ماه: فوریه 2010

جامعه شناسی ادبیات – لوکاچ و جامعه شناسی رمان

لوکاچ با ایجاد پیوند میان فلسفۀ اومانیستی ( انسان محوری ) پرولتری و هنر سترگ، اصالت را به هنری   می دهد که همچون مارکسیسم سعی در به روی صحنه آوردن تمامیت انسان و انسان جامع در مجموع دنیای اجتماعی دارد. او بر این نظر است که ادبیات ( رمان به عنوان نوع غالب در هنر مدرن بورژوازی ) به عنوان شکلی از هنر سترگ نیز باید همچون انسان محوری پرولتری « انسان

رمان از منظر لوکاچ

شاپور بهیان جست وجوی پاکی از دست رفته لوکاچ چه در دوره هگلی و چه در دوره مارکسیستی اش، به پیوند میان رمان و جامعه مدرن باور داشت. او این عبارت هگل را نقل می کند که رمان «حماسه بورژوایی» است.(آدرنو، ۱۳۸۱؛ ۴۱۴ ) البته لوکاچ در دوره پیش مارکسی خود نه از جامعه سرمایه داری که از جامعه مدرن و از جامعه بورژوایی (آن سان که هگل از آن یاد می کرد) و اشکال مختلفی که قهرمان رمان با آن رابطه برقرار می کند سخن می گوید؛ روابطی که در نظریه رمان مبنای تقسیم بندی او از اشکال رمانی می شود؛ یعنی رمان ایده آلیسم انتزاعی، رمان روانشناسی پندارزدا و رمان آموزشی. در هر سه حالت بین فرد و جامعه شقاقی وجود دارد و نحوه برخورد فرد با این شقاق، سرنوشت او را رقم می زند.

لنین ـ درباره انقلاب اجتماعی بخش اول

لنین – از رساله « وظایف سوسیال دمکرات های روسیه » … فقط پرولتاریاست که می تواند مبارز پیشگام راه آزادی سیاسی و دگرگونیهای دمکراتیک باشد، زیرا اولا بازتاب ستمگری سیاسی در زندگی پرولتاریا از همه شدیدتر است و

انگلس

تونی کلیف برگردان: سروش ثابت این متن پیاده شده‌ی سخنرانی تونی کلیف در کنفرانس مارکسیسم در سال 1996 است که نخستین بار در جلد اول گزیده‌ی آثار تونی کلیف، مبارزه‌ی بین‌المللی و سنّت مارکسیستی در سال 2001 در لندن منتشر شد.

سرمایه داری بدون سرمایه داران

سرمایه  داری بدون سرمایه داران اظهار نظری پیرامون «طبقات در تئوری مارکس» رزنیک(Resnick)  و ولف(Wollf) در مجله رویو(Review) منتشره در زمستان سال 1982 «تحلیل طبقاتی بسیار پیچیده ای از شکلبندی های اجتماعی» ارائه می کنند و پایه تحلیل خود را به مارکس نسبت می دهند. (صفحه

مبارزه طبقاتی و آزادی زنان

نوشته تونی کلیف مقدمه: در طول صد سال گذشته دو جنبش مختلف در صدد بوده اند تا به امر رهایی زنان دست یابند: مارکسیسم و فمینیسم. (1) خواست هر دو ریشه کن کردن نابرابری و موقعیت تحت ستم زنان در جوامع امروزی و استقرار موقعیتی با برابری کامل زن و مرد بوده است. اما این دو جنبش، ستم زنان را به دو شیوه کاملاً متفاوت در می یابند و استراتژی هایی را برای این رهایی دنبال می کنند که کاملاً در مقابل یکدیگر قرار میگیرند.

آلتوسر و مارکسیسم

امير صادقي شاخص کار لویی آلتوسر، ماهیت تأکیدش بر کار مارکس است. نظر آلتوسر این است که بیشتر مارکسیست‌ها کار مارکس را به درستی تفسیر نکرده‌اند؛ آلتوسر می‌خواست با آن‌چه که به اعتقاد او «درست»‌خوانی آثار مارکس است، از پس این مسأله برآید.(ریتزر، جورج؛ 219: 1384) آلتوسر در واقع نه مارکسیست، نه ارتدوکس، نه تجدیدنظر طلب، نه سوسیال دموکرات و نه استالینیست بود، بل‌که ادعا می‌کرد که نظریه‌ی مارکسیستی را به پایه‌ای علمی که به نظر او خالی از هر گونه جریان یا عنصر ایدئولوژیکی است، برکشیده است.(ثابت‌سعیدی، شهرزاد؛ ‌اینترنت) لوئي آلتوسر رسالت خود را پیراستن اندیشه‌های مارکس از غبارهای اومانیستی، تاریخ‌گرایی، کلیّت‌گرایی، و اقتصاد‌باوری می‌دانست که از دید او به غلط به آثار مارکس نسبت داده می‌شود. بازخوانی دقیق آثار مارکس توسط او به مناقشات فراوانی منتهی شده است. اما آشکارا صورت بندی و مفهوم‌پردازی ایدئولوژی و ساختار و نحوه‌ی عملکرد آن در جوامع معاصر، سهم قابل توجهی در نظریه‌پردازي معاصر داشته است. (کلیگز، ‌مری؛ اینترنت)

سوژه انقلابی در مارکسیسم لوکاچ

میشل لووی ح. آزاد چندین سال خوانندگان و نظریه­پردازان از این امر تعجب می­کردند که چرا لوکاچ به آتش شدید انتقادات مخصوصا از طرف کمونیست­ها علیه «تاریخ و آگاهی طبقاتی» درست پس از انتشار آن هرگز پاسخ نداد. کشف اخیر «خود به خودی و دیالکتیک» در آرشیو قبلی انستیتو لنین نشان می­دهد که این «حلقه مفقوده» وجود دارد.

سیر علوم در تمدن ایرانی

کیاوش ماسالی ، شهریور ۱۳۸۷ مقصود از علوم در اینجا تمام علومی است که در قدیم از اجزاء حکمت شمرده می شد و عبارتند از : حکمت نظری ( الهیات ، ریاضیات و طبیعیات) و حکمت عملی و اصول و فروع هریک از آنها ؛ از جمله شامل علومی چون فلسفه اولی ، حساب ، هندسه ، نجوم ، موسیقی ، کیمیا ، طب ، اخلاق و … و مقدمه و میزان آنها یعنی علم منطق . مجموع این علوم و اطلاعات که با تعقل و استدلال سروکار دارد ، در نزد مسلمانان دردسته « علوم عقلی » قرار می گرفت و این غیر از دسته دیگر یعنی « علوم نقلی » بود که خود به دو دسته « علوم ادبی » و « علوم شرعی » تقسیم می شد . در این نوشتار ذکر چگونگی و سیر این علوم در ایران و فعالان و دانشمندان ایرانی در این علوم از آغاز دوره ساسانی تا اواخر عهد مغول و تیموری از نظر می گذرد .