سياسی

اقتصاد « بحران زده» ایران و بحران فراگیر در صنعت خودروسازی- بخش اول

 

احمدسیف
همان گونه که پیشتر گفته شد هدف از نوشتن این یادداشتها، توجه به این واقعیت این است که « رکورد زدن» شاخص بورس تهران، نه نشانه رونق اقتصاد- که وجود ندارد- بلکه به واقع بیانگر رشد یک حباب مالی خطرناک است که دیر یا زود خواهد ترکید. این که چه عواملی درشکل گیری این حباب مالی دست دارند مقوله ای است که باید به جای خویش شکافته شود. ولی، درباره بحران همه گیردراین اقتصاد بحران زده ایران، کمتر از یک ماه پیش- در 13 مرداد- همشهری تیتر زد که « بحران صنعت خودرورا فراگرفت». و دراینجا می خوانیم که ایران خودرو برای اولین بار در 45 سال گذشته، زیان ده شد و درسال مالی 1387 درکنار بدهی های چشمگیری که دارد[این هم گفته قائم مقام مالی ایران خودروست که این شرکت « تقریبا 9 برابر سرمایه ثبتی خود به بانك‌ها بدهكار است، اما به ازای آن دارایی دارد »] 177 میلیاردتومان هم زیان داشت. قبل از آن که ادامه بدهم اشاره کنم که براساس قانون تجارت ایران هرزمان بدهی شرکتی به بیش از نیمی از سرمایه‌های آن شرکت برسد شرکت مذکور طبق تعریف قانونی، ورشکسته شده است. بااین حساب بد نیست توجه شمارا به این نکته جلب کنم که به ادعای یکی دیگر، سرمایه دفتری ایران خودرو بین 10 تا 12 میلیارددلار تخمین زده می شود و طبق آخرین آماری که داریم این بنگاه بیش از 9 میلیارددلار بدهی دارد. یعنی بدهی ایران خودرو بین 75 تا 90% سرمایه دفتری آن است و براساس قانون تجارت ایران، این شرکت که درواقع بزرگترین تولید کننده خودرو در خاورمیانه است، ورشکسته است.

آن چه که بلافاصله به ذهن می رسد و برای من هم چنان به صورت یک معما باقی مانده است این که مدیران این بنگاهها با چه ترفندی توانسته اند دربازاری که برآن کنترل تقریبا انحصاری دارند این همه زیان و بدهی بالا بیاورند؟ فراموش نکنیم که داریم از بازاری صحبت می کنیم که درهمه این سالها مصرف کنندگان ایرانی را « واداشته بودند» تابرای خودروهائی با کیفیتی پائین تر از متوسط جهانی، بهائی بیشتر از بهای جهانی بپردازند و تا همین اواخر هم، واردات خودروی خارجی به شدت تحت کنترل بود وحتی وقتی این بازار اندکی باز شد بر خودروهای وارداتی تعرفه های 100 و 130 درصدی وضع کردند. یعنی بازار به اصطلاح بازاری بود گرفتار که درآن عرضه کننده حرف آخر را می زد و خریدار هم- اگرچه قراراست سلطان بازار باشد- ولی اگر این شرایط تحمیلی را دوست نداشت می توانست مثل اجدادش اسب و استر و الاغ سوار شود! ولی همان طور که خواهیم دید، این صنعت هم همانند صنعت نساجی به این صورت به گل نشسته است. آیا سهام این شرکت ها دربازار بورس می تواند بخشی از این رکورد زنی باشد؟ من بعید می دانم.

تاجائی که اطلاعات محدود من اجازه می دهد سعی می کنم سرگذشت ایران خودرو را بازخوانی کنم و درحاشیه به بحران در دیگر خودروسازان هم اشاره می کنم.

به گل نشستن ایران خود رو دلایل متعددی دارد.

  • یکی از دلایل عمده و اساسی احتمالا این است که از 4 سال پیش ایران خودرو تولید پیکان را متوقف کرد و تا کنون هم نتوانست خودروی بدیلی به جای آن تولید نماید و بازار را به پراید که بوسیله سایپا تولید می شود باخت. همشهری پیکان را به اسبی تشبیه کرده است که ارابه ایران خودرو را می کشید « اسبی که با اینکه چندان جوان نبود اما سودآورترین محصول این شرکت محسوب شده و نیاز اقشار متوسط جامعه را تامین می‌کرد. رفتن و مردن پیکان،  اسب پیر گاری ایران‌خودرو اجتناب‌ناپذیر بود، اما این شرکت نتوانست اسبی به قدرت پیکان پیدا کند که هیچ، آن قدر بار اضافه سوار گاری کرد و دست و پای اسب‌های دیگر گاری را بست تا چرخ ارابه باز ایستاده و عملاً بزرگ‌ترین شرکت ایران پس از شرکت ملی نفت، زمین‌گیر شود». شاهدش را پیشتر به دست داده ام.
  • عامل دیگر، هم طراحی و تولید خودروی « سمند» با هزینه های سرسام آور است.
  • صادرات بدون برنامه که دراغلب موارد منطق اقتصادی ندارد و بیشتر به کار تبلیغات سیاسی دولتمردان می آید.
  • اجرای طرح های نامناسب- برای نمونه گاز سوز کردن خودروها- که اگرچه هزینه زیادی تحمیل کرد ولی موفق نبود.
  • درپوشش ضدیت با تمرکز گرائی، و هم چنین درنتیجه وعده های آقای احمدی نژاد درسفرهای استانی مبنی برایجاد واحدهای تولیدی درشهرهای مختلف شاهد گسترش بی برنامه و بدون هدف و پرهزینه ای بوده ایم که نتیجه اش افزایش بدهی های ایران خودروست.
  • حماقت دررقابت:
  • اگرچه باور کردنش دشوار است ولی برنامه ریزی تولیدی درایران خودرو آن چنان مغشوش و درهم است که حتی برای محصولات تولیدی خود هم رقیب می تراشد. به عنوان نمونه، پژو 405 و سمند و همین طور، « رانا» و « پژو 206» با هم دربازار رقابت خواهند کرد. البته رانا قراراست دو سال دیگر تولید شود ولی معلوم نیست در آن صورت رقابت آن با پژو 206 که آنهم از سوی ایران خودرو تولید می شود چه خواهد شد؟ برای طراحی « رانا» 110 میلیاردتومان از بیرون تحمیل شد و این « رانا» همان خودروئی است که قرار بود در1383 به نام « نیو پیکان» تولید شود ولی دولت وقت- آقای خاتمی- تولیدش را متوقف کرد ولی با روی کارآمدن آقای احمدی نژاد و فشار وزارت صنایع همان پروژه را با صرف هزینه های بسیار زیاد پی گرفتند.
  • بی برنامگی زمانی:

دراقتصاد مدرن این اساسی است که طرح های تازه به بهترین صورت و درکوتاه ترین مدت انجام بگیرد. ولی درایران خودرو، به نظر می رسد که هروقت عشق شان بکشد سعی می کنند پروژه ای را تمام کنند. همین پروژه « رانا» و یا در کنار آن پروژه « موتور ملی» الان 5 سال است که دردست اجراست و هنوز عملیاتی نشده اند.

  • اقتصادیات سیاست زده

متاسفانه درشماره قابل توجهی از تصمیماتی که اتخاذ می شود، به نظر می رسد که ملاحظات سیاسی- عمدتا تبلیغاتی- برعوامل اقتصادی و مالی ارجحیت پیدا می کنند و نتیجه این که طرح هائی که منطق اقتصادی شان می لنگد به اجرا در می آید. برای مثال به تولید سمند درونزوئلا بنگرید. برای تولید هرسمند تقریبا 4000 دلار صرف خرید و حمل قطعات آن می شود و برآورد شده است که مدیران و مهندسان ایران خودرو هم بطور متوسط سالی بیش از 1000 پرواز به ونزوئلا دارند و کل تولید سمند در ونزوئلا هم « چند هزار» بیشتر نیست و تازه باید با خودروهای بسیار مرغوب تر امریکائی و ژاپنی و دیگر ملت ها رقابت کند. تعجبی ندارد که سمند ونزوئلا به شدت زیان آور است.

  • منطق ملانصرالدین

از آن جائی که قطعه سازان ایران خودرو ضرر می کردند، مدیران ایران خودرو تصمیم گرفتند که این قطعات را گران بخرند تا قطعه سازان « سودآور» بشوند و ظاهرا به عقل شان هم نرسید که به این ترتیب، خودشان « زیان آور» می شوند که از جمله شده اند.

و اما از سیاست پردازی نسنجیده و پردازش نشده، در 1383 قراربود تندر 90 که یک پروژه مشترک با فرانسوی ها بود به جای پیکان بیاید و به گفته افشین روغنی معاون وزیر صنایع، قراربود سالانه 450 هزار دستگاه تندر90 درکشور تولید شود و اگرچه قطعه سازان دیگر ازجمله ساپکو و سازه گستر می توانستند قطعات مورد نیاز را تولید نمایند ولی فرانسوی ها درایران شرکت « رنو پارس» را به این منظور ایجاد کردند و به گفته روغنی این شرکت فرانسوی « ناشی گری» کرد و تیراژ تولید تندر90 کاهش یافت و اگرچه رقمی به دست نمی دهد ولی می گوید که عملا تولید این خودرو غیر اقتصادی شد. اگرچه ایرانی ها فرانسوی ها را مقصر می دانند ولی مدیر فرانسوی رنو پارس هم گناه را به کردن ایرانی ها می اندازد و می گوید طبق قرارداد، قرار بود که بعد از تحویل قطعه، حداکثر ظرف 10 روز بهای آن کارسازی شود ولی پیش آمده است که بعد از 70 روز هم این پرداختها صورت نگرفته است. و به همین دلیل خودروسازان ایرانی و عمدتا ایران خودرو بیش از 100 میلیون دلار به رنو پارس بدهی دارند. با بلند پروازی های اولیه، بعد قرارشد که سالی فقط 30 هزار خودرو تولید شود و تندر 90 اگرچه دوسال است که به این میزان تولید می شود ولی هم چنان زیان می دهد.

  • خلف وعده

دراین مورد تنها ایران خودرو نیست که به وعده وفا نمی کند. درموارد مکرر، تولید کنندگان خودرو درایران مدل های هنوز تولید نشده را پیش فروش کرده و حتی بخش عمده بها را دریافت می کنند و بعد خودروئی به کسی تحول نمی شود. اگرچه ممکن است با این کار مشکلات مالی کوتاه مدت حل بشوند ولی برای بنگاه مشکلات درازمدت ایجاد می شود. به چند مورد اشاره می کنم. رئیس سازمان تعزیرات حکومتی از انسداد حساب شرکت ایران خودرو دیزل مربوط به خودروهای کامیون هوو و ضبط 9 میلیارد ریال به نفع کامیون داران خبرداد. اگرچه این شکایت درابتدا تنها 400 شاکی داشت ولی سرانجام به صدور حکم برای 2904 شکایت منجرشد. دراینجا می خوانیم که « پس از خودروی تندر‌90 كه با ماه‌ها تأخیر به مشتریانش واگذار شد، این بار این اتفاق برای خودروی مینیاتور افتاده است». از قرار12 هزارنفر برای خرید مینیاتور اسم نویسی کرده اند و جالب این که « این پیش‌فروش در حالی صورت می‌گرفت كه هنوز نه خط تولید خودروی مذكور راه‌اندازی شده بود و نه این خودرو استانداردهای لازم برای تولید انبوه را پشت سر گذاشته بود اما این خودرو پیش‌فروش شد تا شاید بخشی از هزینه‌های تولید آن تأمین شود» و حالا به گذشت یک سال سایپا به این متقاضیان پیشنهاد کرده است که خودروی پراید تحویل بگیرند و دلیل اش هم آن است که خط تولید مینیاتور با گذشت چندین ماه از زمان تحویل، هنوز به راه نیافتاده است. کار به حدی خراب شده است که حتی داد فارس نیوز کذائی هم درآمد و دراین باره نوشت، درحالی خریداران چشم انتظار تحویل خودروی مینیاتور هستند که « نه تنها هنوز تولید ابتدایی آن در مجموعه سایپا آغاز نشده بلكه حتی خط تولید آن نیز به بهره برداری نرسیده است». دراین جا ولی با نمونه های دیگری روبرو می شویم « تاخیر دو ساله در تحویل ویرا، ساگا و جن 2 (محصولات شركت زاگرس خودرو) به مشتریان از جمله موارد شكایت مشتریان بوده است ». زاگرس خودرو دوسال پیش باشرایط بسیار جذاب خودروی ویرا را پیش فروش کرد و سه هزار نفر با پرداخت نزدیک به 15 میلیون تومان و تحویل 4 ماهه دراین تله افتادند. مدتی بعد زاگرس خودرو اعلام کرد که به زودی ویرا با 2 میلیون تومان افزایش قیمت روبرو می شود و تنها راه خریدن آن به قیمت قبلی پیش خریدن آن است. هنوز خودروی ویرارا تحویل نداده زاگرس خودرو به پیش فروش ساگا با قیمتی بالاتر اقدام کرد و از متقاضیان ویرا خواست که اگربخواهند خودروی ساگا را به جای ویرا تحویل بگیرند، بهتر است مابه التفاوت قیمت را واریز نمایند که برخی از خریداران این کار را نیز کردند. ولی خودروئی تحویل نشد و « در نهایت پس از دریافت چكهای با مدت زمان چهار یا پنج ماهه، با برگشت چكهای صادر شده روبرو شدند». شرکت تاپکو هم فیات سی پنا را به قیمت 15 میلیون تومان پیش فروش کرد و به گفته یک از مال باختگان اگرچه 7 ماه اززمان تحویل گذشته است ولی از خودرو خبری نیست.

درکنار این مصائب، البته پی آمدهای تحریم را هم داریم که « نمایندگان خودروسازان جهانی یکی پس از دیگری در حال خروج از ایران هستند و مشخص نیست اگر این بیماری فراگیر شود چه سرنوشتی در انتظار صنایع خودروسازی کشور خواهد بود» و این را هم می دانیم که بانکهای کره ای اعتبارات اسنادی کرمان خودرو را قبول نمی کنند و به همین دلیل « این خودروساز خصوصی کشور در خصوص قطعات کره‌ای به کما رفته است».

دنباله داستان را دریادداشت دیگری خواهیم گرفت.