سياسی

پشت دعوای اتمی ایران اقامه دعوا برای ایرانی دیگر


برگردان ناهيد جعفرپور

Paul Schäfer und Jerry Sommer
Jungewelt.de

توضيح مترجم: ترجمه مقاله حاضر که کار تحقيقی دو نفر از نويسندگان معروف آلمانی است، به هيچ وجه به مفهوم تائيد نظرات آنان نبوده و صرفا هدف آگاهی از بحث های مخالف و موافق در باره دعوای اتمی ايران درون روشنفکران اروپا است.

در باره نويسنده: جری زومر ژورناليست آزاد و محقق مرکز گفتگو های بين المللی شهر بن آلمان و همچنين يکی از نويسندگان کار تحقيقی زير در سال 2009 است:
«New Chances for a Compromise in the Nuclear Dispute with Iran?» (2009).

جی روکه فلر رئيس کميسيون سرويس امنيتی سنای آمريکا در تاريخ 5 جون 2008 در زمان علنی شدن گزارش بازرسی در باره جنگ عراق گفت:
» ديوانسالاری آمريکا در ارائه برهان برای يک جنگی ديگر اطلاعات سازمان امنيت را که کاملا ضد و نقيص بود و بطور واقعی وجود نداشت بعنوان دليل و مدرک ارائه نمود. نتيجه اين شد که مردم آمريکا به جائی کشانده شدند که باور کنند تهديد از سوی عراق بسيار بزرگتر از آنچه است که درواقعيت می گذرد».
در تاريخ 17 ماه مه برزيل، ترکيه و ايران پيمان مشترکی را در باره منطقی که سال هاست برجنگی بی شعله در باره برنامه اتمی ايران رهبری می کند، ارائه نمودند. در اين پيمان ايران اعلام نموده است که 1200 کيلوگرم از 3،5 درصد اورانيوم سبک غنی شده اش را به ترکيه صادر می نمايد اگر که در عوض مواد سوختی برای رآکتور کوچک تهران به ايران تحويل داده شود.
بدين طريق اين شانس وجود دارد که راهی ديپلماسی بر سر دعوای اتمی ايران آغاز گردد. زيرا که اين پيمان عمدتا مطابق است با آنچه که آمريکا، روسيه و فرانسه در اکتبر گذشته در صحبت با ايران خواستار شدند. با اين وجود بنظر می رسد که آمريکا در اين فاصله نظرش را تغيير داده است و تلاش می کند اين پيمان را پيش پا افتاده و يا نديده بگيرد و در عوض ايران را با تحريم های جديد تحت فشار قرار دهد و به اين خاطر هم پيش نويس طرحی جديد به شورای امنيت سازمان ملل ارائه داده است. اين طرح تحريمی جديد را که هيچ اقدام تعيين کننده جديدی را در خود ندارد، قبلا چين و روسيه و فرانسه و بريتانيا و آلمان هم تائيد نموده اند. اگر تحريم های جديدی تعيين شود، چيزی که با توجه به اپوزسيون های موجود در ميان اعضای شورای امنيت چون برزيل و ترکيه و موضع بيطرف روسيه و چين نامطمئن به نظر می رسد و اگر توافق ميان ترکيه و برزيل به اجرا در نيايد، در اين صورت خطر تشنجات بيشتر بر سر دعوای اتمی ايران وجود خواهد داشت.
مسئول اين تشنج بخش بزرگی آمريکاست. رئيس جمهور اوباما با وجود سخنرانی اش در باره » مذاکرات بدون تدارکات» و » احترام متقابل» پشتيبانی شده از سوی بريتانيا، فرانسه و آلمان، هيچ چرخش اساسی در مقابل سياست ايران نسبت به جرج دبليو بوش نداشته است و همچنان از سوی آمريکا تلاش می شود بجای توافقات همه جانبه قابل مذاکره، موضع حداکثربه کرسی نشانده شود. اين مسئله هم در باره تبادل اورانيوم سبک غنی شده ايران در مقابل مواد سوختی برای رآکتور تحقيقاتی تهران و هم در رابطه با مسائل بسيارمهمترغنی سازی اورانيوم در ايران بطور کل صادق است. بجای اين در باره تحريم های سخت تر بحث و گفتگو می شود و اين تحريم ها بخشا از سوی شورای امنيت و بخشا از سوی ائتلافيون به اجرا در می آيد و يک برنامه نظامی بر عليه ايران روی ميز قرار می گيرد. طرفداران يک چنين حمله نظامی مجددا هر چه بلند تر به طبل هايشان می کوبند.
اوباما فن بيان ديگری دارد اما سياستش همان است. اين فن بيان برای بيرون آمدن از بن بستی که دعوای اتمی ايران در آن گير کرده است کافی نيست. ادامه سياست تا کنونی تحريم ها و تهديد به حملات نظامی در هر حال تنها بی راهی ( عدم وجود راه حل) را طولانی نمی کند. بلکه تشنجات را در مقابل ايران و همچنين مجموعه خاورنزديک وميانه تشديد می نمايد. اين مسئله همزمان تهديدی است برای اپوزيسيون دمکراسی خواهانه در ايران که بر عليه فشار و عدم وجود حق بيان و تجمع و… و خودکامگی و استبداد دولتی بپا خواسته است.
1. مواد سوختنی برای رآکتور تحقيقاتی تهران

بعد از مذاکره ميان رئيس جمهور ايران و رئيس جمهور برزيل و همچنين نخست وزير ترکيه اين سه کشور در تاريخ 17 ماه مه 2010 برنامه ای را بنام ( پلان 2) برای حل مشکل اتمی ايران توافق نمودند که بر مبنای آن ميبايست مشکل مواد سوختی مورد احتياج ايران برای رآکتور تحقيقاتی تهران حل گردد.
سپس ايران اعلام نمود که 1200 کيلو گرم از 3،5 درصد اوران غنی شده در نطنز را در فاصله يک ماه بعد از پايان قرار مدار و مذاکرات به ترکيه صادر خواهد نمود. در آنجا اين مقدار اورانيوم انبار می شود تا ايران يکسال بعد 100 کيلوگرم مواد سوختی برای رآکتور تحقيقاتی تهران را دريافت نمايد.
يک پيشنهاد مشابه هم در اکتبر 2009 بعد از مدتی طولانی در اولين مذاکره کشورهای پنج به اضافه يک ( آمريکا، روسيه، چين، فرانسه، بريتانيا و آلمان) مجددا با ايران در ژنو ارائه گشت که در پرينسيپ تصويب شد.
در اصل موضوع بر سر اقدامات اعتماد انگيز ميان تمامی طرفين است ـ غنی سازی در ايران و خطراتی که غرب احتمال می دهد ـ .
در هر حال اولين قدم، وارد شدن به مشکل ذکر شده است. تا بدان وسيله عدم اعتماد بسيار زياد ميان طرفين بخصوص ميان آمريکا و ايران رفع گردد. امکان ايجاد اعتماد چه از سوی رهبران ايران و چه از سوی آمريکا ديده می شود ـ حتی اگر از وزنه متفاوت برخوردار است ـ .
در حاليکه تهران بيش از همه خواهان اين است که دليلی بدست آورد که برنامه اتمی اش چون تا کنون بخصوص از سوی قدرت های غربی کاملا مورد حمله قرار نگيرد، آمريکائی ها بيش از همه مدرکی می خواهند که ثابت کند ايران اورانيوم غنی شده اش را به واقع برای منظورهای صلح آميز استفاده خواهد نمود.
عدم اعتماد همچنين علتی بود برای اينکه بعد از توافق اصولی ميان 6 قدرت نظامی و ايران در تاريخ 1 اکتبر 2010 در ژنو، در مذاکرات اوليه در باره جزئيات ميان ايران و روسيه و فرانسه و آمريکا در وين توافقی حاصل نشود.
آژانس بين المللی انرژی اتمی بعد از اينکه ايران می بايست 1200 کيلو اورانيوم سبک غنی شده به روسيه صادر کند، نقشه ای را که از سوی روسيه و فرانسه و آمريکا آماده شده بود، ارائه نمود. از روسيه می بايست در خاتمه 19،75 درصد اوران غنی شده برای توليد مجدد مواد سوختی به فرانسه حمل گردد. اين مواد سوختی سپس می بايست ـ بين 9 تا 12 ماه بعد از صادر شدن اورانيوم سبک غنی شده در ايران ـ به تهران فرستاده شوند.
فرق اساسی پيشنهاد جديدی که از طرف برزيل و ترکيه ارائه شده است اين است که اورانيوم سبک غنی شده در ترکيه انبار خواهد شد و ترکيه موظف شده است که آنرا به ايران باز برگرداند اگر که ايران مواد سوختی نگيرد.
در اکتبر گذشته در زمان مذاکرات در وين نماينده ايران همزمان خواهان مبادله اورانيوم سبک غنی شده با مواد سوختی شد. بدون اينکه طرح آژانس بين المللی انرژی اتمی را کاملا رد نمايد. پيامد اين مسئله اين شد که دولت ايران در سياست داخلی اش بخاطر موضع احتمالی «نرمش» تحت فشار قرار گيرد.
چه از سوی رهبر رفرميست ايران موسوی و همچنين منتقدين احمدی نژاد در جبهه محافظه کاران، آمادگی احتمالی دولت ايران را برای پذيرفتن طرح آژانس بين المللی محکوم نمودند.
موسوی برای مثال توضيح می دهد که طرح آژانس تمامی تلاش های هزاران دانشمند ايرانی را به باد می دهد.
رفرميست ها مطمئنا اين نگرانی را هم دارند که يک پيمان بين المللی ميان ايران و جامعه بين المللی می تواند به نفع سياست داخلی احمدی نژاد باشد و به اپوزيسيون ضرر خواهد رساند. همزمان منتقدين به اين امر اشاره می کنند که طرح آژانس با توجه به موارد خواسته شده درونش هيچ ضمانتی به ايران نمی دهد که به واقع مواد سوختی به ايران تحويل داده شود. اين نگرانی را همچنين دولت ايران دارد و آنهم نه بدون دليل. زيرا که نه فرانسه و نه آمريکا قبلا وظايفشان را برای تحويل مواد اوليه هسته ای انجام ندادند.
وزير امور خارجه آمريکا هيلری کلينگتون همين اخيرا مجددا بر عليه بکار افتادن تاسيسات اتمی ای که در بوشهر توسط روسيه ساخته شده صحبت نمود. در اين باره نه آمريکا و نه فرانسه قدم جلو نگذاشته و در ماه اکتبر برای تحريم های جديد بر عليه ايران حرکت نمودند. اين مسئله در تهران واهمه ايجاد نمود که مبادا حمل مواد سوختی به ايران در آينده قربانی تحريم ها شود.
پايان سال 2009 رهبريت ايران آمادگی خويش را برای تبادل اورانيوم سبک غنی شده با موادسوختی اعلام نمود اما همچنين خواهان اين شد که مبادله همزمان در يک يا چند فرود بر روی سرزمين جمهوری اسلامی ايران صورت پذيرد. افزون بر اين بشکل يک اولتيماتوم اعلام نمود که اگر قراری گذاشته نشود از فوريه سال 2010 خود اورانيوم 19،75 درصد غنی خواهد نمود. البته آمريکا و همچنين آلمان و فرانسه هر گونه مذاکره بعدی را رد نمودند. بخصوص آنها خواهان اين شدند که ايران بايد 1200 کيلوگرم اورانيوم سبک غنی شده را از ايران صادر نمايد. دليل اين کار را چنين اعلام نمودند که در غير اين صورت ايران هر زمان از اين امکان برخوردار خواهد بود که اورانيوم بالا غنی شده برای بمب اتم توليد کند ـ از اين روی تلاش می شود اين امکان حداقل به لحاظ زمانی عقب بيافتد. زيرا برای تنها يک بمب اتم به عنوان مواد اوليه نياز به 1400 کيلو اورانيوم سبک غنی شده می باشد. در اکتبر گذشته ايران از 1800 کيلو و فوريه 2010 در حدود 2050 کيلوگرم برخوردار بود و در ماه مه 2010 بايد در حدود 2400 کيلو گرم بشود.
بعد از اينکه قدرت های غربی از قبول تنها مذاکره با ايران سر باز زدند، ايران در ماه فوريه هم اعلام نمود که در تاسيسات نطنز اورانيومی را که 3،5 درصد غنی می کرد به 19،75 درصد خواهد رساند. اين درجه غنی سازی برای توليد مواد سوختی رآکتور تحقيقاتی تهران ضروری است. اورانيوم غنی شده 19،75 درصد هنوز خيلی با اورانيوم 90% که برای ساختن تسليحات اتمی ضروری است فاصله دارد. اگر ايران اورانيوم 19،75 غنی شده را به مواد سوختی برای رآکتور تحقيقاتی تبديل نکند، با اين وجود ابزار اوليه برای توليد يک بمب اتم را دارا می باشد. اگر که واقعا نگرانی در باره تلاش ايران برای دستيابی به تسليحات اتمی وجود دارد می بايست بلافاصله در مذاکرات با ايران در باره پيشنهادات متفابل ايران مذاکره نمود و ضرورتا پيشنهادات ايران را قبول نمود. فولکر پرتز رئيس بنياد دانش و سياست که با دولت آلمان هم نزديکی دارد (3) می گويد:» در اين باره می توان پيشنهادات ايران را قبول نمود. اما بجای اين گذاشته شد که ايران خود به غنی سازی اورانيوم 19،75 درصد بپردازد و بدينوسيله به تکنولوژی دست يابد که اگر بخواهد يک قدم به بمب اتم نزديکتر شود».
بی شک طرح آژانس بين المللی انرژی که روی آن مذاکرات صورت پذيرفت در مقابل پيشنهاد متقابل آنزمانی ايران از مزيت بيشتر برخوردار بود به صورتيکه طبق آن ايران مدت زمانی طولانی به اندازه کافی اورانيوم غنی شده در اختيار نداشت و بنابراين هيچگاه نمی توانست از اين اورانيوم غنی شده مواد اوليه بمب را بسازد. اما از سوی ديگراولا اين مدت زمان بسيار کوتاه بود ـ بيش از 12 ماه طول نمی کشيد که تهران به 1400 کيلوگرم مرز مجددا دست يابد. دوما اگر ايران کلا بمب اتم می خواست ـ احتمالش ضعيف بود که اين قدم را با مقداری از مواد اوليه هسته ای انجام دهد که برای نهايتا يک يا دو کلاهک اتمی کافی بود. به احتمال قوی ايران منتظر می شد تا اورانيوم بسيار بيشتری برای وقوع خواسته اش در اختيارداشته باشد.
با پيشنهاد توافق شده ترکيه و برزيل با ايران يک بستر جديد برای يک راه حل ديپلماسی به وجود آمده. همانطور که از نامه در اين فاصله علنی شده اوباما به رئيس جمهور برزيل لولا بر می آيد، اين پيشنهاد با خواست های ذکر شده اوباما در اين نامه تطابق دارد. (4) بخصوص اوباما تاکيد نموده که:» من با شما موافقم که رآکتور تحقيقاتی تهران اين امکان را می دهد که راهی برای ديالوگ در رابطه با نگرانی های پايه ای جامعه بين المللی در باره مجموعه برنامه هسته ای ايران گشوده شود….. ما اعتقاد داريم که آمادگی ايران برای خارج کردن 1200 کيلوگرم از اورانيوم سبک غنی شده اش از کشور، اعتماد به وجود می آورد و تشنجات منطقه را بشدت تخفيف می دهد. زيرا که در اين صورت ذخيره ايران از اورانيوم سبک غنی شده بسيار تقليل می يابد…..من می خواهم عاجلانه از برزيل تقاضا کنم که به ايران توصيه کند که کدام امکاناتی با اين پيشنهاد در رابطه است. اينکه اورانيوم در ترکيه به امانت گذاشته شود تا زمانی که مواد سوختی توليد گردد».
با وجود اينکه برزيل و ترکيه موفق شدند ايران را متقاعد سازند که طبق خواست آمريکا اورانيومش را در ترکيه انبار نمايد اما ديوانسالاری آمريکا ازپيمان ميان ترکيه و برزيل و ايران خوشش نيامده و برای مذاکرات جديد فورا اعلام آمادگی ننمود. بجای اين وی هم مانند متحدين غربی اش انتقاد نمود که ايران آماده نيست در کل غنی سازی اورانيوم را متوقف سازد.
آنطور که پيداست خواست اصلی آمريکا اين است که طرح قطعنامه ای که از سوی آنها يک روز بعد از پيمان تهران به شورای امنيت ارائه شده است و خواهان تحريم های جديد بر عليه ايران است به اجرا در آيد. افزون براين ماه ها استدلال از سوی آمريکا که اگر ضروری باشد ايران را توسط تحريم ها مجبور به قبول پيشنهادات معاوضه ای برای رآکتور تحقيقاتی می نمائيم و يا از اين حرکت نمودن که ايران به تمامی خواست های آمريکا و جامعه بين المللی تن دهد، همه و همه مطمئنا به فشار سياسی داخلی ای که به دولت اوباما وارد می شود هم ربط دارد. نه تنها جمهوريخواهان بلکه همچنين بخش های دور دمکرات ها در کنگره اعتقاد دارند که تحريم های ديگر بر عليه ايران خطرناک تعيين کننده می باشند. بر خلاف آنها بنظر می رسد که اوباما و يا بهتر بگوئيم ديوانسالاريش مدتهاست که از بدنبال توافقات اصولی و واقع بينانه گشتن حتی با دشمن دست برداشته اند. در هر حال آرزو اين است که واقعا بزودی مذاکرات در باره پيشنهاد ترکيه، برزيل و ايران با آمريکا، روسيه و فرانسه آغاز گردد. همچنين بايد در باره مشکلی که در پيشنهاد به آن پرداخته نشده است هم پرداخت اينکه با مقدار کمی اورانيوم که تا کنون ايران تا 19،75 درصد غنی ساخته است، چه بايد کرد. البته اوباما هم در نامه اش به لولا در باره اين مشکل سخنی نگفته است. با اين وجود کاملا درست است که در اين باره هم خيلی زود تصميم گيری شود و راه حلی برايش پيدا نمود. معاون رئيس جمهور ايران و رئيس سازمان انرژی اتمی ايران علی اکبر صالحی در مصاحبه با فرستنده آمريکائی » ث ب اس» در ماه مارس اعلام نمود که:» اگر آنها امروز بگويند اوکی ما مواد سوختی را تحويل می دهيم ما هم آماده خواهيم بود غنی سازی را تا 20 درصد متوقف سازيم». 6
اين گفته را بايد در مذاکرات مورد امتحان قرار گيرد زيرا که مطمئنا از همه بهتر است که اگر ايران اورانيوم بيشتری را تا 19،75 درصد غنی نسازد و مواد اوليه ای را که دارد تحويل دهد. اگر که موفقيت بدست آيد و مبادله بر بستر پيشنهاد ترکيه/برزيل/ايران انجام پذيرد، در اين صورت شانس هائی برای پروسه های ديپلماتيک گسترده وجود خواهد داشت. بر عکس برقراری تحريم های مجدد اين دعوا را در يک بن بست عميق گرفتار می کند.
2. تحريم ها در بهترين حالت بی اثرند و در بدترين حالت زيان بارند.

تحريم های تا کنونی سازمان ملل بر عليه ايران از همه بيشتر صادرات کالاهائی را به ايران ممنوع نموده است که برای فعاليت های هسته ای و توسعه موشک ها مورد نيازند.
همچنين ممنوعيت مسافرت و بستن حساب های بانکی تعدادی از افراد مشخص و برخی شرکت ها که چنين فعاليت هائی رابطه دارند را هم به اين تحريم ها اضافه می شود. آمريکائی ها مدتهاست که سازمان ملل را برای تحريم های قوی تر مورد فشار قرار می دهند. وزير امور خارجه آمريکا هيلری کلينگتون اوائل سال 2010 خواهان تحريم های فلج کننده شد اگر که ايران غنی سازی را متوقف نسازد.
در حاليکه دولت اسرائيل و جبهه محافظه کاران در غرب به اين هدف چسبيده اند ( تحريمات فلج کننده)، دولت آمريکا در سازمان ملل مدتهاست از آنجا که تحريم های ديگر در شورای امنيت از شانسی برخوردار نبوده اند، مجددا از اين هدف پشتيبانی می نمايد که تحريم ها کوچکتر شوند.
اين مسئله بخصوص در موضع چين و روسيه که اساسا شک دارند که تحريم ها در کل می توانند موثر باشند، ديده می شود. با وجود اين که در اين فاصله آنها از پيش نويسی برای تحريم های ديگر دفاع نموده اند. رئيس جمهور روسيه برای مثال می گويد که تحريم ها نبايد از وزنه ای برخوردار باشند که بر عليه غير نظاميان باشد. 7
وزير امور خارجه روسيه مشخصا می گويد ما می خواهيم اقداماتی را در تحريم ها برقرار سازيم که وضعيت و استاندارد زندگی مردم ايران را وخيم تر نسازد.
افزون بر اين برزيل و ترکيه اعضای کنونی شورای امنيت هر گونه تحريم جديدی را بر عليه ايران رد کرده اند. همچنين پيش نويس جديدی که 5 قدرت صاحب وتو به شورای امنيت ارائه نموده اند شامل اقدامات «نرم» می باشند. 9
مهمترين اقدامات ممنوعيت صادرات 6 نوع ازتسليحات اختصاصی به ايران است. از جمله تانک، هواپيمای جنگی و کشتی جنگی ( ناو و ناوچه) می باشند. در مقابل ضد موشک های ضد هوائی » اس 300″ روسی دچار چنين ممنوعيتی نگشته است.
ازاقدامات ديگر ممنوعيت سفر و بستن حساب بانکی اعضای گارد انقلاب و شرکت های ديگری ( از نوع 10 ـ 13) می باشد.
اينکه چه کسانی دچار اين تحريم ها شده اند هنوز در باره اش صحبتی نشده است.
البته اينکه اين گونه تحريم ها تا چه حد موثر می باشند در باره اش شک وجود دارد. زيرا که حتی کسی نمی داند که چه اشخاصی از چه نام هائی برای حساب های بانکی خود در خارج از ايران استفاده می نمايند. همچنين تعمير و دادن مواد سوختی (گازوئيل) به کشتی های ايرانی ممنوع گشته است. البته تنها در اين صورت که اطلاعاتی در دست باشد که دلائل کافی برای شک باشد. ( مثلا کالا های ممنوعه را حمل نمايند ( ماده 18)). افزون بر اين از تمامی کشور ها خواسته شده است که عملکرد های مالی با ايران را قطع نمايند اگر که دلائلی برای شک وجود داشته باشد که توسط اين عملکردهای مالی فعاليت های هسته ای و تکنولوژی های موشکی انجام می پذيرد. ( ماده 21)
همچنين از تمامی کشور ها خواسته شده است که برقراری شعبات جديد بانک های ايرانی را در کشور خود ممنوع سازند اگر که اين شک وجود داشته باشد که اين شعبات در رابطه با برنامه اتمی قرار دارد. (ماده 23)
تحريم های جديد پيشنهاد شده اگر اصولا به تصويب برسند، می بايست پيامد های اقتصادی محدود داشته باشند. البته انتظار می رود که آمريکا و متحدينش تلاش نمايند که بدين سبب ائتلافی از علاقمندان تحريم اقتصادی به وجود آورند که توسط آن بتوانند تحريم های اقتصادی قوی تری را به تصويب برسانند. مسئله ای که مجددا از سوی وزير امور خارجه روسيه مورد نقد قرار گرفته است. 10

بله از آنجا که تحريم های تصويب شده از سوی شورای امنيت از سوی تمامی کشور های جهان انجام نمی شود برای ايران که ده ها سال تجربه تحريم اقتصادی دارد امکانات بسياری وجود دارد تا تحريم ها را دور بزند.
بدين وسيله قيمت ها در ايران سرسام آور بالا رفت. اما با توجه به موضع استراتژيک ايران با ذخاير عظيم نفت و گازش و همچنين و تماس های تجاری رشد کننده اش در خاورميانه با کشورهای پاکستان، هندوستان، مالزي، چين و روسيه ايزوله اقتصادی ايران شدنی نخواهد بود.
افزون بر اين با تحريم های جديد احتمالا همچنين گاردهای انقلاب اسلامی هم قوی تر می شوند، زيرا که قاچاق اجناس به ايران را کنترل نموده و از آن طريق هم پول زيادی بدست خواهند آورد.
البته نمايندگان آمريکا و فرانسه و بريتانيا اشاره می کنند که خواست اين تحريم های جديد اين است که ايران را به پای ميز مذاکرات بکشانند. 11 البته با اعلام آمادگی ايران برای مذاکرات اين منطق باورکردنی نيست. قابل قبول تر اين است که اين هدف و اين اميد وجود دارد که توسط اين تحريم ها ايران را مجبور سازند تا از غنی سازی اورانيوم دست بردارد. اما احتمال اينکه اين تحريم ها باعث دسترسی به هدف فوق شود بسيار ضغيف است زيرا که اکثريت به مطلق رهبران ايران به اضافه رهبران رفرميست از جمله موسوی همه خواهان غنی سازی اورانيوم می باشند.
غنی سازی اورانيوم برای آنها به يک سمبل تکنولوژي، پيشرفت و پرستيژ بين المللی و استقلال ملی تبديل گشته است.
حتی اميد برخی از سياستمداران غربی که تحريمات بيشتر باعث تغيير رژيم ايران می شود بنظر واقعی نمی رسد زيرا که بر عکس رهبران ايران احتمالا از اين تحريم های جديد برای موفقيت خود استفاده نموده تا بدينوسيله موقعيت خويش را که تحت حملات شديد قرار دارد قوی تر سازند و فضای حرکت اپوزيسيون دمکراسی طلب را تنگ تر سازند.
اين خود دليلی است برای اينکه چرا جنبش اصلاح طلب ايران بر عليه تحريم های جديد و حمله نظامی حرکت می کند. درسپتامبر گذشته مير حسين موسوی رهبر اپوزيسيون اصلاح طلب تحريم ها را محکوم نموده و ابراز نمود که اين تحريم ها ملتی را مجبور به رنج کشيدن خواهد نمود که در هر حال بخاطر رهبران دولتی تاسف آورشان به اندازه کافی در رنجند. 12
وی هم چنين بعد از اعلام پيش نويس جديد برای شورای امنيت بر عليه ايران گفت » در روزهای گذشته تم تحريم ها بر عليه ملت ما مجددا باب روز شده است. با وجود اينکه ما اعتقاد داريم که اين تحريم ها بخاطر سياست خارجی بی تدبيرانه و ماجراجويانه دولت ايران به وجود آمده است، اما ما مخالف تحريم ها هستيم. زيرا که اين تحريم ها به شرايط زندگی ملت ايران لطمه می زند. 13

همچنين شيرين عبادی برنده جايزه صلج اخطار می دهد که» ما بر عليه حمله نظامی و تحريم می باشيم زيرا به مردم ايران لطمه می زنند». 14

ابولحسن بنی صدر اولين رئيس جمهور جمهوری اسلامی ايران بعد از انقلاب 1979 که امروز در پاريس در ميان سياستمداران اپوزيسيون ايران درتبعيد زندگی می کند می گويد»: تحريم ها برای ايران مفيد نيستند زيرا که خطر يک بحران بين المللی برای رژيم ايران تنها برهان باقی مانده است تا توسط آن قدرت استبداديش را مشروعيت بخشد». 15

تحريم های مجدد شورای امنيت بر عليه ايران تنها تاثيرات منفی بر سياست ايران نداشته و تنها باعث قدرت دولتمردان ايران نمی شود ( انطور که اپوزيسيون ايران ابراز نگرانی می کند) بلکه همزمان دری را هم برای مذاکرات ديپلماسی باز می کنند. دولت ايران تهديد می کند که آمادگی خويش را برای معاوضه اورانيوم سبک غنی شده با مواد سوختی برای رآکتور تحقيقاتی تهران بر اساس پيمان با ترکيه و برزيل پس خواهد گرفت اگر که سازمان ملل تحريم های جديد بر عليه ايران بر قرار سازد. اين خود باعث می شود که راه حل های ديپلماسی برای حل دعوای اتمی ايران منتفی گردد و مجددا شعله های آتش در واشنگتن شعله ور تر گردد. زيرا که شدت دادن به تشنجات و ناموفقيت های قابل پيش بينی تحريم های مجدد تغذيه ای خواهد بود برای اين نظريه که می بايست از راه حل نظامی بر عليه ايران استفاده نمود تا به ايران فشار آورد دست از غنی سازی بردارد. از تمامی ايت دلائل ذکر شده نتيجه می گيريم که:
بهتر اين است که از تحريم های مجدد بر عليه ايران فاصله گرفت.

3. خطر ايرانی ـ اقراق دوباره و اطلاعات غلط

روزانه سياستمداران غربی و بدنبال آنان رسانه های جمعی غربی اعلام می کنند که » ايران تلاش دارد بمب اتم بسازد» اما دلائل برای اين حکم هنوز مشخص نيست. با توجه به تجربه های اطلاعات غلط يا بخشا جعلی بنام » دلائل اثباتی» برای يک حمله نظامی آمريکا به عراق، نبايد مجددا در يک چنين تله ای گير کرد و مجددا اسير چنين اشتباهی شد و سريعا تصميم گرفت. مطمئنا نبايد از اين سئوال هم صرف نظر نمود که آيا رهبران ايران سال هاست تلاش برای داشتن تسليحات اتمی می کنند؟ با توجه به اين واقعيت که قدرت نظامی آمريکا که در خاورميانه و همچنين در سراسر جهان تسلط دارد ايران را بعنوان دشمن خود می داند و مرتبا با حملات نظامی تهديد می کند، بنابراين تلاش ايران برای بدست آوردن تسليحات اتمی تحت نام دلائل امنيتی قابل تصور می باشد.
اين مسئله بخصوص با توجه به رفتار متفاوت آمريکا با » دشمنان ديگر» قابل تصور تر می باشد: حمله نظامی به افغانستان و عراق که از تسليحات اتمی برخوردار نبودند و عدم تهديد و حمله نظامی به کره شمالی که از تسليحات اتمی برخوردار است.
البته در ميان محافظه کاران تند روی ايران صداهائی هم وجود دارد که برای بمب اتم ايرانی بعنوان بهترين محافظ در مقابل حملات نظامی آمريکا حرکت می کنند. 16

حمله نظامي، ايجاد ترس يا محدوديت

در آمريکا مجددا آراء برای حمله نظامی به ايران افزايش يافته است. همچنين از سوی ديوانسالاری اوباما هم مجددا بطور رسمی اعلام شده است که گزينش هائی پيش روی قرار دارند. اما با اين وجود در حال حاضرهنوز چه از سوی دولت اوباما و چه از سوی ارتش آمريکا و يا متحدين اروپائی يک گزينش نظامی جدی دنبال نمی شود. زيرا که چين و روسيه و کشور های ديگر مخالف می باشند.
پشت اين مسئله مسلما تنها قرار گرفتن آمريکا در دوجنگ کنونی افغانستان و عراق نيست بلکه در اين فاصله مشخص شده است يک حمله نظامی به ايران و يا حمله نظامی به تاسيسات اتمی ايران تنها منافع حداقل و پيامدهای تعيين کننده منفی بدنبال خواهد داشت.
برنامه اتمی ايران می تواند برای چندين سال به عقب بيافتد اما با اين حال می توان از اين حرکت نمود که در ايران قدرت هائی تسلط را بدست خواهند گرفت که بمب اتم ايرانی را در يک فاصله زمانی کوتاه توسعه دهند. همزمان در صورت حمله نظامی می توان با ضد حمله ايران به تاسيسات آمريکا در منطقه و همچنين حمله به اسرائيل و بستن تنگه هرمز حساب نمود. در اين صورت صدها هزار کشته بجای خواهند ماند و اقتصاد جهان بشدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت زيرا که قيمت نقت می تواند به دوبرابر برسيد. به چهره بين المللی آمريکا و کسانی که حمله به ايران را ياری می کنند بخصوص در جهان اسلام خسارت های مانا و عميق خواهد رسيد. در آن صورت ايجاد صلح در خاورميانه مشکل خواهد شد و همچنين روند ثبات در عراق و افغانستان با مانع برخورد خواهد نمود.
حتی اگر حمله تنها از جانب اسرائيل باشد بدون کمک آمريکا و همچنين شرکای ائتلافی آمريکا که فضای هوائی منطقه را کنترل می کنند امکان پذير نخواهد بود. اگر خواسته شود که دولت اسرائيل را از يک حمله خودمختارانه متوقف ساخت، در اين صورت آمريکا بايد کار ديگری نکند جز اينکه به آنها روشن علامت دهد که به هواپيماهای آمريکائی/اسرائيلی ای که در مسير ايران پرواز می کنند در فضای هوائی عراق يا ترکيه شليک خواهد نمود.
به لحاظ سياسی آنچه که کمک می کند طبيعتا اين است که اتحاديه اروپا و يا بهتر بگوئيم کشورهای عضو اتحاديه اروپا، به اسرائيل علنا و روشن در باره يک حمله ضد مردمی بر عليه ايران اخطار نمايند. با توجه به » ضررهای» آشکار يک حمله نظامی بر عليه ايران، در باره استراتژی های ترس برانگيز و محدودکننده به عنوان آلترناتيو ممکن بحث و گفتگو می شود و بخشا به آن عمل می گردد.17
بی شک حتی اگر ايران دارای بمب اتم باشد از آن برای ترساندن استفاده خواهد نمود زيرا اگر که بخواهد با آن به تل آويد يا برلين و يا واشنگتن حمله کند اين کار چيزی ديگر جز خودکشی نخواهد بود.
رهبريت جمهوری اسلامی ايران از کسانی تشکيل نشده که بخواهند خودکشی نمايند بلکه بالاترين هدف آنها اين است که سيستم خود را حفظ کنند. حتی اسرائيل هم اين را می داند. آهود باراک وزير دفاع اسرائيل می گويد:» من فکر می کنم که ايرانی ها حتی اگر بمب هم داشتند آنرا به سوی همسايگانشان پرتاب نمی کردند. آنها دقيقا می دانند که اين کار چه پيامدهائی دارد. آنها تندرو هستند اما نه اينقدر ديوانه. 18
همچنين زيپگنيو برزنزسکی مشاور امنيتی اسبق آمريکا می گويد: ايرانی ها شايد خطرناک و رياکار باشند اما در تاريخ آنها چيزی وجود ندارد که نشان دهد آنها اهل خودکشی باشند».19

جان آبی زياد ژنرال آمريکائی و مسئول خاورميانه آمريکا در فاصله سال های 2003 تا 2007 می گويد:» اين اعتقاد نظامی من است که می توان ايران را ترساند». 20
همچنين اين امکان بعيد است که ايرانی اتمی عکس العملی روی منطقه بگذارد که کشورهای ديگر هم تلاش کنند خود تسليحات اتمی بسازند. ترکيه که غالبا بعنوان کشوری شناخته شده است که می خواهد تسليحات اتمی داشته باشد ( البته تاکنون از طرف خود ترکيه اعلام نشده است که چنين قصدی دارد) کشور همسايه ای است که رابطه خوب با ايران دارد و همين اخيرا رئيس جمهور آن اردوگان تلاش موفقيت آميز برای واسطه بر سر تبادل اورانيوم ايران نموده است و ضمنا عضو ناتو است و زير چتر اتمی آمريکا قرار دارد. نه ترکيه و نه کشورهای عربی چون عربستان سعودی و مصر با توجه به تهديدات اسرائيل، خود تلاش برای دستيابی به برنامه تسليحات اتمی ننموده اند. معلوم نيست که آنها بخاطر تسليحات اتمی ايران خود را مورد تهديد بدانند و حتی اگر اين چنين باشد آنها زير چتر اتمی آمريکا قرار دارند. پيشرفت های آسيای جنوبی هم نشان می دهد که در آنجا هم چنين موردی وجود ندارد. در آنجا کره شمالی سال هاست که مواد اوليه برای توليد تسليحات هسته ای دارد بدون اينکه برای مثال در کره جنوبی يا ژاپن رقابتی را برای توليد بمب اتم به وجود آورده باشد.
پيامد های سياسی منطقه ای و جهانی برای تسليحات اتمی ايرانی با اين وجود منفی است و صد درصد بی ثباتی بيشتری را در منطقه ايجاد می کند.
ايجاد وحشت هسته ای بعنوان استراتژی احتمالی بر عليه يک ايران اتمی در حال حاضر هنوز در حد تئوری است. زيرا ايران بمب اتم ندارد و سال ها برای توليد آن وقت نياز دارد و حتی اگر امروز رهبريت ايران تصميم بگيرد بمب اتم بسازد در مقابل اقدامات متداول وحشت بر انگيز برای مسلح نمودن منطقه از سوی آمريکا با مدرن ترين تسليحات در جريان است. پاکت تسليحاتی به تصمم دولت بوش بر می گردد که طبق آن تا سال 2017 سيستم تسليحاتی به ارزش 20 ميليارد دلار به عربستان سعودی و کشور های کوچک خليج هم مرزش از سوی آمريکا فروخته خواهد شد. همزمان آمريکا نقشه دارد به مصر در همين فاصله زمانی تسليحات به قيمت 13 ميليارد دلار و به اسرائيل حتی به قيمت 30 ميليارد دلار هديه کند. اين مسلح شدن اين چنين استدلال می گردد که با يک ايران از قرار توسعه طلب بشکل نظامی روبرو شد. اين چنين دولت های عربی از توسعه تسليحات اتمی باز داشته شدند و باز هم اين چنين اسرائيل را آرام نمودند و بدين وسيله از يک حمله نظامی بر عليه ايران توسط اسرائيل جلوگيری نمودند. 21

برای اين منظور از سوی آمريکا در حال حاضر در چهار کشور قطر، بحرين، امارات متحده عربی و کويت هر کدام دو سيستم موشک ضد هوائی پاتريوت مستقر شده است. در عربستان سعودی و اسرائيل موشک های پاتريوت آمريکائی موجود می باشند. طبق گفته داويد پتروس ژنرال آمريکائی موشک های ضد هوائی در اطراف خليج فارس هم مستقر می باشند.22
تهران بايد اين استراتژی نظامی آمريکا را در منطقه باور کند. مسلح شدن منطقه خاورميانه با موشک های ضد هوائی و ساير تسليحات تنها برای مقاصد دفاعی استفاده نمی شود. اين سيستم همچنين می تواند مورد استفاده قرار گيرد اگر آمريکا بخواهد به ايران حمله کند. از سوی ديگر همانطور که اوباما در کنگره آمريکا گفته است تمامی گزينش ها روی ميز قرار دارند.

5 . سياست غرب در باره ايران و توسعه دمکراسی در ايران

سياست آمريکا و ديگر دولت های غربی تحت تاثير تحولات داخلی ايران قرار دارد. آمريکائی سال هاست که تغيير رژيم در ايران را ترجيح می دهند. وقايع به هنگام و بعد از انتخابات رياست جمهوری جون 2009 در ايران کاملا روشن نمود که بخشی از مردم ايران در شکل اپوزيسيون سبز برای برقراری دمکراسی در کشور حرکت می کنند. البته نبايد ناديده گرفته شود که بخش اعظمی از اين اپوزيسيون سيستم جمهوری اسلامی را در پرنسيپ زير علامت سئوال نمی برد. اما همچنين اين واقعيت ناگفته نماند که رئيس جمهور ايران احمدی نژاد به هيچ وجه بخش اعظمی از مردم ايران را نمايندگی نمی کند اما با وجود اينکه دستگاه قدرت بعد از انتخابات ضعيف شد و با وجود اينکه ميان خود محافظه کاران هم اختلاف عقيده وجود دارد اما واقعيت اين است که جلوی در هم فعلا يک انقلاب وجود ندارد. برای اين منظور هنوز طرفداران احمدی نژاد در ميان مردم قوی است و دستگاه قدرتی بسته و اپوزيسيون ضعيف.23

محدوديت و يا بهتر بگوئيم عدم وجود آزادی های عقيده و تجمع، دستگيری های منتقدين، حرکات وحشيانه و خشونت بار ير عليه تظاهرکنندگان و اعدام ها در ايران محکوم می باشد. اما با اين وجود اين ايرانی ها هستند که بايد در باره آينده کشورشان تصميم بگيرند. تغيير رژيم از خارج حال چه بصورت غير نظامی و چه بصورت نظامی توسط آمريکا و کشور های ديگر و يا به رهبری آنها نه اخلاقا پايدار خواهد ماند و نه سودمند خواهد بود. بر عکس هرگونه پشتيبانی مستقيم يا پنهانی اين کشور ها از اپوزيسيون کمک به تقويت موقعيت دستگاه قدرتی ايران می نمايد. هر کسی که به برقراری دمکراسی در ايران علاقمند است بايد هر کاری انجام دهد تا موقعيت بين المللی ايران از تشنج بدور باشد. هر گونه شدت دادن به تشنجات در مناسبات بين المللی پيامديش اقدامات مجدد ضد دمکراتيک در داخل کشور و ضعيف شدن اپوزيسيون دمکراسی طلب می باشد. از سوی جرج بوش برنامه ای برای عمليات سری بر عليه ايران شکل گرفت که اين برنامه از سوی رئيس جمهور اوباما پس گرفته نشد.
در سپتامبر 2009 بعد از اينکه اوباما خدمتش را آغاز نمود، ژنرال آمريکا پتروس که فرمانده آمريکا برای خاورميانه است يک امريه را در باره گسترش عمليات سری نيروی نظامی آمريکا امضا نمود که در آن عمليات اختصاصی در ايران هم قيد شده. 24

بدينوسيله می بايست اطلاعات در باره برنامه هسته ای ايران جمع آوری گردد که طبق جمع بندی نيورک تايمز» اين اطلاعات می بايست برای حمله نظامی آينده سودمند باشند». 27
يک چنين برنامه ای برای عمليات سری آمريکا درست بمانند تهديد به حمله نظامی و تحريم های اقتصادی مجددی می باشند که مستقيم يا غير مستقيم به مردم ايران ضربه زده و هديه ای هستند به دستگاه قدرتی ايران و ضربه هائی خواهد بود بصورت اپوزيسيون دمکراسی خواه ايران. 28

6. اهداف حقيقی برای مذاکرات اتمی

توافق در باره مبادله اورانيوم سبک غنی شده با مواد سوختی برای رآکتور تحقيقاتی تهران اين شانس را می دهد که مشکلات اساسی دعوای اتمی به شکل ديپلماسی حل گردد.
البته برای اين منظور بيش از همه آمريکا بايد سياستش را تغيير دهد. هدف تا کنونی جامعه بين الملل اين بوده است که ايران غنی سازی اورانيوم را در کل تعليق سازد. در قطعنامه های شورای امنيت هم همين مسئله خواسته شده است. همچنين 6 قدرت آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان هم يک چنين فرموله ای را به ايران پيشنهاد نموده اند.
تعليق غنی سازی اورانيوم ايران حتی بعنوان يک پيش شرط برای آغاز مذاکرات فرماليته خوانده شده است. در اين هدف و همچنين در اين پيش شرط تغييری به وجود نيامده است ـ بر خلاف آنچه که اوباما بيان نموده است مبنی بر » ديالوگ بدون پيش شرط».

با وجود برخی از مشکلات تکنيکی ساختمان رآکتورغنی سازی اورانيوم در نطنز در حال پيش روی است. غنی سازی اورانيوم تحت مراقبت آژانس بين المللی انرژی اتمی در حال اجراست. تا کنون آژانس بين المللی انرژی اتمی همواره تائيد نموده است که از اين رآکتور هيچ مواد اوليه هسته ای برای مقاصد ديگر توليد نشده است. همچنين حتی اگر هدف اين باشد که در مجموعه خاورميانه و نزديک هيچ غنی سازی اورانيوم ـ همچنين هيچ رآکتوری اتمی ساخته نشود، اين هدف ديگر قابل دسترس نخواهد بود چون ايران غنی سازی اورانيوم را چه مدتی مشخص و چه اساسا کنار نخواهد گذاشت. با اين واقعيت بايد کنار آمد و از اين روی بدنبال بهترين راه حل گشت. اين راه حل می تواند از يک سوی به جامعه بين المللی يک اعتماد دراز مدت بدهد که ايران بمب اتم نمی سازد و از سوی ديگر شرايطی را فراهم کند تا ايران برنامه اتمی غير نظامی منطبق با پيمان عدم گسترش تسليحات اتمی را به پيش برد و به لحاظ نظامی مورد تهديد قرار نگيرد.
مسئله تکنيکی اين توافق احتمالی می تواند در اين باشد که برنامه اتمی ايران بطور گسترده تا آنجائی که ممکن است تحت کنترل بين المللی قرار بگيرد. در باره کنترل تا کنونی رآکتور های هسته ای ايران توسط آژانس، تائيد و استفاده از پروتکل مکمل آژانس توسط ايران خواسته شود. به اين مسئله حق گسترده نظارت اضافی وابسته است. ايران اين پروتوکل مکمل را برای مدتی آزادانه استفاده نمود و مجددا آمادگی خويش را اعلام داشت آنرا مورد تائيد قرار خواهد داد اگر که پيش شرط های سياسی مطابق با آن وجود داشته باشند. از اين گذشته بايد تلاش شود که ايران بجای اينکه چون تا کنون تحت نظر تنها عاليجنابان ملی ازرآکتورهای غنی سازی اورانيومش استفاده کند، در فضای يک پيمان بين المللی اينکار را انجام دهد. زيرا که يک چنين مدل موانع تکنيکی اضافی و يا بهتر بگوئيم زمان اخطار بيشتری برای جامعه بين المللی در صورت يک تلاش احتمالی برای گسترش اتمی ايران با خود همراه خواهد داشت.
در اين رابطه توماس پيکرينگ معاون وزير اسبق امور خارجه آمريکا در زمان بيل کلينگتون به همراه ويليام ويلام سفير آمريکا و جيمز والش دانشمند پيشنهادی را ارائه دادند. 29

همچنين ايران مجددا توضيح داد که وی آماده است برنامه اتمی اش را از طريق يک پيمان با کشورهای ديگر متوقف سازد. 30

در مذاکرات بايد امتحان شود که ايران تا چه حد يک چنين پيشنهادی را برای يک کنترل گسترده فعاليت های اتمی اش جدی می گيرد. افزون بر اين بايد قابل توجه باشد که در اين رابطه شکاف های واقعی از يکسو درميان رهبريت ايران و همچنين ميان رهبران آمريکا و از سوی ديگر ميان اپوزيسيون سبز و مردم ايران وجود دارد. زيرا که طبق يک همه پرسی سال 2009 در حدود 72% ايرانی ها گفته اند که اگر کمک تکنولوژی گسترده کشورهای ديگر برای برنامه اتمی ايران بعنوان عمل متقابل وجود داشته باشد، حق بازرسی گسترده و همچنين ضمانت برای اينکه دولت ايران بمب اتم نسازد و يا نداشته باشد را ترجيح می دهند. 31

7. سياست تنش زدائی بجای ايزوله کردن

در تاريخ تا کنونی همواره تلاش برای بدست آوردن تسليحات اتمی از اين جهت صورت گرفته است که تهديد مشخصی وجود داشته است. رهبران کشورهائی که يک چنين تصميماتی را گرفته اند و يا مردمی که چنين اقداماتی را پشتيبانی نموده اند در مرحله نخست بالا رفتن امنيت کشورشان را مورد نظر داشته اند ـ در حاليکه بايد ديد که تا چه حد از طريق تملک تسليحات اتمی به واقع می توان امنيت يک کشور را بالا برد و يا برده شده است.
همچنين در ايران هم کسانی که تملک تسليحات اتمی را ترجيح می دهند ـ و آنهائی که از طيف رهبران کشور نيستند ـ در مقابل تهديدات از همه بيشتر آمريکا خواهان داشتن تسليحات اتمی هستند. 32
يک چنين اميد ها و نگرانی هائی را نيمی از ايرانی هائی که داشتن بمب اتم را برای کشورشان ترجيح می دهند دارند.
در باره نگرانی امنيت دولت و يا بهتر بگوئيم سيستم کنونی جمهوری اسلامی ايران، تجربيات تاريخی با آمريکا وجود دارد ( براندازی دولت انتخابی ايران توسط سيا در سال 1953، پشتيبانی از عراق در زمان جنگ ايران/عراق، قرار دادن ايران در محورهای شر توسط جرج بوش، بحث تغيير رژيم در آمريکا و همچنين مسلح نمودن کنونی منطقه و باز هم تهديد به حمله نظامی در واقع همه اينها برای جمهوری اسلامی کافی است.
دقيقا با اين پيش زمينه احساس به تهديد تهران بهترين بستری خواهد بود تا در مقابل جاه طلبی های اتمی موجود ايران موثربود وازچشم اندازهائی جلوگيری نمود تا بدين وسيله برچنين تصورات رهبران ايران و برگزيدگان دولتی ايران فائق شد.
برای اينکه اين احساس به تهديد ايران را حنثی نمود، بجای ايزوله کردن و مقابله بايد سياست تنش زدائی را پيش برد. کافی است که مجددا منطق » هم جواری مسالمت آميز» را بخاطر بياوريم. چيزی که در رابطه با مناسبات با ايران برای مثال چند سال پيش از سوی وزير امور خارجه روسيه پيشنهاد شد.
در اين رابطه آمريکا مسئوليت خاص دارد. البته اين تنها زمانی می تواند کمک کند که همچنين شرکای ائتلافی آمريکا هم در اين مسير حرکت کنند. يک چنين تغيير استراتژی به سوی سياست تنش زدائی در مقابل ايران می بايست: ضمانتی از سوی آمريکا باشد که به ايران حمله نخواهد نمود.
عادی سازی رابطه ميان آمريکا و ايران مسلما به مفهوم به رسميت شناختن مناسبات متقابل ديپلماتيک و هم چنين آمادگی برای برداشتن ده ها سال تحريم های قديمی و همه جانبه آمريکا در مقابل ايران است. پيرو اين سه نکته بايد پيشنهاد 6 قدرت به ايران برای حل دعوای اتمی بطور اساسی گسترش داده شود تا بدين وسيله به واقع يک تشويقی برای ايران باشد که رد و بدل حداکثر کنترل بين المللی برنامه اتمی اش را قبول نمايد.
طبيعتا تنش زدائی هميشه بايد دو طرفه باشد. مطمئنا اين هم درست است که تندرويان در تهران پيشنهاد تنش زدائی اساسی را می توانند رد نمايند زيرا که آنها عقيده دارند که اين تنش ها سياست داخلی شان را تقويت خواهد نمود و آنها از اين وضعيت سود خواهند برد. اما اين امکان را هم بايد باز گذاشت که رهبريت ايران سياست تنش زدائی همه جانبه را قبول نمايد.

1 Zit. nach: CNN v. 5.Juni 2008: «Senate report slams Bush over prewar intelligence
». 2 «Joint Declaration of the Ministers of Foreign Affairs of Turkey, Iran and Brazil»,
17. Mai 2010; veröffentlicht vom Außenministerium der Türkei; http://www.mfa.gov.
tr/17_05_2010-joint-declaration-of-the-ministers-of-foreign-affairs-of-turkey_-iran-andbrazil_.
en.mfa

3 Volker Perthes, «Jenseits des Atomstreits»; in: «Frankfurter Allgemeine Sonntagszeitung
» v. 7. März 2010. 4 Vgl. Brief von Obama an Lula vom 20. April 2010, veröffentlicht
in: http://www.politicaexterna.com/archives/11023#axzz0pB5f3OCQ. Folgende Zitate
ebd. 5 Zit. nach: «NIAC Memo: Irans Nuke Deal Irritates Washington», v. 18. Mai. 2010;
http://www.niacouncil.org/site/News2?page=NewsArticle&id=6513&security=1&n
ews_iv_ctrl=-1 6 «CBS News Interview with Ali Akbar Salehi», Teheran, 13. April 2010;
«Full Transcript: Chief of Irans Atomic Energy Organization Speaks to Elizabeth Palmer in
Tehran»; http://www.cbsnews.com/stories/2010/04/13/world/main6390463.shtml

7 Zit. in Ria Novosti vom 1. März 2010: «Iran sanctions possible, should be wise, balanced
Medvedev»; http://en.rian.ru/world/20100301/158056916.html 8 Zit. nach: RIA
Novosti vom 25. Februar 2010: «Russias Lavrov says no proof Iran working on nuclear
weapons»; http://en.rian.ru/russia/20100225/158000894.html 9 UNSC Draft Resolution
«Iran Resolution Elements»; veröffentlicht in: http://isis-online.org/uploads/isis-reports/
documents/UNSC_Iran_resolution_19May2010.pdf 10 «Solche unilateralen Sanktionen
über die Entscheidungen der internationalen Gemeinschaft hinaus würden dem Prinzip
des internationalen Rechts, wie es in der UN-Charta niedergelegt ist, widersprechen»,
erklärte das russische Außenministerium am 18. Mai 2010. Zit. nach: http://en.rian.ru/
russia/20100519/159070123.html 11 «Wir wollen mit den Iranern verhandeln», sagte
zum Beispiel der UN-Botschafter Frankreichs, Gerard Araud. Zit. in «New sanctions against
Iran agreed on», http://news.xinhuanet.com/english2010/video/2010-05/19/c_13304189.
htm 12 Zit. nach: http://wonkroom.thinkprogress.org/2010/02/16/gas-sanctions-wouldhurt-
goal-of-targeting-irans-revolutionary-guards/ 13 Zit nach «Daily Telegraph», London,
v. 23. Mai 2010: «UN sanctions will hurt ordinary Iranians, says Mousavi»; http://www.
telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/7756576/UN-sanctions-will-hurtordinary-
Iranians-says-Mousavi.html

14 Zit. in BBC News vom 4. März 2010; http://news.bbc.co.uk/go/pr/fr/-/2/hi/middle_
east/8549183.stm 15 Abolhassan Bani-Sadr: «To bash them is to help them»; in: International
Herald Tribune v. 10. März 2010. 16 Zum Beispiel empfahl die erzkonservative Zeitung
Keyhan vom 12. Februar «to plan for acquiring the knowledge and the ability to produce
nuclear weapons which are necessary for the preparation of the next phase in the future
battlefield.» Zitiert in: Takeyh, Ray. Hidden Iran, New York 2006, p. 150. 17 Vgl. u. a. James Lindsay and Ray Takeyh: After Iran Gets the Bomb; in
Foreign Affairs, März/April 2010. 18Zit. in: AP News vom 26.2.2010, Robert Burns: «Israeli
defense chief doubts Iran would use a nuclear weapon against Israel». 19 Zit. in:
International Herald Tribune v. 15. März 2010; David E. Sanger: «Containing Tehran in a
new nuclear age». 20 Zit. in: AP News v. 27. Oktober 2009, Robert Burns: Analysis: «US
making plans for Iran nuke strategy»; vgl. auch: Bertram, Christoph: Partner, nicht Gegner.
Für eine andere Iran-Politik. Edition Kürber-Stiftung, Hamburg 2008.
21 Vgl. New York Times, 30. Januar 2010; David Sanger und Eric Schmitt: «U.S. Speeding
Up Missile Defenses in Persian Gulf». 22 Ebd. 23 Vgl. Flynt Leverett/Hillary Leverett:
«Another Iranian Revolution? Not Likely»; in: New York Times, 5. Januar 2010. 24 International
Herald Tribune v. 16.5.2010: «US is said to expand use of covert action». 25 Ebd.
26 S. oben Kapitel 2.

27 Thomas Pickering/William Luers/James Walsh: «A Solution for the US-Iran Nuclear
Standoff», New York Review of Books, Vol. 55, No. 4, 20 März.2008. Vgl. auch James
Walsh: «Multilateralizing Irans fuel cycle: The viable policy option»; in: BICC-Occasional
paper: «New Chances for a Compromise in the Nuclear Dispute with Iran?», März
2009. 28 Islamic Republic of Iran. 2006. «Islamic Republic of Irans Response to the
Package Presented on 6 June 2006,» p. 2. 29 Vgl.: «Results of a New Nationwide Public
Opinion Survey of Iran before the June 12, 2009 Presidential Elections», Question 13 d;
durchgeführt von: Terror Free Tomorrow (The Center for Public Opinion («TFT»), the New
America Foundation, and KA Europe SPRL ). 30 Vgl. oben, Anmerkung 16. 31 Vgl. oben,
Anmerkung 32.
10

روشنگری