نظری

دربارۀ آیندۀ مذهب

پاسخ به پرسش های مجلۀ «مرکور فرانسه»

دربارۀ آیندۀ مذهب

گئورگی پلخانف

ترجمه توسط حمید محوی

می پرسید : آیا ما شاهد انحلال و یا تحول اندیشه و احساس مذهبی هستیم؟

اجازه دهید این پرسش را در چشم انداز تحولات اجتماعی قرار داده و پرسش  شما را به شکل دیگری مطرح کنم : انحلال اندیشۀ مذهبی آیا فرجام ضروری تحولات آن نیست؟

برای پاسخ گویی به این پرسش، ما باید سیر تحولی چنین اندیشه ای را دریابیم. ولی پیش از همه باید بپرسیم که مذهب چیست؟ اگر به آن مفهومی مراجعه کنیم که ادوارد تایلر «تعریف حداقل برای واژۀ مذهب» می نامد، به این ترتیب می توانیم بگوییم که مذهب عبارت است از اعتقاد به وجود ارواح و موجودات غیر مادّی که در کنار اشیاء و روندهای طبیعی حضور دارند (1).

چنین اعتقادی که عنصر ضروری برای تمام مذاهب است، در عین حال برای توضیح تمام پدیده های طبیعی به کار می رود. ولی در مراحل پیشرفته تحولات اجتماعی، مشاهده می کنیم که عنصر جدیدی به این عنصر اولیه افزوده می گردد، این عنصر جدید اخلاق است.

اتحاد بین این دو عنصر اندک اندک در رابطۀ بسیار تنگاتنگی با یک دیگر قرار می گیرد. به این ترتیب در این جا به نقطه ای می رسیم که من آن را «تعریف حداکثر برای واژۀ مذهب» می نامم، که عبارت است از اعتقاد به موجودات غیر مادی و روحی که در پیوند با اخلاقیات برای آن عمل کرد کیفری قائل هستند. همین نکته موجب گشته است که بسیاری ذات مذهب را در اخلاقیات بدانند.

ولی ما به هیچ عنوان هنوز به پایان چنین تحولی نرسیده ایم. اتحادی که بین مذهب و اخلاق فسخ ناپذیر به نظر می رسید به دلیل پیشرفت معنویات نزد نوع بشر محکوم به اضمحلال شد.

تعریف علمی پدیده ها به شکل اجتناب ناپذیری مادی گراست. مداخلات موجودات آسمانی که از دیدگاه فرد بدوی تمام پدیده ها را توضیح می دهد  برای فردی نظیر برتلوت(2) هیچ اعتباری ندارد. به این ترتیب برای فرد متمدنی که در پی درک نتایج کار علمی است، اعتبار چنین اعتقاداتی بیش از پیش رو به افول خواهد رفت.

اگر شمار زیادی از افراد به موجودات غیر مادی و ماورألطبیعه باور دارند، به دلایل متعددی، به این علت بوده است که قادر نبوده اند از برخی موانع عبور کرده و از موضع علمی به چنین مسائلی بپردازند.

وقتی موانع بر طرف شدند – و باید دانست که چنین واقعه ای محصول تحولات اجتماعی خواهدبود – هر گونه بینش ماورالطبیعه برچیده خواهد شد، و به این ترتیب اخلاق الزاما به شکل مستقل به حیات خود ادامه خواهد داد. مذهب در معنای حداکثر آن به گذشته خواهد پیوست و روشن است که احساس مذهبی نیز با انحلال اندیشۀ مذهبی از بین خواهد رفت.

ولی احساسات مذهبی نسبت به اندیشۀ مذهبی بیشتر دوام خواهد آورد، احتمالا می توانیم شاهد تدام بازمانده های آن باشیم که  پیدایش  نظریات نا هم گون نیمه ماورالطبیعه و نیمه مادی گرا را موجب خواهد شد.

با این وجود همین بازماندگانی که محصول سرشت محافظه کار احساسات مذهبی هستند، به سهم خود محکوم به نابودی می شوند، به ویژه وقتی برخی نهادهای اجتماعی که مذهب در اختیار دارد منحل گردند.

پیشرفت بشریت مرگ افکار و احساسات مذهبی را به هم راه دارد. برخی با احتیاط در مورد اخلاق ابراز نگرانی می کنند. ولی یک بار دیگر باید یادآوری کنم که اخلاق به حیات مستقل خود ادامه خواهد داد.

اعتقاد به موجودات غیر مادی و ماورالطبیعه، در حال حاضر، خیلی دور از پشتیبانی معتبر برای ملاحظات اخلاقی است. بر خلاف تمام انتظارات، مذاهب نزد ملت های متمدن امروزی، غالبا نسبت به گسترش اخلاقیات دچار تأخیر است.

کلیفورد (3) به درستی می گوید : « اگر انسان ها بهتر از مذاهب نبودند جهان به جهنم تبدیل می شد.»


یادداشت

1) در حقیقت هر موجود آسمانی و روحی الزاما خدا نیست. موجود آسمانی یا روحی برای این که بتواند به درجۀ الهی برسد و به خدا تبدیل گردد باید سیر تحولی خاصی را پشت سر بگذارد. خدا موجودی روحی ست که در رابطه با خدمات متقابل با قبیله یا قوم خاصی مطرح می باشد. ولی هر خدایی موجودی روحی ست. و این نکته برای بحث  ما در این جا کافی است.

Pierre Eugène Marcellin Betthelot 2)

25 اکتبر 1827 در پاریس به دنیا آمد و در 18 مارس 1907 چشم از جهان فرو بست. او شیمی دان، منتقد، تاریخ شناس علوم و از رجال سیاسی فرانسه بود.

William Kingdon Clifford3)

ریاضی دان و فیلسوف انگلیسی 4 می 1845- 3 مارس 1879 او با هرمن گرسمن بنیانگذار «جبر هندسی» ست.

منبع

این متن از آرشیو مارکسیست ها در انترنت بخش فرانسوی برگرفته و ترجمه شده است.

http://www.marxists.org/francais/plekhanov/index.htm

http://makalat.blogfa.com

مقالات