سياسی

کاهش فشار جغرافیایی غرب به روسیه

خسرو صدری

مهم ترین تغییرات سیاست خارجی آمریکا، پس از روی کار آمدن اوباما، در آنجایی که به » مناطق نفوذ روسیه»، مشهور است ، قابل مشاهده می باشد.
اینک حتی سرسخت ترین مخالف روسیه در اروپا ، یعنی لهستان نیز، پس از مرگ رئیس جمهور خود ، «لخ کاچینسکی «، در حادثه بحث بر انگیز سقوط هواپیما در روسیه، به بازبینی روابطش با مسکو پرداخته است. آیا کاچینسکی مرحوم ، با آن مواضع شدیدا ضد روسی خود، در صورت زنده ماندن ، توانایی بازبینی و تغییر موضع در برابر روسیه را می داشت؟ مسلما نه. ولی این از ویژگی های عالم سیاست است که بسیاری از » حوادث » ، درست در زمانی که می بایست اتفاق می افتند . از آن جمله است حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا.
بدون بررسی علل انفعال نسبی دهه گذشته روسیه در کشورهای تازه استقلال یافته ، خداحافظی آمریکا با پروژه » انقلابات رنگی» ، در این مناطق را نمی توان به درستی ارزیابی کرد و از آن یک عقب نشینی استراتژیک ، نتیجه گرفت. هرچند ممکن است چنین باشد.
آنچه در اوت2008 در گرجستان روی داد و حاصل زحمات آمریکا و اسرائیل را در تبدیل کردن این کشور به یک پایگاه نظامی ، در عرض یک هفته ، با حمله نظامی روسیه ، برباد داد، یاد آور این نکته می توانست باشد که بسیاری ازرجال سیاسی و بخصوص فرماندهان نظامی این کشور، همچنان روابط پنهانی خود را با روسیه حفظ کرده اند و آن گاه که لازم دانستند ، درست در لحظه بلاتکلیفی سیاست خاجی آمریکا، در آستانه تعویض قدرت، بهانه های محکمه پسند برای حمله روسیه را فراهم آوردند.

شاید حال بتوان چنین نتیجه گرفت که روسیه تنها برای رهانیدن خوداز هزینه های گزاف سرپرستی از برادران کوچک تر، عرصه را خالی کرده بود و مطمئن بود که حضور غرب بیخ گوشش در این کشورها، نه تنها خطری برای او ندارد، بلکه هرچه رقبا بیشتر زیر تیررسش پول خرج کنند، ریش خود به همان نسبت بیشتر در گرویش خواهند گذاشت . در صورتی که چنین باشد، آمریکا هم اینک در حقیقت، عطای حیات خلوت روسیه را به لقایش بخشیده است و شاید امتیازاتی هم در عوض ، از جمله در رابطه باایران، ازآن ها در یافت کرده است.

مصالحه روسیه – لهستان، چهره اروپا را تغییر خواهد داد!

نشریه لهستانیRZECPOSPOLITA، در شماره امروز خود، 24 مه 2010 ، متن مصاحبه ای را با ز. برژینسکی، مشاور لهستانی الاصل امنیت ملی آمریکا ، منتشر ساخته است که در آن عقب گردهای آمریکا در منطقه ، با ظرافت های دیپلماتیک توجیه و تشریح شده است. عنوان این مصاحبه خود مبین همین امر است: » مصالحه روسیه – لهستان ، چهره اروپا را تغییر خواهد داد».
خبرنگار ، طی مصاحبه چند بار سعی می کند ، با مطرح کردن سقوط هواپیمای کاچینسکی ، از زیر زبان این روباه پیر سیاست، حرف های بودار ، در مورد احتمال دست داشتن روس ها در این ماجرا ، بیرون کشد . ولی موفق نمی شود:
– از فاجعه «اسمولنسک»( سقوط هواپیما) ، بیش از یک ماه می گذرد. شما هنوز هم به ضرورت «مصالحه تاریخی روسیه و لهستان»، معتقدید؟
ز.برژینسکی در پاسخ می گوید که : این فاجعه شانس هایی را برای مصالحه با روسیه فراهم آورده است که باید از آن استفاده کرد.
او سپس به عکس العمل مردم روسیه به سقوط هواپیمای رئیس جمهور لهستان و نثار دسته های گل از طرف آن ها، در جلوی سفارت لهستان در مسکو اشاره می کند و قرار دادن شمع از طرف مردم لهستان بر مزار سربازان گمنام شوروی در لهستان را نیز، به مناسبت سالگرد پیروزی بر فاشیسم، اقدامی مشابه و مثبت می نامد و خاطر نشان می سازد که حساب سربازان کشته شده در مبارزه برای بیرون راندن فاشیست ها از لهستان را می بایست از اقدامات استالین ، جدا دانست و خاطرشان را ارج نهاد.
خبرنگار: برخی ازمردم لهستان به روسیه اعتماد ندارند و خواهان بررسی کارشناسان مستقل از چگونگی حادثه سقوط هواپیما هستند. آن ها از آن بیم دارند که روسیه مدارکی را در این باره پنهان می کند. شما با آن ها موافقید؟
برژینسکی: نه ، من با آن ها موافق نیستم. هرچند می توانم بفهمم که این احساس از کجا می آید. این گمانه زنی ها بدان معناست که گویا دولت لهستان هم بر سر پنهان کردن حقایق در این زمینه با روسیه همکاری می کند. من چنین برداشتی را غیر واقع بینانه و اهانت به جامعه لهستان می دانم.

24 مه 2010

http://khosro-sadri.blogspot.com/