ماه: ژوئیه 2010

فلاکت آدم ها

اول آگوست می توانست پیر بوردیو ۸۰ ساله شود به مناسبت سالروز تولد این جامعه شناس برجسته ترجمه ها و نوشته هائی از و درباره بوردیو منتشر خواهیم کرد حسین میرزایی

این معرکه بحران از کدام واقعیت برمیخیزد؟

  آلن بادیو،  لوموند، یادداشت: آلن بادیو بدون تردید از مطرح ترین فلاسفه معاصر در فرانسه است که در سالهای اخیر به طور روزافزونی در حوزه تفکر آلمانی زبان و آنگلوآمریکایی نیز مورد بحث و مجادله قرار می گیرد. برخورد رادیکال بادیو به بحران در روزنامه لوموند تا همین امروز به مباحثات پرحرارتی دامن زده است. اهمیت کار بادیو مقدمتا در جزئیات برنامه سیاسی پیشنهادی وی و همچنین در جزئیات تحلیل وی از بحران و رابطه بین سرمایه مالی و صنعتی نیست. در این جزئیات میتوان با او مخالف بود.  بادیو از منظر یک فیلسوف مارکسیست به بحران می پردازد و در همین نوشته کوتاه بنیادی ترین انتقاد بر روندهای پایه ای سرمایه داری و نظام سیاسی – ایدئولوژیک حاکم بر آن را طرح می کند. اهمیت کار بادیو در آن است که به مثابه یکی از مطرح ترین متفکران در یکی از اصلی ترین کشورهای سرمایه داری، آشکارا بر ضرورت برانداختن نظم موجود و بنای نظمی نوین، بر ضرورت کمونیسم، تأکید می کند. همین برای انتخاب این مطلب و ترجمه آن کافی بود. فریبرز افشار- بهمن شفیق ************   بحران مالی جهانی …

در ستایش تقی شهرام به مناسبت سی اُمین سالگرد اعدام وی

  پریسا نصرآبادی سر که بر می گردانیم و گذشته مان را نظّاره می کنیم، پسِ پشت مان نمایی مبهم از قله هاییست، که ریشه در زمین و سر در ابر و غبار دارند، قله های که تا از آن بالا نرویم در نمی یابیم که تا کجا می توانند چنین بلند باشند… فرازِ قلّه که می رسیم، کوچکی و حقارت بسیاری آشکاره می شود که ندانستند هرگز، زنده گی چیست…فتح چیست… و نوای شاملوی در ذهن می پیچد که: « تو نمی دانی غریوِ یک عظمت وقتی که در شکنجه یک شکست نمی نالد چه کوهی ست!»… و چه هم زمانی خوشایندی است که دوم مرداد ماه نام شاملو و شهرام را در خاطر هجّی می کند تا طعم گس تابستان های پر حادثه و خون لحظه ای از خاطر دور شود… گرچه هر بگوییم اندک باشد، اما از شاملوی بزرگ بسیار خوانده ایم و گفته ایم… اما چپ ایران به شهرام وام دار و بدهکار است و علی رغم این دِین، هنوز که هنوز است بعد از گذشت 30 سال، حتی برخی نامی …

چرا آواتار نژادپرستانه است؟

  اسلاوی ژیژك مترجم: فرشید عطایی لحظه ای ایستادن آواتار را باید با فیلم‌هایی نظیر چه كسی برای راجر ربیت پاپوش دوخت (1988) یا ماتریس (1999) مقایسه كرد. در هر یك از این فیلم‌ها قهرمان داستان بین واقعیت زندگی روزمره ما آدم‌ها و یك دنیای تخیلی گیر افتاده است؛ این دنیای تخیلی در فیلم راجر ربیت به شكل كارتون است، در فیلم ماتریس به شكل واقعیت دیجیتال، و در فیلم آواتار هم واقعیت‌های زندگی روزمره در یك سیاره به صورت دیجیتالی بهبود داده شده‌اند. بنابراین نكته‌ای كه باید به ذهن سپرده شود، این است كه هرچند داستان آواتار قرار است در یك فرایند واقعی رخ بدهد، اما ما با دو واقعیت طرف حساب هستیم: دنیای معمولی و دنیای خیالی و فانتزی. پایان فیلم آواتار را باید این گونه تعبیر كرد كه قهرمان داستان به‌طور كامل از دنیای واقعیت به دنیای خیال می‌رود؛ مثل قهرمان فیلم ماتریس كه قهرمان آن (نئو) تصمیم گرفت خودش را یك بار دیگر به طور كامل در ماتریس غرق كند. البته این قضیه به این معنی نیست كه ما باید فیلم …