سياسی

تقسیم کن و حکومت کن!

دنيای جوان JungeWelt
برگردان: خ. طهوری
پس از ناآرامی‌های قرقيزستان، صدها کشته و ده‌ها هزار فراری

طبق گزارشی که وزير بهداشت قرقيزستان روز سه‌شنبه در بيشکک ارايه داشت، تعداد کشته‌شدگان در ‏ناآرامی‌های اخير اين کشور به بيش از ۱٧۱ نفر رسيد. بيش از ۱٨۰۰ نفر زخمی شدند و ناظرين نگرانند که ‏تعداد واقعی قربانيان به مراتب بيش‌تر از رقم اعلام شده باشد.‏

بيش از ده هزار نفر هم‌اکنون از منطقه فرار کرده و حداقل ۱۰۰ هزار نفر روز دوشنبه گذشته کوشش کردند تا ‏به کشور همسايه، ازبکستان، پناه برند. شورای امنیت سازمان ملل متحد اين ناآرامی‌ها را در جنوب اين ‏کشور آسيای مرکزی محکوم کرده و مردم اين کشور را به آرامش دعوت نموده است. نماينده سازمان ملل در ‏بيشکک «ميروسلاو ينکا» اعلام کرد که اين نا‌آرامی‌ها نبايد موجب شود که رفراندومی که برای اواخر ماه ژوئن ‏و انتخابات مجلس که برای اکتبر سال جاری درنظر گرفته شده، ملغا گردند.‏

دولت چين در رابطه با آشوب‌های خونينی که قرقيزستان را فرا گرفته، اتباع خود را از اين کشور خارج می‌کند. ‏بنا به گفته وزارت امور خارجه چين، روز سه‌شنبه هفته گذشته دو هواپيما با ۱٩۵ نفر از اتباع چينی وارد ‏اورومجی شدند و ۲ هواپيمای ديگر نيز در راه اند.‏

قرقيزستان يک کشور کوهستانی بسيار فقير است که در آن بخش کشاورزی، با اين‌که تنها ۶ درصد اراضی ‏آن قابل کشت و زرع است، همواره نقش غالب را ايفا می‌کرده و هنوز می‌کند. در کنار اقتصاد ضعيف ‏کشاورزی، منابع فلزات کمياب، از جمله طلا وجود دارد، که اقتصاد کشور در اصل بسته به حجم صادراتی آن، ‏می‌چرخد. نفت و گاز و ذغال‌سنگ اين مصرف داخلی کشور را کفاف نمی‌دهد.‏

اهميت استراتژيک اين کشور که به دريا راهی ندارد، در موقعيت جغرافيايی آن نهفته است. مرزهای اين ‏کشور که در نزديکی افغانستان قرار دارد، توسط چين، قزاقستان، تاجيکستان و ازبکستان محدود گرديده ‏است. از طريق پايگاه هوايی آمريکا «مانا» که درآن بيش از ۱۰۰۰ سرباز آمريکايی مستقرند، ۲۰ درصد کل ‏تدارکات نظامی ارتش آمريکا برای جنگ هندوکش تأمين می‌گردد. به همين دليل آمريکا نيز علاقه‌ای به ‏بی‌ثباتی سياسی اين کشور ندارد.‏

پس از انقلاب به اصطلاح لاله‌ای (مخملی) سال ۱٩٩۵ که به ابتکار و کمک مالی ایالات متحده آمریکا صورت ‏گرفت، تحت رهبری رييس‌جمهور کودتاگر اين کشور « قربان بیک باقی‌یف» اقتصاد کشور منطبق با دستورات ‏نئوليبرالی غرب «رفرمه» شد که به افزايش نجومی بيکاری انجاميد. اين امر همگام با تقسيم و توزيع ‏ناعادلانه‌ای که پس از تلاشی اتحاد جماهیر شوروی به وجود آمده بود، فقر عظيم تودۀ مردم را تشديد کرد. ‏اين وضعيت زمينه را برای رشد يک جنبش راديکال اسلامی که در واشنگتن هراس «يک افغانستان ديگر» را ‏پديد آورده، آماده ساخت.‏

در عين حال تضادهای رشد‌يابنده اجتماعی در درگيری‌های نژادی، به ويژه در ايالت «اوش» در جنوب غربی ‏کشور که منطقه بسيار حاصلخيزی است و زير نفوذ طايفه «باقی‌یف» قرار دارد، تجلی می‌يابد.‏

در اين کشور آسيای مرکزی با ۵٫۵ ميليون نفر جمعيت، قرقيزها با ۶۴٫٩ درصد، اکثريت جمعيت کشور را  ‏تشکيل می‌دهند، سپس ازبک‌ها با ۱۳٫٨ درصد، روس‌ها ۱۲٫۵ درصد. بقيه ٨٫٨ درصد جمعيت از «دونگان»ها، ‏اوکرائينی‌ها، «اويغور»ها و بسياری از مليت‌های ديگر تشکيل می‌شود. از منظر قرقيزها مشکل ملی کنونی ‏در اينجا نهفته که نژاد ازبک در کشور پخش نيست، بلکه در ايالت «اوش» با مالکيت بر حاصلخيزترين ‏سرزمين‌ها متمرکز گرديده است و در اين منطقه حتا اکثريت جمعيت را نيز تشکيل می‌دهد. ازبک‌های اين ‏منطقه در سال ۱٩٨٩ يک بار خواستار خودمختاری و حتا الحاق اين منطقه به کشور ازبکستان بودند.‏

از زمانی که که انقلابيگر مخملی، «باقی‌یف» که در آوريل سال جاری به دليل سياست‌های سوء اقتصادی، ‏رشد ارتشا و نقض شديد حقوق بشر و پس از آن‌که کوشش کرد تا تظاهرات توده‌ای را با خشونت سرکوب ‏نمايد، از کشور رانده شد، منطقه «اوش» که توسط سلسله جبالی از پايتخت کشور «بيشکک» و ساير نقاط ‏کشور جدا شده، آرامش نيافته است. روسيه حق دارد که از وقوع جنگ داخلی که سرانجام به تقسيم کشور ‏بيانجامد، نگران باشد.‏

در حال حاضر نيز وضعيت مانند سال ۱٩٩۰ روشن و شفاف نيست. برخی از گزارشات حاکی از فعاليت ‏باندهای سازمان‌يافته‌ای است که از برخی از طوايف رهنمود می‌گيرند و از طرف برخی از واحدهای ارتشی  ‏نيز تقويت می‌شوند. اين باندها با قتل‌ هدفمند شهروندان ازبک و قرقيز کوشش می‌کنند که هر دو گروه را ‏عليه يکديگر بشورانند و کشور را بيش‌تر به ورطه بی‌ثباتی برانند.‏

تارنگاشت عدالت