سياسی

نظام مزدی

ازفریدریش انگلس  – ترجمه : فرهاد نیکو

درمقاله ی قبل ، به بررسی شعار قدیمی » روز مزد عادلانه در برابر روز کارعادلانه » پرداختیم . آن جا به این نتیجه رسیدیم ، که تحت شرایط اجتماعی کنونی ، عادلانه ترین روز مزد ، الزاما معنایی جز ناعادلانه ترین تقسیم تولید کارگران ندارد ، بیشترین سهم از تولید به کیسه ی سرمایه دار می رود و به کارگران فقط آن قدر پرداخت می شود ، که قادر باشند باز هم کار کنند و تولید مثل نمایند .

این یک قانون اقتصاد سیاسی است ، در واقع ، این قانونی است که اقتصاد جامعه ی کنونی بر اساس آن سازمان می یابد و از تمام قوانین عرفی و یا مدون شده در نهادهای قانونی انگلستان – از جمله دادگاه عالی چنسری (1) – پر قدرت تر می باشد ، مادام که جامعه به دو طبقه ی رو در رو تقسیم شده باشد – یعنی از یک سو سرمایه داران ، که تمام وسایل تولید ، زمین ، مواد خام و ماشین آلات را در انحصار خود دارند و از سوی دیگر کارگران ، یعنی مردم زحمت کشی که تماما از مالکیت وسایل تولید محرومند و تنها صاحب نیروی کارشان هستند -، تا زمانی که این آرایش اجتماعی موجود باشد؛ قانون کار مزدی هم چنان قدرت مند باقی خواهد ماند و هر روز از نو ، زنجیرهایی که مردم کارگر را به بردگان محصول کار خودشان تبدیل می کند ، محکم تر خواهد کرد .

اتحادیه های کارگری این کشور قریب شصت سال است ، که علیه این قانون مبارزه کرده اند ، نتیجه چه شده است ؟ آیا آن ها توفیق یافته اند ، که کارگران را از بندی که سرمایه – یعنی حاصل کار خودشان –  بر آن ها  زده است ، رها سازند ؟ آیا آن ها حتی یک بخش از طبقه ی کارگر را قادر ساخته اند ، که از موقعیت بردگان مزدی ارتقا یافته و خود مالک وسایل تولید خودشان ، مواد اولیه و ماشین آلاتی که رشته ی تولید ی شان نیاز دارد ، ودر نتیجه صاحب محصول کار خویش بشوند ؟ تا کنون به خوبی روشن شده ، که آن ها نه فقط چنین نکرده اند ، بلکه حتی تلاشی هم در این جهت از خود نشان نداده اند .

واضح است که از این واقعیت نتیجه نمی گیریم که اتحادیه ها ، سازمان های بی مصرفی هستند ، بر عکس ، اتحادیه ها در انگلستان – مانند هر کشور صنعتی دیگری – برای مبارزه ی طیقه کارگر علیه سرمایه لازم هستند ، نرخ متوسط دست مزدها برابر است با مجموع وسایل معیشتی ، که کارگران برای حفظ نسل خویش و زندگی برطبق سطع معیشتی که در یک کشور معین مرسوم است ، بدان ها نیاز دارند . این سطح معیشت ممکن است برای بخش های مختلف کارگران ، متفاوت باشد ، خاصیت مهم اتحادیه های کارگری این است ، که در مبارزه شان برای حفاظت از نرخ دست مزدها و کم کردن ساعات کار روزانه ، وظیفه ی حفاظت و بالا بردن سطح معیشت کارگران را در مقابل خود قرارمی دهند . صنایع بسیاری در شرق لندن هستند ، که کار در آن ها به همان سختی کار کارگران خشت چین است ، ولی دست مزدشان به سختی به نصف کارگران دسته ی دیگر – بی سازمان و ضعیف – بایستی در مقابل تعدیات اجتناب ناپذیر و حتی دل بخواه کارفرمایان تسلیم باشند ، سطع معیشت آن ها به تدریج پایین می رود ؛ آن ها یاد می گیرند ، که چگونه با مزد کم تر زندگی کنند ؛ و طبعا دست مزدشان به سطحی تنزل می کند ، که خودشان کافی بودن آن را قبول کرده اند .

بنابراین ، قانون کار مزدی آن قدرها هم غیر قابل انعطاف و غر قابل تغیر نیست ، همواره – به غیر از دوران بحران – برای هر بخشی از تولید ، نرخ مزد می تواند در نتیجه ی مبارزه بین دو طبقه متخاصم در محدوده ی معینی تغیر کند ، دست مزد معمولا از طریق یک معامله تعین می شود و درهر معامله ، آن طرف که بتواند بیشتر . بهتر مقاومت کند ، برای بیش تر گرفتن شانس بهتری دارد ، اگر کارگری به تنهایی بخواهد با سرمایه دار معامله کند ، به سادگی معامله را می بازد ، ولی اگر تمام کارگران یک شاخه ی صنعت ، یک سازمان پر قدرت ایجاد کنند ، در میان خود مبالغی را جمع کنند و یک صندوق ایجاد نمایند ، آن گاه قادر خواهند بود که به مثابه ی یک قدرت وارد معامله با کارفرما شوند و در صورت لزوم در مقابل وی مقاومت کنند ، و تنها در این صورت است ، که آن ها این فرصت را خواهند داشت که حتی آن چه را که بر اساس اقتصاد جامعه ی کنونی می توان » روز مزد عادلانه در برابر روز کار عادلانه » نامید ، به کف آورند .

مبارزه ی اتحادیه های کارگری ، قوانین مزد را به هم نمی زند ، بلکه برعکس آن ها را به مرحله ی اجرا در می آورد ، بدون مقاوت اتحادیه ها ، کارگران حتی آن چه را که بر طبق قوانین نظام مزدی ، حق شان است ، دریافت نخواهند داشت ، تنها ترس از اتحادیه ها است ، که سرمایه دار را مجبور می کند که به پرداخت ارزشی که بازار برای نیروی کار تعین کرده است ، تن بدهد .  شاهد می خواهید ؟ بسیار خوب ، نگاهی به مزدهایی که اعضای اتحادیه های بزرگ دریافت می کنند ، بیاندازید و آن ها را مقایسه کنید با مزدی که به کارگران صنایع کوچک در آن دریای فقر – یعنی شرق لندن – پرداخت می شود .

دیدیم که اتحادیه های کارگری به نظام مزدی حمله نمی کنند ، ولی واقعیت این است که زیادی و یا کمی دست مزدها باعث و بانی وضعیت خفت بار اقتصادی طبقه کارگر نیست ، بلکه این وضعیت از این حقیقت ناشی می شود که کارگر مجبور است به جای دریافت تمامی محصول کارش ، فقط سهم کوچکی از آن را تحت عنوان مزد دریافت کند ، سرمایه دار تمام تولید را به کیسه ی خود می برد و آن گاه از این کیسه ، مزد کارگر را می دهد ؛ چرا که او صاحب وسایل کار است . بنابراین ، هیچ گونه رهایی واقعی ای برای طبقه ی کارگر ممکن نیست ، مگر این که وی مالک وسایل کار – زمین ، مواد خام ، ماشین و غیره – بشود و در نتیجه ، مالک تمام محصول کار خودش گردد .

(1)-دادگاه چنسری  –    chancerycourt-  ازبالاترین دادگاه های بریتانیا به شمار می آید .

-نوشته ای که خواندید ، از جمله سلسله مقالاتی است که انگلس بین ماه های مه تا اوت سال 1881 برای هفته نامه ی کارگری » لبیر استاندارد «-Labourstandard به تحریر در می آورد ، «لبیر استاندارد» ، نشریه ای در رابطه با جنبش اتحادیه ای کارگران انگلستان بود که بین سالهای 1881تا1885منتشر می شد و مقالات انگلس تقریبأ هر هفته به صورت سر مفاله در این نشریه درج می گشت .

ترجمه  :  فرهاد نیکو                                                       باز نویسی : رحمت خوشکدامن