سياسی

تصویر یک شکست

نیک دیویس و دیوید لایگ

ترجمه کوتاه شده برای مجله هفته

انتشار اسناد نظامی و امنیتی در مورد افغانستان توسط تارنمای« ویکی لیکس» تا امروز بزرگ‌ترین افشاگری درباره این جنگ است. این اسناد شاهدی بر این واقعیت است که«شرایط بسیار بدتر از آن چیزی است که سیاستمداران ترسیم می کنند» .

این بزرگترین افشاگری در تاریخ نظامی گری آمریکاست :بیش از ۹۰۰۰۰ پروتکل و گزارش سازمان های اطلاعاتی در باره حوادث افغانستان بدست Whistleblower-Webseite Wikileaks رسیده است

اسنادی که بدست رسانه‌های گاردین، نیویورک تایمز،و اشپیگل رسیده‌اند امکان نگاهی دقیق به ۶ سال جنگ در افغانستان را مهیا می کنند، جنگی که تا بحال ۱۰۰۰ نظامی آمریکا ئی و ۳۲۰ نظامی بریتانیائی و ۴۳ آلمانی را به هلاکت رسانده است.گزارش ترسیم کننده تصویری ویرانگر از شکست در افغانستان است.

گزارش نشان می‌دهد کشور های غربی جان صدها تن از مردم غیر نظامی افغان را قربانی اهداف جنگ طلبانه خویش ساخته‌اند بدون آنکه این آمار در هیچ گزارش رسمی انتشار یابد، گزارش همچنان سندی بر این واقعیت است که حملات مخالفان اشغال گران و طالبان افزایش یافته و فرماند هان ارتش اشغالگر از این حملات و همچنین تحریکات همسایگان افغانستان، پاکستان و ایران در واهمه بسر می‌برند.

انتشار این اسناد زمانی صورت می‌گیرد که سیاست «افزایش تعداد نیروهای آمریکائی» اوباما با شکست مواجه گشته و نیرو های آمریکائی در جستجوی دو سرباز ربوده شده خود توسط طالبان هستند.

اسناد جنگی منتشر شده به روشنی توضیح می‌دهند که:

  1. یک نیروی ویژه مخفی «سیاه» موظف است به خدمت رهبران طالبان، زنده و یا مرده بدون رعایت اصول حقوقی و بدون محاکمه برسد.
  2. آمریکائی ها اسنادی را که نشان دهنده استفاده موشک های مرگبار زمین به هوا توسط طالبان است پنهان کرده‌اند.
  1. ارتش آمریکا برای نابودی مخالفانش در منطقه از هواپیما های بدون سرنشین استفاده می‌کند که توسط مرکزی در ایالت «نوادا» در آمریکا از راه دور«کنترل» می شوند.
  2. نیروهای طالبان با استفاده از بمب های کنار جاده و گسترش این بمب گذاری تابحال جان ۲۰۰۰ غیر نظامی را گرفته اند.

پس از انتشار این اسناد، کاخ سفید با انتشار یک بیانیه اعلام کرد که تصویر پرهرج ومرجی که از انتشار این مدارک بوجود آمده حاصل عدم آمادگی لجستیکی نیرو های ارتش آمریکاست که مسئولیت آن با رئیس جمهور قبلی یعنی جورج بوش می باشد.

در این متن آمده است«باید توجه داشت این اسناد مربوط به محدوده زمانی سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ است ».

کاخ سفید در عین حال انتشار این اسناد را مورد انتفاد قرار داده و می نویسدما به شدید ترین وجهی انتشار این اسناد را محکوم می‌کنیم که جان سربازان آمریکائی را به خطر می اندازد…».

اسنادافشاگر قیمتی است که به ساکنان غیر نظامی افغانستان توسط اشغالگران تحمیل گردیده:این کشتار ها که به «زبان نظامیان» به «آبی و سفید»معروف است بالغ بر ۱۴۴ مورد می شود. بخشی از این کشتارها مربوط به بمباران های بحث بر انگیز توسط اشغالگران است که حتی دولت دست نشانده افغانستان هم به آن‌ها اعتراض کرده است.

بخش بزرگی از این کشتار ها که تا امروز پنهان مانده اند اما به مواردی باز می‌گردند که اشغالگران از ترس بمب گزاران انتحاری، موتور سواران و افراد بی‌گناه را بدون بازرسی و صرفاً برای پیش گیری به رگبار گلوله بسته و به قتل رسانده اند.

بر اساس آمار رسمی در این عملیات حداقل ۱۹۵ نفر کشته و ۱۷۴ نفر زخمی شده‌اند اما احتمالاً این آمار بسیار کمتر از تعداد واقعی است چرا که سربازان تمام جزعیات رادر گزارشات روزانه خود به مقامات بالاتر منعکس نمی‌کنند و مقامات مسئول هم اصرار و دقتی در گزارشات خود برای ثبت واقعیات در جنگ ندارند.

از جمله کشتار هاو جنایات اشغالگران که در این اسناد منتشر گردیده می‌توان از به گلوله بستن اتوبوس شامل کودکان توسط نیروهای فرانسوی در سال ۲۰۰۸ که منجر به زخمی شده ۸ کودک گردید، به گلوله بستن اتوبوس مسافری توسط نیرو های آمریکائی که منجر به کشته و یا زخمی شدن ۱۵ غیر نظامی گردید و یا حمله نیر وهای لهستانی در سال ۲۰۰۷ به بهانه «ضربه انتقام‌جویانه» به یک مجلس عروسی که منجر به مرگ شرکت کنندگان در مراسم از جمله یک زن حامله شد نام برد.

همچنین آتش باری های سؤال بر انگیز نیرو های بریتانیائی در سال ۲۰۰۷ بر روی مردم بی‌دفاع کابل در این گزارش ها منعکس گردیده. نیرو های بریتانیائی در حد فاصل ماه های نوامبر و اکتبر به این آتش باری های دست زده که از جمله منجر به کشتن پسر یک امیر ارتش افغانستان گردید. در گزارش نیرو های آمریکائی در این مورد اینطور نوشته شده کهتحقیقات توسط بریتانیائی ها صورت می‌گیرد و ما در شرایطی نیستیم که از تمام ماجرا سر در آوریم».

در دو مورد مشابه که نیرو های نیروی دریائی سلطنتی بریتانیادر آن نقش اصلی را داشتند که در ایالت هلمند و در شش ماه آخر سال ۲۰۰۸ صورت گرفت روزنامه گاردین از وزارت دفاع بریتانیا می‌خواهد پاسخگو باشد. در پاسخ رسمی این وزارت خانه چنین می‌آید که: «ما در زمان کوتاهی که داشتیم در شرایطی نیستیم در این موارد تحقیق کنیم و بدون یک بررسی قابل دفاع هر نوع عملی دامن زدن به حدسیات غیر واقعی است ».

لاپوشانی و پنهان کاری های جنایات جنگی سر و صدای محافل «حقوق بشری» نزدیک به آمریکا و متحدانش را نیز درآورده است. این جریات نیز اقرار می‌کنند که نیروهای اشغالگر افغانستان از ارائه گزارش‌ها واقعی در مورد کشتار غیر نظامیان سرباز زده و تلاش‌های سازمان ها و فعالین ضد جنگ را بی پاسخ می گذارند.

بخشی از اسناد منتشر شده با وجود آنکه به عنوان اسناد «سری» ارزیابی شده‌اند به علت گذشت زمان اهمیت «سری بودن خود را از دست داده اند». بخش دیگری از اسناد هم به علت اهمیت آن‌ها و احتمال به خطر افتادن جان انسان‌ها (کدام انسان‌ها نظامیان و یا قربانیان آنها)انتشار نیافته اند.

مجله هفته: ترجمه فوق با وجود مشکوک بودن انتشار «اسناد» منتشر شده توسط سایت ویکی لیکس صورت گرفته. اینکه حجم چنین وسیع اسناد جنگی از سوی یک نهاد غیر دولتی در اختیار سایت مذکور قرار گرفته به خودی خود بسیار سوال بر انگیز است. بویژه در این اسناد نکاتی برجسته شده که چندان هم با تبلیغات جنگی اشغالگران در تناقض نیست.مثلا اینکه رژیم ایران متحد القاعده است و یا نقش اغراق آمیز سازمان اطلاعاتی پاکستان در ارتباط با طالبان نشان از اطلاعات دست کاری شده با اهداف معینی دارد.