغات علمی ـ آته ئیستی مارکسیسم ـ لنینیسم نیز مقام خود را، بمثابه بخش ارگانیکی مبارزه طبقاتی انقلابی طبقه کارگر و اقشار و طبقات متحد با آن، احراز می کند.

• تبلیغات آته ئیستی، که در فرم های متنوع و در پیوند تنگاتنگ با روند کار، در جهت تشکیل یک جهانتصویر علمی مطمئن صورت می گیرد، بخش عینی و ضرور مبارزه بر ضد روحانیت سیاسی و بر ضد سوء استفاده از مذهب، توسط طبقات استثمارگر است و وسیله آزادسازی کلیه استعدادها و توان های خلاق توده های مردم، در نبرد بخاطر جامعه انسانی نوین، یعنی سوسیالیسم و کمونیسم را تشکیل می دهد.

• این مغایر با مسئله آزادی کامل عقیده و انجام بی مزاحمت تکالیف مذهبی نیست که در کلیه کشورهای سوسیالیستی در قوانین اساسی تضمین شده و مورد حمایت قرار می گیرد.

• مراجعه کنید به روشنگری، خرافه، مذهب.

پایان