سياسی

اعتصاب توده ای

مارک توماس

برگردان: شهرام شفق

» … اعتصاب توده ای برای نخستین بار شعور و آگاهی طبقاتی را در میان میلیون ها کارگر بیدار کرده است، مثل این است که به آنها شوک الکتریکی وارد کرده باشند… تمامی توده پرولتاریا… به صورت ناگهانی و سریع به این درک رسیده اند که آن هستی اجتماعی و اقتصادی که برای دهه ها در زنجیرهای سرمایه داری به طرز دردناکی متحمل می شدند، چه میزان سخت و تحمل ناپذیر بوده است. بنابراین لرزش و تزلزلی خودانگیخته و همگانی در این زنجیرها افتاده است. «

این توصیف رزا لوکزامبورگ در کتاب اعتصاب توده ای در مورد تاثیرات موج اعتصاباتی است که در ژانویه و فوریه سال 1905، امپراطوری روسیه را درنوردید.

اعتصابات توده ای پس از آن، که در ماه های اکتبر و دسامبر همان سال به وقوع پیوست، اگرچه رژیم استبدادی تزاری را ساقط نکرد اما بنیان آن را در هم کوفت. در مجموع 23 میلیون روز اعتصاب در طی سال 1905 در روسیه رخ داد، که از حیث شمارش و گستردگی تا آن زمان در روسیه و یا هیچ کشور صنعتی پیشرفته ای چنین چیزی دیده نشده بود.

برای نخستین بار سلاح اعتصاب، به نیروی محرکه عمده یک انقلاب تبدیل می شد. تجربه کمون پاریس در 1871 برای کارل مارکس درس های زیادی در بر داشت و آن این بود که کارگران نمی توانند دستگاه دولت را در شکل حاضر در اختیار گیرند، آن ها مجبورند تا این دستگاه را در هم بکوبند. لیکن در آن زمان اعتصاب ها حداکثر، بازتابی از تفوق اندک صنعتگرانی  بود که در کارگاه های شهری مشغول به کار بودند. اما اکنون اعتصاب توده ای خود را نمایانده بود و به بیان لوکزامبورگ ، به مثابه » شیوه حرکت توده پرولتاریا و صورت پدیداری نبرد پرولتاری در امر انقلاب » خود را نشان می داد.

تجربه انقلاب در سرتاسر قرن 20، بارها این بصیرت لوکزامبورگ را به اثبات رساند. اعتصاب های توده ای با خصلتی انقلابی نمونه های بسیاری در این خط سیر برای بررسی باقی گذاشته اند: روسیه 1917، آلمان در 1918 تا 1923، ایتالیا 1920، اعتصاب توده ای در مجارستان 1956، همین اتفاق در 1936 در فرانسه و مجددا در اعتصاب مشهور 1968، ایران 1978 تا 1979 و لهستان سال 1980.

دلمشغولی لوکزامبورگ بیشتر از همه چیز بیرون آوردن درس های مهم اعتصاب 1905 برای قدرتمند ترین طبقه کارگر آن روزگار، یعنی طبقه کارگر آلمان بود.

در دوره های غیر انقلابی، شکاف عمیقی بین سیاست به مثابه حدود اختیارات نمایندگی پارلمانی و اقتصاد به عنوان حوزه فعالیت اتحادیه های کارگری(trade union) برای مذاکرات و چانه زنی  بر قرار است. در هر دو حوزه، کارگران غالبا تماشاچیانی منفعل اند که فقط گه گاه از ایشان خواسته می شود تا در فلان انتخابات رای دهند یا در اعتصابی محدود شرکت کنند به این دلیل که موضع مذاکره کنندگان اتحادیه ای را محکم تر نمایند. اعتصاب توده ای به همه این بازی ها پایان می دهد. در آن هنگام که کارگران به نیروی خود وارد مبارزه می شوند، مرز بین سیاست و اقتصاد برچیده می گردد.

این گونه نیست که تنها مبارزات اقتصادی میلیتانت، توان رویارویی با دولت و قانون و پلیس اش را دارند، بلکه اعتصاب های توده ای سیاسی نیز محرکی عظیم برای اعتصابات اقتصادی هستند. به ویژه در میان آن بخش از کارگران که سابق بر آن یا  سنت اعتراضی ضعیفی داشته اند یا به کلی از این سنت محروم بوده اند و یا حتی سازمان اتحادیه ای هم نداشته اند. از این رو » کنش متقابل دائمی » بین مسائل سیاسی و اقتصادی در اعتصاب های توده ای، در جهت سربازگیری مداوم برای امر مبارزه عمل می کند. هم چنان که دسته های جدیدی از کارگران را بر می انگیزاند تا سطح مطالبات خود را بالاتر برند.

درک این مسائل، منجر به پاسخی شد که لوکزامبورگ به استدلال های رهبران اتحادیه ایِ روزگار خود داد. استدلال هایی که در زمانه ما نیز تکرار می شوند. رهبران اتحادیه های آلمانی فریاد می زدند که: » چگونه یک اعتصاب توده ای، بدون اکثریت قدرتمند کارگرانی که قبلا در اتحادیه ها مجتمع شده باشند و بدون خزانه پر و پیمانی برای تامین کارگران اعتصابی- تا مصائب و سختی های مالی کارگران را به کار باز نگرداند، محقق خواهد شد؟ «. لوکزامبورگ چنین پاسخ داد که این خود اعتصاب توده ای است که دسته های جدید کارگران را، فوج فوج، به اتحادیه های کارگری وارد می کند، آن هم به درجه ای که سیر عادی امورات اتحادیه هیچ گاه قادر به انجام آن نخواهد بود.

در روسیه، تب تشکل گرایی از فردای اولین اعتصاب توده ای، در 1905 شروع شد. اعتصاب ها و اشغال کارخانه ها توسط کارگران در فرانسه 1936، باعث شد تا اعضای CGT، فدراسیون اصلی اتحادیه های کارگری، از یک به پنج میلیون نفر افزایش یابند. لوکزامبورگ برای نیل به این مقصود یک شرط می گذارد: اعتصاب ها باید » اعتصاب هایی رزمنده » باشند تا تهدیدی برای بهره کشان بوده و بتواند با آن ها تسویه حساب نماید. وقتی آنان اعتصاب ها را بالا پایین می کنند، چشم انداز و مدت زمان اعتصاب ها را کنترل کرده اند و آنان {بهره کشان} به این سمت گرایش دارند که در بهترین حالت اعتصابات و مبارزات کارگران را محدود به آن چیزی نمایند که از پیش توسط اتحادیه های کارگری تعیین و محاط شده است.

اعتصاب توده ای، همانگونه که لوکزامبورگ می گوید، کارگران را به نیروی خودشان و با مقیاس و سرعتی متحول می کند که تبلیغات سوسیالیستی هرگز به تنهایی به آن دست نخواهد یافت. در ژانویه 1905 کارگران عریضه ای به تزار نوشتند و او را » پدر کوچک ما » نامیدند؛ در ماه دسامبر همان سال، اقلیتی قابل توجه از ایشان، مصمم به ساقط کردن تزار بود. در طی اعتصاب توده ای 1905، کارگران از ایفای نقش قربانیان مطیع و منفعل سرمایه داری دست کشیدند و به نیرویی فعال و انقلابی مبدل گشتند.

نوک پیکان کتاب » اعتصاب توده ای» بیش از همه متوجه لایه قدرتمند اداری اتحادیه های کارگری آلمان بود. این کارمند ها با وحشت، به هر اشاره ای ولو جزئی برای بررسی روش های روسی اعتصاب در ملک طلق شان واکنش نشان می دادند. آن ها ادعا می کردند که در روسیه «عقب مانده» که کارگرانش از حقوق قانونی محروم اند، چنین روش های مبارزه جویانه ای می تواند مناسب باشد اما در آلمان «پیشرفته» این قبیل روش ها تماما غیر مقتضی و حتی خطرناک است. کتاب لوکزامبورگ حمله ای ویرانگر بر این نظرگاه خودپسندانه بود.

با این وجود لوکزامبورگ خطر بوروکراسی اتحادیه ای  -و هم پیمانان شان در درون حزب سوسیال دموکرات آلمان- را دست کم گرفته بود. او این گونه استدلال می کرد که این بوروکرات های حرفه ای در مواجهه با اولین اعتصاب توده ای به بیرون از جنبش پرتاب خواهند شد. اما ریشه های رفرمیسم از آن چه او تصور می کرد عمیق تر شده بود. پس از آن بود که ظرفیت بوروکراسی اتحادیه های کارگری برای از خط خارج کردن حتی قدرتمندترین جنبش های اعتصابی مکرارا به اثبات رسانیده شد.

در نهایت اما، باید هم چنین متذکر شویم که بارها اتفاق افتاده است که اعتصابی که به عنوان مانوری بوروکراتیک و با ابتکار و کنترل از بالا به راه افتاده، به یک اعتصاب بسیار میلیتانت تر تغییر جهت داده است. در قیام ماه مه 1968 اعتصاب عمومی یک روزه ای که به فراخوان رهبران بی میل اتحادیه های کارگری انجام گرفت با اتحاد و همبستگی دانشجویانی که رودرروی پلیس وحشی رژیم دوگل قرار گرفته بودند، به چیز دیگری مبدل شد. در روزهای پس از آن بود که موج عظیم اشغال کارخانه ها، سرمایه داری پیشرفته غربی  را به چالش کشید.

  • این مقاله ترجمه ای است از M is for mass strike که در نشریه Socialist Review در ژوئن سال 2008 به چاپ رسیده است. متن اصلی مقاله در این آدرس:

http://www.socialistreview.org.uk/article.php?articlenumber=10430

خرداد 89  – مه 2010

برگرفته از نشریه سوسیالیست شماره پنجم