نظری, سياسی

درک ایدئالیستی تاریخ

 

ولفگانگ پطر ایش هورن
برگردان شین میم شین

دایرة المعارف روشنگری

• درک ایدئالیستی تاریخ عبارت است از تفسیر ایدئالیستی مناسبات اجتماعی و توسعه تاریخی جامعه.
• همان طور که ما در جهان بینی ایدئالیستی میان جهان بینی ایدئالیستی ـ عینی و جهان بینی ایدئالیستی ـ ذهنی تفاوت می گذاریم، در رابطه با درک ایدئالیستی تاریخ نیز باید میان درک ایدئالیستی ـ عینی تاریخ و درک ایدئالیستی ـ ذهنی تاریخ تفاوت قائل شویم:
• کلیه تئوری هائی که نیروهای تعیین کننده جامعه و توسعه تاریخی را در اصولی جستجو می کنند که در خارج از روند زندگی اجتماعی انسانها قرار دارند، به درک ایدئالیستی ـ عینی تاریخ تعلق دارند :
• مثلا کلیه تعالیم اجتماعی کاتولیکی، تاریخ سازی های تئولوژیکی ـ غیبگویانه توینبی و امثالهم و ساختارگرائی فلسفی فرم های مدرن درک ایدئالیستی ـ عینی تاریخ محسوب می شود. کلیه تئوری هائی که مناسبات اجتماعی و توسعه تاریخی را بر مبنای نظرات و یا تصمیمات سوبژکتیف افراد منفرد و یا بر مبنای آرزوها، ارزیابی ها و بافت های هنجاری گروه ها و افراد توضیح می دهند، به درک ایدئالیستی ـ ذهنی تاریخ تعلق دارند :
• درک ایدئالیستی ـ ذهنی تاریخ گرایش غالب را در جامعه شناسی بورژوائی معاصر تشکیل می دهد.

• تئوری های اجتماعی پوزیتیویستی نیز که مدعی بیطرفی فلسفی اند و خود را نه ماتریالیست و نه ایدئالیست قلمداد می کنند، در حقیقت در موضع پذیرش مسکوت تئوری های ایدئالیستی و چه بسا ایدئالیستی ـ ذهنی جامعه و تاریخ قرار دارند.
• تئوری های ناتورالیستی (از جمله تئوری های بیولوژیستی و جغرافیائی) به نحوی از انحا در موضع ایدئالیستی ـ ذهنی درک تاریخ قرار می گیرند.
• باید یاد آور شد که میان درک ایدئالیستی ـ عینی و درک ایدئالیستی ـ ذهنی تاریخ دیوار چین (مرزهای مطلق) وجود ندارد، بلکه آندو در یکدیگر نفوذ می کنند.
• در مغایرت با توسعه فلسفه بطورکلی، که از آغاز نظریات ماتریالیستی و ایدئالیستی وجود داشته اند و مبارزه میان آن دو جاری بوده است، تئوری فلسفی جامعه و تاریخ تا تشکیل مارکسیسم تحت سلطه بلامنازع تئوری های ایدئالیستی بوده است.
• کلیه تلاش های به عمل آمده برای ارائه درک ماتریالیستی در باره پدیده های اجتماعی ـ تاریخی ناپیگیر بودند و در ایدئالیسم گیر کرده بودند.
• سلطه بلامنازع ایدئالیسم بر عرصه تئوری اجتماعی ما قبل مارکس علل اجتماعی داشته است.
• درک ماتریالیستی تاریخ تنها زمانی توانست تشکیل شود که پیدایش جامعه سرمایه داری، منشاء تغییرات اجتماعی را (یعنی شیوه تولید را) بوضوح نشان داد و با پرولتاریا، طبقه ای پا به عرصه وجود نهاد که کشف پیوندهای اجتماعی واقعی، کشف روندهای توسعه اجتماعی و توسعه همه جانبه نیروهای خلاق توده های زحمتکش با منافعش انطباق بی چون و چرا داشت.

• در تئوری عمومی جامعه و تاریخ کنونی، در خارج از حیطه مارکسیسم ـ لنینیسم نیز درک ایدئالیستی تاریخ حکمفرما ست.
• درک ایدئالیستی تاریخ امروزه به ابزار مهم ایدئولوژیکی و جهان بینانه بورژوازی امپریالیستی علیه سوسیالیسم و جنبش کارگری انقلابی و پیشرفت اجتماعی بدل شده است.
• درک ایدئالیستی تاریخ در کلیه مظاهر خود نه به درد توضیح و پیش بینی روندهای اجتماعی می خورد و نه به درد تدوین برنامه مستدل علمی و انقلابی مبارزه بخاطر سوسیالیسم.

• درک ایدئالیستی تاریخ با معارف علوم و با تجارب و مطالبات مبارزه بخاطر سوسیالیسم نا سازگار است.
• مراجعه کنید به ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی، تفکر تاریخی.
پایان

۱ دیدگاه

  1. اخیرا از سوی سلطنت طلب ها و سرتنت طلب ها شعری سه بیتی به هرکس و ناکس ایمیل می شود که درک تاریخ خاصی را به خاطر بنی بشر می آورد.
    تاریخ در این شعر بوسیله سه لاشخور ساخته و پرداخته می شود. از یان رو بود که حریفی آن را درک لاشخوریستی تاریخ نام داده است.
    من برای آشنائی خواننده ها با این درک تاریخ شعر یاد شده را به عنوان نمونه نقل می کنم. تا بعد خود نمونه های دیگری در سایت ها و اندرزها و ضرب المثل های وطنی و اجنبی بیابند:

    سه محمود برخاک ما تاختند
    به تخریب این ملک پرداختند
    یکی بود ازغزنه ترکي عجیب
    که داد او خدایی وطن را فریب
    دوم بود محمود افغان تبار
    که سرها برید و بکردش منار
    سوم شخص محمود از گرمسار
    که ازحرف و کارش شدم شرمسار

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.