سياسی

فیدل کاسترو درباره ایران: اقتصاد آمریکا پس از تهاجم به ایران مانند خانه‌ای کاغذی فرو خواهد ریخت

منبع: گرانما

فیدل کاسترو
مترجم: علی مفرح

«فيدل كاسترو»، رهبر انقلاب كوبا، در ششمين مقاله متوالي خود كه به موضوع احتمال حمله نظامي به ايران مي‌پردازد، نوشت: اين سؤال مطرح است كه چند نفر از مردم جهان اطلاع دارند ناوگان جنگي آمريكا از 20 ژوئن به حركت درآمده‌اند تا از طريق كانال سوئز به سواحل ايران برسند.
كاسترو در اين مقاله كه روز جمعه با عنوان «بسيار مشتاقم كه در اشتباه باشم» در مطبوعات كوبا به چاپ رسيده است، آورده است: اين نيروي دريايي يانكي، توسط كشتي‌هاي جنگي اسرائيل كه حامل تسليحات بسيار پيشرفته هستند همراهي مي‌شوند.
رهبر انقلاب كوبا در ادامه مي‌نويسد: امروز، در سال 2010 و سي‌ويك سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا و اسرائيل نيروهاي مسلح يك ميليون نفري ايران و توانايي جنگي آن در زمين، هوا و دريا – به اضافه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي – را دست‌كم مي‌گيرند.
وي با اشاره به تمركز اذهان جهاني به مسابقات جام جهاني فوتبال اضافه مي‌كند: من فقط به وظيفه خود براي اطلاع‌رساني به مردم عمل مي‌كنم و بيشتر به فكر جوانان خودمان هستم تا اين اتفاقات آنها را غافل‌گير نكند.
متن كامل مقاله مورد اشاره در ادامه مي‌آيد.

***

وقتي كه داشتم يكي از مقالات پيشين ستون تأملاتم را مي‌نوشتم – و وقوع فاجعه بشري نيز نزديك مي‌شد – بزرگ‌ترين نگراني من عمل به تكليف خود براي اطلاع‌رساني به مردم بود.
امروز من در مقايسه با 26 روز گذشته آرام‌تر هستم. همچنان كه وقايع به وقوع خود ادامه مي‌دهند، من مي‌توانم اطلاع‌رساني خود به افكار عمومي كشور و جهان را غني‌تر نموده و آن را تصريح كنم.

اوباما وعده داده بود كه اگر آمريكا مرحله يك هشتم نهايي جام جهاني را پشت سر بگذارد، او در بازي يك چهارم نهايي در تاريخ 2 ژوئيه حاضر خواهد شد. او بايد بيش از هر كس ديگري مي‌دانست كه بازي‌هاي يك چهارم نهايي نمي‌توانست زماني انجام گيرد كه قبل از آن وقايعي بسيار وخيم اتفاق افتاده – و دست‌كم او بايد از زمان وقوع آن وقايع مطلع مي‌بود.

جمعه گذشته، 25 ژوئن، ‌يك آژانس خبري بين‌المللي كه وسواس زيادي در مورد جزئيات خبري كه منتشر مي‌كند به خرج مي‌دهد، سخناني از قول ژنرال «علي فدوي»، فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مخابره كرد. اين فرمانده سپاه هشدار داده بود «در صورتي كه آمريكا و هم‌پيمانان آن اقدام به بازرسي كشتي‌هاي ايراني در آب‌هاي آزاد و بين‌المللي ‌كنند، با واكنش خاص و متناسب نيروي دريائي سپاه در تنگه هرمز و خليج فارس روبرو خواهند شد.» اين خبر از آژانس خبري «مهر» ايران نقل شده بود.

اين آژانس خبري، مطابق گزارش مخابره شده، نوشته بود: «فدوي به اظهارات خود چنين اضافه كرد كه «در حال حاضر شاهد صدها شناور موشك‌انداز در نيروي دريايي سپاه هستيم.»»

اين اطلاعات، كه تقريباً‌ همزمان با چاپ اطلاعات مربوطه در «گرانما» – و يا شايد قبل از آن – انتشار يافته، به نظر مي‌رسد كه برخي از قسمت‌هاي آن رونوشت پاراگرافي از مقاله ستون تأملات مورخ پنج‌شنبه 24 ژوئن است كه در شماره جمعه 25 ژوئن آن نشريه به چاپ رسيد.

اين اتفاق و تلاقي زماني را مي‌توان نتيجه استدلال منطقي دانست كه من هميشه به كار مي‌گيرم. من حتي يك كلمه هم از آنچه كه توسط آن آژانس خبري ايراني انتشار يافت، نمي‌دانستم.

من هيچ شكي ندارم كه به محض اينكه رزم‌ناوهاي آمريكا و اسرائيل – به همراه ساير كشتي‌هاي نظامي آمريكا كه در حوالي سواحل ايران هستند – در منطقه موضع بگيرند و سعي كنند اولين كشتي تجاري ايران را بازرسي كنند، باراني از موشك از دو طرف باريدن خواهند گرفت. اين دقيقا لحظه‌اي است كه اين جنگ دهشتناك آغاز خواهد شد. پيش‌بيني اينكه چند كشتي از طرفين غرق خواهد شد و كشتي‌هاي كدام طرف بيشتر غرق خواهد شد، امكان‌پذير نيست.

مهم‌ترين چيز براي مردم ما، اطلاع به موقع از حقيقت است.

مي‌توان گفت 99.9 درصد و يا بيشتر هم‌ميهنان من، احيانا به طور غريزي، اميدوارند و از ته قلب با من آرزو مي‌كنند كه من در اشتباه باشم. من با كليه افراد و نزديك‌ترين محافل به خود صحبت كرده‌ام، و در عين حال بسياري از شهروندان نجيب، بشر دوست و با وجدان، پس از مطالعه مقالات ستون تأملات من، به هيچ نحوي با نظر من مخالفت ننمودند. بلكه آنها با نظر من موافق بوده، آن را باور كرده و بي‌درنگ استدلال مرا پذيرفتند. ولي، در عين حال، فورا توجه خود را به انجام كامل كاري كه برعهده داشتند معطوف داشتند.

اين دقيقاً آن چيزي است كه ما از هم‌وطنان خود انتظار داريم. بدترين چيز اين است كه انسان به ناگاه، و بدون اينكه قبلا به هيچ وجه چيزي از احتمال وقوع واقعه‌اي شنيده باشد، و به يك باره از واقعه‌اي بسيار وخيم مطلع شود. در اين صورت، سردرگمي و هراس و سراسيمگي همه را فرا مي‌گيرد. و اين چيزي است كه در شأن مردم قهرماني مانند كوبائي‌ها نيست. اين مردم در اكتبر سال 1962 در معرض هدف حمله گسترده‌ اتمي قرار داشتند، و براي لحظه‌اي هم كه شده، ترديدي براي انجام وظايف‌شان به خود راه ندادند.

جنگجويان و فرماندهان جان بر كف نيروهاي مسلح انقلاب ما، در زمان انجام ماموريت‌هاي بين‌المللي قهرمانانه خود نيز نزديك بود قرباني حملات اتمي به نيروهاي كوبائي شوند. و اين هنگامي بود كه نيروهاي ما به مرزهاي جنوبي آنگولا نزديك مي‌شدند. نيروهاي ما، قبلا، نيروهاي آفريقاي جنوبي را، در نبرد «كوتيو كواناواله» (Cuito Cuanavale) شكست داده، از آنجا رانده بودند و داشتند در مرز آنگولا و ناميبيا سنگربندي مي‌كردند.

پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا – م)، با اطلاع كامل رئيس‌جمهور امريكا، از طريق اسرائيل حدوداً 14 بمب هسته‌اي در اختيار دولت نژادپرست آفريقاي جنوبي قرار داده بود. اين بمب‌ها – همان گونه كه در مقالات پيشين ستون تأملات توضيح داده‌ام- بسيار قوي‌تر از بمب‌هائي بودند كه به شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي شليك شدند.

من نه پيغمبرم و نه طالع‌بين. هيچ كس، حتي كلمه‌اي، درباره آنچه كه مي‌رود اتفاق بيافتد به من نگفته‌ است. تمام اين اظهارات من حاصل آن چيزي است امروز آن را استدلال منطقي مي‌نامم. ما نه تازه‌كاريم و نه مي‌خواهيم در اين موضوع پيچيده دخالت كنيم.

در بحراني كه پس از حمله اتمي بروز خواهد كرد، مي‌توان گفت كه در ساير كشورهاي اسپانيولي و پرتغالي‌زبان قاره آمريكا چه اتفاقي خواهد افتاد.

در چنين شرايطي، كسي نمي‌تواند از نظام سرمايه‌داري و يا نظام سوسياليستي صحبت كند. فقط مسئله‌اي كه مطرح مي‌شود مديريت كالاها و خدمات موجود در اين قاره است. هر كشوري، بطور ناگزير، تحت حكومت همان كساني خواهد بود كه هم اكنون حكومت آن را در دست دارند. تعدادي از اين كشورها بسيار به نظام سوسياليستي نزديك هستند. و آن ديگر كشورها كه اكنون از چشم‌انداز رونق در بازار سوخت، اورانيوم، مس، ليتيوم، آلومينيوم، آهن و ساير فلزات كه به كشورهاي پيشرفته و ثروتمند در بازار جهاني ارسال مي‌كنند، بسيار سرخوش و شادمان هستند، به يكباره با ناپديد شدن اين بازار مواجه خواهند شد.

مواد غذائي فراواني كه در حال حاضر به آن بازار جهاني صادر مي‌شود به يكباره ناپديد خواهد شد.

در چنين شرايطي، مهم‌ترين مواد لازم براي زندگي يعني مواد غذايي، آب، سوخت و ساير منابع اين نيمكره واقع در جنوب ايالات متحده آمريكا به فراواني به حفظ و بقاء اين تمدن بسيار كوچك (آمريكا) اختصاص دارد كه پيشرفت عنان گسيخته و بي‌ضابطه‌اش بشريت را به چنين مصيبتي كشانده است.

‌برخي مسائل تا اين لحظه هنوز كاملا روشن نشده است. آيا اين دو نيرومندترين قدرت هسته‌اي، يعني آمريكا و روسيه،‌ از بكار گرفتن تسليحات اتمي خويش عليه يكديگر امتناع خواهند كرد؟

آنچه كه بدون هيچ شكي مسلم است، اين است كه از جانب اروپا خطر تسليحات اتمي انگلستان و فرانسه، يعني متحدان آمريكا و اسرائيل، تهديدي براي خاك روسيه به شمار مي‌روند. اين كشورهاي اروپائي به طرزي مشتاقانه قطعنامه‌اي را به ايران تحميل كردند كه بطور ناگزيري باعث جنگ خواهد شد – جنگي كه، همانگونه كه استدلال شد، بي‌درنگ به جنگ هسته‌اي تبديل خواهد شد. باري، تسليحات اتمي اروپا خاك روسيه را تهديد مي‌كند. گرچه روسيه، درست مانند چين، سعي كرد تا آنجائي كه قدرت دارد و امكانات آن اجازه مي‌دهد، از بروز اين نتيجه اجتناب كند.

اقتصاد اين ابرقدرت (آمريكا-م) مانند خانه‌اي كاغذي فرو خواهد ريخت. جامعه آمريكا كمتر از هر جامعه ديگري آمادگي تحمل فاجعه‌اي را دارد كه توسط خود امپراطوري آمريكا ايجاد مي‌شود.

ما نمي‌دانيم تاثير اين بمب‌هاي اتمي – كه در نقاط مختف كره زمين، بطور گريزناپذيري منفجر خواهند شد- بر محيط زيست چيست. اين چيزي است كه در حالت بسيار كمتر وخيمش، مي‌رود در سطحي بسيار وسيع اتفاق مي‌افتد. هرگونه گمانه‌زني در اين مورد، به نظر من، فقط داستان‌پردازي علمي-تخيلي است.

توانمندي نظامي ايران را دست‌ كم گرفته‌اند

هنگامي كه فردا جمعه 26 ژوئن اين مقاله در روزنامه گرانما انتشار مي‌يابد، روز 26 ژوئيه كه ما با افتخار تمام در مقابل حملات امپرياليست مقاومت كرديم براي ما تداعي خواهد شد – و اين علي‌رغم اين واقعيت است كه اين روز تنها 32 روز با ما فاصله دارد.

كساني كه يكايك اقدامات بدترين دشمن بشريت – يعني امپرياليسم آمريكا را كه تركيبي از منافع مادي لئيمانه، تحقير كردن و ناچيز شمردن ساير ساكنان كره زمين است – تعيين مي‌كنند، همه چيز را با دقت رياضي محاسبه كرده‌اند.

در مقاله ستون «تاملات» مورخ 16 ژوئن نوشتم كه «گزارشات اهريمني كم‌كم در بحبوحه مسابقات ‌جام جهاني فوتبال انتشار مي‌يابد تا اينكه توجيه هيچ‌كس را به خود جلب نكند.»

مسابقات معروف جهاني اكنون به اوج لحظات مهيج‌اش رسيده است. در عرض 14 روز گذشته، تيم‌هاي 32 كشور با بهترين بازيكنان خود با يكديگر رقابت مي‌كرده‌اند تا به مرحله يك چهارم نهايي، نيمه نهائي و در نهايت به مرحله نهايي برسند. هيجان اين مسابقات ورزشي مستمرا افزايش يافته و توجه صدها ميليون و حتي احيانا ميلياردها نفر را در سراسر جهان به خود معطوف داشته است.

ليكن اين سؤال مطرح است كه چند نفر از مردم جهان اطلاع دارند كه رزم‌ناوهاي آمريكا – منجمله ناو هواپيمابر «هاري اس.ترومن» كه با يك يا چند زيردريايي اتمي و ديگر رزم‌ناوهاي موشك‌انداز و توپداري اسكورت مي‌شوند كه بسيار قوي‌تر از رزم‌ناوهاي زمان جنگ جهاني دوم (1945 – 1939) هستند – باري چند نفر از مردم جهان اطلاع دارند كه اين ناوگان جنگي آمريكا از 20 ژوئن به حركت درآمده‌اند تا از طريق كانال سوئز به سواحل ايران برسند.

اين نيروي دريايي يانكي توسط كشتي‌هاي جنگي اسرائيل كه حامل تسليحات بسيار پيشرفته هستند همراهي مي‌شوند. هدف اين نيروها نظارت و بازرسي كليه كشتي‌هايي است كه به حمل كالاهاي تجاري صادراتي و وارداتي مورد نياز اقتصاد ايران مشغول هستند.
اين نظارت و بازرسي كشتي‌هاي حامل كالاهاي تجاري ايران، توسط قطعنامه‌اي در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب رسيد كه توسط انگليس، فرانسه و آلمان پيشنهاد شده بود و توسط هيچ يك از اين كشورهاي داراي حق وتو با آن مخالفت ابراز نشد.

قطعنامه سخت‌تر ديگري در همين راستا توسط مجلس سنا آمريكا تصويب گرديد. سپس قطعنامه سومي كه حتي سخت‌تر از آن دو قطعنامه ديگر بود توسط كشورهاي عضو اتحاديه اروپا به تصويب رسيد. كليه اين اقدامات پيش از تاريخ 20 ژوئن انجام شد كه به گزارش رسانه‌ها – انگيزه‌اي شد براي سفر اضطراري رئيس‌جمهور فرانسه «نيكولا ساركوزي» به روسيه. هدف از اين سفر ملاقات با رئيس دولت آن كشور قدرتمند «ديميتري ميدويدف» بود، براي مذاكره با ايران و اجتناب از وقوع بدترين اتفاق.

اكنون موضوع بر سر محاسبه زماني است كه نيروهاي دريايي آمريكا و اسرائيل – با پوستن به ناو هواپيمابر و ديگر ناوگان آمريكايي حاضر در منطقه – در مقابل سواحل ايران آرايش و موضع خواهند گرفت.

از اين وضع بدتر، اين است كه اسرائيل به مثابه ژاندارم آمريكا در خاورميانه – به مانند خود آمريكا – داراي پيشرفته‌ترين هواپيماهاي جنگي و تسليحات اتمي است كه توسط آمريكا در اختيار آن كشور گذاشته شده و آن را به ششمين قدرت هسته‌اي كره زمين تبديل كرده است. و بدين ترتيب، اين كشور از لحاظ قدرت آتش يكي از قدرت‌هاي هشت‌گانه جهان – منجمله هندوستان و پاكستان – است.

شاه ايران بدون اينكه حتي يك گلوله شليك شود، در سال 1979 توسط آيت‌الله روح‌الله خميني[ره] سرنگون شد. پس از آن، آمريكا جنگي را به ايران تحميل كرد كه از سلاح شيميايي در آن استفاده شد و مواد آن را به همراه اطلاعات
جنگي مورد نياز در اختيار عراق گذارد. اين تسليحات عليه سپاه پاسداران انقلاب (اسلامي) به كار برده شد. كوبا از اين مسائل اطلاع داشت. چون همان گونه كه قبلا گفتم، كشور ما در آن زمان رئيس جنبش غير متعهدها بود. ما كاملا از صدماتي كه به مردم ايران وارد شد، اطلاع داريم. «محمود احمدي‌نژاد»، رئيس دولت كنوني ايران، فرمانده ارتش ششم سپاه پاسداران و فرمانده سپاه پاسداران غرب ايران بود. (اطلاعات صحيح در اين خصوص اينست كه ايشان يكي از فرماندهان رسته مهندسي سپاه بود – م) كه بخش بزرگي از عمليات جنگي را برعهده داشت.

امروز، در سال 2010، سي‌ويك سال پس از (پيروزي انقلاب)، آمريكا و اسرائيل نيروهاي مسلح يك ميليون نفري ايران و توانايي جنگي آن در زمين، هوا و دريا – به اضافه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي – را دست‌كم مي‌گيرند. اين نيروها، بخشي از 20 ميليون زن و مرد – از 12 ساله گرفته تا 60 ساله – هستند كه توسط نهادهاي مختلف نظامي از ميان 70 ميليون جمعيت اين كشور انتخاب شده و به طور نظام يافته‌اي آموزش ديده‌اند.
دولت آمريكا برنامه‌اي طرح كرد براي ترويج جنبش سياسي بر پايه مصرف‌گرايي سرمايه‌داري تا بدين ترتيب مابين ايرانيان شكاف انداخته و دولت آن را سرنگون كند. اكنون اين جنبش ديگر تواني ندارد. اين ديگر تصور بسيار مسخره‌اي است كه رزم‌ناوهاي آمريكايي به همراه نيروهاي اسرائيلي بتوانند همدلي حتي يك شهروند ايراني را به خود جلب كنند.

من ابتدا با تحليل اوضاع جاري فكر مي‌كردم كه مناقشه ابتدا در شبه جزيره كره – به عنوان جنگ دوم كره – آغاز خواهد شد و بلافاصله پس از آن جنگ ديگري آغاز شده كه آمريكا به ايران تحميل خواهد كرد. ولي ما اكنون شاهد تغيير در سير حوادث هستيم. جنگ با ايران، بلافاصله جرقه جنگ كره را خواهد زد.

رهبري كره شمالي كه متهم به غرق كردن رزم‌ناو «چئونان» شده است و به خوبي مي‌داند كه كشتي مذكور توسط ميني كه سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا به شكم آن چسبانده‌‌اند منفجر و غرق شده، به محض اينكه ايران مورد حمله قرار گيرد بدون از دست دادن ثانيه‌اي دست به عمل خواهد زد.

اين كاملا منصفانه است كه دوستداران فوتبال بتوانند از رقابت‌هاي جام جهاني لذت ببرند. من فقط به وظيفه خود براي اطلاع‌رساني به مردم عمل مي‌كنم. من بيشتر به فكر جوانان خودمان – به خصوص كودكان دوست داشتني‌مان كه سرشار از اميد و زندگي هستند – هستم تا اين اتفاقات آنها را غافل‌گير نكند.

اين وضع بسيار زجرآور است؛ به خصوص اگر در فكر روياها و آرمان‌هاي بشريت و چيزهاي شگفت‌آوري باشيم كه بشريت فقط در عرض چند هزار سال خلق كرده است.
در زماني كه انقلابي‌ترين روياهاي بشريت دارد به واقعيت مي‌پيوندد و وطن ما به نحوي قاطعانه در مسير بازسازي گام برمي‌دارد، من بسيار علاقه دارم كه در اشتباه باشم.

عدالتخانه